ترور شد اما خودش هزینه درمانش را داد
اینجا اومدی بگی لبیک یا حسین؟ لبیک یا حسین که فقط به لفظ نیست. آی مادرا! آی پدرا! بچههاتون رو هم دریابید. اونها رو بیدفاع نفرستید توی زمین رسانههای دشمن. اونها رو مسلح کنید. چه جوری؟ تاریخ یادشون بدید. تاریخ، نشون میده چه کسانی پای پرچم ایران ایستادن و براش خون دادن...
گروه روایت خبرگزاری فارس-مریم شریفی؛ جمعیت به سقاخانه زیرزمینی مصلی پناه بردهاند تا بعد از چند ساعت عزاداری زیر آفتاب داغ تیرماهی، گلویی تازه کنند و جان تازهای بگیرند برای ادامه مراسم که یکدفعه صدایی از انتهای راهروی پهن زیرزمینی، توجهها را سمت خودش میکشد. به خیالم، زائری به رفتار زائری دیگر معترض شده یا مثلا صدایش به گله از خادمان، بالا رفته. جلوتر که میروم اما ماجرا متفاوت میشود.در غمانگیزترین روز مصلای تهران، در ازدحام جمعیت عزاداری که در وداع باورنکردنی با رهبر شهیدشان، حالشان از گریه گذشته و بی خجالت زار میزنند، خیلیها ترجیح میدهند کمتر حرف بزنند و بیشتر مجال را به چشمهایشان بدهند تا هرچه میشود از سنگینی بغض ۴ ماهه کم کنند. یک مادر میانسال اما روش خاص خودش را برای عزاداری دارد...
نمیخواهید بچههایتان را از دست آمریکا و اسرائیل نجات دهید؟!تنها روی پلهای نشسته، چوب پرچمش را به زمین تکیه داده و دارد رجز میخواند. نه به رسم ۱۲۰ و چند روز گذشته برای دشمن بلکه این بار برای مخاطبان داخلی؛ مخاطبانی از جنس خودش: «آی مادر! آی پدر! بچهها را دریابید؛ بچههایی که امروز، اسیر رسانههای خارجیاند. ما وظیفه داریم از آنها در مقابل رسانههای وابسته به آمریکا و اسرائیل محافظت کنیم. چطور؟ باید به بچههایمان تاریخ یاد بدهیم. تاریخ، نشان میدهد چه کسانی پای پرچم ایران ایستادند و برایش خون دادند؛ از قهرمانان دیروز تا رهبرمان و خانوادهاش. عزیزان! فقط با آموزش درست میتوانید بچههایتان را از دست آمریکا و اسرائیل نجات دهید. وقتی فرزندتان میآید درباره مسائل روز و تاریخ کشور از شما سؤال میکند و شما میگویید خستهام، میرود سراغ گوشی و شبکههای ماهوارهای. میرود سراغ کسانی که حق را ناحق میکنند.»
یادتان نرود ما هم ابرقدرت هستیم «به هوش باشیم. به گوش باشیم. اسرائیل میخواهد ما را نابود کند. نباید این اجازه را به او بدهیم. ما خودمان ابرقدرتیم. ما برتریمان را در علم به جهان اثبات کردهایم. حالا نوبت آن رسیده که خودمان را در حوزه رسانه، قوی کنیم و بچههایمان را از دست رسانههای دشمن نجات دهیم.»دلش آرام نمیگیرد. از جا بلند میشود و میرود بین جمعیتی که اطراف سقاخانه زیرزمینی مشغول استراحت هستند.مادر قصه ما خوب میداند این اجتماع باشکوه، به تنوع تمام اقشار جامعه، مهمان دارد که قرار است سفیر پیامهای این مراسم هم باشند. اینطور است که آنهایی که به قیمت خاموش کردن چراغ تفکر، گیرنده ماهواره را در خانههایشان روشن کردهاند را هم از قلم نمیاندازد:
«من نمیگویم ماهواره نداشته باشید. اما اگر بچههایتان، برنامههای ماهواره را میبینند، اجازه بدهید برنامههای رسانه ملی خودمان را هم ببینند. مطمئن باشید وقتی هر دو را ببینند، خودشان سراغ شما خواهند آمد و سؤال خواهند کرد. آن موقع، جواب درست به آنها بدهید. اگر شما از واقعیت ایران و از تاریخش به بچهها بگویید، دیگر سراغ رسانههای خارجی نمیروند.ما میتوانیم با آموزش صحیح، نسل آینده این مملکت را ابرقدرت بار بیاوریم جوری که آمریکا و اسرائیل احساس عجز کنند از اینکه روی آنها تاثیر بگذارند. باور کنید ضعف از ماست که رسانههای دشمن اینقدر در جذب بچههایمان موفقاند.»
قهرمان نباید در وطن خودش غریب باشد...«من، از یک تجربه شخصی با شما حرف میزنم. هر شب که میخواستم با پسرم درسهایش را کار کنم، میپرسید: مامان! رهبر چی کار کرده که اینهمه رسانههای خارجی دربارهش حرف میزنن؟ اسرائیل چی میگه؟ آمریکا درباره کشور ما چه کارهایی انجام داده؟ و... من هم با وجود تمام مشغلهها و خستگیها، همهچیز را برایش توضیح میدادم؛ با استفاده از مطالب کتابهای درسی خودش، برنامههای تلویزیون و تاریخ ایران. کمکم فهمید رهبر چه کسی است و چه کارهایی برای قدرتمند شدن ایران انجام داده. پس حاضران به غایبان برسانند. مادران و پدران عزیز! بگذارید فرزندتان، تلویزیون ایران را ببیند و قهرمانان کشورش را بشناسد. بگذارید با شهدا که جانشان را برای دفاع از وطن فدا کردند، آشنا شود. مطمئن باشید خودش میآید درباره آنها سؤال میکند. آن وقت دیگر سراغ سوپرمن و مرد عنکبوتی نمیرود. خودش قهرمانان واقعی ما و قهرمانان ساختگی آنها را با هم مقایسه میکند و تشخیص میدهد. میبیند ما قهرمانی مثل رهبر شهید انقلاب داشتیم که امروز با چنین ابهتی دارد بدرقه میشود.»*(عکس بالا: عکس منسوب به تکهای از عبای رهبر شهید که بعد از شهادت ایشان باقی ماند)
رهبری که ترور شد اما خودش هزینههای درمانش را داد«باید از تاریخ ایران با بچههایمان بگوییم تا بتوانند خادم را از خائن تشخیص دهند.» جان کلام مادر دغدغهمند، وسط مراسم وداع با رهبر شهید، همین است. البته مخاطبش را بدون مصداق و مثال هم رها نمیکند و میگوید: «باید از بنیصدرها و محمدرضا پهلویها بگوییم که فرار کردند. باید از شاه پهلوی و خانوادهاش بگوییم که ثروتهای ایران را با خودشان بردند و در بانکهای سوییس سرمایهگذاری کردند. بعد، از آیتالله خامنهای هم بگوییم که وقتی سال ۱۳۶۰ ترورش کردند، وقتی از بیمارستان ترخیص شد، خودش با پول شخصی، هزینههای درمانش را پرداخت کرد.
اگر این واقعیتهای تاریخی کشور را بگوییم، بچهها خودشان تفاوتها را میفهمند. از خودشان میپرسند کسی که قبلا فرار کرده، حالا چطور میتواند مملکتداری کند؟ آن وقت، جایگاه کسی مثل آیتالله خامنهای که تا پای جان پای ایران ایستاد و همراه خانوادهاش شهید شد و امروز اینطور باشکوه تشییع میشود را هم میفهمند. پس ای مادران و پدران عزیز! بیایید به بچههایمان تاریخ یاد بدهیم...»پایان پیام/#بدرقه_آقای_شهید_ایران #مصلی#تاریخ_ایران 10:17 - 5 جولای 2026