ای پاسخ گرامی امن یجیب ها...

امروز خبر این است: امامت به مهدی(عج) رسیده است.خبر کوتاه است، اما مگر می‌شود قرن‌ها انتظار را در یک جمله جا داد؟امام حسن عسکری(ع) که به شهادت رسیدند، دشمن خیال کرد شاید چراغ هم با صاحب چراغ خاموش شود. خیال خامی بود. آنها هنوز نفهمیده بودند امامت، شمعی نیست که با رفتن یک نفر تمام شود؛ رودخانه‌ای است که اگر سنگ هم سر راهش بگذاری، راه دیگری برای رسیدن به دریا پیدا می‌کند.مهدی آمد؛ البته نه آن‌گونه که مردم آمدن را می‌شناسند.آمد تا حجت خدا در زمین بی‌صاحب نماند؛ آمد تا رشته‌ای که از غدیر آغاز شده بود، پاره نشود؛ آمد تا وعده‌ای که پیامبر(ص) داده بود، در امتداد تاریخ زنده بماند.پیامبر(ص) فرموده بود:«إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ، کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی...»قرآن و عترت.و بعد فرمود:«لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّى یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ.»از هم جدا نمی‌شوند.این جمله را باید گذاشت وسط میز و درباره‌اش فکر کرد.اگر قرآن قرار است تا قیامت بماند، عترت پیامبر(ص) هم قرار نیست در میانه تاریخ گم شود. اگر هدایت ادامه دارد، راهنمای هدایت هم باید باشد.پس مسئله حضرت مهدی(عج)، مسئله یک افسانه برای روزهای سخت نیست.مسئله، امید سازمان‌یافته یک مکتب به آینده است.و چه چیزی برای دشمن خطرناک‌تر از ملتی که آینده دارد؟ملت بی‌آینده را می‌شود با چند خبر بد ترساند. می‌شود با چند شکست، ناامیدش کرد. می‌شود به او گفت «دیدید؟ نمی‌شود!» و کار را تمام‌شده دانست.اما ملت منتظر، یک «اما»ی بزرگ در آستین دارد.می‌گوید:هنوز تمام نشده.این «هنوز» را دست‌کم نگیریم.گاهی تاریخ را همین یک کلمه نجات داده است.مهدویت یعنی هنوز عدالت، آرزو نیست؛ مقصد است.
یعنی هنوز می‌شود به جهانی فکر کرد که در آن، مظلوم مجبور نیست برای مظلوم بودنش عذرخواهی کند.یعنی هنوز قرار نیست ظلم، آخرین فصل کتاب بشر باشد.و عید امامت مهدی(عج)، جشن همین امید است.اما یک نکته را نباید فراموش کرد.کسی که منتظر عدالت است، نمی‌تواند با ظلم رفیق باشد.کسی که منتظر آمدن منجی است، نباید خودش در برابر مسئولیت‌هایش غایب باشد.انتظار، صندلی کنار پنجره نیست.انتظار، ایستادن است.آماده ماندن است.ساختن است.دفاع کردن است.و از همه مهم‌تر، تسلیم نشدن است.امروز اگر دست به دعا بلند می‌کنیم و «یا مهدی» می‌گوییم، خوب است یک سؤال هم از خودمان بپرسیم:اگر امام زمان(عج) امام عدالت است، سهم ما از عدالت چیست؟اگر امام امید است، چرا باید بلندگوی یأس باشیم؟اگر او خواهد آمد تا جهان را از ظلم پاک کند، چرا ما باید به ظلم عادت کنیم؟اینها سؤال‌های کوچکی نیستند.بیعت، فقط دست دادن نیست.گاهی بیعت یعنی در روزگاری که همه راه کوتاه را پیشنهاد می‌کنند، تو راه درست را انتخاب کنی.یعنی وقتی گفتند «بی‌خیال»، تو بی‌خیال نشوی.وقتی گفتند «نمی‌شود»، تو دست از ساختن برنداری.وقتی گفتند «شب تمام نمی‌شود»، تو چراغت را روشن نگه داری.غدیر، آغاز همین راه بود.کربلا، بهای ماندن در این راه را نشان داد.و مهدویت، افق این راه است.سه واژه، سه فصل از یک حقیقت:شناخت، مقاومت، انتظار.امروز عید امامت مهدی(عج) است.پس تبریکش را فقط روی کاغذ ننویسیم.بگذاریم در رفتارمان دیده شود.در امیدمان.در شجاعت‌مان.در وفاداری‌مان.در اینکه هنوز، با وجود همه خبرهای بد، حاضر نیستیم خبر خوب ظهور عدالت را از تاریخ حذف کنیم.امروز چراغی به دست آخرین امام سپرده شده است.ما اما یک وظیفه بیشتر نداریم:چراغ را خاموش نکنیم.
در پایان، یادداشت را مزین می کنیم به شعری از بانوی شاعر، سرکار خانم نغمه مستشارنظامی که در آن، انتظار از یک واژه مذهبی فراتر می‌رود و به بغض مشترک چشم‌هایی تبدیل می‌شود که سال‌هاست رو به آسمان مانده‌اند.
ای پاسخ گرامی اَمّن یُجیب هاتعجیل کن به خاطر ِ ما ناشکیب هاچشم جهان به چشمه دستان سبز توستجاری شو از ورای فراز و نشیب هاتکلیف انتقام شهیدان به دوش کیست ؟خون مسیح مانده به روی صلیب ها !برخیز و بزم شب زدگان را به هم بزنای آشنا به ندبه و اشک غریب هاتعجیل کن به خاطر صدها هزار چشمای پاسخ گرامی اَمّن یُجیب ها
21:42 - 30 مرداد 1405

3 واکنش
45٫6k بازدید