مدرسه عشق بازنشسته ندارد
از دورافتادهترین روستای کویر یزد تا مسئول آموزش ابتدایی ناحیه ۲ و مدیریت مدرسه؛ مسیری که از دیوارهای گلی کلاس درس شروع شد و امروز پس از ۳۴ سال خدمت، با بازنشستگی به پایان نرسیده و آقا معلم میگوید اگر هزار بار به عقب برگردم، باز هم شغل معلمی را انتخاب میکنم، چون این شغل تا ابد با انسان میماند.
به گزارش خبرگزاری فارس نوجوان از یزد، از کودکی، تصویری روشن از معلمی در دل داشتم. عشقی آرام که با تشویق مادرم هر روز پررنگتر میشد. در بازیهای کودکانه، نقش معلم را بیش از همه دوست میداشتم. این علاقه، بعدها به تصمیمی جدی تبدیل شد. برخلاف نظر مادرم برای ورود به دانشسرا، مسیر دبیرستان را در رشته علوم انسانی دنبال و دانشگاه تربیت معلم را با رشته آموزش ابتدایی را انتخاب کردم.
جوانیاش را وقف آموزش در مناطق دورافتاده کرد
علیرضا مهران پور یا بهتر است بگویم آقا معلم عاشق مدرسه و دانش آموزانش میگوید: با پایان دبیرستان، رؤیاهای کودکی واقعیت یافت. دوره کاردانی را با شور و پشتکار گذراندم، پس از آن دانشجوی برتر شده و در همان سال اول فارغالتحصیلی برای کار در آموزش و پرورش جذب شدم.انگار تمام رویاهایم به ثمر نشسته بود.جوانیام را در دورافتادهترین نقطه استان یزد (مدرسه ولیعصر روستای کندر) ، در دل کویری سوزان، وقف آموزش کردم یعنی جاده خاکی، کلاسهای کاه گلی با سقف چوبی، تابستانهای نفسگیر و زمستانهای استخوانسوز اما در میان این سختیها، مردمانی خوشرو و مهربان قوت قلب من بودند و دانش آموزانی که به تمام مسیر کارم معنا میبخشیدند؛بچه هایی از جنس نور که میشد روی استعداد همه آنها حسابی ویژه باز کرد و دانش آموزان سال 1373 همان مدرسه امروز هر کدام برای خودشان اثرگذار شده و افتخار روستا هستند.خانواده «بهمن کرونی» که رئیس شورای روستا بود -جای خالی پدر و مادرم را پر کرده بودند. او برای من که هوادار استقلال بودم، تلویزیون ۱۴ اینچی سیاهوسفید را به باتری تراکتور وصل میکرد تا دربی ببینم و من شبها در شخم و کشت زمین های کشاورزی یاریاش میکردم. چهار فرزندش دانشآموز من بودند و تا امروز با آن ها ارتباط داشته و حتی به عروسی فرزندان و نوادگانشان هم دعوت می شوم.
وقتی شهید صدوقی به روستا آمد
یک روز با رساندن نامهای به دست آیت الله شهید محمدعلی صدوقی، از ایشان دعوت کردیم به روستا بیایند. آیت الله صدوقی پذیرفتند و حاصل این حضور، ساختن دو کلاس درس بزرگ جدید با آجر و آهن بود. آن بناها، پنجرهای به آینده برای کودکانی شد که تا پیش از آن در فضاهای موقت و متروکه درس میخواندند. وقتی جلوی همان کلاسها با چراغ نفتی و تلسکوپ کوچکم، حرکت ماه را تدریس میکردم، ناگهان ماشین آموزش و پرورش رسید. آقای حیان، معاون آموزشی استان، که برای بازدید شبانه به روستا آمده بود، از دیدن این صحنه خوشحال شد. فردای آن روز در جلسهای از این اقدام تقدیر شد و من بیدرنگ فرصت را غنیمت شمردم و برای دانش آموزان درخواست کیت آموزشی و لباس کردم. درخواستم پذیرفته شد و هفته بعد لباسها را به روستا بردم.
سالهای جهاد در بهاباد و «پرکان»
علی آقا روایت معلم بودنش را اینگونه ادامه میدهد: پس از آن، به روستایی در شهرستان بهاباد منتقل شدم. جادههای خاکی، کلاسهای مختلط با پنج پایه و سنینی مختلف و تأمین وسایل کلاس به صورت شخصی، بخشی از واقعیت آن سالها بود. در روستای کمجمعیت «پرکان» نیز همین مسیر ادامه یافت.
از مدرسه روستا به حاشیه شهر آمدم
بعد از دوازده سال کار در مناطق دورافتاده و تحمل سختیهایی چون دوری از همسر و خانواده، به شهر یزد منتقل شدم. با وجود پیشنهادهای بسیار برای تدریس در مدارس خاص یا پستهای اداری، تدریس در مدارس حاشیه شهر را انتخاب کردم؛ چون خدمت به دانشآموزان کمبرخوردار را باور داشتم.
مسئولیت اداری تا مدیریت مدرسه؛ هنوز هم عاشق این مسیرم
تقدیر مرا به اداره آموزشوپرورش کشاند تا تجربیاتم را در اختیار معلمان بگذارم. ابتدا کارشناس تکنولوژی، سپس مسئول آموزش ابتدایی ناحیه ۲ یزد شدم. پس از ۵ سال، مسئولیت و مدیریت دبستان امام رضا (ع) با ۵۲۰ دانشآموز را بر عهدهام گذاشته شد و با تلاش شبانهروزی و کمک والدین، زمین چمن خوبی برای مدرسه ساختیم. امروز آن زمین به نام یکی از شهدای دانشآموز، «شجره طیبه میناب» مزین شده است.
پایانی که آغازی دوباره شد؛ برکت زندگی!
آقای مهران پور در پایان میگوید: بازنشسته شدم، اما عشق معلمی خانهنشینم نکرد. اکنون پس از ۳۴ سال، همچنان به عنوان مدیر یک مدرسه غیردولتی و ناظر آموزشی در ناحیه ۲ یزد فعال هستم. صادقانه میگویم اگر هزار بار به عقب برگردم، علی رغم سختیهای کار و حقوق کم باز هم شغل معلمی را انتخاب میکنم. این شغل تنها شغلی است که اثر و برکت آن از روز انتخاب تا بعد از مرگ همراهت میماند. امروز روز معلم است، مسیر همه آنانی که در دل سختیها چراغ دانش را روشن نگه داشتند؛ تنها داستان من نیست، داستان هزاران معلم فداکار این سرزمین است که با تمام وجود به فرزندان این کهن بوم و بر در مدرسه عشق توانمندی و خودباوری برای ساختن ایرانی سربلند را مشق میکنند.
17:37 - 12 اردیبهشت 1405