چرا آمریکا و اسرائیل آمار کشتههایشان را سانسور میکنند؟
مشاور سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی دلیل پنهانکاری آمریکا و اسرائیل از آمار واقعی را ترس از مرگ میداند و میگوید که در جهانبینی غرب، کشته شدن یک سرباز یعنی پایان خط اما در فرهنگ ما شهادت آغاز افتخار است.
گروه فرهنگ خبرگزاری فارس؛ آمریکا و رژیم صهیونیستی در جنگی ۴۰ روزه، خاک ایران را هدف حملات بیسابقه خود قرار دادند. اما چیزی که این جنگ را از سایر درگیریها متفاوت کرد، نه فقط مقاومت گسترده نیروهای نظامی و مردم عادی ایران، بلکه دو رفتار کاملاً متضاد در اعلام آمار تلفات بود. از یک سو، سنتکام (مرکز فرماندهی مرکزی آمریکا) با اکراه اعلام کرد که ۳۹۹ نیرویش مجروح شدهاند، اما درباره آمار کشتهها همچنان بر همان عدد عجیب ۱۳ نفر اصرار دارد. عددی که با توجه به حجم حملات موشکی ایران، بسیاری از کارشناسان نظامی آن را کاملاً غیرواقعی میدانند. از سوی دیگر، ایران نه تنها آمار شهدای خود را منتشر کرد، بلکه با افتخار مراسم تشییع باشکوه آنها را برگزار و از هر شهید به عنوان «قهرمان ملی» یاد کرد. این تناقض رفتاری، یک سؤال اساسی را پیش میکشد اینکه چرا یک طرف آمار کشتههایش را پنهان میکند و طرف دیگر با افتخار اعلام میکند؟پاسخ را نه در میدان نبرد، که در عمق فرهنگ و جهانبینی دو طرف باید جستجو کرد. برای ما شهادت «آغاز همه چیز» و «اوج افتخار» است و برای آنها مرگ یک سرباز یعنی «پایان خط» و یک فاجعه بیبازگشت. برای روشن شدن این موضوع، با محمدحسین هاشمی، مشاور سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی که سالهای قبل رایزن فرهنگی کشورهای مختلف مثل پاکستان، لبنان، قطر بوده، به گفتوگو نشستهایم تا از زاویه انسانشناسی فرهنگی و آموزههای دینی، این موضوع را واکاوی کنیم. در ادامه مشروح گفتوگوی فارس با این فعال فرهنگی را میخوانیم؛
چرا دشمن صهیونیستی و آمریکایی هرگز آمار دقیق کشتههایش را اعلام نمیکند، اما ما با افتخار از شهدایمان میگوییم؟این سوال محوری است. پاسخ در سه عامل خلاصه میشود. فرهنگ، آثار اجتماعی، و سیستم حاکم. اولین و مهمترین عامل، آموزههای دینی است. ما در متن قرآن و روایات داریم که شهدای ما زندهاند، نزد پروردگارشان روزی میخورند و شاهد و ناظر اعمال ما هستند. خود پیامبر(ص) در جنگ احد فرمود: «کشتههای ما اهل بهشت هستند و کشتههای مشرکین اهل جهنم». اما در فرهنگ غرب و صهیونیسم، مرگ یعنی پایان خط. برای آنها انسان با مردن کاملاً تمام میشود. همین یک نگاه، تمام معادله را عوض میکند.عامل دوم آثار اجتماعی کشته شدن است. در جامعه ما، شهادت یک نفر، موجی از ایثار، شهادتطلبی و حماسه به پا میکند. مردم برای تشییع شهدا میآیند، گریه میکنند، اما گریهشان اشک افتخار است. خانواده شهید سربلند است، نه شرمنده. اما در جامعه صهیونیستی و آمریکایی، کشته شدن یک سرباز، یاس، افسردگی و فروپاشی روحی خانواده و جامعه را به دنبال دارد.
یعنی برای ما «خون شهید» راه را باز میکند، برای آنها «خون سرباز» راه را میبندد؟دقیقاً. از همین روست که ما از لحظه اول با افتخار پخش میکنیم و آنها تا آخر پنهان میکنند. همچنین سیستم حاکم بر اسرائیل و آمریکا، علیرغم ادعای آزادی و دموکراسی، یک سیستم کاملاً بسته و امنیتی است. اجازه نمیدهند حتی یک تصویر از کشتههایشان منتشر شود. یک خبرنگار هندی که در سرزمین اشغالی حضور داشت و بعد از بازگشت در دهلی نو مصاحبه میکرد، میگفت در فلسطین اشغالی اصلاً نمیتوان کار کرد. یا ماجرای خبرنگار معروف آمریکایی که در مهمانی سفیر آمریکا در اسرائیل سوال شفاهی پرسید، او را بازداشت و یک هفته زندانی کردند. آنها از یک عکس و فیلم ساده هم وحشت دارند. اما در ایران، ظرف ۲۴ ساعت پیکر شهید تشییع میشود و میلیونها نفر شرکت میکنند.آمار دادن برای آنها یعنی اعتراف به شکست، نشر یأس در جامعه و تضعیف روحیه. اما برای ما اعلام شهدا یعنی اعلام پیروزی، تقویت روحیه شهادتطلبی و تداوم راه. این تفاوت، ریشه در یک چیز دارد؛ ما به شهادت اعتقاد داریم، آنها به مردن.
با توجه به اینکه دشمن آمار کشتههایش را پنهان میکند، این پنهانکاری، چه نوع جهانبینی را به مردم جهان نشان میدهد؟ بالاخره عدهای ممکن است بگویند «نه، شاید تعداد تلفاتشان واقعاً کم بوده». چطور میشود این دروغپردازی را در سطح بینالمللی برملا کرد؟جهانبینی پشت این پنهانکاری خیلی روشن است. آنها مرگ را «شکست مطلق» میدانند. در نگاه صهیونیستی و آمریکایی، یک سرباز کشته شده یعنی یک «دارایی از دست رفته»، نه یک «ارزش افزوده». بنابراین اعلام نکردن آمار، یعنی اعتراف به این که «ما توان تحمل حقیقت را نداریم». اما تأثیر این رفتار بر مردم جهان چیست؟ مهمترین اثر، تخریب کامل اعتماد به رسانههای رسمی آمریکا و رژیم صهیونیستی است. الان مردم عادی در اروپا و آمریکا دیگر حرف سیانان و فاکس نیوز را باور ندارند. چرا؟ چون میبینند در یک جنگ تمام عیار مثل حملات اخیر به غزه و لبنان، رسانههای غربی صرفاً «سخنگوی ارتش اسرائیل» شدهاند، نه منعکسکننده واقعیت. بر همین اساس مردم و نخبگان غربی، با روی آوردن به رسانههای منطقه ما، این بیاعتمادی را نشان میدهند. مثلاً شبکه الجزیره به ویژه کانال انگلیسی آن. مدیر دفتر الجزیره در تهران میگفت که کانال انگلیسی الجزیره در اروپا و آمریکا صدها میلیون بیننده دارد. چرا؟ چون الجزیره تلاش کرده از روز اول، دو طرف قضیه را پوشش دهد هم ادعای اسرائیل را میگوید، هم پاسخ مسئولان محور مقاومت را بلافاصله پخش میکند. این جنبه مثبت الجزیره است.
مردم غرب دیگر نمیتوانند به رسانههای داخلی خودشان اعتماد کنند چون میبینند آمار کشتهها سانسور میشود، تصاویر تابوتها نشان داده نمیشود، و هر خبری از زبان ارتش اسرائیل فیلتر میشود. در نتیجه به سراغ رسانههایی میروند که حتی اگر کاملاً همسوی ما نباشند، حداقل دروغ نمیگویند.شبکه العالم و برخی کانالهای منطقهای دیگر هم شاید بودجه تبلیغاتی کلانی نداشته باشند، اما به خاطر انعکاس واقعیت، طرفداران بسیار زیادی پیدا کردهاند. مردم تشنه حقیقتاند، نه شعار.
در خود آمریکا چه خبر است؟ آیا هیچ صدای مخالفی وجود دارد؟جالب است بدانید در خود آمریکا هم کانالهایی ضد ترامپ و حتی ضد سیاستهای رسمی فعال شدهاند. همین جندروز قبل کامالا هریس (نامزد دموکراتها) حرف بسیار مهمی زد. گفت: «ترامپ به خاطر نتانیاهو، این جنگ را بر آمریکا تحمیل کرده است.» این حرف در سطح منطقه بازتاب بسیار وسیعی داشت، چون نشان میدهد حتی درون نظام آمریکا، کسانی هستند که میگویند ترامپ کاملاً تابع نتانیاهو است و جنگ برای منافع شخصی ترامپ و نتانیاهو طراحی شده است. بعضی از کانالهای آمریکایی این مصاحبه را پخش کردند، اما نه با آن حجمی که باید. با این حال، همین مقدار هم کافی است تا مردم بفهمند دلیل پنهانکاری آمار کشتهها فقط ضعف نظامی نیست، یک دروغ استراتژیک است برای پوشاندن فاجعه انسانی و شکستهای پیاپی.
پنهانکاری آمار کشتهها در جنگ چه پیامی به جهان میدهد؟پیامش این است که ما از حقیقت میترسیم، ما توان روبرویی با مرگ سربازانمان را نداریم و برای حفظ قدرت ظاهریمان مجبور به دروغگویی سیستماتیک هستیم. این در مقابل جهانبینی ماست که میگوید شهادت افتخار است، ما آن را فریاد میزنیم، ما از مرگ نمیترسیم چون مرگ را پایان نمیدانیم.نتیجه این شده که بیاعتمادی کامل به رسانههای رسمی غرب، مردم و نخبگان را به سمت رسانههای مستقل منطقهای سوق داده است. و این خودش یک پیروزی بزرگ برای جبهه حق است. چون وقتی مردم جهان ببینند که «یک طرف آمار میدهد و افتخار میکند، طرف دیگر پنهان میکند و دروغ میگوید»، دیگر نیازی به تحلیل عملیات نظامی نیست. خود این رفتار، ماهیت دو طرف را فاش میکند.
به نظر شما شهادت چه نوع پیروزی و افتخاری برای ما از منظر انسان شناسی فرهنگی به همراه دارد؟ مخصوصاً با توجه به اینکه معتقدیم «با شهادت رهبر هم ما پیروز میدان هستیم».رمز جاودانگی ما در مقابل حجم فیزیکی دشمن، دقیقاً در همین نقطه نهفته است. شهادت برای ما «پایان راه» نیست، «تثبیت راه» است. وقتی یک فرمانده شهید میشود، هزاران فرمانده از دل خون او متولد میشوند. وقتی رهبری به شهادت میرسد، نظام نه تنها سقوط نمیکند بلکه با اقتدار بیشتر و پشتیبانی مردمی گستردهتر به مسیر خود ادامه میدهد.
پس چرا دشمن باور دارد که با ترور و شهادت، ما تمام میشویم؟ این اشتباه محاسباتی از کجا نشأت میگیرد؟علت اصلی، جهل مطلق دشمن نسبت به جامعه ایران، باورهای دینی ما و واقعیتهای اجتماعی ما است. آنها نمیتوانند درک کنند. اصلاً قالب فکریشان اجازه نمیدهد جامعهای را تصور کنند که مرگ را پایان نمیداند. این جهل، حتی در لابهلای صحبتهای خود ترامپ هم کاملاً مشهود است. شما گاهی میبینید ترامپ حرفهایی میزند که نشان میدهد نه از مردم ایران شناخت دارد، نه از آموزههای دینی ما، نه از عمق ایمان این ملت. این جهل، فقط مختصر یک رئیس جمهور نیست یک جهل سیستمی است. بهترین مثال، ماجرای برکناری رئیس سابق موساد است. این فرد رفته بود به ترامپ قول داده بود که سه روزه کار تمام است. با شهادت رهبر انقلاب و فرماندهان نظامی، حداکثر یک هفته اگر نظام سقوط نکند هرج و مرج کامل در ایران حاکم خواهد شد. خب، چه شد؟ بعد از مدتی که دید نه تنها هرج و مرجی رخ نداد، بلکه یک بسیج عمومی عظیم در حمایت از نظام و رهبری جدید و عملیات نظامی شکل گرفت، کاملاً فهمید اشتباه محاسباتی فاحشی داشته است و همان رئیس موساد برکنار شد و چند هفته پیش رئیس جدیدی تعیین شد. این یعنی خود آنها هم فهمیدند تحلیلشان غلط بوده است.آنها نمیفهمند نظام ما بر پایه «مردمسالاری دینی» و سازمانهای متعدد و مردمی استوار است. رهبر شهید ما چهرهای بیبدیل و جهانی داشت اما نظام ما «قائل به شخص» نیست. به همین دلیل است که وقتی دشمن تصور میکرد با شهادت یک فرمانده یا حتی رهبر، هرج و مرج میشود، برعکسش رخ داد و انسجام و اتحاد بیشتر و پشتیبانی همهجانبه مردم را شاهد بودیم.
آیا این جهل دشمن هنوز هم ادامه دارد؟ یا بعد از جنگ اخیر تغییری کرده است؟من الان در رسانههای غربی، عربی و آسیایی به وضوح میبینم که یک بیداری واقعی نسبت به کشور ما به وجود آمده است. با اینکه جنگ هنوز تمام نشده، بعضی از رسانههای غربی و حتی عربی آشکارا از «پیروزی ایران» سخن میگویند و تحلیل ارائه میدهند. چرا؟ چون متوجه شدهاند که در ایران یک جامعه زنده، باورمند و مقاوم وجود دارد. آموزههای دینی، رهبری و نظام مردمسالار دینی، این ملت را به جایی رسانده که ایستاده، مقاومت میکند و حاضر است تا پای جان از کشورش دفاع کند.این جنگ مثل یک آینه عمل کرد. به دشمن نشان داد محاسباتش غلط بوده است. به جامعه جهانی نشان داد رسانههای غربی دروغ میگویند و به دوستان ما در منطقه فهماند که ایران تنها نیست و ملت ایران پشت نظام و رهبری خود ایستاده است. من امیدوارم و ان شاء الله این اتفاق بیفتد که بعد از این جنگ، ما شاهد یک تحول جدی در رسانههای منطقه و کشورهای اسلامی و حتی برخی رسانههای غربی باشیم. حداقل این است که دیگر نتوانند واقعیت جامعه ایران را انکار کنند.دشمن باور داشت با شهادت تمام میشویم اما قویتر شدیم چون جهل نسبت به فرهنگ شهادت، جهل نسبت به مردمسالاری دینی، و جهل نسبت به عمق ایمان این ملت داشت و همین جهل، بزرگترین نقطه ضعف آنها در برابر بزرگترین نقطه قوت ماست.
شما خودتان در حوزه رسانههای بینالمللی فعال هستید. چه توصیهای برای انعکاس این حقیقت به جهان دارید؟از همان روزهای اولیه انقلاب در حوزه فرهنگ و رسانه فعال بودم و الحمدلله الان جمعی حدود ۲۰ نفره از عزیزانی که در رسانههای خارجی فعالیت میکنند هم به زبان عربی، هم به زبان انگلیسی داریم روزانه مصاحبههای متعدد انجام میدهیم. توصیه من این است که ما باید این جهل دشمن را تبدیل به نقطه قوت خود کنیم. یعنی با روایت شفاف و مستند از واقعیت جامعه ایران از باورهای دینی، از نظام مردمسالار، از فرهنگ شهادت و از پشتیبانی مردمی به جهان نشان دهیم که محاسبات آنها غلط است. ما نیاز به شعار نداریم نیاز به روایت صادق و مستمر داریم و خوشبختانه امروز زمینه آن بیش از هر زمان دیگری فراهم است.همچنین باید رسانههای ما برد بیشتری در جهان داشته باشد مثل الکوثر و .. که فعال هستنداما شاید در برخی کشورها پخش نشود باید رایزنی صورت گیرد تا این رسانهها که حقیقت ایران را به نمایش میک ارند، برای همه مردم جهان در دسترس باشد تا رسانههای دروغپرداز نتوانند آنطور که خودشان میخواهند از ایران و ایرانیان بگویند.
12:47 - 31 فروردین 1405