یادتان رفته آرزو داشتید جلوی لانه جاسوسی با ما عکس یادگاری بگیرید؟

«لانه جاسوسی شده بود پاتوق مردم. یادم می‌آید عده‌ای از کرمانشاه، پای پیاده و کفن‌پوش خودشان را به تهران و مقابل لانه رسانده بودند. از همه گروه‌ها، دسته‌دسته می‌آمدند و شعار همه‌شان هم مرگ بر آمریکا بود. خدا شاهد است ما کسی را ندیدیم بگوید چرا این کار را کردید.» اینها را یکی از فاتحان سفارت آمریکا در پاسخ حامیان دیروز و منتقدان امروز می‌گوید.
گروه جامعه خبرگزاری فارس- مریم شریفی؛ بعد از ۴دهه تایید و حمایت و تعریف و تمجید از حرکت دانشجویان پیرو خط امام، بعضی‌ها امروز در یک چرخش عجیب، با زیر سؤال بردن تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در سال ۵۸، آن اتفاق را منشأ تمام گرفتاری‌های کشور معرفی می‌کنند. گفت‌وگویمان با «مصطفی بازیار»، یکی از فاتحان لانه جاسوسی، از همین‌جا شروع می‌شود و او در تحلیل این نوسان‌ها و اظهارنظرهای متناقض می‌گوید: «اگر شناخت درستی از آمریکا داشته باشیم، اینطور تغییر موضع نمی‌دهیم. البته این قبیل صحبت‌ها در این ۴۶سال، همیشه بوده. بعضی‌ها به خود من هم گفته‌اند که همه مصیبت‌های ما، زیر سر شماست. اگر لانه جاسوسی را تسخیر نمی‌کردید، اینهمه مشکلات برای ما ایجاد نمی‌شد. جنگ ۸ساله به راه نمی‌افتاد و...همه اینها نشان می‌دهد آمریکا را خوب نشناخته‌اند. نمی‌دانند آنها برای مقابله با کشورهایی مثل ایران، برنامه ۱۰۰ ساله دارند. اینطور نیست که بگویند چون ایران فلان حرکت را علیه ما انجام داد، ما فلان بلا را بر سرش می‌آوریم. ممکن است با تغییر دولت‌ها در آمریکا، تاکتیک‌هایشان تغییر کند اما سیاست‌ها و اهداف‌شان تغییر نمی‌کند.*(«شیطان بزرگ»، اثر «کارلوس لتوف»، کارتونیست و نقاش برزیلی)
برای ما اما حضرت امام سال ها قبل، راه را روشن کردند وقتی فرمودند: آمریکا، شیطان بزرگ است. این واقعا تعبیر عمیق و حساب‌شده‌ای بود. در ماجرای غزه و جنگ ۱۲ روزه اخیر هم، ماهیت آمریکا برای کسانی که می‌خواستند واقعیت‌ها را بدانند، روشن شد...»به بهانه چهل و ششمین سالگرد تسخیر سفارت آمریکا یا همان لانه جاسوسی توسط دانشجویان پیرو خط امام، با این گفت‌وگو همراه باشید.*(«مصطفی بازیار»، یکی از فاتحان لانه جاسوسی)
اگر لانه جاسوسی تسخیر نمی‌شد، چه می‌شد؟«با تمام موافقت‌ها و مخالفت‌ها و با تمام تغییر و تحولات در این 46 سال، من همچنان در اینکه آمریکا شیطان بزرگ است، شکی ندارم و اگر به سال 58 برگردم، باز هم در حرکت تسخیر لانه جاسوسی مشارکت می‌کنم؛ البته با یک دیدگاه وسیع‌تر.»این رجز پیش‌دستانه، جواب خیلی از پرسش‌ها را در خودش دارد اما یک سؤال همچنان پابرجاست. اساساً چرا دانشجویان تصمیم گرفتند دست به آن کار بزرگ بزنند؟ می‌پرسم و دانشجوی 19 ساله شیرازی آن روزها و مرد سرد و گرم چشیده امروز در جواب می‌گوید: «من، سؤال شما را به شکل دیگری تکرار می‌کنم؛ اگر ما در 13 آبان سال 58 سفارت آمریکا را تسخیر نمی‌کردیم، چه می‌شد؟ جواب این است که شک نکنید اغتشاشات داخلی در ایران آنقدر زیاد می‌شد که ممکن بود به تجزیه ایران منجر شود. این یک ادعا نیست. در آن مقطع در ترکمن‌صحرا، گنبد، خوزستان، کردستان و گیلان، شورش‌هایی شکل گرفته بود و این مناطق مدت‌ها گرفتار ناآرامی بود.
520 اتاق در دانشگاه‌ها در خدمت تبلیغات ضدانقلاب!آن روزها دانشگاه‌ها هم، صحنه درگیری و آشوب بود. سازمان مجاهدین خلق، کوموله‌ها، چریک‌های فدایی خلق و... حدود 520 اتاق از اتاق‌های دانشگاه‌های تهران را اشغال کرده بودند و علیه جمهوری اسلامی تبلیغات می‌کردند. در آن شرایط، محیط دانشگاه اصلاً دیگر محیط تحصیل علم و دانش نبود. در ابتدای شکل‌گیری جمهوری اسلامی که همه‌چیز به هم ریخته‌بود، آن‌ها با یک سازماندهی خاص و با شعارهای دهان‌پرکن به میدان می‌آمدند و خودنمایی می‌کردند. اما از آن طرف، با اینکه ما رهبر باعظمتی مثل امام خمینی داشتیم که چنین انقلاب بزرگی را ایجاد کرده و مورد علاقه و حمایت مردم ایران بودند، هنوز خط امام در جامعه ناشناخته مانده بود. در این شرایط، ما، دانشجویان دفتر تحکیم وحدت واقعاً احساس خطر کردیم.
اعتقاد ما این بود که تمام این شرها زیر سر آمریکاست. درست است که همه آن گروه‌ها ادعای ضدامپریالیستی داشتند و در ظاهر شعار مرگ بر آمریکا می‌دادند اما ته ماجرا را که نگاه می‌کردید، همه‌چیز به توطئه‌های آمریکا ختم می‌شد. بنابراین اعضای هسته مرکزی دفتر تحکیم وحدت تصمیم گرفتند برای تغییر این شرایط دست به کاری بزنند. با همین نگاه در قدم اول، جریانی به نام دانشجویان پیرو خط امام شکل گرفت؛ جریانی که دغدغه‌اش این بود خط امام را در جامعه جا بیندازد و گروهک‌های ضدانقلاب را کنار بزند.»
وقتی دانشجویان پیرو خط امام، تصمیم گرفتند به قلب فتنه بزنند«دو راه پیش روی ما بود؛ یا باید سکوت می‌کردیم و میدان را به این گروه‌های ضدانقلاب واگذار می‌کردیم و نظاره‌گر هرج و مرج و تجزیه کشور می‌شدیم، یا دست به حرکتی می‌زدیم. آن روزها وقتی امام در روشنگری‌هایشان دست روی منشأ فساد یعنی آمریکا گذاشتند و فرمودند هرچه فریاد دارید بر سر آمریکا بزنید، مسیر برای هسته مرکزی دفتر تحکیم وحدت روشن شد و آن‌ها هم مبارزه با آمریکا را در اولویت قرار دادند. اینطور بود که حدود دو ماه جلسه و همفکری، اعضای اصلی جریان دانشجویان پیرو خط امام را به یک تصمیم بزرگ رساند.روز 11 آبان من، دکتر «احمد شیرزاد»(نماینده مجلس ششم) و شهید «بهروز سلطانی» در اتاقمان در طبقه هفتم ساختمان خوابگاه دانشگاه شریف نشسته بودیم که «رضا سیف‌اللهی»(فرمانده اسبق نیروی انتظامی و معاون اسبق دبیر شورای عالی امنیت ملی) وارد شد و گفت: بچه‌ها! فردا ساعت 2 تا 3 سالن اجتماعات دانشکده مکانیک باشید...»*(جمعی از اعضای هسته مرکزی دانشجویان پیرو خط امام)
حدود 430 دانشجوی پیرو خط امام دانشگاه‌های تهران که به رسم جلسات ایام مبارزات انقلاب با اطلاع‌رسانی مخفیانه دور هم جمع شده بودند، روز 12 آبان در جریان یک خبر بزرگ قرار گرفتند. هسته مرکزی این جریان تصمیم گرفته بودند به قلب فتنه بزنند؛ به سفارت آمریکا: «بچه‌ها از دانشگاه‌های شریف، تهران، ملی(شهید بهشتی) و پلی‌تکنیک(امیرکبیر) در آن جلسه حضور داشتند. اما بچه‌های دانشگاه علم و صنعت را راه ندادیم! چون آن‌ها می‌گفتند: امپریالیست، امپریالیست است. اگر می‌خواهید سفارت آمریکا را بگیرید، باید همزمان سفارت شوروی را هم بگیرید.آن روز مهندس «علی زحمتکش»، یکی از بچه‌های بسیار فعال دانشگاه شریف، تمام مراحل تسخیر سفارت را به تفصیل روی تابلو توضیح داد. بعد هم با تقسیم بچه‌ها به گروه‌های 5 نفری، وظایف هر گروه را مشخص کرد. به‌این‌ترتیب ما آماده ماموریت بزرگی شدیم که هیچ‌کس تصورش را هم نمی‌کرد.»
مُهر تایید امام، افتخاری بزرگتر از تسخیر لانه جاسوسی«قرارمان ساعت 10 صبح در خیابان بهار بود. حرکت بچه‌ها طبق برنامه پیش رفت و با موفقیت جلوی سفارت آمریکا رسیدیم. با زیرکی و سرعت عمل بچه‌ها، طبق برنامه و خیلی سریع توانستیم وارد سفارت شویم. همه بخش‌های سفارت را به‌راحتی در دست گرفتیم اما در ساختمان اصلی، با اتاقی مواجه شدیم که درهای دولایه داشت و با هیچ وسیله‌ای باز نمی‌شد. می‌دانستیم تمام اسناد و مدارک در همان اتاق است و آمریکایی‌ها دارند آن‌ها را از بین می‌برند.
بالاخره با تدبیر یکی از بچه‌ها موفق شدیم وارد اتاق شویم. بچه‌ها تا وارد شدند و دیدند آمریکایی‌ها دارند اسناد را با دستگاه‌های مخصوص، رشته‌رشته و پودر می‌کنند، سریع دستگاه‌ها را از برق کشیدند. خلاصه حدود ساعت 13 روز 13 آبان همه‌چیز تمام شد و سفارت آمریکا با همه دیپلمات‌ها و کارکنانش به دست دانشجویان پیرو خط امام افتاد. اما این، تازه شروع ماجرا بود...»*(حضور مرحوم حجت الاسلام سید احمد خمینی در جمع دانشجویان تسخیرکننده لانه جاسوسی)
آن روز، خبر کار بزرگ مصطفی بازیار و دوستانش نه‌فقط ایران بلکه کل دنیا را تکان داد اما خود آنها چشم به راه خبر بزرگتری بودند: «ما همه‌چیز را با نظر و نگاه امام می‌سنجیدیم. وقتی برای تسخیر سفارت آمریکا برنامه‌ریزی می‌کردیم هم، دو حالت ماجرا را اینطور برای خودمان ترسیم کردیم که: یا امام کارمان را تأیید می‌کنند که خدا را شکر. یا توبیخ‌مان می‌کنند که این چه کاری بود کردید. در این صورت می‌گوییم: ما پیرو خط شما هستیم. حالا که با این حرکت مخالف هستید، سمعاً و طاعتا. سفارت را ترک می‌کنیم.
ساعت 13 از آقای موسوی خوئینی‌ها که به ما ملحق شده بود، خواستیم با سید احمد آقا تماس بگیرد و از طریق ایشان، موضوع را به اطلاع امام برساند. تا نتیجه آن تماس اعلام شود، دقایق سختی بر ما گذشت. واقعاً نگران و مضطرب بودیم که حالا چه می‌شود و نظر امام چه خواهد بود؟ وقتی خبر رسید که امام فرموده‌اند: «این انقلاب، بزرگ‌تر از انقلاب اول است»، ولوله‌ای در میان بچه‌ها بلند شد. انگار دنیا را به ما دادند. دیگر، همه افتخار ما همین شد که ما دانشجویان پیرو خط امام هستیم و ایشان حرکت ما را تأیید کرده‌اند.»
اگر شاه جنایتکار را پس می‌دادند، ماجرای سفارت تمام می‌شداما اصل خواسته دانشجویان پیرو خط امام چه بود؟ لانه جاسوس‌ها را گرفته بودند که در مقابلش چه چیزی را طلب کنند؟ دانشجوی ورودی 55 دانشگاه شریف که منتظر این سؤال بوده، می‌گوید: «شعار ما در تسخیر لانه جاسوسی، مبارزه با امپریالیسم و استکبار جهانی بود. اما بالاتر از این، خوب می‌دانستیم باید هدف و خواسته‌ای برای حرکت‌مان انتخاب کنیم که برای تمام مردم ایران از تمام اقشار، ملموس و قابل پذیرش باشد. ما هم دست گذاشتیم روی موضوعی که خشم ایرانی‌ها را برانگیخته بود؛ یعنی پذیرفته شدن شاه فراری ایران توسط دولت آمریکا.
بر همین اساس بعد از تسخیر سفارت آمریکا، شرط آزادی گروگان‌ها را تحویل دادن محمدرضا پهلوی اعلام کردیم و گفتیم: محمدرضا پهلوی در حق مردم ایران، جنایت‌های فراوانی کرده و با ثروت هنگفتی که متعلق به مردم ایران است، متواری شده. حالا دولت آمریکا به این فرد جنایتکار، پناه داده و دارد از او حمایت می‌کند. باید او را تحویل ایران بدهید تا بابت تمام جنایاتش محاکمه شود.این خواسته از نظر دنیا هم، قابل قبول بود. ما که مثل نتانیاهو نگفته بودیم می‌خواهیم به صورت غیرقانونی و ناجوانمردانه، کرانه باختری را به قلمرو خودمان الحاق کنیم. بنابراین دنیا نمی‌توانست از خواسته برحق ما ایراد بگیرد.»*(پذیرایی از گروگان های آمریکایی پس از تسخیر لانه جاسوسی)
ماجرای دو تُن بوقلمون فریزشده در سفارت آمریکا چه بود؟ «یک بار دیگر اعلام می‌کنم هرگز از تسخیر سفارت آمریکا پشیمان نیستم اما همانطور که گفتم، اگر یک بار دیگر این اتفاق تکرار می‌شد، با دیدگاهی وسیع‌تر در آن مشارکت می‌کردم. برای مثال، معتقدم لازم نبود 444 روز گروگان‌ها را نگه داریم. البته باید بپذیریم این یک اتفاق بی‌نظیر بود و ما هم تجربه‌ای در این زمینه نداشتیم. از ابتدا هم قصد نداشتیم برای مدت طولانی در سفارت بمانیم و برای یک حضور 48 و نهایتاً 72 ساعته در آنجا برنامه‌ریزی کرده بودیم. با تمام این اوصاف، در آن 444 روز ما هرگز با آن 52 گروگان بدرفتاری نکردیم.*(گروگانهای زن و سیاه پوست سفارت آمریکا خیلی زود به دستور امام خمینی آزاد شدند)
ما رفتار بسیار انسانی و دوستانه‌ای با گروگان‌ها داشتیم. در درجه اول، کمی بعد از تسخیر سفارت به دستور امام خمینی، گروگان‌های زن و سیاه پوست را آزاد کردیم. در درجه بعد، سعی کردیم تمام اسباب راحتی گروگان‌های باقیمانده را فراهم کنیم. حتی آشپز خودشان را نگه داشته بودیم تا غذای همیشگی و باب طبعشان را برایشان بپزد. جالب است بدانید تدارکات سفارت طوری بود که اگر بنابر اتفاقی، تحت محاصره قرار می‌گرفتند، در انبارشان برای 2 سال، همه‌جور امکانات داشتند. فقط یکی دو تُن بوقلمون فریزشده داشتند! انواع و اقسام گوشت‌ها و نوشیدنی‌ها هم موجود بود. حتی 200، 300 کپسول گاز در انبارشان برای روز مبادا ذخیره کرده بودند. البته ما از غذاهای ایرانی خودمان هم به آن‌ها می‌دادیم.*(جشن کریسمس گروگان های آمریکایی در لانه جاسوسی)
حتی در شروع سال جدید میلادی، برایشان جشن کریسمس برگزار کردیم. در آن مدت، با بعضی‌هایشان هم دوست شده بودیم. مثلاً من با «گالی گُز» و «پلات چین» که جزو تفنگداران دریایی آمریکا بودند، دوست شده بودم. من، شیرازی هستم و جالب است که آن‌ها هم عاشق فالوده شیرازی شده بودند و هر بار مرا می‌دیدند، درخواست «پالوده» می‌کردند...»
یادت رفته آرزو داشتی جلوی سفارت با ما عکس یادگاری بگیری؟«برمی‌گردم به صحبت‌های ابتدای این گفت‌وگو. بعضی‌ها در این سال‌ها و حتی این اواخر، از ماجرای سفارت آمریکا ایراد گرفتند و آن حرکت را زیر سؤال بردند. اغلب اینها در آن مقطع تسخیر سفارت در سال 58 با حرکت ما موافق بودند. مثلا روشنفکرانی که الان به ما انتقاد می‌کنند، اگر بروید مواضع‌شان در آن زمان را ببینید، همگی از کار ما حمایت کرده بودند. حتی به یکی از دوستان خودم که الان منتقد ما شده و می‌گوید شما باعث جنگ شدید، گفتم: لامصب! قشنگ یادم است که آرزویت بود بیایی جلوی درِ سفارت و کنار دست ما بایستی و عکس یادگاری بگیری...*(حضور گروه های مختلف مردم در مقابل لانه جاسوسی برای حمایت از حرکت دانشجویان پیرو خط امام)
اصلا سؤال مهم من از این منتقدان این است که به فرض که ما اشتباه کردیم سفارت آمریکا را تسخیر کردیم. دیگران چرا با حمایت از ما، این اشتباه را تکرار کردند؟ در آن زمان، بیش از 90 درصد مردم ایران با حرکتی که ما انجام دادیم، موافق بودند. باید بودید و لطف و محبت مردم نسبت به ما را می‌دیدید...»*(«مصطفی بازیار» در حال نگهبانی در ورودی اصلی لانه جاسوسی)
وقتی یک کامیون پر از آجیل، جلوی سفارت ایستاد!یادآوری خاطرات بعد از فتح لانه جاسوسی بعد از 46 سال، لبخند روی لب مصطفی بازیار می‌نشاند و در همان حال می‌گوید: ««من، شهید «محسن وِزوایی» و شهید «عباس ورامینی»(که چند سال بعد در جنگ تحمیلی شهید شدند)، مأمور نگهبانی و کنترل در اصلی لانه جاسوسی بودیم و تمام اتفاقات و رفت‌وآمدها را زیر نظر داشتیم. آن روزها همه مردم از تسخیر سفارت آمریکا خوشحال بودند و با این اتفاق، همدلی می‌کردند.
یادم می‌آید عده‌ای از کرمانشاه، پای پیاده و کفن‌پوش خودشان را به تهران و مقابل لانه جاسوسی رسانده بودند. اصلاً لانه جاسوسی شده بود پاتوق مردم. از همه‌جا و همه گروه‌ها، دسته‌دسته می‌آمدند - حتی کسانی که باورمان نمی‌شد - و شعار همه‌شان هم مرگ بر آمریکا بود. خدا شاهد است ما کسی را ندیدیم بگوید چرا این کار را کردید. مردم، ما را غرق محبت می‌کردند.
مدام تلفن نگهبانی سفارت زنگ می‌خورد و سیل لطف‌های مردم بود که نثار ما می‌شد. یک‌بار آن طرف خط، هموطنی از جهرم بود که می‌گفت: یک بار تریلی پر از نارنگی برایتان فرستاده‌ام، تحویل بگیرید. دفعه بعد، یک کامیون پر از آجیل برایمان می‌رسید. از آن طرف، یک نفر داوطلبانه گفته بود: حاضرم تا هر زمان که در لانه جاسوسی می‌مانید، هزینه صبحانه، ناهار و شام‌تان را تقبل کنم که البته قبول نکردیم...»
جنگ 12 روزه، خاطرات تسخیر لانه جاسوسی را زنده کرد46 سال بعد از تسخیر لانه جاسوسی، دوباره آن همدلی‌ها تکرار شد و باز هم قند توی دل دانشجوی پیرو خط امام آب کرد: «مردم خوب ایران، در آزمون جنگ 12 روزه هم واقعا سربلند شدند. من در محیط کارم با 60 هزار مشتری ارتباط مستقیم دارم. در جامعه هم، با همه تیپ آدم، حشر و نشر دارم. هیچ‌کس را ندیدم بگوید دست اسرائیل درد نکند که به ایران حمله کرد. علاوه‌براین، ما گروهی متشکل از فارغ‌التحصیلان قدیمی دانشگاه شریف با 1500 عضو داریم. در آن مدت ندیدم یک نفر در این گروه از حمله اسرائیل استقبال کند. ندیدم یک نفر بگوید آمریکا خوب کاری کرد به تاسیسات هسته‌ای ما حمله کرد؛ حتی آنهایی که با نظام زاویه دارند.
این مردم آگاه و نجیب، با وجود تمام مشکلات و سختی‌ها، باز هم آنجا که ایران در خطر بود، آمدند وسط میدان چون که دیدند دشمن ناجوانمردانه بیش از 40 نفر از فرماندهان نظامی ما را شهید کرد. در این جنگ، ماهیت وحشیانه اسرائیل و آمریکا بیشتر برای مردم ایران آشکار شد. فریاد زدند که تو به چه حقی بچه دو ماهه را به شهادت رساندی؟ به چه حقی دانشمندان ما را ترور کردی؟ اصلا به فرض که یک نفر، دشمن درجه‌یک نتانیاهوست. تو برای کشتن او، کل ساختمان محل زندگی‌اش را بمباران می‌کنی؟ همسایه‌های او چه گناهی داشتند؟ بعد هم ادعا می‌کنی ما با مردم ایران مشکلی نداریم؟!...
مردم ما واقعا به آگاهی رسیده‌اند. در جنگ 12 روزه، هیچ حرکتی در داخل ایران ایجاد نشد که بخواهد کشور را به سمت ناآرامی و تجزیه ببرد. این، بزرگترین دستاورد این جنگ بود. بعد از پیروزی انقلاب و در سال 58، در مناطق مختلف کشور، آشوب و ناآرامی ایجاد شد اما در جنگ 12 روزه این اتفاق نیفتاد. این اتفاق بسیار بزرگی است که نشان می‌دهد مردم ایران به آمریکای مستکبر و سگ هار آن یعنی اسرائیل، نه گفتند.»*(نمایی از درِ بسته سفارت آمریکا در پایان ماجرای تسخیر)
مگر ماهیت آمریکا تغییر کرده که از تسخیر سفارتش پشیمان باشیم؟«باید واقع بین باشیم. نمی‌شود انکار کرد که ما هم اشکالاتی در سیاست‌ها و رفتارهایمان داریم که مشکل‌ساز است اما خب، اینها تغییری در ماهیت دشمنان‌مان، در ماهیت آمریکا و اسرائیل و ترامپ و نتانیاهو ایجاد نمی‌کند. آنها مستکبران زالوصفتی هستند که حیات‌شان در گرو مکیدن خون انسان‌های بیگناه است. همه دیدند در دو سالی که نتانیاهو چندین هزار کودک را در غزه به شهادت رساند، ترامپ هیچ مخالفت و اعتراضی به او نکرد. در جنگ 12روزه هم با تمام توان از اسرائیل حمایت کرد و در جنایت‌های او شریک شد.بنابراین در جواب آنهایی که می‌پرسند بعد از 46سال نظرت درباره ماجرای سفارت چیست؟ پشیمان نیستی؟ می‌گویم: مگر ماهیت آمریکا تغییر کرده که از تسخیر سفارتش پشیمان باشیم؟»
باید دست آمریکا را برای مردم دنیا رو کنیم«ما باید با زبان دنیا، ماهیت آمریکا را افشا کنیم. ما گاهی نمی‌توانیم در مجامع بین‌المللی به‌خوبی از حق‌مان دفاع کنیم. وقتی آمریکا با بمب‌افکن‌های B2 به تاسیسات هسته‌ای ما حمله می‌کند و بعد هم به صراحت می‌گوید از 20 سال قبل برای این کار تمرین می‌کرده، ما نمی‌توانیم از این اتفاق در سطح بین‌الملل به نفع خودمان استفاده کنیم. ما باید به زبانی که دنیا بفهمد، بگوییم آی دنیا! ببینید اینها 20 سال برای بمباران تاسیسات هسته‌ای ما برنامه‌ریزی می‌کردند. یعنی تمام این 20 سال مذاکره برای حل و فصل پرونده هسته‌ای ایران، دروغ و فریب بوده.باید به دنیا نشان دهیم اصرار آمریکا برای مذاکره، یک رفتار ریاکارانه بیش نیست. ما در حال مذاکره با آمریکا و آماده برگزاری دور ششم این مذاکرات بودیم که اسرائیل با حمایت آمریکا به ما حمله کرد. حالا دوباره دم از مذاکره می‌زند؟ مذاکره برای چه؟ مذاکره مد نظر آمریکای مستکبر، مذاکره یک‌طرفه برای تحمیل خواسته‌هایش به ماست. معلوم است که نمی‌پذیریم. اگر قرار بر چنین ارتباطات و مناسباتی بود، 46 سال قبل بساط لانه جاسوسی آنها را از ایران جمع نمی‌کردیم.»
کاری نکنیم مادرمان آسیب ببیند«با وجود تمام مشکلات و کاستی‌ها، افتخار می‌کنم کشورم مستقل است و روی پای خودمان ایستاده‌ایم. ماجرای حمله اخیر اسرائیل به قطر را دیدید؟ واقعا ذلت‌بار بود. ما اما پیرو امام حسین(ع) و معتقد به شعار هیهات من الذله هستیم. جان می‌دهیم اما عزت‌مان را نه. درست است هزار جور مشکل داریم اما آقای خودمانیم و عزیز هستیم. این، بزرگترین سرمایه هر کشوری است.»مصطفی بازیار، فارغ‌التحصیل رشته شیمی دانشگاه شریف و یکی از فاتحان لانه جاسوسی، حرف‌هایش را با یک سفارش برای محافظت از مام میهن به پایان می‌برد و می‌گوید: «بعد از انسجامی که در جنگ 12 روزه در کشور ایجاد شد، هرکس به هر طریقی بین مردم تفرقه بیندازد، عامل دشمن است. یادمان نرود مادری که ما را به دنیا آورده، مادر دوم ماست. مادر اصلی ما، وطن‌مان یعنی ایران عزیز است. پس باید اولویت‌مان این باشد که با اتحاد و همدلی، اجازه ندهیم هیچ‌چیز، عزت و عظمت مادرمان را به خطر بیندازد.»پایان پیام/#تسخیر_لانه_جاسوسی #دانشجویان_پیرو_خط_امام #پناه_دادن_شاه_مخلوع_توسط_آمریکا #انقلاب_دوم #جنگ_12روزه #حمله_آمریکا_به_تاسیسات_هسته‌ای_ایران
11:49 - 4 نوامبر 2025
جامعه
گروههای مردمی





6 پاسخ

تصویر نمایه‌ی ‌محمدصادق فانی‌
@Msf40257484 نوامبر 2025
بیش از ۴۵ سال است که آمریکا حسرت به دل بازگشایی این لانه ی جاسوسی است.نه با تطمیع ، نه باتحریم ، نه با تهدید و نه با جنگ، آمریکای جنایتکار نتوانست به خواسته شوم خود برسد.

@Daryosh4 نوامبر 2025
در پاسخ به
آمریکا دشمن ما بود فرق نمی‌کرد لانه جاسوسی را می‌گرفتیم یا نمیگرفتیم.ما یا باید دشمن آمریکا باشیم یا نوکر او آمریکا با هیچکس تو دنیا دوست نیست ایران انقلاب کرد که دنیارو از دست این قلدر نجات بده مثل گذشته های دورمون مثلاً ۲۵۰۰ سال پیش

@user17091014130701932474 نوامبر 2025
در پاسخ به
درود خدا بر دانشجویان پیرو خط امام خمینی و جانشینش امام خامنه ای

@user17091010561562289394 نوامبر 2025
در پاسخ به
همیشه به خاطر اتفاق بزرگ تسخیر لانه جاسوسی، به دانشجویان پیرو خط امام غبطه می‌خورم.

@user17091012263928985685 نوامبر 2025
در پاسخ به
دانشجویان شجاع باتسخیر لانه جاسوسی، واقعا به ایران عزت دادن. آمریکا واقعا شیطان بزرگه. در این جنگ ۱۲ روزه به همه ثابت شد.

@user17091016375328118367 نوامبر 2025
در پاسخ به
درود بر دانشجویان شجاعی که با تسخیر لانه جاسوسی شیطان بزرگ، نام ایران رو در تاریخ جاودانه کردن.