وقتی کشوری مانند ایران تشخیص دهد که حضور یا عبور ناوگان جنگی یا تجاری خاصی منافع ملی یا امنیت کشورش را به خطر میاندازد، حق قانونی دارد که دسترسی را محدود یا مسدود کند. این اقدام حاکمیت است.اما،در مقابل، اقدام نیروی دریایی آمریکا در توقیف کشتیها بدون حکم قضایی بینالمللی، بدون رعایت تشریفات حقوقی و صرفاً بر اساس ارادهی اجرایی (بخوانیم دستور ترامپ) مصداق بارز دزدی دریایی مدرن»و نقض صریح قوانین بینالملل است. بنابراین، معادلهی گشایش تنگه در برابر لغو محاصره، یک معادلهی ناعادلانه است؛ زیرا یک طرف در حال اجرای حق قانونی خود است و طرف دیگر در حال ارتکاب جرم.در بخش موقعیت استراتژی و نقش بابالمندب، مدیر مسئول محترم کیهان با هوشمندی خاص ارائه داده اند لایهی استدلال آن است .اگر آمریکا محاصره دریایی ایران را به بهانهی بستن تنگه هرمز توجیه کند، ایران نیز میتواند با استناد به همان منطق امنیت ملی و واکنش متقابل متناسب، از ظرفیتهای راهبردی دیگری مانند تنگه بابالمندب استفاده کند.حال چرا بابالمندب؟این تنگه شاهرگ حیاتی انرژی و تجارت جهان است. هرگونه اختلال در جریان کشتیهای متعلق به کشورهای همپیمان آمریکا (مانند کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس که در محاصره یا تحت فشار هستند) یا کشتیهای تحت پرچم کشورهای غربی، فشار اقتصادی معکوسی بر آنها وارد میکند.ضمنا، جبهه مقاومت در یمن و تجربه موفقیتآمیز آن در هدف قرار دادن کشتیهای مرتبط با جنگافروزان، نشان میدهد که ایران و متحدانش گزینههای متنوعی برای اعمال فشار دارند. این امر به ایران اهرم فشاری میدهد تا نشان دهد که محاصره دریایی آمریکا، یکطرفه نیست و هزینههای سنگینی برای زنجیره تأمین جهانی خواهد داشت.
21:30 - 6 خرداد 1405