انتصاب دکتر قالیباف و ضرورت ایجاد ستاد راهبردی ایران و چین
مدتهاست منتظر بودیم تا این لختی، انفعال و بیبرنامگی در روابط ایران و چین به پایان برسد. آیا این انتصاب، نقطه عطف این تحول میشود؟همیشه گفته بودیم همکاری راهبردی با چین نیازمند مدیریت و فرماندهی راهبردی است که ظرفیتها و نیازهای ایران را تجمیع کند و با شناخت ظرفیتها و فرصتهای اقتصادی، سیاسی و امنیتی چین و نیازهای این کشور تعامل دو جانبه تعریف و از همه مهمتر پیگیری اجرایی و عملیاتی کند. در سالهای گذشته علیرغم تلاش برخی مسوولان دلسوز، به جز مقاطع محدودی، نه شناخت ایران از چین و نظم جدید جهانی کامل بود و نه اولویتهای همکاری اقتصادی و فناوری در نگاه مسوولان ما درست تبیین شده بود. شیفتگی در ارتباط با غرب و اکراه جریان غربگرا و برخی مسوولان در تعامل با شرق هم مانع مهمی برای تعاملات راهبردی بود.حالا که این تئوریهای غربگرایانه در عمل شکست خورده و پس از حماسه ایران در جنگ تحمیلی سوم، شکلگیری نظم جدید دنیا با سرعت بیشتری در حال وقوع است و اگر آرایش دیپلماتیک ایران تغییر نکند، فرصت بزرگ نقش آفرینی ایران از دست میرود. انتصاب آقای دکتر قالیباف از جهت جایگاه و سطح بالای تصمیم گیری و ویژگیهای عملیاتی ایشان، به طرف چینی اثبات میکند ایران عزم خود را برای روابط راهبردی جزم کرده است. با این حال درک درست از چین امروز بسیار مهم است؛ چین را نباید صرفا جایی برای فروش نفت و مواد خام معدنی و پتروشیمی ایران دید، همچنین چین نباید صرفا مبدأ واردات کالا و حتی تجهیزات به ایران باشد؛ شاید در کوتاه مدت این نوع تعامل نیاز ما را بویژه پس از جنگ برطرف کند؛
اما در نگاه راهبردی چین باید مرکز تعاملات و همکاریهای فناورانه با شرکتهای ایرانی باشد و از سوی دیگر احیای جاده ابریشم و تعاملات تاریخی دو کشور نقش ایران را در تولید زنجیره ارزش جهانی و کریدور شرق به غرب افزایش دهد و ایران بتواند در وزن یک قدرت جهانی در اقتصاد و امنیت منطقه ایفای نقش کند.در بعد همکاریهای فناورانه، از صفحات انرژی خورشیدی و دوربینهای بادی تا تولید خودروهای برقی و هوشمند؛ از کشاورزی مدرن و مدیریت فناورانه بحران آب تا باتریهای نسل جدید، از تولید و بهرهبرداری قطارهای سریعالسیر تا فضای مجازی و هوش مصنوعی و تجهیزات پزشکی و ... همه و همه حوزههای متنوعی است که باید محل ارتباط برد برد فناورانه شرکت های ایرانی با شرکتهای چینی شود. به طور مصداقی و برای مثال نباید مسیری که در دو دهه گذشته در واردات و مونتاژ خودروهای چینی طی کردیم در سایر حوزه ها نیز تکرار شود. اگر در همین حوزه خودرو رویکرد راهبری در تعامل با چین وجود داشت، امروز ایران تولید کننده بزرگ خودروهای برقی و هیبریدی و تولید کننده باتریهای نسل جدید خودرو در سطح منطقه بود. اما نگاه کوتاه مدت، غیرراهبردی و حتی سوداگرانه باعث شد ایران صرفا بازار خودروهای چینی شود. در حالیکه کشورهای همسایه نظیر ترکیه و عربستان در همین حوزه همکاریهای فناورانه با شرکتهای چینی تعریف کردند.درباره ظرفیتهای همکاری با چین سخن بسیار است و سعی شد در مجموعه مستند «آنسوی دیوار چین» برنامه ثریا بخشی از نکات گفته شود.چین دریایی از فرصتهای ناشناخته است و حتی خیلی از استانهای چین از بسیاری از کشورهای اروپایی به لحاظ فناوری و اقتصاد قوی تر است.
چین را نباید صرفا یک کشور دید، کشوری که حالا جی دی پی اسمیاش با کل ۲۷ کشور اتحادیه اروپا برابری میکند، نیازمند توجه و برنامه ریزی ویژهای است.برای مثال تعداد دیپلماتها و کارشناسان ایرانی نمایندگیهای ایران در چین را با اروپا مقایسه کنید. اروپایی که ما را تحریم کرده با چینی که قطعنامه های ضد ایرانی را وتو کرده و در اکثر موارد کنار ایران بوده. برنامه ریزی درست از دل شناخت فرصتها و نیازهای دو طرف حاصل میشود و باید امیدوار بود که با این انتصاب فصل جدیدی در تعاملات دو کشور آغاز شود و برنامه راهبردی ۲۵ ساله همکاری های جامع ایران و چین در عمل محقق شود.البته در کنار محاسن این انتصاب، مهمترین چالش انتخاب دکتر قالیباف، وقت ایشان است... تعریف همکاری راهبردی با چین نیازمند کسانی است که روی این موضوع تمرکز کنند و وقت وسیعی داشته باشند، طبیعی است دکتر قالیباف با مشغله های متعدد چنین فرصتی نداشته باشد، لذا آنچه امروز و پس از این انتصاب، مهم است ایجاد ستادی چابک و عملیاتی برای تعریف و پیگیری این همکاری هاست.با این نگاه شاید نقش این ستاد و نفر دوم آقای قالیباف که وقت متمرکز صرف این کار کند و با اختیاراتی که رییس جمهور دادهاند، از دستگاه های اجرایی مطالبه کند، به اندازه انتصاب خود ایشان مهم باشد.جسارتا نفر دوم و اعضای اصلی این ستاد نباید ابوالمشاغل باشند و چندین کار و شغل داشته باشند. این ستاد چابک نیازمند افرادی آگاه به ظرفیتهای چین و ایران و نیازهای دو کشور، با فهم فناورانه و تفکر راهبردی و البته پاکدست و انقلابی است.امیدوارم آقای قالیباف در ایجاد این ستاد راهبردی به خوبی عمل کنند و خودشان هم حداقل یک روز در هفته روی موضوع همکاری راهبردی با چین تمرکز کنند.
این ستاد باید بتواند با سفارت ایران در چین نیز تعامل درستی تعریف کند و تقسیم کارها مشخص باشد تا موازی کاری نشود و از توان میدانی سفیر ایران و همکارانش نیز بیشترین استفاده شود.اما از آنجایی که همکاری با چین، در همه ابعاد اقتصادی، علمی و فناوری، امنیتی و فرهنگیاش، مخالفان سرسخت و ایدئولوژیکی در میان غربگرایان و برخی مسوولان دارد، لذا شناخت درست و تعریف راهبردی همکاریها و بویژه پیگیری اجرایی در سطح بالا و مقابله منطقی با موانع میتواند ضامن تحقق اهداف و منافع ملی ایران باشد.باید منتظر بود و نظاره کرد که آیا دکتر قالیباف میتواند در کنار دولت و مجلس، روابط ایران و چین را متحول کند تا مردم منافع این همکاریهای راهبردی را در رشد صادرات، اشتغال، پروژه های مشترک و بزرگ و ... حس کنند یا خدای نکرده موانع داخلی و خارجی و انفعال غربگرایان همچنان مانع از تحول در روابط میشود.
16:00 - 27 اردیبهشت 1405