صدای ایران از تریبون سازمان ملل؛ از زخم تا اقتدار

گاهی یک سخنرانی فقط مجموعه‌ای از واژه‌ها نیست؛ لحظه‌ای است که یک ملت، با تمام زخم‌ها، خشم‌ها، امیدها و آرزوهایش، پشت یک تریبون می‌ایستد. امروز در سازمان ملل، پزشکیان تلاش کرد چنین تصویری از ایران ارائه کند؛ تصویری از کشوری که در میانه جنگ ایستاده، زخمی است، اما سر فرود نیاورده است.از همان آغاز، وقتی تصویر رهبر ایران را نشان داد و از ترور او سخن گفت، مشخص بود قرار نیست سخنرانی صرفاً یک گزارش دیپلماتیک معمول باشد. پزشکیان می‌خواست روایت ایران از جنگ را مستقیماً در برابر نمایندگان جهان قرار دهد؛ روایتی که در آن ایران خود را آغازگر جنگ نمی‌داند، بلکه کشوری معرفی می‌کند که مورد حمله قرار گرفته و از خود دفاع کرده است.اما آنچه در کنار متن سخنرانی جلب توجه می‌کرد، زبان بدن و چهره پزشکیان بود.چهره‌ای آرام اما جدی؛ گاهی اندوهگین، گاهی خشمگین و گاهی با صلابتی آشکار. خشم در چهره دیده می‌شد، اما سخنرانی به فریاد تبدیل نشد. صدا در برخی لحظات اوج گرفت، اما رشته استدلال از دست نرفت. این ترکیبِ احساس و کنترل، خشم و عقلانیت، اندوه و اقتدار، بخش مهمی از پیام سخنرانی بود.و بعد، تصاویر کودکان میناب.وقتی تصاویر کودکان شهید میناب در صحن سازمان ملل به نمایش درآمد، جنگ از ادبیات موشک و قدرت نظامی خارج شد و به زبان انسان رسید. کودکی که باید پشت نیمکت مدرسه می‌نشست، دیگر یک عدد در جدول تلفات نبود؛ تصویر آینده‌ای بود که جنگ از آن گرفته شده بود.پزشکیان از لامرد نیز گفت؛ از کودکانی که در یک سالن ورزشی مشغول ورزش بودند و به گفته او، آن محل هدف بمباران قرار گرفت. او در کنار کودکان میناب، دانشمندان، زنان و دیگر قربانیان را نیز یاد کرد و تأکید کرد که ایران خود را قربانی تروریسم می‌داند، نه عامل آن.
این بخش از سخنرانی، از نظر ارتباطات سیاسی و انسانی، اهمیت ویژه‌ای داشت؛ زیرا گاهی یک تصویر، از صدها صفحه استدلال بلندتر سخن می‌گوید.اما پزشکیان در همان حال که از زخم‌های ایران گفت، سخنرانی را در مرز احساس متوقف نکرد.یکی از محوری‌ترین جملات او این بود:«برای دفاع از خود، از جنگ نمی‌ترسیم و برای صلح، از مذاکره نمی‌گریزیم.»و در ادامه:«ما آماده گفت‌وگو هستیم، اما زبان زور را نخواهیم پذیرفت.»این دو جمله تقریباً ستون فقرات سخنرانی را تشکیل می‌دادند؛ جنگ‌گریزی بدون ضعف، دفاع بدون تسلیم، و مذاکره بدون پذیرش تحمیل.در مسئله هسته‌ای نیز پزشکیان تلاش کرد بحث را از «بمب» به «استانداردهای دوگانه» منتقل کند. ایران، به گفته او، استفاده صلح‌آمیز از دانش هسته‌ای را حق خود می‌داند و خواستار اجرای یکسان قواعد بین‌المللی برای همه کشورهاست.اما شاید یکی از کوبنده‌ترین عبارت‌های سخنرانی همین بود:«بمب اتم در اسرائیل است، اما بازرسان در ایران!»پزشکیان با این عبارت، مسئله را در قالب یک پرسش درباره عدالت و اجرای یکسان قواعد بین‌المللی مطرح کرد؛ این‌که اگر قواعد بین‌المللی قرار است مبنای نظم جهانی باشند، چرا باید برای کشورها معیارهای متفاوتی اعمال شود؟ او همچنین بر این گزاره تأکید کرد که حقوق بین‌الملل نباید فقط زمانی اجرا شود که با منافع قدرت‌های بزرگ سازگار باشد.سپس سخنرانی از ایران عبور کرد و به یک پرسش بزرگ‌تر رسید:جهانی که فقط زبان قدرت را بفهمد، آیا می‌تواند امنیت پایدار بسازد؟پزشکیان گفت جهان بدون قدرت خطرناک است، اما جهانی که فقط زبان قدرت را بفهمد نیز به امنیت پایدار نخواهد رسید.
اینجا سخنرانی از دفاع از ایران به نقد یک مسئله بنیادی در روابط بین‌الملل رسید: آیا قدرت باید جای قانون را بگیرد یا قانون باید قدرت را مهار کند؟در موضوع تنگه هرمز نیز پیام روشن بود:«نمی‌توانیم بگذاریم همه از تنگه هرمز بهره ببرند اما ایران از آن محروم باشد.»هرمز در این سخنرانی فقط یک آبراه نبود؛ نمادی بود از امنیت منطقه، منافع اقتصادی، حاکمیت ملی و نقش کشورهای منطقه در تعیین سرنوشت امنیت خود.پزشکیان تأکید کرد امنیت پایدار را نمی‌توان با حضور قدرت‌های خارجی و منطق زور ساخت. از نگاه مطرح‌شده در سخنرانی، کشورهای منطقه یا باید امنیت را با یکدیگر بسازند یا ناامنی را با یکدیگر تحمل کنند.و در پایان، لحن سخنرانی بار دیگر سخت‌تر شد؛ جایی که پزشکیان تهدیدهای ترامپ را نشانه‌ای از «خوی قلدری و منطق زور» در عرصه بین‌الملل دانست و تأکید کرد چنین فشارهایی ایران را به عقب‌نشینی وادار نمی‌کند. در عین حال، همان‌جا دوباره بر آمادگی ایران برای دیپلماسی و گفت‌وگوی منطقی بر پایه احترام متقابل تأکید کرد.و شاید بتوان تمام این سخنرانی را در چند خط خلاصه کرد:ایران جنگ نمی‌خواهد، اما از جنگ نمی‌ترسد.ایران مذاکره می‌خواهد، اما با زبان زور مذاکره نمی‌کند.ایران صلح می‌خواهد، اما صلح بدون عزت و عدالت را نمی‌پذیرد.ایران قدرت می‌خواهد، اما قدرت را جای قانون نمی‌نشاند.امروز در سازمان ملل، یک بار دیگر مسئله ایران فقط در قالب پرونده هسته‌ای، تحریم یا مناقشه سیاسی مطرح نشد؛ از ایرانِ انسان‌ها، کودکان، مدرسه‌ها، دانشمندان، خانواده‌ها، امنیت، استقلال و آینده سخن گفته شد.
تصویر کودکان میناب، نام لامرد، تصویر رهبر ایران، سخن از جنگ، هرمز، دانش هسته‌ای، استانداردهای دوگانه، مذاکره و صلح، همه در یک روایت کنار هم قرار گرفتند.روایتی که می‌خواست بگوید:ایران زخمی است، اما شکسته نیست؛خشمگین است، اما از عقلانیت فاصله نگرفته؛مقتدر است، اما درِ گفت‌وگو را نبسته؛و صلح می‌خواهد، اما صلح را با تسلیم اشتباه نمی‌گیرد.شاید فلسفه اصلی این سخنرانی همین باشد:قدرت فقط توانایی جنگیدن نیست؛قدرت، توانایی ایستادن، سخن گفتن، استدلال کردن و در اوج اقتدار، همچنان راه صلح را باز گذاشتن است.و امروز صدایی از ایران در سازمان ملل شنیده شد که تلاش می‌کرد هم زخم ایران را نشان دهد، هم اقتدار ایران را؛ هم از کودک شهید بگوید و هم از حق دفاع؛ هم از صلح سخن بگوید و هم روشن کند که ملت ایران با زبان زور سخن نمی‌گوید و زبان زور را نیز نمی‌پذیرد.
22:35 - 1 مهر 1405