دارویی که محمدرضا شاه را به کُشتن داد + فیلم
محمدرضا پهلوی در ۵ مرداد سال ۱۳۵۹، در قاهره از دنیا میرود؛ تعدادی از مقامات دربار پهلوی، علت مرگ شاه را مصرف بیرویه «داروی تقویت جنسی» که توسط پزشک مخصوصِ او تهیه میشده، دانستهاند.
اردشیر زاهدی
اردشیر زاهدی، داماد شاه، وزیر امورخارجه و آخرین سفیر ایران در آمریکا نیز در خاطرات خود – به نقل از سپهبد ایادی – درباره علت مرگ شاه مینویسد: «افراط اعلیحضرت در مشروبخواری و شهوترانی و تماسهای فراوان وِی با خانمهای مختلف باعث شد که شاه در سن ۵۰ سالگی دچار همه امراض مختلف شده و چند نوع سرطان را تحمل کنند و در نهایت از پای درآیند».خاطرات اردشیر زاهدی، صفحه ۳۳.
منوچهر رزمآرا
منوچهر رزمآرا، وزیر بهداری دوران پهلوی، در این باره میگوید: «اَیادی [پزشک مخصوص شاه] یکی از عناصر فاسد و یک جرسومهای بود که در اطراف شاه بود؛ او اصلا سواد پزشکی نداشت و وظیفهاش در دربار، کارهای دیگری بود... به کار بردن بعضی از موادی که برای بالا بردن قوای جنسی، شاه را دچار مرض کرد. چهار، پنج نفر از آنها[اطرافیان شاه] ازجمله ایادی و عَلَم، از این مرض مُردند».
داریوش همایون
همینطور داریوش همایون، وزیر اطلاعات و جهانگردی دوره پهلوی، با اشاره به نام شاه و برخی اطرافیانش میگوید: «اینها همه از یک بیماری مُردند و علتش هم این بود که همگی از یک دارو استفاده میکردند، دارویی که اَیادی، برای تقویت قوای جنسی به اینها میداد و خودش هم مصرف میکرد».
اما عبدالکریم ایادی کیست؟
تیمسار عبدالکریم ایادی که یک پزشک متوسط بود، ابتدا با هدف معالجهٔ امراض روانی محمدرضا و برادرش علیرضا پهلوی، پایش به دربار باز شد.
ارتشبد حسین فردوست، رئیس سازمان بازرسی شاهنشاهی و دفتر ویژه اطلاعات دوران پهلوی، در این باره مینویسد: «علیرضا دچار مرض روحی شدید بود و احتیاج به پزشکی داشت که بهطور مدام با او در تماس باشد تا ناراحتیهایش را تسکین دهد. در آن زمان، علیرضا خواهان بهترین پزشک ارتش شد و چون اَیادی در ارتش بود، به علیرضا معرفی گردید. ایادی در رشته خود یک پزشک متوسط بود و تخصصی در امراض روانی نداشت و نمیتوانست علیرضا را معالجه کند. ولی حضور یک پزشک در زندگی علیرضا برای او تسکینی بود.
پدر ایادی از رهبران مذهبی بهائیها بود و این سِمَت به ایادی به ارث رسیده بود. لذا بدون تردید باید گفت که او از آغاز، توسط سرویس انگلیس نشان شده بود و واجد شرایط یک جاسوس تراز اول بود و لذا او را به دربار معرفی کردند. نقشی که ایادی - تا انقلاب - برای غرب داشت، مجموع مهرههای غرب روی هم نداشتند.
تاریخ آشنایی محمدرضا با ایادی یادم نیست. احتمالاً در دورانی بود که فوزیه قهر بود و یا کمی پس از طلاق او. به هر حال در آن زمان ایادی سرهنگ ارتش بود. روزی محمدرضا به شدت ابراز ترس از میکروب میکرد و من و علیرضا حضور داشتیم. علیرضا گفت، پزشکی را میشناسد که بینظیر است و از محمدرضا اجازه خواست که بیاید و او را معاینه کند. محمدرضا از شدت ترس بلافاصله استقبال کرد و اجازه داد و برای اولینبار، ایادی، محمدرضا را معاینه کرد. از همان آغاز برای من مشخص شد که این فرد - که دوره پزشکی را در فرانسه طی کرده - یک کلّاش و حقهباز به تمام معناست.
باید اضافه کنم که ایادی در فرانسه، ابتدا دانشجوی دامپزشکی بوده و سپس پزشکی را بهطور ناقص میخواند؛ میگویم بهطور ناقص، زیرا ۲ سال از دوره دامپزشکی او را بهعنوان دوره مقدماتی پزشکی قبول کرده بودند. ولی همین فرد به نحوی محمدرضا را مسحور خود کرد که قرار شد هفتهای ۳ بار به محمدرضا مراجعه کند. ایادی تا مرگ علیرضا پزشک معالج او بود. چون علیرضا مرا خیلی دوست داشت و علاقمند بود که بهطور خصوصی با من صحبت کند، در این صحبتها برای من روشن شد که این ایادی کلاش، در طول بیش از ۱۰ سال که پزشک علیرضا بوده فقط به او انواع ویتامینهای جهان را داده و او نیز مصرف کرده است! جیب علیرضا همیشه مملو از انواع ویتامینها بود، که البته نه تنها مرض را معالجه نمیکرد بلکه امراض دیگری نیز، بهخصوص امراض جلدی و لرزش برخی عضلات بدن، بر آن میافزود.
محمدرضا نیز دچار این اعتیاد به ایادی شد. دیدار او با ایادی از هفتهای ۳ روز به هر روز تبدیل شد و دیدار هر روزه، به کلیه ساعات فراغت کشید. صبحها، هنوز محمدرضا بیدار نشده، ایادی حاضر بود و شبها تا وقت خواب در اتاق او میماند. زمانی که محمدرضا ازدواج میکرد، این عادت ترک نمیشد و ایادی با زنهای محمدرضا هم خودمانی میشد. بدین ترتیب، ایادی با نفوذترین فرد دربار و به تدریج با نفوذترین فرد کشور شد. او برای خود حدود ۸۰ شغل در سطح کشور درست کرده بود؛ مشاغلی که همه مهم و پولساز بود!».
ظهور و سقوط سلطنت پهلوی،خاطرات ارتشبد سابق حسین فردوست، مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، جلد ۱، صص ۲۰۴-۲۰۱.
10:51 - 5 مرداد 1403