از ونیز تا غزه!

وقتی یک دوربین کوچک، مقابل هیاهوی بزرگ جنگ می‌ایستد!ونیز فقط شهر آب و قایق و پل ونیزی نیست؛ چند روزی است که در میان آن همه فرش قرمز و نور و دوربین، نام غزه هم شنیده می‌شود. نه برای یک خبر دیگر از جنگ. نه برای شمارش کشته‌ها و زخمی‌ها. این‌بار برای سینما.در جشنواره فیلم ونیز، خبر راه‌اندازی رسمی آکادمی سینمای غزه اعلام شد؛ آکادمی‌ای که قرار است به جوانان غزه، به‌خصوص زنان جوان، امکان یاد گرفتن فیلمسازی و ساختن فیلم بدهد.خبر، در نگاه اول، شاید یک خبر فرهنگی معمولی به نظر برسد. یک مدرسه سینما. چند کلاس. چند دوربین. چند فیلمساز جوان.اما غزه جای معمولی‌ای نیست که بشود خبرهایش را معمولی خواند.وقتی یک سرزمین سال‌ها از قاب دوربین دیگران دیده شده، اینکه آدم‌های همان سرزمین دوربین را دست بگیرند و خودشان حرف بزنند، اتفاق کوچکی نیست.سال‌هاست غزه در تلویزیون‌های دنیا دیده می‌شود؛ آوار، دود، بیمارستان، کودک، پدر، مادر، جنازه، آوارگی. تصویر پشت تصویر. خبر پشت خبر.اما کمتر کسی پرسیده است: خود مردم غزه اگر دوربین داشته باشند، چه چیزی را نشان می‌دهند؟شاید نشان بدهند که غزه فقط آن چیزی نیست که در اخبار می‌بینیم.شاید دوربینشان را ببرند سراغ مادری که هنوز برای بچه‌اش صبحانه درست می‌کند. سراغ دختری که با همه سختی‌ها می‌خواهد فیلمساز شود. سراغ پیرمردی که هنوز خاطرات خانه‌اش را به یاد دارد. سراغ کودکی که هنوز بازی کردن را بلد است.
جنگ، آدم‌ها را به عدد تبدیل می‌کند.سینما دوباره آنها را به آدم تبدیل می‌کند.ایده آکادمی سینمای غزه را دو فیلمساز فلسطینی، عزالدین شلح و می مصری دنبال کرده‌اند؛ دو سینماگری که می‌خواهند چیزی فراتر از یک کلاس درس بسازند: امکان ماندن، یاد گرفتن و روایت کردن.شلح که خود در غزه کارگردان و مدرس سینماست، پیش از این نیز در زمینه آموزش سینما و برگزاری جشنواره بین‌المللی فیلم زنان غزه فعالیت داشته است. حالا قرار است تجربه‌ای که از سال ۲۰۲۴ با «دوره دیپلم فیلمسازی غزه» شروع شد، شکل جدی‌تر و ماندگارتری پیدا کند.اولین دوره این برنامه در مارس ۲۰۲۶ با حضور ۲۵ زن جوان فلسطینی آغاز شد.بیست‌وپنج زن.عدد کوچکی است؛ مخصوصاً اگر آن را کنار اعداد بزرگ جنگ بگذاریم.اما تاریخ فرهنگ را همیشه عددهای بزرگ نمی‌سازند. گاهی یک نفر با یک قلم شروع می‌کند. یک نفر با یک دوربین. یک نفر با یک کتاب.و بعد، چیزی که قرار بود خاموش بماند، شروع می‌کند به حرف زدن.آکادمی حالا به دنبال ایجاد یک دوره دانشگاهی فیلمسازی با اعتبار رسمی دانشگاه آزاد القدس است؛ یعنی قرار است ماجرا از یک کارگاه و دوره آموزشی فراتر برود و برای تحصیل سینما در غزه یک مسیر واقعی ساخته شود.این قسمت ماجرا شاید از خود سینما هم مهم‌تر باشد.چون جنگ فقط خانه‌ها را خراب نمی‌کند. مدرسه را هم می‌زند. دانشگاه را هم. کتابخانه را هم. حافظه را هم.اگر بازسازی را فقط با سیمان و آجر تعریف کنیم، بخش بزرگی از واقعیت را ندیده‌ایم.یک جامعه برای دوباره ایستادن، به ساختمان نیاز دارد؛ اما به معلم، دانشجو، هنرمند، نویسنده و فیلمساز هم نیاز دارد.به آدم‌هایی که بگویند «ما هنوز هستیم.»
می مصری، فیلمساز شناخته‌شده فلسطینی و سازنده «۳۰۰۰ شب»، درباره حمایت از نسل جدید فیلمسازان غزه بر اهمیت بیان واقعیت، خاطره و رویاهای آنان تأکید کرده است.همین سه کلمه کافی است: واقعیت، خاطره، رویا.واقعیت یعنی آنچه بر آنها گذشته.خاطره یعنی آنچه نمی‌خواهند فراموش شود.و رویا یعنی چیزی که هنوز برای فردا دارند.شاید مهم‌ترین بخش ماجرا همین سومی باشد.آدمی که هنوز رویا دارد، تسلیم نشده است.آکادمی سینمای غزه از سوی چهره‌هایی مانند آنماری جاکیر، هیام عباس و صالح بکری حمایت شده و سینماگران و فعالانی از جهان عرب و اروپا نیز به آن پیوسته‌اند؛ از رامی یوسف و کوثر بن هنیه تا گرازیلا بیلدسهایم و علاء کرکوتی.آنها از جشنواره‌ها، دانشگاه‌ها، مؤسسات سینمایی، صندوق‌های فیلم و فیلمسازان جهان خواسته‌اند در این پروژه شریک شوند؛ دانش بدهند، تجربه منتقل کنند و فرصت حرفه‌ای بسازند.اما شاید چیزی که غزه بیش از همه به آن احتیاج دارد، همین باشد: فرصت.فرصت اینکه جوانی بتواند به جای اینکه فقط درباره‌اش حرف زده شود، خودش حرف بزند.فرصت اینکه یک دختر فلسطینی به جای اینکه همیشه در قاب خبرگزاری‌ها دیده شود، پشت همان دوربین بنشیند.فرصت اینکه روایت یک ملت، فقط از بیرون آن نوشته نشود.این ماجرا البته جنگ را متوقف نمی‌کند. آکادمی قرار نیست بمب‌ها را از آسمان برگرداند یا خانه‌های ویران را یک‌شبه آباد کند.اما فرهنگ همیشه کار دیگری می‌کند.فرهنگ می‌گوید:«هنوز تمام نشده‌ایم.»و سینما، در این میان، یک امتیاز ویژه دارد؛ می‌تواند چیزی را که امروز دیده‌ایم، برای فردا نگه دارد.
شاید سال‌ها بعد، وقتی خبرهای امروز از صفحه اول روزنامه‌ها پایین آمده باشند، وقتی بسیاری از نام‌ها و عددها در حافظه جهان کمرنگ شده باشند، یک فیلم باقی بماند.یک فیلم از غزه.ساخته‌شده توسط یک جوان غزه‌ای.نه درباره غزه از زبان دیگری؛بلکه از زبان خودش.و شاید آن روز، مهم‌ترین تصویر غزه نه دود باشد، نه آوار.یک دوربین باشد؛در دست‌های یک جوان.رو به آینده.
17:11 - 17 شهریور 1405

1 بازنشر1 واکنش
36٫9k بازدید