طبیب‌نماهایی که روی زخم نمک می‌پاشند

یادداشتی با انتقاد از مواضع محمدرضا تاجیک و جریان مدعی اصلاحات، رویکرد آنان در قبال جنگ و مقاومت ایران را وارونه‌نمایی واقعیت دانسته و تأکید می‌کند که مقصر دانستن ایران به جای آمریکا و رژیم صهیونیستی، چشم بستن بر واقعیت تجاوز و جنایت است.
محمدرضا تاجیک و هم‌قطاران مدعی اصلاحات، این روزها با وام‌گیری از تمثیل طنزآمیز «احمق‌های چلم» و بافتن ریسمان سوزان سانتاگ به نیچه، ردای اطبای سیاسی بر تن کرده و در یادداشتی با ادعای «لمس تراژدی»، گزاره‌هایی شگفت‌انگیز را تئوریزه کرده‌اند.وی با مشابه‌سازی ساختار تصمیم‌گیری کشور به شورای دانایان شهر چلم، مدعی شده‌اند که«ایرانیان ارتدکس‌مشرب (راست‌کیش) ایرانِ امروز» با انکار اصل بحران، پاک کردن صورت‌مسئله، خفه کردن صدای نخبگان و پناه بردن به جنگ‌طلبی، کشور را به سوی ویرانی می‌برند و ایستادگی ملت را نغمه‌ای ناجور و ساختن تراژدی می‌نامند.اما آقای تاجیک! پیش از آنکه با این ژست‌های آوانگارد ادبی، دلسوزان انقلاب و پاسداران این آب و خاک را به بی‌بصیری و ناآگاهی متهم کنید، بفرمایید شما و هم‌فکرانتان کجای این تراژدی ایستاده‌اید؟! نکند در تاریک‌خانه‌ توهمات غرب‌گرایانه‌ خود، فکر می‌کنید این ایران است که مدام نقض عهد می‌کند و نه آمریکا؟ یا گمان کرده‌اید این ایران است که جنگ، ترور و تحریم‌های فلج‌کننده را آغاز کرده و نه رژیم تروریست‌پرور ایالات متحده؟ نکند در این وارونگی شناختی، فکر کرده‌اید رئیس‌جمهور آمریکا را ما ترور کردیم و همزمان خون کودکان بی‌گناه در مدارس و بیمارستان‌ها را ما با بمباران‌های بی‌امان بر زمین ریخته‌ایم؟!
تراژدی واقعی و دهشتناک، ندیدن خنجر آخته‌ دشمن و مقصر دانستن مظلوم است. شما که روزگاری با ساده‌لوحی در برابر کدخدا، خسارت‌بارترین تصمیمات دیپلماتیک را برای کشور تئوریزه می‌کردید و خود معماران اصلی اعتماد بی‌جا به غرب بودید، اکنون که طشت رسوایی تمدن وحشی غرب از بام جهان افتاده، چشم بر حقیقت عریانِ قاتلان و دژخیمان بسته‌اید و باز هم ریشه‌ تمام مشکلات را در داخل و در مقاومت یک ملت جست‌وجو می‌کنید.شما در آغاز یادداشت خود از «چشم بصیر» سعدی شاهد می‌آورید تا ندیدن و تحلیل‌های وارونه‌تان را پشت ادبیات فاخر پنهان کنید؛ غافل از آنکه غبار سیاست‌بازی و خودباختگی، همان چشم ظاهربینتان را هم پوشانده است. شیخ اجل، سعدی شیرازی، گویی قرن‌ها پیش حال و روز امروز شما و هم‌قطارانتان را در مواجهه با حقیقت این‌گونه سروده است:حقیقت سرایی است آراسته هوی و هوس گرد برخاسته نبینی که جایی که برخاست گرد نبیند نظر گرچه بیناست مردآن‌کس که اسیر پیرنگِ حقارت‌پنداری و خودساخته‌ خویش است، شمایید که مقاومت شرافتمندانه‌ یک ملت در برابر گرگ‌های بین‌المللی را «تراژدی» می‌خوانید تا رد خونین دستان دژخیمان آمریکایی و صهیونیستی در پس واژه‌های پرطمطراق و ادعاهای روشنفکرانه پنهان بماند.
01:16 - 4 شهریور 1405

1 واکنش
1942 بازدید



1 پاسخ

تصویر نمایه‌ی ‌سیدمحسن کاظمی‌
@user17780652282329 دقیقه پیش
در پاسخ به
پرداختن به افکار یاتاقان زده امثال تاجیک و غیره که تعدادشان اندک و ناچیز است از اهمیت چندانی برخوردار نیست.این جماعت خر کیف در آرزوی ماچ کردن #ماتحن_ترامپ خواهند مُرد. حتی ترامپ آنها را لایق ماااچ کردن ماتحن خود نمیبیند.