اشغال نظامی دانشگاه و تجاوز به دانشجویان دختر در ایران؟!

در سال ۱۳‌۴۰ که دانشجویان در دانشگاه تهران، برای اعتراض به دولت تجمع کرده بودند، نیروهای ویژه شاه برای سرکوب دانشجویان، وارد دانشگاه شدند و آن‌ها را مورد ضرب‌وشتم قرار دادند و به برخی از دانشجویان دختر، تجاوز کردند!
در اول بهمن ۱۳‌۴۰ در پی دعوت جبهه ملی برای تجمع عليه دخالت های دولت در نتیجه انتخابات مجلس، تجمعاتی در تهران برگزار شد. یکی از این تجمعات در دانشگاه تهران بود. چتربازان (نیروی‌ویژه) شاه وارد دانشگاه شدند و به دانشجویان هجوم آوردند...
...این حمله بیش از پانصد نفر مجروح و نقص عضو در پی داشت! دکتر احمدِ فرهاد، رئیس دانشگاه تهران در نامه اعتراض‌آمیز به نخست‌وزیر نوشت: «من هیچ‌گاه ندیده و نشنیده‌ام که تا این حد بی‌رحمی، سادیسم، خشونت و خرابکاری از جانب قوای دولتی اعمال شود. بعضی از دختران را سربازان در تالارهای درس دانشگاه، «ازاله بکارت» کردند و صحنه‌هایی نظیر هجوم قشونِ وحشی به خاک ایران را در نظر مجسم ساختند.»منبع: افراسیابی، ایران و تاریخ، صفحه ص ۱۴۳الی۱۴۴.
همچنین درمورد نامهٔ دکتر احمد فرهاد، پروفسور جیمز بیل، استاد روابط بین‌الملل کالج ویلیامزبورگ ویرجینیا، در کتاب «عقاب و شیر؛ تراژدی روابط ایران و آمریکا» می‌نویسد: «وقتی شاه فرمان یک حمله نظامی وحشیانه به دانشجویان غیر مسلح تظاهرکننده را در اول بهمن ۱۳‌۴۰ شمسی صادر کرد، نارضایتی طبقه متوسط بیشتر شد. هنگامی که دانشجویان در محوطه دانشگاه بودند کماندوهای ارتش در محوطه دانشگاه، به صورت وحشیانه عمل کردند و در یک عملیات خشونت‌آمیز و خونین، به شکلی حرمت دانشگاه را زیر پا گذاشتند که هرگز از ذهن متفکرین ایرانی پاک نشد. دکتر احمد فرهاد، رئیس برجستهٔ دانشگاه تهران، در نامهٔ استعفای خود به امینی[نخست‌وزیر] نوشت: من هرگز چنین ظلم بی‌رحمی، قساوت و وحشیگری از سوی نیروهای دولتی ندیده و نشنیده بودم. هنگامی که ما از ساختمان‌های دانشگاه بازرسی کردیم با همین وضعیتی مواجه شدیم؛ مثل آنکه ارتش بربرها به سرزمین دشمن حمله کرده است.»
البته این تنها حملهٔ مأموران حکومت پهلوی به دانشگاه نبود؛ پروفسور جیمز بیل، به برخی دیگر از این حملات اشاره کرده و در در کتاب «عقاب و شیر؛ تراژدی روابط ایران و آمریکا» می‌نویسد: «در سراسر کشور دانشگاه‌ها صحنهٔ آشوب مستمر بودند. در حملهٔ سربازان به دانشگاه تبریز در بهار۱۳‌۵۲، چند تن از دانشجویان تظاهرکننده به شدت مجروح شدند. واقعه خشونت آمیزتر در خرداد۱۳‌۵۳، روی داد که کماندوهای ارتش در حمله وحشیانه‌ای که یادآور حمله به دانشگاه تهران در سال۱۳‌۳۱ بود، به دانشگاه پهلوی در شیراز حمله کرده و صدها دانشجو را مورد ضرب‌وشتم قرار داده و دستگیر کردند.»
گفتنی است؛ جیمز بیل هم تنها کسی نیست که به این موضوع پرداخته است. آنتونی پارسونز، دیپلمات انگلیسی و سفیر بریتانیا در ایران نیز، در کتاب«غرور و سقوط؛ شاه» می‌نویسد: «فساد، اختناق و فامیل‌بازی، سرکوب آشکار آزادی و فعالیت های سیاسی، ازجمله عواملی بود که دانشجویان دانشگاه‌ها را به مبارزه وادار ساخت. به این ترتیب تماس اصلی بین توده‌های دانشجویان و مقامات با کتک و باتوم و بازداشت‌های دسته‌جمعی از طرف ساواک و پلیس صورت می‌گرفت. طبیعی است که این طرز رفتار بیش‌از پیش طبقه تحصیل‌کرده و دانشجویان را از رژیم بیگانه می‌ساخت.»
حال ممکن است، این سوال در ذهن ما بوجود بیاید که احتمالاً شاه خودش از سرکوب دانشجویان و حمله پلیس به دانشگاه‌ها، خبر نداشته و یا اینکه از شدت عمل مأموران در قبال دانشجویان مطلع نبوده؛ اما اسدالله علم، وزیر دربار، نخست‌وزیر و یکی از همراهان همیشگی شاه در بخش‌هایی از یادداشت‌های روزانه خود به این موضوع پرداخته و صراحتاً به دستور مستقیم شاه درباره برخورد شدید با دانشجویان و اشغال دانشگاه توسط پلیس، اشاره کرده است.
اسدالله علم در خاطرات روز شنبه ۱۲ دی ۱۳‌۴۹ می‌نویسد: «صبح امروز شرفیابی خیلی مختصری داشتم. یکی دو مطلب راجع به دانشگاه عرض کردم که عالیخانی، رئیس دانشگاه استدعا دارد دانشکده فنی را باز کند؛ ولی به او گفته‌اند امرِ مبارک [دستور شاه] این است باز نکند؛ در صورتی که دانشجویان استدعای باز شدن دانشگاه را دارند و می‌خواهند خودشان دسته تشکیل بدهند که بر علیه اخلالگران مبارزه کنند. فرمودند: مانع ندارد بکند؛ ولی اگر در دانشگاه، مخصوصاً در [پردیس] campus شاهرضا، اتفاقی افتاد که بوی سیاسی بدهد، آنجا را اشغال می‌کنیم. این مطلب را به رئیس دانشگاه بگو».یادداشت‌های علم، جلد ۲، صفحه ۱۶۱.
در جایی دیگر هم، شاه دانشجویانی که صرفاً برای اعتراض، تجمع کرده بودند را به «خیانت به کشور» متهم کرد و دستور تعطیلی دانشگاه را صادر کرد!
اسدالله علم در خاطرات روز ۴دی۱۳‌۴۹ می‌نویسد: «...دانشگاه‌های کشور شلوغ شده است. خاطرِ شاه... بسیار آزرده است. من به شاه عرض کردم، غُرولُند کردن حق مسلم مردم است. فرمودند: صحیح است؛ ولی این غُرولُند نیست؛ این خیانت به کشور است... باری، شاهنشاه دستور دادند دانشگاه تهران بسته شد!».یادداشت‌های علم، جلد ۲، صفحه ۱۴۵.
همچنین، اسدالله علم در خاطرات روز دوشنبه ۱۹ آذر ۱۳‌۵۲ می‌نویسد: «صبح شرفیاب شدم... شاهنشاه فرمودند: در این دانشگاه‌ها چه خبر است؟ خیلی باید اقدامات شدید کرد... به تمام رؤسای دانشگاه‌ها ابلاغ کن که مساحمه و سهل‌انگاری را نخواهیم بخشید!».یادداشت‌های علم، جلد۳، صفحه۲۷۴.
دستور مستقیم شاه مبنی بر سرکوب دانشجویان، متعدد در خاطرات اسدالله علم به چشم می‌خورد؛ او در خاطرات روز یکشنبه ۹ خرداد ۱۳‌۵۵ می‌نویسد: «فرمودند... هویدا وقتی به مشهد آمد، گزارش دانشگاه‌ها را در آن‌جا من به او نشان دادم و گفتم برود سخت‌گیری کند.»یادداشت‌های علم، جلد ۶، صفحه ۱۳۰.
این نکته هم قابل توجه است که سرکوب و دستگیری دانشجویان و یا تعطیلی دانشگاه‌ها آن‌قدر عادی بوده که خود اسدالله علم نیز در این زمینه، شخصاً دستور صادر می‌کرد؛ وی در خاطرات روز چهارشنبه ۲ اسفند ۱۳‌۴۶ می‌نویسد: «...صبح به کارهای جاری رسیدم. بعد به فرودگاه رفتم که والاحضرت علیرضا، فرزند چهارم شاهنشاه را به سوییس بفرستم. از آنجا با شیراز صحبت کردم، معلوم شد کارِ دانشگاه بالا گرفته است. به این جهت دستورات سختی دادم که محرکین دستگیر و کار در نطفه خفه بشود و دانشگاه را فعلاً تعطیل نمایند. چون نمایندگان من از دستور وحشت کردند، مراتب را تلگراف کردم که رفع مسئولیت از آنها شده باشد».یادداشت‌های علم، جلد۷، صفحه۲۸۸.
برای پیگیری اخبار سرویس فرهنگی باشگاه خبرنگاران توانا، میتوانید با کلیک روی آدرس ذیل، سرویس فرهنگی توانا را دنبال (فالو) کنید:farsnews.ir/Culture_Tavana#تاریخ #پهلوی #شاه #زمان_شاه #دانشگاه #دانشجو #پلیس #سرکوب
farsnews.ir

فرهنگی / باشگاه خبرنگاران توانا (@Culture_Tavana) | Fars

21:42 - 16 اردیبهشت 1403

0 بازدید




1 پاسخ