اشتباه مرگبار مصدق با خالی‌کردن خیابان برای کودتاچی‌ها

هر گاه به کودتای ۲۸ مرداد می‌پردازیم، تمرکزمان را معمولاً روی طراحی انگلیس‌ها و اجرای آمریکایی‌ها می‌گذاریم؛ اما بخشی از اثرگذاری در سقوط دولت مصدق، اشتباه بزرگی بود که خود مصدق مرتکب شد و با رها کردن خیابان، فضا را برای انجام کودتا توسط رقیب ایجاد کرد.
گروه فارس پلاس: کسانی که تاریخ معاصر ایران را مطالعه کرده‌اند، به‌خوبی می‌دانند که «حضور مردم در خیابان» در بزنگاه‌های سیاسی، همواره یکی از عوامل مهم و گاه تعیین‌کننده در رقم‌خوردن تحولات کشور بوده است.حضوری که در برخی مقاطع توانسته معادلات سیاسی را تغییر دهد و در برخی دیگر، غیبت آن راه را برای جریان‌های رقیب هموار کرده است.یکی از روشن‌ترین نمونه‌ها را می‌توان در ماجرای کودتای ۲۸ مرداد ۱۳‌۳۲ جست‌وجو کرد؛ رویدادی که با دخالت مستقیم آمریکا و انگلیس در ایران به سرنگونی دولت محمد مصدق انجامید و مسیر سیاسی کشور را تغییر داد.در این میان، بررسی وقایع روزهای منتهی به ۲۸ مرداد نشان می‌دهد که خیابان و حضور یا عدم حضور مردم در آن، چه جایگاه مهمی در محاسبات طرفین داشته است.
«یرواند آبراهامیان»، مورخ ایرانی‌آمریکایی، در کتاب «کودتا» روایت می‌کند که پس از شکست کودتای ۲۵ مرداد، دولت مصدق تلاش کرد شرایط کشور را به وضعیت عادی بازگرداند.از همین رو دستور داد خیابان‌ها از تظاهرکنندگان تخلیه شوند و تجمع‌ها پایان یابد. این تصمیم، در عمل فضای خیابان را برای سازماندهی نیروهای کودتاچی باز کرد.
همچنین آبراهامیان در کتاب «ایران بین دو انقلاب» نیز می‌نویسد: «مصدق پس از گفت‌وگویی سرنوشت‌ساز با سفیر آمریکا که وعده داده بود در صورت برقراری دوبار نظم و قانون، آمریکا به دولت مصدق کمک خواهد کرد، به ارتش فرمان داد تا خیابان‌ها را از همه تظاهرکنندگان پاک سازند.جالب این‌جاست که مصدق تلاش می‌کرد تا برای پراکنده کردن مردم که پشتیبانان اصلى او بودند، از ارتش، دشمن پیشین خود، استفاده کند. شگفتی‌آور نیست که ارتش از این فرصت براى سركوبِ خود مصدق استفاده کرد.در ٢٨ مرداد که توده‌ای‌ها در نتیجه پشت کردن مصدق به آن‌ها صحنه را ترک کرده بودند، زاهدی با فرماندهی ٣۵ تانک شرمن اقامتگاه نخست‌وزیر را محاصره و پس از نُه ساعت درگیرى، مصدق را بازداشت كرد. در تكميل اين اقدامات، شعبان «بی‌مخ» تظاهرات پُرسروصدایی به سوی بازار ترتیب داد». (ایران بین دو انقلاب، یرواند آبراهامیان، صص ۳۴۴ ـ ۲۴۵.)
روایت «استیون کینزر»، روزنامه‌نگار آمریکایی و خبرنگار پیشین نیویورک‌تایمز، در کتاب «همه مردان شاه» نیز از زاویه‌ای دیگر اهمیت خیابان و افکار عمومی را در اجرای کودتا نشان می‌دهد.کینزر درباره محاسبات «کرمیت روزولت»، مأمور سازمان سیا و مسئول اجرای عملیات آژاکس در ایران، می‌نویسد: «روزولت [مأمور سازمان سیا که برای اجرای طرح کودتا علیه مصدق به ایران آمده بود] می‌دانست مصدق مرد بسیار دلرحمی است که با مشاهده بدبختی یک زن بیوه یا یک کودک یتیم به گریه میافتد.مصدق که ذاتاً با دسیسه و توطئه «بیگانه» بود، ایمان کودکانه‌ای نسبت به صداقت دیگران داشت. او علی‌رغم مشکلات چند ماه گذشته، هنوز به آمریکایی‌ها احترام می‌گذاشت. اگر روزولت می‌توانست به طریقى از این خصوصیات اخلاقی مصدق سوءاستفاده کند، باعث می‌شد پیرمرد تعادل خود را از دست بدهد یا دست به اشتباه بزند.این یک مرحله کلاسیک از جنگ روانی به شمار می‌رفت و مهم‌ترین رویارویی در طول عملیات آژاکس را پدید میآورد. روزولت از همان ابتدا فهمیده بود که سرنوشت دولت مصدق بالاخره در خیابان‌ها تعیین خواهد شد».
کینزر در ادامه، جزئیات دیدار هندرسون، سفیر آمریکا، با مصدق را روایت می‌کند؛ دیداری که در نهایت در تصمیم دولت برای برخورد با تجمعات خیابانی اثر گذاشت: «در اواسط بعداز ظهر، هندرسون، سفير آمريكا، به ملاقات مصدق آمد. پیرمرد کاملاً از وقایع روز عقب مانده بود.او اصلاً خبر نداشت که مأموران مخفی در سفارت آمریکا شب و روز برای سرنگونی دولت وی تلاش می‌کنند. و از آنجا که روح وی از وجود فردی همچون «کرمیت روزولت» خبر نداشت، طبعاً نمی‌توانست حدس بزند که روزولت از هندرسون استفاده می‌کند تا برای وی دام پهن کند.در عین حال، او آگاه بود که قدرت‌های خارجی در کودتای شکست‌خورده روز یکشنبه دست داشتند و برای همین میبایست مراقبت بیشتری به خرج می‌داد. مصدق، سفیر را در لباس رسمی پذیرفت... هندرسون صحبت خود را چنین آغاز کرد: «باید به عرض برسانم که هم‌وطنان من به بدترین شکل ممکن مورد تعرض قرار می‌گیرند...به هنگام عبور از خیابان هم در حالی که با آرامش به دنبال کار خود می‌روند، مورد توهین قرار می‌گیرند. در کمال تعجب، گویا مصدق واقعاً تحت‌تأثیر این داستان‌های خیال‌پردازانه قرار گرفته بود و ضمناً از احتمال خروج آمریکایی‌ها از ایران واهمه داشت.
هندرسون گزارش داد که مصدق «به طرز محسوسی تحت‌تأثیر قرار گرفت». مصدق که در فرهنگ مهمان‌نوازی غرق بود، این مسأله را بسیار ناگوار دانست که میهمانان کشور ایران مورد بدرفتاری قرار بگیرند.این ناراحتی بر قدرت قضاوت وی غلبه کرد و در حالی که هندرسون هنوز در اتاق بود، گوشی تلفن را برداشت و به رئیس پلیس زنگ زد. او گفت، ناآرامی‌های خیابانی دیگر غیرقابل تحمل شده است و دیگر وقت آن رسیدہ که پلیس مداخله کند.با این دستور، مصدق پلیس را به جنگ با جمعیتی فرستاد که بسیاری از آنان را طرفداران پروپاقرص خود وی تشکیل می‌دادند. سپس برای اطمینان از اینکه روز بعد هم طرفداران وی به خیابان‌ها بازنگردند، فرمانی صادر کرد که هرگونه تظاهرات عمومی را ممنوع اعلام نمود». (همه مردان شاه، استیون کینزر، صص ۲۰۰ ـ ۲۰۴.)
به این ترتیب، در روایت کینزر، تصمیم دولت مصدق برای پایان دادن به تجمعات خیابانی، عملاً باعث شد بخش مهمی از نیروهای حامی دولت از صحنه خیابان خارج شوند؛ در حالی که نیروهای سازمان‌یافته کودتاچی در همان فضا فرصت بیشتری برای تحرک و سازماندهی پیدا کردند.کینزر حتی با اشاره به ارزیابی‌های منتشرشده پس از کودتا، می‌نویسد که مجله تایم یک هفته پس از این رویداد، این تصمیم را «یک اشتباه مرگبار» توصیف کرده است. (همه مردان شاه، استیون کینزر، صفحه ۲۰۴.)از این منظر، ماجرای ۲۸ مرداد صرفاً روایت یک عملیات پنهانی یا مجموعه‌ای از اقدامات سیاسی و نظامی نبود؛ خیابان نیز بخشی از میدان اصلی این نبرد بود.طراحان کودتا به‌خوبی می‌دانستند که برای تغییر موازنه قدرت، علاوه‌بر فعالیت‌های سیاسی و سازمانی، باید فضای عمومی شهر را نیز در اختیار بگیرند. خروج هواداران دولت از خیابان، در چنین شرایطی می‌توانست موازنه را به سود طرف مقابل تغییر دهد.
در نهایت، کودتای ۲۸ مرداد به یکی از نقاط عطف تاریخ معاصر ایران تبدیل شد؛ رویدادی که پیامدهای سیاسی و اقتصادی آن برای سال‌ها بر کشور سایه انداخت و مسیر تحولات ایران را تغییر داد.مرور این تجربه تاریخی نشان می‌دهد که در بزنگاه‌های حساس، حضور یا غیبت مردم در عرصه عمومی می‌تواند تأثیر مستقیمی بر معادلات سیاسی داشته باشد.شاید به همین دلیل است که بررسی کودتای ۲۸ مرداد همچنان تنها مطالعه یک رخداد تاریخی نیست؛ بلکه یادآوری تجربه‌ای است که نشان می‌دهد در لحظات سرنوشت‌ساز، خالی شدن خیابان از یک جریان و پر شدن آن توسط جریان دیگر، می‌تواند بخشی از معادله قدرت را تغییر دهد.
با دنبال کردن صفحه فارس پلاس، از به‌روزترین تحلیل‌ها در حوزه سیاست داخلی و خارجی باخبر شوید.
19:51 - 28 مرداد 1405

3 إعادة النشر9 التفاعل
35٫9k من المشاهدات


7 الإجابة

‌دوست‌ صورة الملف الشخصي
@dooste_khoobمنذ 3 ساعات
تعليقًا على
اگر دشمنی آمریکا با ما از زمانی شروع شد که شعار «مرگ بر آمریکا» میدادیم، آیا مصدق هم «مرگ بر آمریکا» گفت که بدین شکل به وسیله آمریکا، سرنگون شد؟!

‌ایران جان‌ صورة الملف الشخصي
@user1709101774167245659منذ 3 ساعات
تعليقًا على
اینکه الان خیابانها خالی نشد و اصلا به وجود اومد بیشترش مربوط میشه به آشوب های دی ماه و حجم خسارات مادی و معنوی اون وقت بود، همینطور به نظر من هسته اولیه شکل گیری اون هم راهپیمایی هایی بود که در دانشگاه ها بر ضد آشوبگران انجام شد.(بسیار تاثیر گذار بود)

‌امیر شاهدار1:20😭‌ صورة الملف الشخصي
@Yaheidarkararمنذ 3 ساعات
تعليقًا على
بزرگترین اشتباه مصدق اعتماد به امریکا و فاصله گرفتن از روحانیت با بازداشت شهید نواب صفوی بود

@user173332442941منذ 3 ساعات
تعليقًا على
متن ارزشمندیست.تشکر،امیدوارم فرصت مطالعه کتابهای ذکر شده فراهم شود.

@user177831282656منذ 2 ساعات
تعليقًا على
مسئولین فعلی قالیباف و زرشکیاندرس بگیرندبه پشم حساب کردن مردم دیگه مثل سال های قبل براشونبدون عقوبت نخواهند ماند

‌ali‌ صورة الملف الشخصي
@user1709099983603796219منذ 1 ساعات
یکی اومده تو روز روشن میگه اصلا اشتباه کردند نفت را ملی کردند باید میذاشتند دست انگلیس میموندبعد همون فرد معلوم الحال تریبون رسمی ج ا هم گاهی ظاهر میشه

@user178469676088منذ 32 دقائق
تعليقًا على
خالی کردن خیابان خط فکری مشاورین پزشکیان یعنی عباس عبدی و علی ربیعی .یعنی اینها حاضرند کشور دست اجنبی بیفتد ولی دست مومنین خدا نباشد امان از دشمنان خدا