مردم به وعدههای خدا اعتماد کنید؛ پایان این دشمن خواری است
دشمنان هرچند با تکیه بر قدرت و غرور، خود را بینیاز از خدا میپندارند، اما قرآن از سرانجامی متفاوت خبر میدهد. خدا در سوره غافر با تأکید بر قطعی بودن وعدههایش، از خواری و رسوایی مستکبران سخن میگوید و نشان میدهد عزت و رستگاری تنها در ایمان و تسلیم در برابر خداوند است.
گروه قرآن و فعالیتهای دینی خبرگزاری فارس: آیات ۵۹ تا ۶۶ سوره غافر در صفحه ۴۷۴ قرآن، بخشی از استدلالهای کوبنده الهی درباره حقانیت توحید و بطلان شرک است. این آیات از یک سو پرده از ناسپاسی، لجاجت و کفر دشمنان برمیدارد و از سوی دیگر، ایمان، تسلیم و بندگی جبهه حق را به عنوان مسیر نجات معرفی میکند.علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، این آیات را مجموعهای از دلایل روشن الهی برای هدایت انسان میداند که در برابر آن، تنها افراد گرفتار استکبار و عناد راه انکار را در پیش میگیرند. نتیجه چنین رویکردی نیز چیزی جز خواری و رسوایی در دنیا و آخرت نخواهد بود.وقتی حقیقت روشن است، چرا دشمن انکار میکند؟آیات با یادآوری یکی از بزرگترین حقایق اعتقادی آغاز میشود «إِنَّ السَّاعَةَ لَآتِيَةٌ لَا رَيْبَ فِيهَا» قیامت بدون تردید فرا خواهد رسید. اما در ادامه میفرماید که «وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يُؤْمِنُونَ». مشکل منکران قیامت کمبود دلیل نیست؛ بلکه نخواستنِ ایمان آوردن است. خداوند بارها نشانههای قدرت خود را در عالم نشان داده، اما بسیاری از مردم به سبب دلبستگی به دنیا و پیروی از هواهای نفسانی حاضر به پذیرش حقیقت نیستند.این نکته، یکی از ویژگیهای جبهه باطل در طول تاریخ است. دشمنان حق معمولاً با کمبود برهان مواجه نیستند بلکه گرفتار روحیه استکبارند. آنان حقیقت را میبینند اما در برابر آن تسلیم نمیشوند. چنین رویکردی زمینه سقوط و رسوایی آنان را فراهم میکند، زیرا مخالفت با حقیقت، انسان را به تدریج از فطرت الهی دور میسازد.
درهای رحمت باز است، اما ناسپاسان محروم میشونددر آیه بعد خداوند با لحنی سرشار از رحمت میفرماید که «ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ» مرا بخوانید تا دعایتان را اجابت کنم. اما بلافاصله هشدار میدهد «إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ».علامه طباطبایی توضیح میدهد که دعا در این آیه تنها درخواست زبانی نیست، بلکه جلوهای از عبودیت و اظهار نیاز در برابر خداوند است. در مقابل، استکبار از عبادت، نشانه خودبزرگبینی و بینیازی پنداشتن خویش است.از همین رو، سرانجام متکبران با تعبیر «دَاخِرِينَ» بیان شده است یعنی در نهایت خواری و ذلت وارد جهنم میشوند. این همان رسوایی بزرگی است که در انتظار دشمنان حق قرار دارد. کسانی که در دنیا با تکیه بر قدرت، ثروت یا جایگاه خود در برابر خدا ایستادند، در آخرت با نهایت حقارت روبهرو خواهند شد.نعمتهای الهی و ناسپاسی همیشگی مشرکانخداوند در آیات بعد نمونههایی از نعمتهای گسترده خود را برمیشمارد، از قرار دادن شب برای آرامش و روز برای تلاش و کسب معاش گرفته تا آفرینش انسان و تدبیر نظام عالم. در آیه ۶۱ میفرماید که «اللَّهُ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ لِتَسْكُنُوا فِيهِ وَالنَّهَارَ مُبْصِرًا».المیزان این آیات را یادآوری نعمتهایی میداند که همه انسانها هر روز با آن زندگی میکنند. خداوند با بیان این نشانهها میخواهد انسان را متوجه ربوبیت خویش سازد. با این حال، پایان آیه با یک گلایه الهی همراه است «وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَشْكُرُونَ».
ناسپاسی دشمنان تنها در استفاده نکردن از نعمتها نیست، بلکه در این است که نعمت را میبینند اما صاحب نعمت را فراموش میکنند. آنان از امکانات الهی بهره میبرند، اما به جای شکرگزاری راه کفر و طغیان را در پیش میگیرند. چنین روحیهای، ریشه بسیاری از انحرافات و دشمنیها با جبهه حق است.شرک، انحرافی برخلاف عقل و فطرتپس از بیان نعمتها، قرآن نتیجهگیری میکند که «ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ». وقتی آفرینش و تدبیر همه هستی در اختیار خداست، هیچ معبودی جز او شایسته پرستش نیست.این آیات برهان روشنی علیه شرک هستند. اگر خالق و مدبر جهان یکی است، شریک قرار دادن برای او هیچ توجیه عقلی ندارد. به همین دلیل، قرآن با شگفتی میپرسد که «فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ» چگونه از حق منحرف میشوید؟شرک در حقیقت نوعی وارونه دیدن واقعیت است. دشمنان حق با وجود مشاهده نشانههای روشن الهی، به جای تسلیم شدن در برابر خدا، به سراغ معبودهای ساختگی و قدرتهای پوشالی میروند. این انحراف فکری سرانجام آنان را به شکست و رسوایی میکشاند.جبهه حق، تسلیم فرمان پروردگاردر نقطه مقابل، آیات پایانی این بخش سیمای جبهه حق را ترسیم میکند. پیامبر اکرم(ص) مأمور میشود اعلام کند که از پرستش غیر خدا نهی شده و تنها باید در برابر پروردگار جهانیان تسلیم باشد «إِنِّي نُهِيتُ أَنْ أَعْبُدَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ» و در ادامه: «وَأُمِرْتُ أَنْ أُسْلِمَ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ».
اسلام در اینجا تنها به معنای اظهار ایمان نیست، بلکه به معنای تسلیم کامل در برابر حق است یعنی انسان همه وجود خود را در اختیار فرمان الهی قرار دهد. این ویژگی اصلی جبهه مؤمنان است، جبههای که معیار تصمیمها و رفتارهایش خواست خداوند است، نه منافع شخصی یا فشارهای دشمن.در حقیقت، تقابل اصلی این آیات میان دو روحیه است، یعنی استکبار و تسلیم. مشرکان با روحیه تکبر و ناسپاسی در برابر خدا میایستند و سرانجام به خواری کشیده میشوند اما مؤمنان با عبودیت و تسلیم، راه عزت و رستگاری را میپیمایند.آیات ۵۹ تا ۶۶ سوره غافر تصویری روشن از سرنوشت دو جبهه ارائه میدهد. دشمنان حق با وجود مشاهده نشانههای آشکار الهی، راه کفر، شرک و ناسپاسی را انتخاب میکنند و نتیجه این انتخاب چیزی جز ذلت و رسوایی نیست «سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ».در مقابل، جبهه حق با ایمان به قیامت، شکر نعمتهای الهی و تسلیم در برابر پروردگار جهانیان، مسیر سعادت را میپیماید. پیام اصلی این آیات آن است که عزت واقعی در بندگی خداست و هر قدرتی که در برابر او قد علم کند، سرانجام در گرداب خواری و شکست فرو خواهد رفت.تلاوت این آیات را که در صفحه ۴۷۴ قرآن کریم واقع است، ببینید و بشنوید.
06:45 - 13 خرداد 1405