شکست کومله و موساد در «عملیات بزرگ»
سال ۱۴۰۱ بود که نیروهای امنیتی کشور در یک عملیات پیچیده اطلاعاتی، موفق به شناسایی و انهدام یکی از شبکههای جاسوسی وابسته به موساد شدند، این شبکه که قصد انجام اقدامات خرابکارانه را داشت، پیش از هرگونه اقدام، به طور کامل متلاشی شد.
گروه سیاسی خبرگزاری فارس: سربازان گمنام امام زمان طی سالهای گذشته عملیاتهای موفق بسیاری را انجام دادهاند که نتیجه آن جلوگیری از تهدیدات جدی امنیتی، شناسایی و دستگیری شبکههای جاسوسی و تروریستی، خنثیسازی اقدامات خرابکارانه دشمنان و حفظ امنیت و آرامش داخلی کشور بوده است. آنها با تلاش و دقت بسیار، همواره در صیانت از منافع ملی و مقابله با تهدیدات مخفیانه و آشکار دشمنان ایران نقش بیبدیلی ایفا کردهاند.با توجه به اینکه پانزدهم ماه شعبان، مصادف با میلاد پر برکت منجی عالم بشریت، حضرت مهدی موعود (عج)، به عنوان روز سربازان گمنام امام زمان (عج) نامگذاری شده است در ادامه روایتی داریم از یک عملیات مهم سربازان گمنام امام زمان (عج) در وزارت اطلاعات، عملیاتی بسیار دقیق که موجب شد یک شکست سنگین به موساد و تروریست های تجزیه طلب تحمیل شود.نخستین روزهای مرداد ۱۴۰۱ بود، وزارت اطلاعات، در بیانیهای اعلام کرد که چند تروریست که در حال برنامهریزی برای انجام عملیات های خرابکارانه در کشور بودهاند، بازداشت شدند.
هنوز همه چیز روشن نشده بود، چند روز بعد، یعنی در پنجم مرداد، وزارت اطلاعات جزئیات بیشتری را منتشر و اعلام کرد که « این شبکه تروریستی، با همکاری گروهک تروریستی کومله، از اقلیم کردستان وارد ایران شده بود و بهدنبال انفجار یک مرکز صنایع حساس کشور بودند. اعضای تیم تروریستی با تجهیزات پیشرفته و مواد انفجاری برای تخریب این هدفها آماده شده بودند. با تلاش سربازان گمنام امام زمان (عجلالله تعالی فرجهالشریف)، تمامی اعضای این شبکه شناسایی و دستگیر شدند و تجهیزات آنان شامل بمبها، سلاحهای کمری، سیستمهای ارتباطی پیشرفته و اسناد جعلی ضبط شد. وزارت اطلاعات تأکید کرد که این تیم موفق به انجام عملیات خود نشد و پیش از هرگونه اقدام خرابکارانه، به دام افتادند.»
مدتی قبل بعد از دستگیری تروریستها پس از اعلام خبر دستگیری تروریستها، زنگ خطر در موساد به صدا در آمد. آنچه که برای ماهها برنامهریزی شده بود، در لحظهای حساس نابود شده بود. مهمترین سوال موساد این بود: چطور چنین ضربه سهمگینی خوردیم!؟ پس از آن و در عرض چند روز، موجی از تغییرات در موساد آغاز شد. ابتدا رئیس میز ایران، فردی که پنج سال این سمت را بر عهده داشت، برکنار شد. اما این پایان ماجرا نبود. همه اعضای کلیدی این بخش نیز کنار گذاشته شدند. چیزی در این شکست وجود داشت که تلآویو نمیتوانست نادیده بگیرد. این فقط یک عملیات لو رفته نبود، بلکه نشانهای از نفوذ عمیق اطلاعاتی ایران در قلب موساد بود. در تلاش برای کنترل اوضاع، رسانههای وابسته به رژیم صهیونیستی و برخی رسانههای غربی وارد میدان شدند. بیبیسی فارسی با انتشار گزارشهایی تلاش کرد این روایت را جا بیندازد که اصلاً چنین تروریستهایی وجود نداشتند. همزمان، ایران اینترنشنال، رسانهای که به حمایت رژیم صهیونیستی شناخته میشود، عبدالله مهتدی، سرکرده گروهک کوموله را به مصاحبه دعوت کرد. او در مقابل دوربین، با لحنی آرام اما مضطرب، ادعا کرد که ایران دروغ میگوید و بازداشتشدگان ارتباطی با موساد ندارند! اما کسی نمیتوانست این حقیقت را انکار کند که موساد، پس از این اتفاق، دست به تغییرات بیسابقهای در ساختار خود زد.
روایت ماجرا داستان از زمستان ۱۳۹۹ آغاز میشود، در دل سرزمینهای کوهستانی اقلیم کردستان عراق، جایی که گروهی از مردان در تاریکی گرد هم آمده بودند. نفسها سنگین و نگاهها مردد بود. در یکی از خانههای امن گروهک کومله، صدایی در فضا پیچید: «شما انتخاب شدهاید.» اما برای چه؟ هیچکس دقیقاً نمیدانست. فقط یک چیز مسلم بود؛ راهی برای بازگشت وجود ندارد. مأموریتی در کار بود، مأموریتی که فقط افراد خاصی از آن سر در میآوردند. این افراد باید آزمایش میشدند، غربال میشدند، و سپس آموزشهای ویژهای را پشت سر میگذاشتند. اما آموزش کجا؟ در اردوگاه نظامی کرکوک، جایی که مستشاران آمریکایی حضور داشتند؟ نه. مقصد واقعی جای دیگری بود، جایی که تنها عدهای خاص از آن خبر داشتند. چند هفته پیش از آن، در ساختمانی مخفی در تلآویو، طرحی بزرگ در حال شکلگیری بود. دیوید بارنیا، رئیس جدید موساد، نیاز به عملیاتی داشت که جایگاهش را در رأس سازمان تثبیت کند. او میخواست ضربهای بزند که جهان دربارهاش صحبت کند. هدف انتخاب شد: یک مرکز حساس صنعتی در اصفهان، جایی که ایران در تلاش بود تا تحریمهای غرب را با پیشرفتهای داخلی در صنعت هوایی دور بزند. اگر این مرکز از بین میرفت، ایران سالها به عقب رانده میشد. انفجاری مهیب، در روزی کاری، زمانی که بیشترین تعداد مهندسان و دانشمندان ایرانی در آن حضور داشتند.
اما برای این کار، نیاز به نیرویی بود که هم ناشناس باشد و هم به اندازه کافی برای انجام چنین مأموریتی آموزش دیده باشد. اینجا بود که گروهک کومله وارد صحنه شد. ارتباطات بین موساد و کومله سابقهای طولانی داشت. این همکاریها از زمان جنگ ایران و عراق، زمانی که صدام از این گروهک برای ضربه زدن به ایران استفاده میکرد، ادامه داشت و اکنون نیز موساد میخواست از همان شبکه برای اجرای یک نقشه جدید بهره ببرد. عبدالله مهتدی، سرکرده کومله، پس از دریافت پیام موساد، به سرعت تیمهای خود را سازماندهی کرد. افراد زبدهای از میان نیروهایش انتخاب و برای آموزشهای ویژه فراخوانده شدند. این افراد بابد به سرعت نه فقط از نظر نظامی، بلکه از نظر خرابکاری صنعتی و کار با مواد منفجره نیز آماده میشدند. موساد یک چیز را فراموش کرده بود این بود که ایران همیشه در سایهها نظارهگر است. در این ماجرا هم از همان ابتدا، فعالیتهای مشکوک در مرزهای غربی کشور را زیر نظر قرار گرفت. اطلاعاتی از نقل و انتقالات غیرعادی، تماسهای رمزگذاریشده و سفرهای مشکوک، کمکم پازل را کامل کرد. با آغاز تابستان ۱۴۰۱، تیمهای تروریستی که آموزشهای خود را پشت سر گذاشته بودند، آماده ورود به ایران شدند. نقشه، دقیق و حسابشده بود. ورود از مسیرهای مخفی، پنهان شدن در خانههای امن، حمل تجهیزات انفجاری و در نهایت اجرای عملیات در روز مقرر.
زمستان ۱۳۹۹- آغاز ارتباطات جاسوسیبه ماجرا بازگردیم، در زمستان ۱۳۹۹، وقتی جاسوسان اطلاعاتی میز ایران در موساد با عبدالله مهتدی، سرکرده گروهک تروریستی کومله، تماس گرفتند و از او خواستند که چند تیم چهار نفره از زبدهترین نیروهای گروهک را برای شرکت در آزمونهای پذیرش یک عملیات بزرگ معرفی کند. مهتدی، همراه با معاونش عبدالله آذربای، پس از بررسی و مشورت، فهرستی از تیمهای منتخب را به موساد ارائه داد.انتخاب نیروها و آغاز مسیر آموزشیدر یکی از جلسات داخلی گروه، اعضای انتخابشده فراخوانده شدند تا برای گذراندن دورهای تحت آموزش نظامی آمریکایی در کرکوک آماده شوند، هنوز اما مقصد نهایی مشخص نبود. در میان این افراد، شاخه عملیاتی محمد مسعود، مسئول آموزش محسن و وفا، برادرزاده عبدالله آذربای، حضور داشتند. نیروهای دیگر که انتخاب نشده بودند، بدون آگاهی از این روند، به فعالیتهای روزمره خود ادامه دادند و منتظر ماموریتهای بعدی ماندند.
حضور در دور آموزشی در قاره دیگر پس از مدتی، تیم منتخب به شهر سلیمانیه منتقل و در یک آپارتمان در منطقهای بالاشهر مستقر شد. این چهار نفر، که پیشتر عملیاتهای تروریستی متعددی را اجرا کرده بودند، این بار با ماموریتی کاملاً متفاوت مواجه شدند. آموزشهای ویژهای برای یک هدف دشوار در انتظارشان بود. مسیر انتقال آنها از سلیمانیه با خودرو آغاز شد، سپس با یک ون که آنها را به خانهای متروکه و تاریک برد، ادامه یافت. در آنجا، به زبان انگلیسی دستورات داده میشد و تنها چیزی که شنیده میشد، فرمانهای کوتاه و قاطع بود.پس از بازرسیهای اولیه و انجام بررسیهای امنیتی، تیم سوار بر هواپیمایی باریک و اختصاصی شد. آنها با چشمان بسته و هدفونهای مخصوص برای جلوگیری از شنیدن اطلاعات حساس، پروازی ۱۲ ساعته را تجربه کردند. در نهایت، مقصد مشخص شد؛ کشوری در قاره آفریقا.آفریقا سالهاست که به یکی از مراکز نفوذ موساد تبدیل شده. رژیم صهیونیستی با استفاده از جنگهای داخلی و درگیریهای قبیلهای، شبکهای مافیایی برای قاچاق الماس، عاج و دیگر اشیای گرانبها ایجاد کرده و از این طریق، پایگاههای جاسوسی و آموزشی خود را توسعه داده است.در یکی از این پایگاهها، تحت پوشش فعالیتهای تجاری، آموزشهای ویژهای برای نیروهای منتخب برگزار شد. این دوره تحت نظر ۲۰ افسر زبده موساد اجرا گردید و شامل آموزشهای نظامی، اطلاعاتی و سایبری پیشرفته بود.
دورههای آموزشی شامل مهارتهای تیراندازی، استفاده از ابزارهای کامپیوتری خاص و روشهای ارتباطات مخفی بود. آموزشهای امنیت سایبری شامل کار با سیستمهای پیشرفته مانند "ویندوز قرمز" و ابزارهای جاسوسی پیشرفته انجام میشد. نیروها یاد گرفتند چگونه با استفاده از تجهیزات خاص، ارتباطات ایمن برقرار کنند و اطلاعات حساس را مخفیانه انتقال دهند. ابزارهای جاسازیشده در اشیای روزمره مانند عطرها و مموری کارتها نیز بخشی از آموزشها بود.در بخش پایانی آموزشها، نحوه استفاده از تلفنهای ماهوارهای، روشهای تغییر هویت از طریق گریم و نحوه استتار در محیطهای مختلف به تروریستها آموزش داده شد. آنها برای اجرای ماموریتهای آتی تحت نظارت دقیق افسران موساد قرار داشتند و موظف بودند مهارتهای جدید خود را در سناریوهای عملیاتی تمرین کنند.در خلال دورههای آموزشی تروریستی، برای تروریست ها کارت ملی جعلی آماده شد. به تروریست ها همچنین آموزش هایی برای تغییر اثر انگشت و تغییر و گریم چهره داده شد، بهطوری که حتی در صورت ثبت تصویر صورت آنها، امکان شناساییشان از طریق انگشتان نیز وجود نداشت. یکی دیگر از بخشهای این دوره، آموزش تخصصی تیراندازی در شرایط مختلف بود. تروریستها آموزشهای خود را با استفاده از اسلحهای کمری، ساخت اتریش، میدیدند. این سلاح از کارآمدترین سلاحهای کمری در سطح جهان است و در بیش از ۴۸ کشور مورد استفاده قرار میگیرد. در کنار این، استفاده از تجهیزات مادون قرمز و لیزری برای نشانهگیری در نسخه تاکتیکی این سلاح به آنان آموزش داده شد.
انتقال تروریستها به اوگاندا در ادامه، تروریستها به یک اردوگاه آموزشی دیگر در رواندا منتقل شدند. این اردوگاه شبیه به یک پادگان نظامی بود و در آنجا آموزشهای عملی صورت میگرفت. آنها در این دوره با ماکتهایی دقیقاً مشابه کارخانهای که در اصفهان بود، آشنا شدند که طراحی و شبیهسازی دقیق آن از نقشههای ماهوارهای انجام شده بود. این شبیهسازی بهگونهای بود که تمامی اجزای کارخانه شامل دستگاهها، توالتها، جای نگهبانی و حتی خیابانها در مقیاس واقعی ساخته شده بودند.در طول این دوره، تروریستها بیش از ۷۰ بار عملیات را در این ماکتها تمرین میکردند. هدف این بود که بتوانند عملیاتهای خرابکارانه را با دقت و بدون اشتباه انجام دهند. یکی از مراحل اصلی این عملیات کنترل آژیر خطر و درهای اتوماتیک کارخانه بود. تروریستها همچنین باید روشهای ورود و خروج به کارخانه را بهطور کامل فرا می گرفتند و در نهایت، با استفاده از تکنولوژیهای جدید، بمبگذاریهایی در نقاط مختلف کارخانه انجام میدادند. این بمبها با استفاده از تکنولوژیهای پیشرفته قادر بودند انفجارهایی به شدت ویرانگر بهوجود آورند که میتوانستند کل کارخانه و محیط اطراف را نابود کنند.بعد از پایان این مرحله از آموزشها، تروریستها با استفاده از بمبهای کوچک آهنربایی و مواد شیمیایی خاص، تجهیزات و اسناد باقیمانده را بهطور کامل نابود میکردند. این تجهیزات با استفاده از اسپری خاصی که در آن زمان در دسترس بود، به شکل یک توده بیهویت و غیرقابل شناسایی درمیآمدند.
بازگشت به اقلیم کردستان بعد از پایان آموزشها، چهار تروریست به اقلیم کردستان بازگشتند تا برای عملیات آماده شوند. در همین زمان، در موساد تغییرات مهمی در ساختار عملیاتی رخ داد. فرشاد، مسئول تیم عملیاتی که پیش از این در راس قرار داشت، کنار گذاشته شد و بهراد، یک افسر اطلاعاتی با نام اسرائیلی، جایگزین او شد. بهراد مسئول جدید تیم و هدایتگر عملیاتهای حساس بود.
دیدار تروریستها با رئیس موساد در بهار ۱۴۰۱، تروریستها به تانزانیا رفتند، جایی که آخرین مرحله از آموزشها در آنجا برگزار شد. در این دوره، متوجه حضور یک مهمان ویژه شدند؛ شخصی که به تازگی به ریاست موساد رسیده بود و به پایگاه آموزشی آمده بود تا به تروریستها روحیه بدهد و آنان را برای موفقیت در عملیاتهای آینده آماده کند.رئیس جدید موساد با حضور خود در این اردوگاه آموزشی، به تروریستها اطمینان داد که در عملیات بزرگی که علیه ایران طراحی شده، به موفقیت خواهند رسید. این عملیات به نام "عملیات بزرگ" شناخته میشد.در این دوره، تغییرات جدیدی در روشهای اجرایی عملیاتها اعمال شد. عملیاتها و تاکتیکهای قبلی تغییراتی جزئی پیدا کرده بودند، از جمله تغییر در روش حمل و نقل و کنترل بمبها. در حالی که در عملیاتهای پیشین، تروریستها با استفاده از تایمرهای اتوماتیک و کنترل دستی بمبها را فعال میکردند، در این مرحله، سیستم جدیدی معرفی شد که استفاده از باتری و روتر میکروتیک کوچک برای کنترل از راه دور بمبها را ممکن میساخت. با این سیستم جدید، تروریستها میتوانستند از طریق اینترنت و با استفاده از یک گوشی، زمان فعالسازی بمبها را تنظیم کنند.
انتقال تروریستها به ایران در ادامه عملیات تروریستی، هماهنگیهای لازم برای انتقال گروه به ایران توسط آزاد در اقلیم کردستان و فردی به نام امید در غرب ایران صورت گرفت. آزاد، که مسئولیت انتقال چهار تروریست را به مرز ایران بر عهده داشت، با بهرهبرداری از کولبرها، این تروریستها را از پیچ و خمهای کوهستانی به داخل ایران منتقل کرد. کولبرهایی که بهطور ناآگاهانه در این مسیر دخالت داشتند، بیشتر توسط سرکردگان قاچاقچی که آنها را هدایت میکردند، مورد سوءاستفاده قرار میگرفتند. یکی از شیوههای رایج این سوءاستفادهها، قاچاق کالاهای غیرقانونی مانند سلاح یا تجهیزات بمب برای گروههای تروریستی بود. در این عملیات، به جای کالا، خود تروریستها با راهنمایی کولبرها وارد ایران شدند.
آزاد این چهار نفر را به همراه وسایل شخصیشان که شامل کارت ملی جعلی و کارتهای بانکی برای فریب نیروهای امنیتی بود، از مرز عبور داد. کارتهای ملی جعلشده بهگونهای طراحی شده بودند که در صورت استعلام، اطلاعات آنها مشابه اطلاعات واقعی شهروندان به نظر میرسید. همچنین، کارتهای بانکی جعلی برای تقویت هویت تروریستها در نظر گرفته شده بود تا در صورت مواجهه با نیروهای مرزبانی ایران، هویت آنان قابلقبول به نظر برسد.پس از عبور از مرز و تحویل وسایل به امید، این چهار نفر به خانه امن منتقل شدند. در روز بعد، طبق دستور موساد، این چهار تروریست به دو گروه تقسیم شدند. گروه اول مستقیماً به اصفهان رفت، در حالی که گروه دوم ابتدا به همدان و سپس به اصفهان راهی شد. هدف از این تقسیمبندی این بود که عملیات بهطور هماهنگ و بدون شواهد مشکوک انجام شود.
در اصفهان، تروریستها باید خودروهایی برای تردد دریافت میکردند. این خودروها توسط یکی از پشتیبانهای عملیات که بهطور ظاهری خود را بهعنوان فردی که خودروهای اجارهای برای جهانگردان خارجی تهیه میکند معرفی کرده بود، فراهم شده بود. این فرد، که یک خانه را برای تروریستها اجاره کرده بود، کلید خانه را بهطور غیرمستقیم به تروریستها تحویل داد. پس از تحویل خانه، تروریستها باید خودروهایی که در پارکینگهای شهر در اختیار پشتیبان بعدی قرار داده شده بود، تحویل میگرفتند.در مراحل بعدی، تروریستها از گوشیهای تلفن همراه جداگانه استفاده میکردند که برای ارتباطات در شب عملیات تنظیم شده بود. این گوشیها نرمافزارهایی را برای ارتباطات امن داشتند و سیمکارتهای مخصوصی در آنها قرار داده شده بود. پشتیبانی که این گوشیها را تحویل داده بود، کاملاً با افسران موساد هماهنگ بود، در حالی که سایر افراد که خانه و خودرو را تأمین کرده بودند، از ارتباط تروریستها با موساد بیاطلاع بودند و فقط به امید دریافت پول برای همکاری در این عملیاتها دست به اقدامات غیرقانونی زده بودند.
شکست عملیات بزرگ موساد در مراحل پایانی عملیات، تروریستها که در شهر اصفهان مستقر بودند، آماده بودند تا بمبهای خود را در مراکز حساس صنعتی کارگذاری کنند. این بمبها با هدف انفجار در زمان مشخصی فعال میشدند، اما طبق پیشبینیهای موساد، به دلیل نفوذ اطلاعاتی ایران، عملیات بهطور کامل کشف شد.وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران، بهویژه بخش سربازان گمنام امام زمان، با رصد دقیق و مدیریت استراتژیک، شبکه جاسوسی موساد را شناسایی کرده و آن را در یک عملیات پیچیده دستگیر کرد. این اقدام نه تنها جلوی حملات تروریستی موساد را گرفت، بلکه زمینهساز افشای و شکست بزرگتری در ساختارهای اطلاعاتی رژیم صهیونیستی شد.در نهایت عملیات موساد تحت عنوان "عملیات بزرگ" در ایران با شکست مواجه شد و این شکست نه تنها به از دست دادن چهار تروریست و تیمهای پشتیبانی منجر شد، بلکه ضربهای سنگین به اعتبار و عملکرد سازمان اطلاعاتی موساد وارد کرد. با اعلام شکست عملیات و کشف شبکه جاسوسی موساد، رسانههای غربی و بهویژه شبکههای مانند بیبیسی فارسی و ایران اینترنشنال تلاش کردند تا این پیروزی را کمرنگ کرده و اخبار را محو کنند، اما این حقیقت که در جریان این عملیات، ایران موفق به کشف و خنثیسازی تهدیدات موساد شد، بهطور گسترده در رسانهها انتشار یافت.
پس از این شکست، دیوید بارنیا، رئیس موساد، مجبور شد مسئولان ارشد "میز ایران" در موساد را برکنار کند، اقدامی که نشاندهنده بحران در دل سازمان اطلاعاتی رژیم صهیونیستی بود. این شکست تنها یک ناکامی اطلاعاتی نبود، بلکه یک رخنه جدی در امنیت موساد و بهطور کلی رژیم صهیونیستی بود که موجب نگرانیهای بیشتری در زمینه عملیاتهای آتی و تأثیرات آنها بر آینده رژیم صهیونیستی شد.
این عملیات، بهویژه شکست آن، برای جمهوری اسلامی ایران نه تنها یک پیروزی استراتژیک بزرگ به حساب میآید، بلکه بهعنوان دلیلی برای نشان دادن نفوذ و قدرت اطلاعاتی ایران در مقابل یک سازمان جاسوسی قدرتمند جهانی همچون موساد، شناخته میشود.ناگفته مهم امنیتی درباره «عملیات بزرگ» مهدی جهانتیغی در یادداشتی مینویسد که پروژه ضدامنیتی اصفهان، پروژه شخصی رئیس فعلی موساد یعنی دیوید بارنیا محسوب میشود. دیوید بارنیا تلاش کرده بود که پروژه «عملیات بزرگ» را نماد کارنامه خود در برابر ایران تبدیل کند. او به همین دلیل برای راهبری این عملیات یکی از نزدیکان خود را انتخاب میکند که فرآیند شروع تا پایان عملیات را به صورت مستمر و قابل دسترستر به او گزارش کند. آنقدر این پروژه برای بارنیا اهمیت داشته و آنقدر به موفقیت و جوانب عملیات اطمینان داشته که حتی در اقدامی غیرمتعارف با تیم اجرایی عملیاتی به صورت حضوری دیدار میکند و شخصا تلاش میکند به آنها انگیزه و مطالبات و ملاحظات خود را منعکس کند.او ادامه می دهد رئیس موساد برای این پرونده در انتخاب نیرو سختیگری قابل تاملی میکند و از آنطرف در ارائه آموزش و امکانات فراتر از دیگر تیم های عملیاتی عمل میکند. سربسته آنکه دیوید بارنیا به نتانیاهو اطمینان داده بود که در همان ماه اول ریاستش خبر بزرگی از ایران برای او خواهد آورد.
13:26 - 27 بهمن 1403