راهپیمایی انقلابی این‌بار در راهروهای قطار

در قطار خبری از بلندگو نبود و کسی هم دستوری نداده بود. مسافران با دیدن پل‌هایی که در روزهای قبل توسط امریکا و رژیم صهیونیستی بمباران شده بودند و در کمتر از ۱۰ ساعت دوباره بازسازی شدند، فریاد «الله‌اکبر» سر دادند و در راهروهای قطار راهپیمایی خودجوش راه انداختند. قطار ایران هنوز روی ریل امید در حرکت است.
گروه فرهنگ خبرگزاری فارس؛ این روزها ایران با سپاه اراده مردمی همچنان ایستاده است. از دل کویر تا قله‌های پوشیده از برف، از واگن‌های یک قطار ساده تا جایگاه جهانی علم و ورزش، جوانان و مردمان این سرزمین ثابت کرده‌اند که حتی در آتش جنگ، شکوفه‌های غیرت می‌رویند و همه جا ردپای مردمی دیده می‌شود که جنگ را با اراده پاسخ می‌دهند.
فریاد «الله اکبر» و راهپیمایی خودجوش در واگن‌هادر این شب‌ها از میان ریل‌های آهنی، غرشی برخاست که پژواک آن تا خیابان‌های شهرهای بزرگ پیچید. این بار خبر از بمباران و ویرانی نیست. خبر از «بازسازی» و «همبستگی» است. مسافران قطاری که از مسیر پل‌های بازسازی‌شده پس از حملات اخیر می‌گذشت، ناگهان به یک راهپیمایی خودجوش و ماندگار تبدیل شدند.حدود ساعت ۲۱، مسافران قطار صدای جان‌سوز «الله اکبر» را از درون واگن‌ها فریاد زدند. نه خبری از بلندگو بود و نه دستوری از بالا. مردمی که ساده‌ترین وسیله سفر را برگزیده بودند، در واکنش به دیدن پل‌هایی که پس از بمباران هوایی دشمن در کمتر از ۱۰ ساعت بازسازی شده بودند، فریادشان بلند شد و از اولین واگن تا آخرین واگن، موجی از شور و شعف شروع به حرکت کرد.جمعیت حاضر در قطار چندین بار از اول تا آخر قطار را درنوردیدند و بر هر واگن که می‌گذشتند، بر تعداد شرکت‌کنندگان افزوده می‌شد. برخی مسافران درب واگن‌ها را گشوده و با سردادن شعارهای انقلابی، دیگران را به همراهی دعوت می‌کردند. کودکان بر دوش پدران، زنان با روسری‌هایی که به نشان احترام تکان می‌خوردند و مردانی با چهره‌هایی خسته از سفر اما دلی پر از غیرت، همگی یکصدا فریاد زدند: «الله اکبر».
۴ MB
آن‌چه این حرکت را تماشایی می‌کرد، بازسازی معجزه‌آسای پل‌هایی بود که دشمنان آمریکایی و صهیونیستی تصور می‌کردند با بمبارانشان، خط مواصلاتی ایران را برای ماه‌ها قطع کرده‌اند. اما مهندسان ایرانی، شگفتی‌سازان این روزهای مقاومت، در زمانی کمتر از ۱۰ ساعت پل‌ها را به حالت اول بازگرداندند. قطار حالا از روی همان پل‌ها عبور می‌کرد و مسافران با افتخار به یکدیگر نشان می‌دادند که «این قدرت ایران است».این یعنی در دل بحران، مردم فراموش نمی‌کنند که چگونه با هم بودن را جشن بگیرند. یعنی قطار ایران همچنان روی ریل امید حرکت می‌کند. (اینجا بخوانید)
مدال طلا با کوله دانش‌آموزان مینابدر روزهایی که برخی خیال می‌کنند بمب و تحریم می‌تواند نسل جوان ایران را از صحنه جهانی حذف کند، یک دختر تکواندوکار و مخترع ایرانی با کوله‌پشتی دختران مدرسه میناب روی سن رفت و دنیا را به تماشا ایستاد.لیلا کشاورزی، جوان برتر ایرانی سال، در بیست‌وپنجمین رویداد بین‌المللی اختراعات و نوآوری مالزی (MTE ۲۰۲۶) با حضور ۳۵ کشور موفق شد مدال طلای بخش جوانان آسیا را در حوزه پزشکی کسب کند. اما مهم‌تر از مدال، پیام او بود. اینکه «ما شهدای ترور آمریکا و اسرائیل را فراموش نکرده‌ایم.»او با یاد شهدای مدرسه میناب که در حملات اخیر رژیم صهیونیستی و آمریکا به شهادت رسیدند، روی صحنه رفت و چنان تأثیری گذاشت که برگزارکنندگان مالزیایی پیشنهاد دادند دو جایزه ویژه با عنوان «میناب» به ایران تعلق بگیرد. یکی جایزه ویژه قدردانی و دیگری مدال طلای جوانان آسیا به نام مدرسه میناب. لیلا کشاورز ثابت کرد لبخند پیروزی در میدان علم و ورزش، قوی‌ترین پاسخ به شلیک‌های نفرت است. تبریک به ایران و به یاد همه شهدای میناب. (اینجا بخوانید)
پرچم جمهوری اسلامی ایران بر فراز قله‌های توچالدر ارتفاعی که ابرها را زیر پای خود می‌بینی و برف تا افق می‌درخشد، قلب جامعه اسکی ایران تندتر از همیشه زد. جمعی از مربیان و اسکی‌بازان کشورمان با برافراشتن پرچم مقدس جمهوری اسلامی ایران در پیست بین‌المللی توچال، حماسه‌ای از جنس وفاداری و غیرت خلق کردند.آن‌ها که هر روز با دامنه‌های سخت و مسیرهای پرپیچ‌وخم اسکی دست و پنجه نرم می‌کنند، این بار سفیدی بی‌کران برف را با رنگ‌های سبز، سفید و سرخ پرچم ایران مزین ساختند. اهتزاز این پرچم در دل توچال، فقط یک حرکت نمادین نبود. تجدید میثاقی آتشین با آرمان‌های بلند انقلاب اسلامی و پیمانی دوباره با مقام معظم رهبری، آیت‌الله سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای بود. آن‌ها با ادای احترام به مقام شامخ شهدای جنگ رمضان و امام شهدا، نشان دادند که قلب جامعه ورزش ایران برای انقلاب اسلامی می‌تپد. عشق به میهن و ارادت به ولایت، در آن ارتفاع سرد، گرم‌ترین لحظه را برای حاضران رقم زد. (اینجا بخوانید)
پاکبان وطن‌دوستو اما در گوشه‌ای از همین شهر، هر شب وقتی خستگی کار تنش را خواب می‌کند، این پاکبان وطن‌دست وقت استراحتش را به پرچم‌گردانی اختصاص می‌دهد. نه یک ربع، نه نیم ساعت، فقط ده دقیقه. به او گفته‌اند چرا همین قدر کم؟ آرام جواب می‌دهد: «این ده دقیقه مال استراحتم است.بقیه روز را باید به اندازه حقوقم کار کنم.»درست همان جا معلوم می‌شود مردی که شاید حقوقش به زور خرج یک وعده نان شود، اما سهم عشق را از سفره کم نگذاشته است. برایش پرچم ایران جزئی از جان است، نه تشریفاتی برایه دیده شدن. او در همان ۱۰ دقیقه کوتاه، تمام وابستگی‌اش را به این خاک جارو می‌زند. روح این مردم شکست‌ناپذیر است چون یاد گرفته‌اند برای وطن، حتی از وقت استراحتشان هم بزنند. (اینجا بخوانید)
وعده نصرت الهی در آیات آغازین سوره سبأدر شرایطی که دشمن با تمام قدرت ظاهری و جنگ رسانه‌ای وارد میدان شده، خداوند در آیات ابتدایی سوره سبأ، یک سنت الهی و امیدبخش را یادآوری می‌کند. اینکه مالکیت مطلق عالم از آن اوست، هیچ حرکت پنهانی از دید او دور نمی‌ماند و پاداش مقاومت و ایمان، نصرت قطعی الهی است. این آیات با بیان صریح وعده مجازات برای معاندان و پاداش برای مؤمنان، نقشه راهی ارائه می‌دهند که نقطه پایانی آن، پیروزی جبهه حق و شکست ظلم است.بنابراین، نه قدرت نظامی دشمن و نه تحریم‌ها و نه عملیات روانی‌اش هیچ‌کدام از دایره تدبیر الهی خارج نیست. همانطور که در المیزان تأکید شده، هر ظلمی ثبت می‌شود و هر مقاومتی بی‌پاسخ نمی‌ماند. این وعده الهی، یعنی خون شهدا، رنج مظلومان و ایستادگی مؤمنان، حتماً به نصرت و عدالت کامل منجر خواهد شد. این همان امیدی است که در دل طوفان، محکم‌ترین لنگر است.
07:01 - 26 فروردین 1405

0 بازدید