حلقه مفقوده مدیریت عقلانی اعتراض در دانشگاه
به نظر میرسد آنچه در روزهای گذشته در برخی دانشگاهها رخ داد، آمیزهای از مطالبات طبیعی، هیجانات مقطعی و تلاش برخی جریانها برای بهرهبرداری سیاسی از فضای دانشگاه بود.
گروه سیاسی خبرگزاری فارس، کامران شیرازی: تحولات دانشجویی در هر کشوری بخشی طبیعی از پویایی اجتماعی و سیاسی آن جامعه است. دانشگاه همواره محل تلاقی ایدهها، اعتراضها و آرمانخواهی نسل جوان بوده و ایران نیز از این قاعده مستثنا نیست. تجمعات اخیر در برخی دانشگاهها را باید در همین چارچوب دید؛ رخدادهایی که هم ریشههای طبیعی در فضای جوانی و هیجان دارند و هم نشانههایی از اثرگذاری جریانهای بیرونی در آنها قابل مشاهده است.بخشی از حضور دانشجویان در این تجمعات را میتوان ناشی از اقتضائات سنی و فضای هیجانی جوانی دانست. دانشگاه محل شکلگیری هویت سیاسی و اجتماعی است و طبیعی است که برخی دانشجویان در این مسیر، اعتراض را بهعنوان ابزار بیان خود انتخاب کنند. این امر در ذات خود نه تهدید است و نه غیرمعمول؛ بلکه اگر در مسیر گفتوگو و نقد عقلانی هدایت شود، میتواند به رشد سیاسی جامعه نیز کمک کند.با این حال، شواهد میدانی و محتوای برخی شعارها نشان میدهد که همه ماجرا را نمیتوان صرفاً به هیجان جوانی تقلیل داد. البته در کنار بدنه دانشجویی، ردپای جریانات سازمانیافتهای دیده میشود که تلاش دارند از فضای دانشگاه بهعنوان سکوی برای رسیدن به اهداف خود استفاده کنند. نقش رسانههای فارسیزبان خارج از کشور در بازنمایی جهتدار این تجمعات و تلاش برای القای روایتهای خاص، مؤید همین مسئله است. این رسانهها معمولاً با برجستهسازی حاشیهها و نادیدهگرفتن اکثریت دانشجویان، سعی در القای تصویری بحرانزده از دانشگاه دارند.
در این میان، نمیتوان از نقش برخی اساتید نیز چشم پوشید؛ کسانی که به جای ایفای نقش علمی و تبیینی، گاه در جایگاه لیدری سیاسی ظاهر میشوند. دانشگاه زمانی میتواند محل تولید اندیشه باشد که استاد، تسهیلگر گفتوگو باشد نه فرمانده صفبندی سیاسی. تبدیل کلاس درس به پایگاهی برای تبیین آنچه معاندین میگویند، در نهایت به تضعیف شأن دانشگاه منجر میشود.یکی از نشانههای قابل تأمل در تجمعات اخیر، طرح شعارهایی در حمایت از پهلوی بود. چنین شعارهایی نشان میدهد بخشی از این طیف، آگاهی دقیقی از تاریخ معاصر ایران ندارد. کارنامه حکومت پهلوی، بهویژه در دوران محمدرضا شاه پهلوی، شامل محدودیتهای شدید سیاسی، سرکوب تشکلهای دانشجویی و وابستگی گسترده به قدرتهای خارجی بود؛ مسائلی که خود دانشگاهها از مهمترین قربانیان آن بودند. بنابراین طرح چنین شعارهایی بیشتر از آنکه بیانگر تحلیل تاریخی باشد، نشانه فاصله با مطالعه تاریخی است.از سوی دیگر، سطح برخی شعارها و فحاشیهایی که در این تجمعات شنیده شد، نه با فرهنگ دانشگاهی سازگار است و نه با شأن دانشجو. دانشگاه محل تضارب آراست، نه میدان تخلیه خشم با ادبیات هتاکانه. نکته مهم این است که اکثریت دانشجویان حتی آنان که منتقد وضع موجود هستند با این نوع رفتارهای فحاشانه زاویه دارند و خود را در این سطح از کنشگری تعریف نمیکنند. همین فاصله نشان میدهد بدنه دانشجویی، منطقیتر و مسئولانهتر از آن چیزی است که برخی تصاویر رسانهای القا میکنند.
در چنین فضایی، یکی از راهکارهای مؤثر برای مدیریت هیجانات و تبدیل اعتراض به گفتوگوی سازنده، تقویت کرسیهای آزاداندیشی در دانشگاههاست؛ موضوعی که بارها مورد تأکید رهبر معظم انقلاب قرار گرفته است. این کرسیها اگر واقعی، منظم و بدون ملاحظات سلیقهای برگزار شوند، میتوانند مسیر سیاستورزی دانشجویی را از خیابان و هیجان، به سمت استدلال و مناظره هدایت کنند.دانشگاه زمانی نقش تاریخی خود را ایفا میکند که هم امکان اعتراض درست و منطقی در شأن دانشگاه داشته باشد و هم ظرفیت گفتوگوی عقلانی. حذف هر کدام از این دو، یا دانشگاه را به فضای بیروح اداری تبدیل میکند. هنر حکمرانی دانشگاهی دقیقاً در حفظ این تعادل ظریف نهفته است؛ تعادلی که اگر درست مدیریت شود، دانشگاه نه کانون بحران بلکه موتور پیشرفت فکری جامعه خواهد بود.
16:08 - 5 اسفند 1404