ختم جنگ؟
1. آنچه امروز بهصورت نتایج مذاکرات مطرح شده است چند ویژگی مهمّ و حساس دارد:اول: ختم جنگ بهعنوان هدف نهایی و مهمّ مطرح شده است؛دوم: مجموعه مطالب بندها، عمدتاً یک آتشبس احتمالی 30 الی 60 روزه را دنبال میکند؛سوم: آتشبس فوقالذکر با وعدههای"نشاندار" برای مذاکرات آینده حاصل میشود که شامل برنامه هستهای کشور و توانمندیهای مربوط به آن میباشد؛چهارم: نقداً، "بازگشایی تنگه هرمز ظرف 30 روز با ترتیبات ایرانی." که معادل عملی بازگشایی تنگه هرمز به شکل سابق است. پنجم: تعداد زیادی "باید" برای آمریکا و رژیم صهیونی در متن آمده که حتّی قبل از امضاء و در آستانه آن، دولت آمریکا خلاف آنها را اعلام کرده است. این مسئله در طول برجام هم تکرار میشد! دیپلماتهای ما چیزی میگفتند و کاخ سفید تفسیریه - fact sheet صادر کرده و آن را عمل نمود و ماهم نه در قبال تفسیر و نه اقدام آنها حرفی نمیزدیم!2. این مذاکرات دومین دستاورد "کلوب کاملاً بسته برجامی" عمدتاً متعلق به جناح اصلاحات کشور است و مبنای نظری آنان دو پایه عمده دارد:اول: استیصال! مکرر میگویند یعنی امور کشور قفل شده است و فاجعه در حال اتفاق است و تنها راه خلاصی از این وضعیت، رفع تحریمهای آمریکا و جلب نظر وی است. اسم این پایه را گذاشتهاند واقعبینی و عقلگرایی!دوم: لزوم باجدهی به آمریکا؛ اگر مبنای استیصال فوق را بپذیریم، برای خلاصی از آن لازم است به آمریکا باج بدهیم و او را راضی کنیم. میگویند: این کار شجاعت میخواهد! و اسم این باجدهی را هم گذاشتهاند: معامله بُرد ـ بُرد!
3. در اولین پروژه برجامی دوره ریاستجمهوری اسبق، چالش واقعی تحریم بود و تهدید نظامی در کنار آن قرار داشت؛ و آنچه به دولت جنایتکار و قمهکش آمریکا (که با نام محترمانه کدخدا از آن یاد میکردند!) پیشکش شد.دستاوردهای عظیم ملّت ما در حوزه هستهای (خصوصاً رآکتور آبسنگین اراک) و امکان نظارت آژانس انرژی اتمی (که پایگاه مهمّ جاسوسی سیا ـ موساد میباشد) به تمام جزئیات برنامههای هستهای کشور بود. حتّی به دانشگاهها سرکشی میکردند که چه کسی چه مطلبی را درس میدهد که خدایناکرده از محور برجام بیرون نزند! محصول، سندی مخدوش و "خسارت محض" به تعبیر امام شهید بود.امّا در این پروژه دوم که با عنوان "اولویت ختم جنگ" از آن یاد میشود، نهتنها توانمندیهای کشور در میدان هستهای به نحو وسیعتری در معرض پیشکش کردن به کدخدا قرار گرفته که دستاوردهای عظیم نظامی ـ امنیتی ما در منطقه (شامل سه محور عمده تسلط و اداره و حاکمیت بر تنگه هرمز، دورکردن پایگاههای آمریکا از منطقه و واردکردن محور مقاومت در محاسبات امنیتی) در ضمن بندهای "بایدگونه" مقابل طرفی که از همین اکنون آنها را ردّ میکند، بدون اثر عملی پنهان شدهاند!این نتایج، خساراتش بهمراتب برای کشور و ملّت ما، فراتر از برجام است و به نحوی حدود مفهوم عقلگرایی و اعتدال اصلاحطلبان را روشن میسازد.
4. من مسائل مهمّی را فعلاً مطرح نمیکنم که شامل جسارتها و جنایتهای آمریکا و رژیم صهیونی به ملّت ما در ترورها و در رأس آن شهادت امام عظیمالشأن و سردار سلیمانی و قافله عظیم شهدای تجاوزات آمریکا و رژیم صهیونی است. و اینکه دوستان برجامی ما چگونه معتقد شدند با عبور از این مسائل بسیار کلیدی، میتوان سایه جنگ را دور کرد؟ و تا آنجا پیش رفتند که به پخش سخنان روشنگرانه امام شهید در صداوسیما اعتراض داشتند و دارند؛ زیرا پروژه آنان را لق میکرد و میکند!اما نکته کلیدی که میخواهم بگویم این است: همانطور که برجام نتوانست تحریمها را بردارد، این تجربه دوم دوستان هم بههیچوجه نمیتواند سایه جنگ را دور کند! و حتّی آن را به نحو موقت و برای مدتهای محدود متوقف کند! مگر آنکه به نحو مداوم با هر حمله یا تهدید آنها، "باجی" را پیشکش کنیم! و این رشته تا تسلیم کامل کشور به آمریکا و تبدیل از یک کشور قدرتمند و پیشرو در علوم و فنون و مستقل به "گاوشیری آمریکا" ادامه خواهد داشت.5. حال سؤال اصلی را تکرار میکنم: چگونه میتوان جنگ را متوقف کرد و سایه آن را دورتر کرد؟ جواب روشن و البته دقیق و حساب شده این است: فقط با آمادگی همهجانبه برای دفاع مؤثر و فرامرزی و منطقهای و فرامنطقهای میتوانیم جنگ را متوقف کنیم و از تکرار آن در آینده نزدیک جلوگیری نماییم.و امروز در این مسیر، دستاوردهای مهمّی داریم که مذاکرات فعلی، همه را معرض نابودی قرار داده است و درعینحال مدعی محوریت ختم جنگ است!
اما اساس این آمادگیها چیست؟اول ـ بالابردن توان تابآوری عمومی: در طول یکسال جنگ تحمیلی اخیر، دولت محترم همواره سعی کرده است که اوضاع طبیعی باشد و اقتصاد بر همان محور "کنترل پولی بازار" و "فعالیت اقتصادی سود بیشتر محور" پیش برود. حقیقتاً خسارات جنگی، این سیاست را ناکارآمد میکند و به دشمن هم علامت میدهد که ظاهراً مسئولان ایرانی نمیخواهند به نحو جدّی وارد معرکه بشوند؛ لذا، ضروری است که واقعبینانه، "اقتصاد جنگی" را برای مدتی اقلاً یک سال تا دو سال پایه قرار دهیم. این امر اولاً تابآوری اقتصادی را بالا میبرد و ثانیاً به دشمن غدّار علامت میدهد که ایران برای یک نبرد تمامعیار آماده شده است! و امکان عملیات محدود با نتایج نامحدود! برای آنها وجود ندارد.
در کنار "اقتصاد جنگی"، اطلاعرسانی مؤثر و موردنیاز افکار عمومی، آن هم ملّت مبعوثی که هر شب در خیابان است و مسائل را لحظهبهلحظه دنبال میکند بسیار ضروری است. وزیر محترم امور خارجه فرمودند پس از امضای توافقنامه، تمام متن را خطبهخط و کلمهبهکلمه توضیح میدهند! این نوشدارو بعد از مرگ سهراب است. چرا محورهای اصلی را به مردم نمیگویید؟ چرا نمیگویید در چه زمینههایی میخواهید بهطرف مقابل باج بدهید؟ مرحلهبندی، مبنای کار را نهتنها به نفع ما بهتر نمیکند که امکان باجخواهی را برای دشمن بیشتر مینماید. با ژست دیپلماتیک میفرمایید: این که در هر توافقی باید بهطرف مقابل چیزی داد همان باجدهی است. این مسیر سیاسی مورد قبول امام شهید نبود و بهشدت با آن مخالف بود و معتقدم رهبر عزیز امروز ما هم همین مسلک را دارند. صداقت با مردم که شعار رئیس جمهور گرامی است ضرورت این اطلاعرسانی را دوچندان میکند. اطلاعات مربوط به خسارات جنگی و بزرگ کردن آنها، صداقت نیست. مردم میدانند جنگ خسارت دارد. مردم در خیابانها هستند برای اینکه پیروزی آینده را تضمین کنند؛ لذا نسبت به تلاش سیاسی دولت حساس هستند و میخواهند بدانند مذاکرهکنندگان بر چه محورهایی عمل میکنند حتی اگر تفصیل آن را ندانند.
دوم ـ مسئولان دقت کنند دچار اشتباه محاسباتی نشوند! یکی از زمینههایی که امکان اشتباه محاسباتی را در مسئولان بالا میبرد، عادت به "اطلاعات و مباحث محفلی" است. یعنی مسئولان در محفلهای کاملاً محدود، بدون فرصت بررسی و مطالعه و نقد گزارشهای حرفهای، مباحث مطروحه را گوش میدهند و چند دور که بحث میچرخد، احساس دانستن میکنند. کسانی که برای دانستن و آگاه شدن آمادگی مطالعه و بررسی انتقادی گزارشهای حرفهای را ندارند در معرض اشتباه محاسباتی جدّی هستند. به این امر تعلیمی، اضافه کنید برنامههای القاء تحلیلهای هادی بهاشتباه محاسباتی توسط عوامل پیچیده دشمن را. خصوصاً در شرایط جنگی امروز کشور، القاء نزدیک بودن"حملات انهدامی"، "همهجانبه و زمینی و هوایی" و سایر مکانیزمهای ارعابی، کاربرد فراوان در ایجاد اشتباه محاسباتی دارد. گاهی رئیس یک کشور از موضع دوستانه توصیه میکند که بر اساس خبر مهمّی که دریافت کرده آمریکا در آستانه حمله وسیع زمینی ـ هوایی است. اگر میتوانید زودتر توافق کنید!خلاصه کلام: تمرکز بر ختم جنگ به معنای توقف فعلی و کاهش احتمال تجدید آن در آینده نزدیک ـ زیرا احتمال تجاوز دشمن جنایتکار هیچگاه صفر نمیشود! ـ هدف درست دیپلماسی است؛ لیکن راه آن با پیشکش کردن باجهای نقد و نسیه صورت نمیگیرد. بلکه دشمن را به تعرضهای دیگر تشویق میکند. راه درست، آمادگی تمامعیار برای مقابله با دشمن است، چه در حوزه تابآوریهای عمومی ـ خصوصاً اقتصادی و بهکارگیری اقتصاد جنگی و چه در آمادگیهای دفاعی.در پایان باید بگویم: برادران ما در دستگاه دیپلماسی زحمات فراوان کشیده و میکِشند و از خدای متعال برای آنها استواری و توفیق خدمت میخواهیم.والسّلاممحمدجواد لاریجانی
14:17 - 26 خرداد 1405