مارقین انقلاب؛ اسیر فتنه و مجذوب فرهنگ غرب
تاریخ بر محور نزاع حق و باطل شکل مییابد و در این تضاد و نزاع دائمی است که آدمی بیاختیار در بستر انتخاب و نقشآفرینی در تحولات تاریخی، شرایط صعود و نزول مقام انسانی خویش را رقم میزند.
تاریخ بهمثابه استادی ژرفنگر و آیندهپژوه انسانهای روزگار را که در پی حق و حقیقت و حقانیت هستند یاری میدهد. تاریخ دانشگاه عبرت است و این اهم در کلام مولای متقیان در نامه ۶۹ نهجالبلاغه اینگونه بیانشده است: «از حوادث گذشته تاریخ، برای آینده عبرت بگیر، که حوادث روزگار با یکدیگر همانند بوده و پایان دنیا به آغازش میپیوندد و همه آن رفتنی است». همسنخی حوادث روزگار در ماهیت تاریخ نهفته است و آن صیرورت تاریخ به جهت حاکمیت حق است. تاریخ بر محور نزاع حق و باطل شکل مییابد و در این تضاد و نزاع دائمی است که آدمی بیاختیار در بستر انتخاب و نقشآفرینی در تحولات تاریخی، شرایط صعود و نزول مقام انسانی خویش را رقم میزند و همین تاریخ، حوادث گذشته را در قالب سؤالی ساده اما جهت ساز همچون «در صفین همراه علی (ع) بودی یا مکر عمرو عاص؟» در مقابل انسان کنونی قرار میدهد تا برای او اثبات کند که موضوع تاریخ ثابت است. عمروعاص در صفین قرآن بر نیزه میکند تا با حفظ صورت، سیرت را دگرگون کند و این همان «پوپولیسم» در اندیشه بشر غربی است که از آن بهعنوان یک ابزار جهت کنترل جوامع بهره میبرد. مکر عمروعاص امروز در قالب دیگری خودنمایی میکند و چهبسا بسیاری مجذوب قالب گشته و ماهیت آن را انکار میکنند و نگرانی از ظاهرگرایی و انقلاب سیرت است علی (ع) به هنگام شنیدن قول خوارج، خطبه میراند و بیان میدارد که «کَلِمَةُ حَقٍّ یُرَادُ بِهَا بَاطِلٌ». جریان مارقین در امتداد جریان و جبهه ناکثین بررسی و تحلیل میشود.
جریانی که در بیان شیوای مولای متقیان اینگونه توصیف گشته است: «شما بهراستی مردمی سبکمغز، سفیه و غرق در خیالات احمقانهاید ای بیریشهها! ...» مارقین بیش از اینکه یک حزب یا گروه سیاسی مخالف حکومت باشند در قامت یک جریان فکری ظاهر میشوند که با تکیهبر توهم و خیالات، اسیر فرهنگ «مطلقگرایی» خویش گشته و با دوقطبی سازی جامعه درصدد رسیدن به خواست و مطالبه خود هستند. کجفهمی و نادانی و جاهلیت مارقین زمانی آغاز گشت که در فتنه عمروعاص اسیر ظاهر شدند و از تأمل و تفکر و تعمق گریزان و بهظاهر بسنده نمودند. امتداد تاریخی این جریان بهعنوان یک نهله فکری در بیان امیرالمؤمنین علی (ع) بیانشده است و گوشزد مینماید که: «آنان نطفههایی هستند در پشت مردان و رحم زنان ...». مارقین توانستند با ظاهرگرایی، جاهلیت، تعصب و افراط خویش، شرایط حکومت معاویه را فراهم و انگشتر خلافت را در دست طاغوت کنند. در تاریخ انقلاب اسلامی نیز با اندکی تأمل و دقت میتوان این جریان را یافت. جریانی که در بیان و تئوری گزاره های دینی را راهبری اما در مصداق و عمل و اجرا نقشه دشمنان انقلاب و تمدن غرب را تکمیل میکند. با چشمانی بسته بر روی ظرفیت داخلی و نگاهی باز و شیفته به دانش و فرهنگ غربی از توسعه و پیشرفت سخن میراند و به ظن و غرق در تخیلات و توهمات خود از ابزارهای خارجی برای پیشرفت انقلاب اسلامی بهره میگیرند.
مارقین انقلاب، اسیر فتنه و مجذوب فرهنگ غرب گشتهاند لذا با دلبستگی به فرهنگ خارجی و خودباختگی در مقابل غرب میخواهند که انقلاب اسلامی و شرایط تاریخی آن را درک کنند! اما ناخواسته به سیاه نمایی و رخوت و عقبماندگی انقلاب اسلامی زبان میگشایند لذاست که مقام معظم رهبری میفرمایند: «مارقین -ناآگاهها- آنکسانی بودند که در مقابل امام بزرگوار ما، موقعیت کشور را، موقعیت انقلاب را، موقعیت ملّت ایران را نفهمیدند، جبههبندی دشمنان را نشناختند، شیوههای دشمنیِ دشمنان را درک نکردند، به چیزهای کوچک سرگرم شدند، عظمت حرکت امام را نتوانستند تشخیص بدهند.» انتهای پیام/.
21:36 - 15 خرداد 1397