شیر سفره‌ها آب می‌شود!

سرانه مصرف شیر از حدود ۱۵۰ تا ۱۶۰ کیلوگرم در سال - به حدود ۶۰ تا ۶۵ کیلوگرم رسیده است.
به گزارش خبرگزاری فارس، جوان‌آنلاین نوشت: ظاهراً بنا نیست بازار لبنیات از حالت شیرتوشیری خارج شود و افزایش ۳۰ درصدی نرخ خرید شیرخام نیز مزید بر علت شده و این بازار را وارد دور تازه‌ای از گرانی کرده است که در آن تولیدکننده از رشد هزینه‌ها سخن می‌گوید و مصرف‌کننده از سفره‌ای که هر روز کوچک‌تر می‌شود. افت سرانه مصرف لبنیات به حدود ۶۰ کیلوگرم در سال، افزایش مرجوعی فروشگاه‌ها و تداوم رشد قیمت‌ها به ما می‌گوید سازوکار بازار به تنهایی توان تنظیم این بخش را ندارد و دیگر حنای داستان نامرئی رنگ ندارد و با جد آدام اسمیت هم چنین گره‌ای گشودن نمی‌شود، مگر آنکه دولت برای حمایت همزمان از تولید و مصرف ورود کند و هرگز هم جمله «پول ندارم» را استفاده نکند، چون این گزاره اذعان به ناتوانی مدیریتی است.افزایش قیمت لبنیات از یک تغییر مقطعی عبور کرده و به روندی فرساینده برای اقتصاد خانوار تبدیل شده است، به طوری که تازه‌ترین تصمیم برای تعیین نرخ هر کیلوگرم شیرخام در محدوده ۶۰ هزار و ۵۰۰ تومان، موج جدیدی از افزایش قیمت فرآورده‌های لبنی را به بازار فرستاده است. اگرچه از نگاه دامداران و تولیدکنندگان اجتناب‌ناپذیر به نظر می‌رسد، اما برای مصرف‌کننده‌ای که قدرت خریدش کاهش یافته، به معنای عقب‌نشینی بیشتر لبنیات از سفره خانوار است.
واقعیت این است که تولید شیرخام دیگر با هزینه‌های سال‌های گذشته ممکن نیست، چراکه نهاده‌های دامی، هزینه حمل‌ونقل، انرژی، دستمزد و هزینه‌های بسته‌بندی رشد قابل توجهی داشته‌اند و تولیدکننده معتقد است ادامه فعالیت با نرخ‌های قبلی، زیان انباشته را افزایش می‌دهد. در چنین شرایطی، افزایش نرخ خرید شیرخام از نگاه فعالان این بخش تلاشی برای حفظ تولید و جلوگیری از تعطیلی واحد‌های دامداری تلقی می‌شود.با این حال، سوی دیگر ماجرا به مصرف‌کننده‌ای بازمی‌گردد که درآمد او متناسب با تورم رشد نکرده است. کاهش مصرف لبنیات اکنون به مرحله هشدار رسیده است و آمار‌ها نشان می‌دهد سرانه مصرف که باید حدود ۱۵۰ تا ۱۶۰ کیلوگرم در سال باشد، به حدود ۶۰ تا ۶۵ کیلوگرم سقوط کرده است. این کاهش فراتر از تغییر در الگوی خرید، نشانه‌ای از افت کیفیت تغذیه و تهدیدی برای سلامت عمومی به شمار می‌رود.افزایش مرجوعی فروشگاه‌ها نیز نشانه دیگری از همین وضعیت است. هنگامی که بخشی از محصولات لبنی به دلیل کاهش تقاضا از فروشگاه‌ها بازمی‌گردد، معنای آن این است که قیمت‌ها از توان خرید بخش بزرگی از جامعه عبور کرده‌اند. با وجود این، تولیدکنندگان می‌گویند حاشیه سود صنعت لبنیات آن‌قدر محدود شده است که امکان کاهش قیمت وجود ندارد. از نگاه آنان، بخش عمده قیمت تمام‌شده به شیرخام مربوط می‌شود و رشد نرخ خرید شیر، به طور مستقیم هزینه تولید را بالا می‌برد.
در این میان، بازار لبنیات به وضعیتی رسیده است که منطق کلاسیک عرضه و تقاضا دیگر به تنهایی قادر به تنظیم آن نیست. در بسیاری از بازارها، کاهش تقاضا به افت قیمت منجر می‌شود، اما در صنعت لبنیات چنین اتفاقی رخ نداده است، زیرا تولیدکننده با هزینه‌هایی مواجه است که حتی در صورت افت فروش نیز کاهش پیدا نمی‌کند. همین مسئله هم سبب شده است بازار در وضعیتی متناقض قرار گیرد، به طوری که تولیدکننده از زیان و مصرف‌کننده از ناتوانی در خرید سخن می‌گویند.بازار بدون سیاست حمایتی تنظیم نمی‌شودادامه این وضعیت یادآور می‌شود که مسئله لبنیات صرفاً یک موضوع صنفی یا تجاری نیست و به مسئله‌ای اجتماعی و حاکمیتی تبدیل شده است. طبعاً هنگامی که کالایی اساسی از سفره خانوار حذف می‌شود، دولت ناگزیر است نقش فعال‌تری در تنظیم بازار ایفا کند. رفتار کشور‌ها نیز نشان می‌دهد در کالا‌های پایه و مرتبط با امنیت غذایی، اتکا به سازوکار آزاد بازار معمولاً به تعادل پایدار منجر نمی‌شود.در چنین شرایطی، حمایت از تولیدکننده و مصرف‌کننده باید همزمان انجام شود. اگر دولت فقط به کنترل قیمت نهایی فکر کند، تولید آسیب می‌بیند و دامدار از چرخه خارج می‌شود و برعکس اگر صرفاً افزایش قیمت را بپذیرد، مصرف‌کننده حذف خواهد شد و سرانه مصرف باز هم کاهش می‌یابد. نقطه تعادل دقیقاً جایی است که سیاستگذاری اقتصادی معنا پیدا می‌کند.
یکی از راهکار‌های قابل اجرا، پرداخت یارانه هدفمند به مصرف‌کننده است. در بسیاری از کشورها، کالا‌های مرتبط با سلامت عمومی از طریق کارت‌های اعتباری یا یارانه مستقیم در دسترس اقشار متوسط و ضعیف قرار می‌گیرد. در ایران نیز می‌توان بخشی از یارانه‌ها را به خرید لبنیات اختصاص داد تا خانوار‌ها امکان تهیه حداقل سبد استاندارد مصرف را داشته باشند. البته بدیهی است با چارچوب فعلی کالابرگ چنین نتیجه‌ای حاصل نمی‌شود و باید طرحی نو در انداخت.راهکار دیگر، حمایت مؤثر از زنجیره تولید است. بخشی از هزینه تولید شیرخام به نهاده‌های دامی مربوط می‌شود. تأمین پایدار نهاده، کاهش هزینه‌های حمل‌ونقل، اصلاح نظام توزیع و کاهش واسطه‌گری می‌تواند بخشی از فشار هزینه را از دوش دامدار بردارد. همچنین سرمایه‌گذاری در بهره‌وری دامداری‌ها، اصلاح نژاد دام و توسعه فناوری‌های تولید، هزینه تمام‌شده را در میان‌مدت کاهش خواهد داد. اینجاست که خسارت حذف دفعی ارز ترجیحی خودنمایی می‌کند.از سوی دیگر، بخشی از وضعیت فعلی به نبود سیاست شفاف صادراتی بازمی‌گردد. صادرات محصولات لبنی و شیرخشک می‌تواند به ارزآوری و حفظ تولید کمک کند، اما زمانی که بازار داخلی با افت شدید مصرف مواجه است، سیاست صادراتی باید به گونه‌ای تنظیم شود که تعادل بازار داخل به هم نخورد. چه آنکه صادرات زمانی مفید خواهد بود که مازاد واقعی تولید وجود داشته باشد، نه زمانی که مصرف داخلی به دلیل گرانی کاهش یافته است.
موضوع مهم دیگر، شفافیت در زنجیره قیمت‌گذاری است. مصرف‌کننده امروز نمی‌داند چه میزان از افزایش قیمت لبنیات به رشد هزینه تولید مربوط است و چه بخشی ناشی از ناکارآمدی شبکه توزیع، هزینه‌های سربار یا ضعف نظارت است. انتشار جزئیات قیمت تمام‌شده و ایجاد شفافیت در فرآیند توزیع می‌تواند تا حد زیادی مانع شکل‌گیری بدبینی‌ها شود.لبنیات از سفره مردم حذف می‌شودادامه کاهش مصرف لبنیات، تبعاتی فراتر از اقتصاد خانوار خواهد داشت. افزایش بیماری‌های ناشی از سوءتغذیه، رشد هزینه‌های درمان و کاهش کیفیت سلامت عمومی از جمله پیامد‌هایی است که در سال‌های آینده خود را نشان خواهد داد و طبعاً هزینه‌های سنگینی دیگری روی دست دولت می‌گذارد. به طوری که حذف تدریجی لبنیات از سفره خانوار‌های کم‌درآمد، در واقع انتقال هزینه از بخش غذا به بخش درمان است که در نهایت دوباره به اقتصاد کشور تحمیل می‌شود.در چنین وضعیتی، استناد به کمبود منابع مالی برای توجیه نبود حمایت، بیش از آنکه یک پاسخ اقتصادی باشد، نشانه ضعف در سیاستگذاری است. دولت‌ها وظیفه دارند برای کالا‌های اساسی و راهبردی، سازوکار‌های پایدار حمایتی طراحی کنند و از قضا مدیریت اقتصادی دقیقاً در همین نقطه معنا پیدا می‌کند که باید میان حفظ تولید، کنترل تورم و حمایت از معیشت جامعه تعادل ایجاد شود.
صنعت لبنیات امروز در میانه یک دوراهی قرار گرفته است. دامدار برای ادامه تولید به قیمت واقعی و مصرف‌کننده برای حفظ حداقل استاندارد تغذیه به قیمت قابل دسترس نیاز دارد. اگر این شکاف بدون مداخله سیاستگذار عمیق‌تر شود، نتیجه آن بازاری خواهد بود که در آن تولیدکننده از سود و مصرف‌کننده از کالا محروم می‌شود و وضعیتی خواهد بود که بیش از هر چیز به «شیرتوشیر» شباهت دارد، یعنی بازاری آشفته که در آن هیچ‌یک از طرف‌ها احساس رضایت ندارند و هزینه نهایی آن را جامعه می‌پردازد.#سفره_مردم #سرانه_مصرف_لبنیات #سوء_تغذیه #سلامت_عمومی #فقر_غذایی #لبنیات #سبد_خرید
10:37 - 26 مه 2026
منتخب رسانه ها