سنگاندازی اسرائیل و آمریکا در برنامه اتمی شاه
در سالهای دهه پنجاه، زمانی که محمدرضا پهلوی توسعه برنامه هستهای ایران را در سر میپروراند و با غربیها در حال همکاری بود، صهیونیستها در تلاش بودند تا از اتمی شدن ایران، جلوگیری کنند.
گروه فارس پلاس: در دهه ۱۳۵۰، حکومت پهلوی برنامههای متعددی برای احداث چند نیروگاه هستهای داشت. همکاریهایی هم با چند کشور اروپایی ازجمله فرانسه و آلمان، در این زمینه صورت گرفت؛ محمدرضا پهلوی برای احداث نیروگاه هستهای در ایران، ابتدا به سراغ آمریکاییها رفت. اما حساسیتهای زیادی درباره برنامه اتمی ایران در غرب بهوجود آمده بود. به عبارتی، در ایالات متحده نگرانیهایی شکل گرفته بود مبنی بر اینکه هدف شاه از توسعه برنامه هستهای، صرفاً یک برنامه صلحآمیز نیست؛ بلکه دستیابی به توانایی نظامی هستهای نیز در دستور کار قرار دارد.
در مستندی که شبکه سلطنتطلب منوتو درباره برنامه اتمی ایران در دوره پهلوی ساخته، عنوان میشود که «ایران قرارداد انپیتی را در سال ۱۹۶۸ میلادی امضاء کرده بود و پذیرفته بود که همه پایگاهها و سازمانهای هستهای که در ایران ساخته میشوند، زیر نظر آژانس بینالمللی اتمی قرار بگیرند و ناظران این آژانس، سایتهای هستهای ایران را بهطور منظم مورد بازرسی قرار دهند؛ اما این، آمریکاییها را راضی نمیکرد».
محمدرضا پهلوی بارها گفته بود که بهدنبال سلاح هستهای نیست. بهطور مثال، در سال ۱۳۵۳، شاه در پاسخ به یک خبرنگار گفته بود: «البته بیش از ۵ سال است که ما اعلام کردهایم که آمادهایم منطقه ما ـ منطقه خاورمیانه ـ یک منطقه غیر هستهای باقی بماند؛ یعنی در این منطقه هیچ کشوری از سلاح اتمی استفاده نکند و ما همچنان بر سر این عقیده و حرف خود ایستادهایم... تأکید میکنم که ما همچنان در نظریهمان ثابتقدم هستیم و نه فقط خودمان، بلکه دیگر کشورهای منطقه نیز نباید به فکر استفاده از سلاحهای اتمی باشد!». (روزنامه اطلاعات، ۸ تیر ۱۳۵۳.)
یوسف عزیزی، پژوهشگر سیاستگذاری عمومی، در اینباره میگوید: «حتی در همان زمان هم برخی رسانههای آمریکایی و اسرائیلی ادعا میکردند که شاه، در پی دستیابی به سلاح هستهای است؛ در حالی که ایران عضو انپیتی بود و از لحاظ حقوقی تعهداتی برای عدم توسعه تسلیحات هستهای داشت. با این وجود، اتهام «تلاش برای دستیابی به بمب اتم» همواره علیه ایران مطرح میشد.
حالا امروز نیز خیلیها میگویند که مخالفتهای شدید با برنامه هستهای ایران، بهخاطر «مرگ بر اسرائیل» است؛ اما حتی اگر کشوری مانند ترکیه یا عربستان سعودی قصد داشته باشند برنامههای هستهای خود را توسعه دهند و حتی زیرساختهای پیشرفته آزمایشگاهی در این زمینه ایجاد کنند، بهاحتمال زیاد با چنین مخالفتهای شدیدی از سوی قدرتهای غربی مواجه خواهند شد. چون از نظر آنها، دانش هستهای در این منطقه باید در انحصار اسرائیل باقی بماند و سایر کشورهای منطقه نباید به این سطح از قدرت راه یابند».
جالب است که در مستند شبکه منوتو به این موضوع اشاره میشود که «در مذاکراتی که میان ایران و آمریکا صورت گرفت، هنری کیسینجر چند پیشنهاد مختلف کرد بلکه بتواند از این راه، از مخالفتهایی که کنگره آمریکا با برنامه اتمی ایران داشت، عبور کند؛ مثلاً یک پیشنهادی که برای ایران داشت، این بود که بهجای اینکه ایران بهطور مستقل یک مرکز غنیسازی اورانیوم ـ فقط برای نیازهای خودش ـ داشته باشد، یک مرکز بینالمللی در ایران ساخته شود که چندین کشور مختلف از آن تشکیلات برای نیروگاه هستهای خودشان استفاده کنند و از این صورت، با حضور مأمورینی از کشورهای مختلف، از حرکت ایران به سوی دستیابی به بمب هستهای، پیشگیری شود».
در ادامه این مستند، به واکنش شاه به پیشنهاد کیسینجر نیز اشاره شده است: «اما هم اکبر اعتماد [رئیس سازمان انرژی هستهای ایران در دوره پهلوی] و هم محمدرضا شاه، با این نظر و با این پیشنهاد مخالف بودند؛ بحثی که اعتماد و شاه میکردند، این بود که چرا باید با ایران ـ بهعنوان کشوری که مثل تمام کشورها قرارداد انپیتی را امضاء کرده و به مقررات بینالملل احترام گذاشته ـ مانند یک کشور درجه دوم و یا درجه سوم رفتار شود؟ آیا آمریکا چنین پیشنهادی را به آلمان، فرانسه و دیگر متحدینش میدهد؟».
هرچند محمدرضا پهلوی در گفتوگویی با یک خبرنگار فرانسوی، عنوان میکند: «چطور برای شما، بریتانیا و آلمان، داشتن سلاحهای اتمی و هیدروژنی عادی است؟ اما برای ایران که عضو ناتو نیست و هیچ تضمینی از هیچ کشوری ندارد، مشکلساز است؟ چرا برای ایران، اصل ساده دفاع از خود مسأله میشود؟».
اما شاید جالبترین بخش از این مستند منوتو درباره برنامه هستهای ایران در دوره پهلوی، دخالتهای رژیم اسرائیل و سنگاندازیهای این رژیم در برنامه اتمی ایران باشد.
در بخشی از این مستند آمده است: «بعد از چندین سال مذاکرات، ایران (قبل انقلاب) و آمریکا نتوانستند در موضوع هستهای به توافق برسند؛ ما نمیدانیم دقیقاً اسرائیلیها چه نقشی بازی کردند در این مخالفت آمریکا با برنامه هستهای ایران؛ ولی میتوانیم ببینیم که در افکار عمومی آمریکا و در سیاستهای داخلی آمریکا، چه شخصیتهایی که از اسرائیل طرفداری میکردند، موضوع اسرائیل را مطرح میکردند و با موضوع هستهای ایران هم مخالفت میکردند.
وقتی ایران با دانشگاه امآیتی قرارداد بسته بود که هر سال تعدادی از کارشناسان ایرانی در امآیتی دوره ببینند در همین زمینه مهندسی هستهای، مخالفتهای خیلی شدیدی بین اساتید و دانشجوهای امآیتی بهوجود آمد. موضوعی که مطرح میشد، موضوع اسرائیل بود و نگرانیای که اینها ابراز میکردند، این بود که اگر ایران چنین توانایی را به دست آورد، میتواند خطر بزرگی باشد برای اسرائیل و برای خاورمیانه».
با دنبال کردن صفحه فارس پلاس، از بهروزترین تحلیلها در حوزه سیاست داخلی و خارجی باخبر شوید. 21:07 - 8 مهر 1404