از تازهترین آثار تا روایت هجمهها؛ تقابل شهید مطهری با جریان التقاط
علی مطهری در برنامه سپهر سیاست خبرگزاری فارس ضمن تبیین جدیدترین آثار منتشر شده و گزاره فکری شهید مطهری، از دلایل حمله متحجرین و روشنفکران به ایشان سخن گفت.
گروه سیاسی خبرگزاری فارس: منظومه فکری استاد شهید مطهری از آن رو از برجستگی خاصی برخوردار است که در عین نگاه روزآمد و امروزی به اسلام از دو مقوله تحجر و روشنفکری متمایز است.بدین معنی که استاد شهید برای تفسیر امروزی از اسلام به سراغ مکاتب فکری موجود نمیرفت و حتی مانند برخی شریعتیگرایان به صورت غیرمستقیم متأثر از مکاتب چپ و انتقادی نبود. خلوص در اندیشه و نگاه درون دینی وی بارزترین شاخصهای بود که امام (ره) با همه احتیاطهایی که در هنگام اظهارنظر لحاظ میکرد، اندیشه وی را در همه ابعاد سالم، قابل دفاع و قابلاستفاده میدانست.شهید مطهری در چند جبهه فکری ـ فلسفی به صورت همزمان مشغول مبارزه بود اما منطق مستحکم و سواد سرشار وی آرامش و منطقی مثالزدنی را بر وی حاکم میکرد. او هرگز در مقابل دگراندیشان از تحکم استفاده نمیکرد، هرگز از اظهارنظر مارکسیسمها و لیبرالها هراسان نبود زیرا منطق اسلام و فهم خود را به اندازهای عمیق و قابل دفاع میدانست که خود به دنبال میدان دادن به دگراندیشان بود.
برای اطلاع از جدیدترین آثار شهید مطهری و شناخت منظومه فکری ایشان با علی مطهری فرزند شهید مطهری و نائب رئیس سابق مجلس گفتگو کردهایم که در ادامه جزئیات آن آمده است: فارس: مهمترین و بارزترین گزارهٔ فکری شهیدمطهری از نظر شما چیست؟مطهری: مهمترین گزارهٔ فکری استاد مطهری در واقع معرفی اسلام بهعنوان راه سعادت و مکتبی است که قادر به ادارهٔ اجتماع است. در واقع، تلاش ایشان این بوده که نظامهای مختلف خانوادگی، نظام سیاسی، نظام اخلاقی، نظام اقتصادی، نظام جزایی اسلام را به جامعه معرفی بکنند و نشان بدهند که اسلام، مکتبی نیست که صرفاً چند پند و اندرز باشد و جنبهٔ فردی داشته باشد، بلکه مکتبی است که آمده جامعهٔ بشریت را اداره بکند.خُب، وقتی به آثار ایشان نگاه میکنید، میبینید که موضوعاتی که انتخاب شده، موضوعاتی است که در همهٔ زمانها مطرح است. مثلاً: نظام حقوق زن در اسلام، مسئلهٔ حجاب، اسلام و نیازهای زمان، خدمات متقابل اسلام و ایران ـ که دربارهٔ رابطهٔ اسلام و ایران بحث میکند و همیشه هم مطرح بوده ـ و عدل الهی، که یک سؤال همیشگی است برای انسانها؛ اینکه آیا با وجود اینهمه شروری که در این عالم هست، ما عدل الهی را چگونه باور بکنیم؟
حکمتِ توصیههای امام خمینی و رهبر معظم انقلاب به استفاده از آثار شهیدمطهری یعنی ایشان آثاری ننوشته که مثلاً برای دو ماه، سه ماه و اینها باشد؛ برای همیشه است. و خب، این یک ویژگی بسیار مهمی است. ما داریم میبینیم که بعد از نزدیک به پنجاه سال، همچنان این آثار مورد نیاز است و همچنان مورد اقبال مردم قرار دارد. و حکمتِ آن توصیههای مکرر امام خمینی و رهبر معظم انقلاب هم به استفاده از آثار ایشان، همین مطلب بوده. بههرحال، یک سرمایهٔ عظیمی است که ایشان بهجا گذاشتهاند. و امیدواریم که مردم ما از اینها استفاده کنند.فارس: جدیدترین اثری که از ایشان چاپ شده چیست؟مطهری: جدیدترین اثر، کتابی است به نام نکتههای منبر، که در واقع یادداشتهای ایشان است بر سخنرانیهای خودشان در محرم و صفرِ ۱۳۳۶ و ۱۳۳۷ شمسی. ایشان، خب، بالاخره قبل از سخنرانی همیشه یادداشتهایی داشتند. البته این یادداشتها از سطح یادداشت بالاتر است؛ یعنی خیلیهایش در حد یک مقاله است. و واقعاً مطالب جالبی دارد، مطالب بسیار متنوع و عمیقی دارد که منتشر شده.عرض کنم که البته یکی از این کتابها شاید همین امروز از چاپ خارج شود. و عجیب است که در همان سال ۳۶، شهید مطهری در سن ۳۸ سالگی یا ۳۹ سالگی بودند. و آدم وقتی میبیند که با این روانی و با این ـ عرض کنم که ـ عمقی مینویسد، تعجب میکند. در این سن، ایشان چنین قلم پُرمحتوایی داشته است. و من مطالعهٔ این کتاب را به همهٔ اقشار توصیه میکنم، چون یک نثر بسیار روانی دارد و به تعبیر امام خمینی، «برای عارف و عامی و فُرَحزا» است.
فارس: نگاه ایشان به دوگانهی «تحجر یا روشنفکری» چه بود؟ یعنی این دوگانه که مطرح میشود: یا متحجر باشی یا روشنفکر، آیا حد وسطی هم دارد؟مطهری: خب ایشان در همان کتاب اسلام و نیازهای زمان تقریباً به این موضوع پرداختند. ایشان میگوید که زمان، هم پیشرفت دارد و هم انحراف. با پیشرفت زمان باید هماهنگی کرد، همراهی کرد و با انحراف زمان باید مبارزه کرد. به صرف اینکه چون زمان جلو رفته، تحولات زمان تغییر کرده، پس ما هم باید خودمان را منطبق بر زمان کنیم، این درست نیست؛ چون ممکن است زمان، دارای انحراف هم باشد. و به صرف اینکه بگوییم بله، اصلاً هر چیزی که جدید است خوب نیست و نباید با هر چیزی که جدید است مبارزه بکنیم، این هم حرف درستی نیست.لذا ایشان با هر دو، در واقع، مقابله کرد. هم با افراط و هم با تفریط ایشان مقابله کرده. یعنی با پیشرفتهای زمان باید همراهی کرد، اما با انحرافات زمان باید مبارزه کرد. و در زندگی خودشان هم همینطور بود. تندروها و متحجرین به شهید مطهری حمله میکردندمیدانید، یک عدهای از تندروها و متحجرین، در واقع، به ایشان حمله میکردند که مثلاً در بحث حجاب شما کتاب نوشتید و خلاصه اعلام کردید که مثلاً وجه و کفین استثناست و میتواند بیرون باشد یا اینکه مثلاً حجاب منحصر به چادر نیست و ممکن است با غیر چادر هم بشود پوشش اسلامی داشت. آن موقع، خب، یک عده مخالف بودند و حمله میکردند به ایشان.
یا مثلاً دربارهی نهضت عاشورا، ایشان سخنرانی دارند دربارهی تحریفات در واقعهی تاریخی کربلا؛ برخی دروغهایی که دربارهی این حادثه گفته شده را ایشان برمیشمارند و میگویند اینها واقعیت ندارد. خب، یک عده به ایشان حمله میکردند که مثلاً چرا این حرفها را میزنید؟ حالا چه اشکال دارد یک چیزی باشد که اشک مردم را دربیاورد، حتی اگر دروغ باشد؟ این تیپها به ایشان حمله میکردند.از آن طرف هم، خب، مثلاً ایشان با آن گروههای مسلمانی که گرایشهای مارکسیستی داشتند ـ مثل مجاهدین خلق و دیگران که البته مجاهدین اصلاً اعلام کردند که ما مارکسیست شدهایم ـ به شدت مخالفت میکردند. یا با برخی افکار شریعتیگرایان. مثلاً ایشان میگفتند برخی از این افکار درست نیست. به ایشان حمله میکردند. خب میبینید که هر دو گروه، در واقع، با ایشان اصطکاکهایی داشتند. لذا ایشان، در واقع، آن راه راست خودش را میرفت؛ حالا کاری خیلی به خوشآمد و بدآمد دیگران نداشت.
23:22 - 11 اردیبهشت 1404