طواف داغ بر مدار عشق
اَلسّلامُ عَلَیْکَ یا صاحِبَ الزَّمانِ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا خَلیفَةَ الرَّحْمانِ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا شَریکَ الْقُرْآنِ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا قاطِعَ الْبُرْهانِ . اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا إِمامَ الْإِنْسِ وَ الْجانِّ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ وَ عَلى آبائِکَ الطَّیِّبینَ ، وَ أَجْدادِکَ الطَّاهِرینَ الْمَعْصُومینَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکاتُهُ.
السلام علیک یا حسین بن علی...السلام علیک یا اباالفضل العباس...کربلا همیشه بلد است چگونه دل را بشکند...یک روز با تیر و نیزه،یک روز با اسارت،و یک روز با تصویر پدری که روبهروی حرم عباس ، زانوی ادب، زانوی غربت، ماتم و تمام آسمان را در چشمان خیس خویش جا داده است.آن پدر، فقط کنار یک ضریح دیده ماتم نگرفته بود؛کنار تمام داغهای تاریخ نشسته بود.انگار عباس(ع) از بلندای ایوان، دست بر شانهاش گذاشته بود و میگفت:«ای پدر داغدیده... خوش آمدی به خیمهی صبر. اینجا همه ما داغ فرزند دیدهایم؛ از علیاکبر حسین تا جوانان عاشورایی این روزگار.»چه رازی است در کربلا؟هرکس با داغ فرزند میآید، اول سراغ عباس را میگیرد؛چون عباس، ترجمان تمام پدرانی است که با بغضی فروخورده، امانت خدا را به خدا بازگرداندند.
و این سوی تصویر...تابوتهای ادب ، به رسم سلامی؛ قد کشیده اند.انگار پشت سرشان هزاران شهید ایستادهاند.انگار هر شهید، دستی بر شانه این نسل گذاشته و گفته است:«راه ما را ادامه دهید؛ راهی که از خیمه حسین گذشت و زیر علم عباس معنا شد.»بعد، تشییع آغاز میشود...اما مگر شهید را میشود تشییع کرد؟شهید، خودش تشییعکننده ماست؛ما را از غفلت تا بیداری، از خاک تا افلاک، از روزمرگی تا کربلا میبرد.تابوتها که حرکت کردند، زمین آرامتر قدم برداشت؛گویی خاک هم میدانست که امروز، مهمانان حسین(ع) را بدرقه میکند.چه زیباست این طواف عشق...یک سو حرم حسین؛قبلهی خون و آزادگی.یک سو حرم عباس؛مأمن وفا و غیرت.و میان این دو، کاروان شهیدان...گویی پروانههایی بودند که از میان آتش گذشتهاند تا خود را به شمع برسانند.بینالحرمین، دیگر فقط فاصله دو حرم نیست؛فاصلهای است میان عاشق و معشوق،میان خون و وفا،میان شهادت و ظهور.
و بعد...نماز در حرم سیدالشهدا...چه کسی میتواند در خانه کسی که نماز را با خون خود زنده کرد، به سجده برود و دلش نلرزد؟آنجا، هر سجده یک سلام است؛سلام به حسین،سلام به شهیدان،سلام به همه کسانی که قامتشان را برای حقیقت خم نکردند.و رهبر شهید...نامی که در میان این تصاویر، نه به عنوان پایان یک راه، که به عنوان ادامه یک عهد دیده میشود؛عهدی که از کربلا آغاز شد و با پرچم انتظار ادامه خواهد یافت.کربلا یک بار اتفاق نیفتاد...کربلا هر روز در دلهای عاشق تکرار میشود؛هرجا پدری برای فرزندش اشک ریخت،هرجا شهیدی بر دوش مردم رفت،هرجا دلی میان حرم حسین و عباس پر کشید.
مولای من...این اشکها را ببین...این طوافها را ببین...این دلهایی که هنوز میان گنبد حسین و علم عباس سرگرداناند...باشد که روزی، همین اشکها مقدمه دیدار باشد؛روزی که پرچم عدالت در دستان صاحبالزمان برافراشته شود.اللهم آمین با رب العالمینالسلام علیک یا ثارالله...السلام علیک یا قمر بنیهاشم...السلام علیک یا بقیةالله الأعظم...
10:37 - 17 تیر 1405