آجرلو: بدون آتش بس در لبنان توافق امضا نمی شود
عضو تیم رسانهای هیأت مذاکرهکننده با بیان اینکه جمهوری اسلامی «برای عادیسازی روابط با آمریکا» مذاکره نمیکند، بلکه هدفش «پایان جنگ و تأمین منافع ملی» است، جزئیات تازهای از روند مذاکرات غیرمستقیم، اختلافات باقیمانده بر سر پرونده هستهای و تنگه هرمز و سازوکار چهارمرحلهای تفاهم احتمالی میان تهران و واشنگتن را تشریح کرد.
گروه سیاسی خبرگزاری فارس: جنگ اخیر علیه جمهوری اسلامی ایران، یکی از مهمترین رخدادهای امنیتی و سیاسی سالهای اخیر به شمار میرود؛ جنگی که به گفته بسیاری از تحلیلگران، صرفاً یک رویارویی نظامی نبود، بلکه ابعاد اجتماعی، سیاسی، امنیتی و راهبردی گستردهای را دربر داشت. در همین راستا، خبرگزاری فارس در گفتوگویی تفصیلی با سعید آجرلو، عضو تیم رسانهای هیأت مذاکرهکننده، درباره آخرین وضعیت مذاکرات، محتوای متنهای رد و بدل شده و رویکرد جمهوری اسلامی ایران در این مرحله گفتوگو کرده است.فارس: مهمترین سؤال افکار عمومی این روزها درباره مذاکرات است. آیا جمهوری اسلامی ایران به توافقی نزدیک شده و متن مشخصی میان طرفین رد و بدل شده است؟آجرلو: بعد از آتشبس، طی حدود ۵۰ روز گذشته گفتوگوهای مفصلی از طریق میانجیها انجام شده و متنهای متعددی میان طرفین رد و بدل شده است. این روند همچنان ادامه دارد. واقعیت این است که جمهوری اسلامی ایران نسبت به هرگونه توافق یا تفاهم با نگرانی و احتیاط برخورد میکند.همانطور که طرف آمریکایی نیز به دلیل شکست در دستیابی به اهداف جنگی خود، از بازگشت درگیریها نگران است. آنها نتوانستند اهدافی را که درباره برنامه هستهای ایران، ایجاد بیثباتی داخلی یا تضعیف ساختار جمهوری اسلامی دنبال میکردند، محقق کنند.از سوی دیگر ما تجربه تلخ بدعهدی آمریکا را در پرونده برجام داریم. ایران به تعهدات خود عمل کرد اما طرف آمریکایی از توافق خارج شد و تعهداتش را زیر پا گذاشت. همین تجربه باعث شده امروز با نگاه بدبینانه، محتاطانه و سختگیرانه وارد هرگونه مذاکره شویم.
ورود به عصر جدید «جنگ و مذاکره همزمان»فارس: تفاوت مذاکرات فعلی با دورههای گذشته چیست؟آجرلو: مهمترین تفاوت این است که وارد دوره جدیدی شدهایم؛ دورهای که در آن جنگ و مذاکره میتوانند همزمان جریان داشته باشند. در فضای برجام، مذاکره به معنای پایان جنگ تلقی میشد اما امروز شرایط متفاوت است. ممکن است همزمان با مذاکره، تهدید جنگ نیز وجود داشته باشد. در چنین شرایطی، مذاکره و قدرت میدانی دو ابزار مکمل برای تأمین منافع ملی هستند.برخلاف برخی تصورات قدیمی، امروز قدرت موشکی و نفوذ منطقهای ایران مانع مذاکرات نیست، بلکه پشتوانه آن محسوب میشود. جهان کنونی بیش از گذشته بر اساس موازنه قدرت اداره میشود و بسیاری از قواعد و هنجارهایی که پیشتر درباره نظم بینالمللی مطرح میشد، دستخوش تغییر شده است.فارس: جمهوری اسلامی با چه اصولی وارد مذاکرات شده است؟آجرلو: چهار اصل اساسی وجود دارد؛ نخست بدبینی کامل نسبت به طرف مقابل، دوم بازگشتپذیری تعهدات، سوم انتفاع اقتصادی و عملی ایران و چهارم مرحلهای بودن توافقات.تیم مذاکرهکننده ایران با تکیه بر تجربه دو دهه مذاکرات هستهای و بهویژه تجربه برجام، وارد مرحله جدیدی از گفتوگوها شده است.
هدف ایران پایان جنگ است، نه عادیسازی روابطما برای پایان دادن به جنگ و کاهش تهدیدات مذاکره میکنیم، نه برای عادیسازی روابط. عادیسازی به این معناست که همه اختلافات و خصومتهای چند دهه گذشته کنار گذاشته شود. چنین هدفی در دستور کار جمهوری اسلامی نیست.آمریکا و رژیم صهیونیستی تلاش کردند با جنگ، جمهوری اسلامی را تضعیف یا حتی سرنگون کنند اما موفق نشدند. طبیعی است که نتیجه این مقاومت باید در عرصه سیاسی و دیپلماتیک نیز منعکس شود. آنچه امروز پشتوانه مذاکرات است، مقاومت نظامی و ایستادگی مردم ایران در ماههای گذشته است.فارس: گفته میشود متنهای متعددی میان طرفین رد و بدل شده است. این متنها چه تغییراتی داشتهاند؟آجرلو: اگر متنهای اولیه آمریکاییها را با متنهای امروز مقایسه کنیم، بهخوبی میتوان قدرت ایران را مشاهده کرد. در روزهای نخست جنگ، پیشنهادهایی مطرح میشد که عملاً به معنای تسلیم کامل بود؛ تعطیلی کامل برنامه هستهای، واگذاری مواد هستهای، محدودسازی شدید توان موشکی و قطع ارتباط با متحدان منطقهای.اما امروز شرایط کاملاً متفاوت است. اکنون بحثهایی مانند دسترسی ایران به منابع مالی و تأمین منافع اقتصادی در مذاکرات مطرح است و بسیاری از موضوعاتی که در متنهای اولیه وجود داشت، دیگر روی میز نیست.پاسخ تهران به واشنگتن هنوز ارسال نشده استفارس: پاسخ نهایی ایران به پیشنهاد اخیر آمریکا چه زمانی ارائه خواهد شد؟آجرلو: هنوز پاسخ رسمی ایران ارسال نشده است. در حال حاضر موضوع در تهران و در سطوح مختلف کارشناسی و تصمیمگیری در حال بررسی است. ابعاد مختلف متن پیشنهادی در حال ارزیابی است و طبیعی است که درباره چنین موضوع مهمی با دقت و حساسیت عمل شود.
ضمن اینکه ممکن است طرف آمریکایی نیز اصلاحات یا پیشنهادهای جدیدی ارائه کند و متن بار دیگر وارد فرآیند بازنگری شود. بنابراین همچنان گفتوگوها ادامه دارد و تصمیم نهایی اتخاذ نشده است.فارس: درباره برنامه هستهای و سرنوشت مواد هستهای چه مباحثی مطرح شده است؟آجرلو: آمریکاییها در ابتدا خواستار انتقال مواد هستهای به آمریکا بودند. بعد از آن موضوع انتقال به کشور ثالث مطرح شد و سپس بحث نابودی مواد را دنبال کردند.جمهوری اسلامی هیچیک از این درخواستها را نپذیرفت. در آخرین نسخههای رد و بدل شده نیز دیگر بحث انتقال یا نابودی مواد مطرح نیست و صرفاً درباره نحوه تعیین تکلیف یا سرنوشت این مواد در مراحل بعدی گفتوگو صحبت میشود. موضع ایران روشن است؛ درباره انتقال یا نابودی مواد هستهای هیچ تعهدی پذیرفته نشده است.فارس: یکی دیگر از موضوعات مهم مذاکرات، مسئله تنگه است. در این باره چه وضعیتی وجود دارد؟آجرلو: مسئله تنگه همچنان یکی از موضوعات اصلی اختلافی است و مذاکرات درباره آن ادامه دارد. موضع ایران این است که باید نوعی مدیریت ایرانی در این حوزه به رسمیت شناخته شود. البته جمهوری اسلامی به دنبال بسته شدن دائمی تنگه نیست، زیرا این مسئله میتواند زمینه ایجاد مسیرهای جایگزین توسط سایر کشورها را فراهم کند. به همین دلیل، مذاکرات در این حوزه با حساسیت بالا دنبال میشود و هنوز به جمعبندی نهایی نرسیدهایم.
حفظ مدیریت ایرانی بر تنگه؛ خط قرمز تهران در مذاکراتفارس: در موضوع تنگه و مسیرهای دریایی، آخرین وضعیت مذاکرات چگونه است؟آجرلو: درباره تنگه چند ملاحظه مهم وجود دارد. نخست اینکه نباید اجماع بینالمللی علیه ایران شکل بگیرد. طرف مقابل در ایجاد اجماع جهانی علیه جمهوری اسلامی موفق نبوده است؛ چین و روسیه همراهی نکردند و اروپا نیز با وجود برخی مواضع سیاسی، وارد همراهی نظامی نشد.نکته دوم این است که ایران هرگز به دنبال بستن دائمی تنگه نبوده است. اقدام ایران یک اقدام دفاعی بود. امروز اما این ظرفیت به بخشی از قدرت بازدارندگی و امنیت ملی کشور تبدیل شده و میتواند منافع اقتصادی نیز برای ایران ایجاد کند. به همین دلیل معتقدیم باید در قالب یک رژیم حقوقی جدید و سازوکار مشخص، مدیریت ایرانی بر این مسیر حفظ شود.البته باید مراقب باشیم که کشورهای دیگر به سمت ایجاد مسیرهای جایگزین حرکت نکنند. اگر چنین اتفاقی رخ دهد، در بلندمدت بخشی از مزیت راهبردی ایران کاهش پیدا خواهد کرد. از همین رو تلاش میشود این موضوع در متن تفاهم نیز لحاظ شود. در عین حال، در متن مذاکرات موضوع عبور کشتیهای تجاری مدنظر قرار گرفته و بحث کشتیهای نظامی موضوعی متفاوت است که درباره آن ملاحظات خاص خود وجود دارد.محاصره اقتصادی باید پایان یابدیکی دیگر از موضوعات مهم، مسئله محاصره اقتصادی است. اگرچه باز شدن تنگه بخشی از دغدغههای آمریکا را برطرف میکند، اما مسئله محاصره همچنان باقی است.این محاصره برای ایران هزینههایی ایجاد کرده و باید برای رفع آن راهحلی پیدا شود. از نظر ما این اقدام غیرقانونی و نامشروع بوده، اما به هر حال در مذاکرات درباره آن نیز گفتوگو شده و در متن پیشنهادی مورد توجه قرار گرفته است.
سازوکار چهارمرحلهای تفاهم احتمالی میان تهران و واشنگتنفارس: اگر یادداشت تفاهم نهایی شود، روند اجرای آن چگونه خواهد بود؟آجرلو: از نگاه ما این تفاهم چهار مرحله اصلی دارد و اساساً همه چیز به صورت مرحلهای، گامبهگام و مبتنی بر انتفاع ایران طراحی شده است.مرحله نخست، پایان جنگ و توقف کامل اقدامات نظامی است. این موضوع باید همه طرفها و همه جبههها را دربر بگیرد؛ چه ایران و آمریکا و چه متحدان آنها. از نظر ما یادداشت تفاهم زمانی معنا پیدا میکند که به پایان واقعی جنگ منجر شود و این پایان جنگ نیز صرفاً محدود به یک جغرافیا یا یک بازیگر نباشد. پس از تثبیت مرحله نخست، نوبت به اقدامات اجرایی و ملموس میرسد. در این مرحله چهار موضوع کلیدی باید تعیین تکلیف شود؛ نخست مسئله تنگه و سازوکارهای مربوط به آن، دوم رفع محاصره، سوم لغو محدودیتها و تحریمهای نفتی و چهارم آزادسازی بخشی از اموال و منابع بلوکهشده ایران.اگر در هر یک از این موارد اخلال ایجاد شود یا طرف مقابل به تعهدات خود عمل نکند، اساساً دلیلی برای ورود به مراحل بعدی وجود نخواهد داشت. نگاه ما اقدام در برابر اقدام و انتفاع در برابر انتفاع است. مرحله سوم به گفتوگو درباره تحریمها و پرونده هستهای اختصاص دارد. در این مرحله، پس از اجرای اقدامات عینی و قابل راستیآزمایی، مذاکرات درباره تحریمهای گستردهتر و همچنین مسائل مرتبط با پرونده هستهای آغاز خواهد شد. از نظر ما ابتدا باید آثار عملی تعهدات طرف مقابل مشاهده شود و سپس گفتوگوها وارد این حوزهها شود.
مرحله چهارم تشکیل یک کمیته نظارتی برای اجرای تفاهم و پیگیری تعهدات طرفین است. اعضای این کمیته هنوز نهایی نشدهاند، اما ایران تلاش میکند کشورهای دوست و همسو در این سازوکار حضور داشته باشند تا روند اجرای توافق از پشتوانه لازم برخوردار باشد.در کنار این موضوع، مسئله قطعنامه شورای امنیت و تعیین تکلیف پرونده ایران در نهادهای بینالمللی نیز در همین مرحله دنبال خواهد شد. هدف نهایی این است که پرونده ایران از وضعیت فعلی خارج شود و موضوعاتی نظیر سازوکار اسنپبک، محدودیتهای ناشی از فصل هفتم منشور سازمان ملل و سایر فشارهای حقوقی و سیاسی علیه جمهوری اسلامی ایران پایان یابد. تمام این مراحل بر پایه چهار اصل اساسی یعنی بدبینی نسبت به طرف مقابل، بازگشتپذیری تعهدات، انتفاع اقتصادی ایران و اجرای مرحلهای توافق طراحی شده و جمهوری اسلامی تنها در صورتی وارد هر مرحله جدید خواهد شد که منافع و تعهدات مرحله قبل بهصورت عملی و قابل راستیآزمایی محقق شده باشد.
در متن پیشنهادی فعلی، بحث لغو تمامی تحریمها مطرح شده و این موضوع یکی از محورهای اصلی مذاکرات آینده خواهد بود.فارس: سفر اخیر محمدباقر قالیباف به قطر چه دستاوردی برای مذاکرات داشت؟آجرلو: یکی از موضوعات مهم این سفر، پیگیری منابع مالی بلوکهشده ایران در قطر بود. حدود ۶ میلیارد دلار از داراییهای ایران در این کشور مسدود مانده و تاکنون امکان بهرهبرداری از آن فراهم نشده است.هدف اصلی این سفر آن بود که سازوکاری برای دسترسی ایران به منابع مالی خود ایجاد شود. در مذاکرات فعلی نیز ایران تأکید کرده که دستکم ۱۲ میلیارد دلار باید در دسترس کشور قرار گیرد.دسترسی به ۱۲ میلیارد دلار شرط ورود به مراحل بعدی استآجرلو: به محض امضای یادداشت تفاهم، باید امکان دسترسی عملی ایران به این منابع فراهم شود. برای این موضوع زمانبندی مشخصی در نظر گرفته خواهد شد و اگر در اجرای آن اخلال ایجاد شود یا طرف مقابل مانع دسترسی ایران به منابع مالی خود شود، جمهوری اسلامی این حق را برای خود محفوظ میداند که از تفاهم خارج شود.بنابراین یکی از مهمترین شاخصهای ارزیابی حسن نیت طرف مقابل، نحوه آزادسازی و در دسترس قرار گرفتن منابع مالی ایران خواهد بود.
شرط ایران برای ادامه مسیر؛ دسترسی واقعی به منابع مالیفارس: یکی از نگرانیهای موجود، تکرار تجربههای گذشته و مسدود ماندن منابع مالی ایران است. برای جلوگیری از این مسئله چه سازوکاری در نظر گرفته شده است؟آجرلو: یکی از مهمترین نکاتی که در مذاکرات روی آن تأکید کردهایم، مسئله بازگشتپذیری و اقدام در برابر اقدام است. در موضوع منابع مالی، حدود ۶ میلیارد دلار از داراییهای قبلی ایران در قطر قرار دارد و علاوه بر آن، ۶ میلیارد دلار دیگر نیز باید در چارچوب تفاهم جدید آزاد شود. مجموع این دو رقم به ۱۲ میلیارد دلار میرسد که باید به صورت واقعی در دسترس جمهوری اسلامی قرار گیرد.نگرانی ما این است که مانند برخی تجربههای گذشته، توافقی امضا شود اما در عمل امکان استفاده از منابع مالی وجود نداشته باشد. به همین دلیل در متن تفاهم تصریح شده که اگر در دسترسی ایران به این منابع اخلال ایجاد شود، جمهوری اسلامی وارد مراحل بعدی نخواهد شد.اگر بخواهیم نقلوانتقال مالی انجام دهیم یا منابع را در مسیرهای مورد نیاز کشور به کار بگیریم و طرف مقابل مانع شود، این موضوع از نظر ما نقض تفاهم محسوب خواهد شد.همین منطق درباره موضوع تنگه، رفع محاصره و فروش نفت نیز صادق است. اگر پس از توافق، امکان فروش نفت یا بهرهبرداری از ظرفیتهای اقتصادی فراهم نشود، ایران آن را نقض تعهدات تلقی خواهد کرد.اقدام در برابر اقدام؛ مبنای مذاکرات جدیدآجرلو: تفاوت این مذاکرات با برخی تجربههای گذشته در همین مسئله است. ما به صورت گامبهگام حرکت میکنیم. هر مرحله باید به نتیجه برسد تا وارد مرحله بعدی شویم. اگر در هر بخشی اخلال ایجاد شود، جمهوری اسلامی این حق را برای خود محفوظ میداند که اجرای تفاهم را متوقف کند.
در سفر اخیر به قطر نیز تلاش شد سازوکارهای مالی لازم برای دسترسی ایران به منابع خود مشخص شود. اکنون تفاهمی با طرف قطری شکل گرفته که اجرای آن منوط به امضای یادداشت تفاهم نهایی است.فارس: برخی گزارشها از پیشنهاد قطر برای پرداخت مستقیم منابع مالی و تسویه حساب بعدی با آمریکا حکایت دارد. آیا چنین موضوعی مطرح شده است؟آجرلو: قطریها برای رفع بیاعتمادی موجود میان ایران و آمریکا، نقش واسطه را پذیرفتهاند و درباره راهکارهای مختلف مالی گفتوگوهایی صورت گرفته است.آنچه برای ایران اهمیت دارد، دسترسی واقعی به منابع مالی خود است. ما نمیتوانیم وارد توافقی شویم که پس از چند هفته یا چند ماه با مشکل مواجه شود و کشور بدون کسب منفعت ملموس، صرفاً هزینه پرداخت کرده باشد.منطق ما روشن است؛ در دوره اجرای تفاهم باید امکان فروش نفت، دسترسی به منابع مالی و بهرهبرداری از اموال بلوکهشده فراهم شود تا منافع اقتصادی کشور تأمین گردد.
چهار مسئله اصلی ایران در مذاکراتفارس: مهمترین موضوعات حلنشده در مذاکرات کداماند؟آجرلو: چند مسئله برای جمهوری اسلامی اهمیت راهبردی دارد. نخست، موضوع هستهای است که برای هر دو طرف اهمیت ویژهای پیدا کرده است. دوم، مسئله تنگه و حفظ جایگاه راهبردی ایران در این حوزه است. سوم، موضوع اموال بلوکهشده و دسترسی کشور به منابع مالی خود است و چهارم، مسئله لبنان و محور مقاومت است.جمهوری اسلامی بر این موضوع تأکید داشته و معتقد است هرگونه تفاهم باید وضعیت لبنان را نیز دربر بگیرد. ما وارد توافقی که لبنان در آن نادیده گرفته شود، نخواهیم شد. علاوه بر این، موضوع تحریمهای نفتی، صادرات انرژی و محصولات پتروشیمی نیز از محورهای اصلی مذاکرات است.برنامه بازسازی در دستور گفتوگوها قرار داردفارس: آیا آمریکا پیشنهاد اقتصادی مشخصی نیز مطرح کرده است؟آجرلو: در چارچوب مذاکرات، بحثی تحت عنوان برنامه بازسازی مطرح شده که آمریکا و برخی متحدانش درباره آن تعهداتی را مطرح کردهاند. در این چارچوب، موضوع سرمایهگذاری برای بازسازی خسارتها و همچنین جبران بخشی از هزینهها مورد بحث قرار گرفته است.البته برخلاف برخی اخبار منتشرشده، هیچ توافقی درباره پرداخت فوری ارقام مشخص به عنوان غرامت صورت نگرفته است. این موضوع در مراحل بعدی مذاکرات و در قالب گفتوگوهای تفصیلی دنبال خواهد شد.اگر جنگ تکرار شود، پاسخ ایران نیز تکرار خواهد شدفارس: اگر مذاکرات بار دیگر با اقدام نظامی یا حملات جدید مواجه شود، واکنش ایران چه خواهد بود؟
آجرلو: سیاست جمهوری اسلامی در این زمینه روشن است. اگر طرف مقابل مسیر جنگ را انتخاب کند، پاسخ ایران نیز متناسب با شرایط خواهد بود. جمهوری اسلامی در ماههای گذشته توانسته ظرفیتهای خود را بازسازی و تقویت کند و زمان، فرصت مناسبی برای ارتقای توانمندیهای کشور بوده است. از نگاه ما، هرگونه اقدام نظامی جدید با پاسخ مواجه خواهد شد و این موضوع تغییری نکرده است.آجرلو: برخی تلاش میکنند اینگونه القا کنند که ایران از موضع ضعف وارد مذاکرات شده است، در حالی که واقعیت صحنه چیز دیگری است.جمهوری اسلامی توانست ثبات داخلی، انسجام اجتماعی و توان بازدارندگی خود را حفظ کند و به همین دلیل امروز در موقعیتی قرار دارد که میتواند درباره پایان جنگ و تأمین منافع ملی گفتوگو کند. امروز مسئله اصلی، عبور کشور از شرایط جنگی و تأمین منافع ملی است. این موضوع نباید به رقابتهای سیاسی و جناحی تقلیل پیدا کند.در شرایط فعلی همه ظرفیتهای کشور باید برای رفع تهدیدات خارجی، تأمین منافع اقتصادی مردم و تثبیت دستاوردهای ملی به کار گرفته شود.
مذاکره، میدان و مردم؛ سه ضلع یک قدرت واحدفارس: برخی جریانهای سیاسی معتقدند میان میدان و دیپلماسی تعارض وجود دارد. ارزیابی شما چیست؟آجرلو: به نظر من این یکی از خطاهای تحلیلی رایج است. برخی همچنان با ادبیات و چارچوبهای دهه ۹۰ به موضوع نگاه میکنند، در حالی که شرایط امروز کاملاً متفاوت شده است.میدان، دیپلماسی و مردم سه مؤلفه مکمل یکدیگر هستند. هیچکدام در برابر دیگری تعریف نمیشود. قدرت مذاکرهکننده ایرانی از پشتوانه میدان، انسجام اجتماعی و حضور مردم در صحنه ناشی میشود. اگر سرمایه اجتماعی، وحدت ملی و همبستگی داخلی وجود داشته باشد، قدرت چانهزنی کشور نیز افزایش پیدا میکند. به همین دلیل معتقدم قرار دادن مذاکره در برابر میدان یا میدان در برابر مذاکره، یک دوگانه نادرست و غیرواقعی است.آجرلو: نقد کردن، ارائه پیشنهاد و طرح دیدگاههای متفاوت کاملاً طبیعی و حتی ضروری است؛ اما نباید فضای کشور را به سمت بدبینی، ناامیدی و دوقطبیهای فرسایشی سوق داد. امروز مسئله اصلی کشور، عبور از شرایط جنگی و دفع تهدیدات خارجی است. همه ظرفیتهای کشور باید در خدمت این هدف قرار گیرد.برخی تلاش میکنند هر موضوع ملی را به رقابتهای سیاسی و انتخاباتی تقلیل دهند، در حالی که اکنون زمان چنین منازعاتی نیست. پس از عبور از این شرایط، رقابتهای سیاسی در چارچوب طبیعی خود ادامه خواهد داشت، اما امروز اولویت کشور موضوعی ملی و فراگیر است.اعتماد عمومی به تیم مذاکرهکننده وجود داردفارس: ارزیابی شما از نگاه افکار عمومی نسبت به روند مذاکرات چیست؟آجرلو: بر اساس برخی نظرسنجیها، بخش قابل توجهی از افکار عمومی به روند مذاکرات و تیم مذاکرهکننده اعتماد دارند.
حتی در میان افرادی که در تجمعات و فعالیتهای اجتماعی حضور دارند نیز سطح اعتماد به روند مذاکرات قابل توجه است. این مسئله نشان میدهد که برخلاف برخی روایتها، میان بدنه اجتماعی فعال و سیاستهای کلان کشور فاصله معناداری وجود ندارد.به اعتقاد من، مردم به خوبی درک میکنند که مذاکره، میدان و مقاومت ملی در امتداد یکدیگر قرار دارند و هر کدام بخشی از قدرت کشور را تشکیل میدهند.فارس: آیا در دیدارهای دیپلماتیک اخیر، نشانهای از تغییر نگاه کشورها نسبت به جمهوری اسلامی مشاهده شده است؟آجرلو: بله، به نظر من این تغییر کاملاً محسوس است. در دیدارهای مختلفی که مقامات ایرانی با مسئولان کشورهای دیگر داشتهاند، این تغییر نگاه قابل مشاهده بوده است. بسیاری از کشورها امروز ایران را متفاوت از گذشته ارزیابی میکنند.کشورهایی که پیشتر در برخی پروندهها مواضع متفاوتی داشتند، امروز با احتیاط بیشتری عمل میکنند. برخی کشورهای منطقه نیز پیامهایی برای توسعه روابط و آغاز گفتوگوهای جدید ارسال کردهاند. به اعتقاد من، مقاومت ایران در جنگ اخیر و حفظ انسجام داخلی موجب شده تصویر متفاوتی از قدرت جمهوری اسلامی در سطح منطقه و جهان شکل بگیرد.ایران همچنان با بدبینی به مذاکرات نگاه میکندآجرلو: البته نباید تصور کرد همه مسائل حل شده است. ما همچنان با نگاه بدبینانه و محتاطانه به روند مذاکرات نگاه میکنیم. تجربههای گذشته نشان داده که باید همه توافقها دارای ضمانت اجرایی، بازگشتپذیری و انتفاع واقعی برای کشور باشند. به همین دلیل نیز در موضوع آزادسازی منابع مالی، رفع محاصره، فروش نفت و سایر تعهدات، بر اجرای عملی و قابل راستیآزمایی تأکید داریم.
فارس: چرا دور اول مذاکرات اسلامآباد به نتیجه نرسید و چه تفاوتی با روند فعلی داشت؟آجرلو: یکی از دلایل اصلی به نتیجه نرسیدن مذاکرات اسلامآباد این بود که جمهوری اسلامی ایران حاضر نشد وارد مذاکرات هستهای شود. موضع ایران از ابتدا روشن بود؛ ما نمیخواستیم در آن مقطع وارد تعهدات هستهای یا مذاکرات هستهای شویم. این موضوع صراحتاً از سوی طرف ایرانی مطرح شد و به همین دلیل نیز مذاکرات به همان شکل ادامه پیدا نکرد.در واقع این ایران بود که بر اصول خود ایستاد و حاضر نشد وارد چارچوبی شود که با ملاحظات و منافع ملی کشور سازگار نبود. بعد از آن نیز روند جدیدی شکل گرفت که بر اساس مدل مرحلهای و تدریجی طراحی شده است.روح حاکم بر متن؛ انتفاع، بازگشتپذیری و بیاعتمادیآجرلو: همه عبارتها، کلمات و ساختار متن فعلی بر اساس یک اصل مهم تنظیم شده است؛ بیاعتمادی نسبت به طرف مقابل. به همین دلیل مفاهیمی مانند انتفاع اقتصادی، اقدام در برابر اقدام، بازگشتپذیری تعهدات و اجرای مرحلهای توافق در متن جایگاه ویژهای دارند.در عین حال، در روند مذاکرات نیز بارها طرف آمریکایی ناچار به اصلاح مواضع خود شده و در موارد مختلف از خواستههای اولیه عقبنشینی کرده است. این مسئله در نسخههای مختلف متن قابل مشاهده است.ایران خود را محتاج مذاکره نشان نداده استفارس: برخی معتقدند ایران برای رسیدن به توافق عجله دارد. آیا چنین برداشتی درست است؟آجرلو: به هیچ وجه. رفتار جمهوری اسلامی در این مذاکرات به گونهای نبوده که طرف مقابل احساس کند ایران به هر قیمتی به دنبال توافق است.
ما در جنگ مقاومت کردیم و طبیعی است که هر توافق احتمالی نیز باید بازتابی از همین مقاومت و دستاوردها باشد. اگر توافقی عزت، منافع و امنیت ملی را تأمین نکند، صرف توافق بودن برای ما ارزش محسوب نمیشود. به اعتقاد من، هر توافقی الزاماً بهتر از عدم توافق نیست. توافق زمانی ارزشمند است که بتواند منافع واقعی کشور را تأمین کند.مذاکره بخشی از میدان نبرد است ما همچنان در چارچوب «جنگ و مذاکره همزمان» به تحولات نگاه میکنیم. اینگونه نیست که تصور کنیم با امضای یک تفاهم، همه تهدیدها پایان مییابد. مذاکرات باید به افزایش قدرت ملی، کاهش تهدیدات و تأمین منافع کشور کمک کند. همانطور که رئیس مجلس نیز اشاره کرده بود، برنده واقعی کسی است که برای مرحله بعدی نیز آمادگی داشته باشد. بنابراین حفظ آمادگی در عرصههای مختلف همچنان یک ضرورت راهبردی است.
20:06 - 13 خرداد 1405