آنچه در شام غریبان بر اهل بیت(ع) گذشت

پس از شهادت امام حسین علیه‌السلام و یارانش در ظهر عاشورا، لشکر یزدیان خیمه‌ها را سوزاندند و با غروب آفتاب اولین شب اسارت برای کاروان اهل بیت رقم خورد.
گروه حج و زیارت خبرگزاری فارس؛ امشب هم‌زمان با شب یازدهم محرم را «شام غریبان» می‌نامند. در این شب نه تنها خیمه‌ها که دل‌ها سوخت. اگر روز عاشورا روز شهادت بود، شب آن شب اسارت بود. شب ناله‌ها، گریه‌ها، هجوم ددمنشان و آغاز دردی که تا شام و کوفه و مدینه ادامه یافت.پس از ظهر دهم محرم سال ۶۱ هجری، هنگامی که آفتاب غروب کرد، دیگر نه صدای «هل من ناصر…» شنیده می‌شد، نه رجزخوانی و نه ضرب شمشیر. تنها چیزی که ماند، سکوت بود؛.سکوتی خونین و غم‌انگیز که بر پیکرهای قطعه‌قطعه‌ شهدا سایه افکند.بدن بی‌سر امام حسین علیه‌السلام‌ در میان پیکرهای یاران وفادارش بر خاک افتاده بود. بر پیکر ایشان زخم شمشیر و نیزه، رد تازیانه، اثر تیر و سنگ نمایان بود.پس از واقعه عاشورا و شهادت امام حسین علیه‌السلام ‌و یارانش، فاجعه پایان نیافت. وقتی شمشیرها خاموش شد، چکمه‌ها به راه افتادند. یزیدیان که به فرمان عمر بن سعد مأمور قتل امام و یارانش شده بودند، این بار نه برای جنگ که برای غارت آمده بودند.
با غروب آفتاب، لشکریان کوفه و شام مانند موجی سهمگین بر خیمه‌ها حمله‌ور شدند. در کتاب‌های معتبر تاریخی آمده است: صدای ناله و شیون از خیمه‌ها بلند شد و این صدا با خنده‌های بی‌رحمانه‌ یزیدیان در هم آمیخت. دختران پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله در حالی که هنوز در شوک فاجعه بودند، بی‌پناه مانده بودند. چادرها از سر بانوان کشیده شد. گوشواره‌های دختر سه‌ساله حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها با خشونت از گوشش کنده شد آن‌قدر که خون از گوش‌های کوچکش جاری شد. حتی لباس و انگشتر امام حسین علیه‌السلام نیز غارت شد. یکی از لشکریان برای برداشتن انگشتر، انگشت مبارک امام را بری و سرانجام، همان پیکر بی‌سر با اسب‌هایی که به دستور عبیدالله بن زیاد تاخته بودند، زیر سم لگدمال شد.و در همان لحظات، شعله‌های آتش زبانه کشید. خیمه‌ها یکی‌یکی در آتش سوختند. دودی غلیظ و سیاه، فضا را پر کرده بود و بانوان و کودکان سراسیمه از آتشی به آتشی دیگر پناه می‌بردند.در آن میان زینب کبری سلام‌الله‌علیها، با صلابت ایستاد و با دیدن این همه مصیبت، خم نشد. او کودکان وحشت‌زده را جمع می‌کرد، صورت‌های دودآلودشان را پاک می‌کرد، تکه‌های پارچه نیم‌سوخته را به آن‌ها می‌سپرد تا بدن‌های لرزانشان را بپوشانند.
دستی بر سر حضرت سکینه سلام‌الله‌علیها می‌کشید، رقیه را در آغوش می‌گرفت. رقیه با چشمان گریان مرتب می‌پرسید: «عمه جان، بابا کجاست؟» و زینب، پاسخی نداشت جز اشک و سکوت.امام سجاد علیه‌السلام جوانی بیمار که به فرمان خدا در روز عاشورا از جنگ معاف شده بود، آن شب نیز در گوشه‌ای از خیمه نیم‌سوخته با تب بالا و بدن لرزان شاهد این همه بی‌عدالتی و تحقیر بود. ایشان همان شب طعم اسارت را چشید.بانوان اهل بیت با چشم گریان و لباس‌هایی پاره‌پاره در دل تاریکی به دنبال تکه‌پوششی برای خود و کودکان بودند. آن شب، به نام شام غریبان معروف شد. شب غربت و تنهایی، شب بی‌سرپناهی اهل بیت، شبِ نبود پدران، شب گریه‌های یتیمان، شب ایستادگی زینب و آغاز اسارت.در روایات آمده که آن شب را بانوان اهل بیت با گریه به صبح رساندند. نه نانی، نه آبی، نه پناهی. فقط خاک و درد و داغ. زینب سلام‌الله‌علیها اما ایستاد تا شاهد باشد، تا راوی باشد و کربلا فراموش نشود.
صبح روز یازدهم، سپاه عمر بن سعد بازگشت. نه برای دلجویی، بلکه برای آن که اسرا را به بند کشد. امام سجاد علیه‌السلام در حالی که بیمار بود، دست‌بسته و زنان خاندان پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله بی‌چادر سوار بر شتران بی‌محمل شدند.هر سال در شب یازدهم محرم شیعیان به صورت نمادین در شام غریبان شمع‌هایی روشن می‌کنند تا از نگرانی کودکان کاروان حسینی در این شب بکاهند.کربلا نه در سال ۶۱ هجری که در تاریخ تکرار می‌شود. شام غریبان نه تنها یادبود شب اسارت که چراغی برای راه ماست. برای آنکه بفهمیم حق چیست و باطل چه‌قدر زود رنگ می‌بازد.
19:57 - 15 تیر 1404

2 بازنشر7 واکنش
134٫8k بازدید




2 پاسخ

تصویر نمایه‌ی ‌سید محسن نصرالهی‌
@S_mohsen15 تیر 1404
خیمه ها می سوزد و شمع شب تارم شده ...

تصویر نمایه‌ی ‌صابون ساز(صابون صهیونی عمده ای)‌
@Fgsfs15 تیر 1404
در پاسخ به @maryamajoudani
🎥 #کلیپ🏷 #عهد_خون🩸 (بیعت مجدد مردم بهبهان با رهبر معظم انقلاب) برای اولین بار در ایران▫️شب عاشورا (۱۴ تیر ۱۴۰۴)▫️امامزاده حیدر (ع)حتما حتما بازنشر کنید هرجا میتونید❤️🙏تجمیع هیأت‌های عاشورایی بهبهان
۲۹ MB