ارتباط آیین حمل مشعل المپیک با جوامع مخفی
جایگذاری مشعل المپیک بهعنوان یک رویداد تشریفاتی که در آن مردم از طبقات مختلف اجتماعی مشعل المپیک را در سراسر کشور میزبان میگردانند، مخصوصاً برای کسانی که این سنّت را ابداع نمودند حرکتی نمادین محسوب میشود.در اسطورهشناسی یونان، مشعلدار اصلی «پرومتئوس» بود. پرومته یا پرومتئوس (به یونانی: Προμηθεύς به انگلیسی: Prometheus) یکی از تیتانها و خدایگانی است که آتش را از دیگر خدایان ربود و به انسانها داد. مردم باستان آتش را بارقهی کوچکی از خورشید میدانستند که بهنوعی مظهر مادی خدا بود. بنابراین پرومتئوس با آوردن آتش، انسانها را در تمام ویژگیهای «الهی» سهیم نمود و حتی به انسانها اجازه داد آرزوی خدا بودن را در سر بپرورانند.به همین دلیل پرومتئوس از احترام ویژهای در جوامع مخفی برخوردار است، چرا که افسانهی او نشاندهندهی افق نهایی فلسفه و اهداف مکاتب سرّی است: «عروج به الوهیت و ابدیت از طریق راههای غیرالهی»!در آموزههای سرّی، عمل «حمل مشعل» نماد آگاهی انسان از وجود بارقهی الهی در خود و نمایانگر اشتیاق او برای نایل شدن به مقام خدایی است. بهطور خلاصه این همان هستهی مرکزی فلسفهی نخبگان جهان است که بهشدت تحت تاثیر آموزههای هرمسی فراماسونری، تصوفگرایان و فلسفه اشراق است. از اینرو مشعل روشنگر پرومتئوس اغلب در نمادگرایی مخفی نخبگان استفاده میشود.
اسطوره پرومتئوس از بسیاری جهات به افسانهی لوسیفر (شیطان) شباهت دارد. نامی که در لاتین به معنای «آورنده نور»، «مشعلدار» یا «روشنیبخش» است. زیرا او با نزول خود از بهشت به زمین، نور آگاهی و دانش را نیز بههمراه آورد! و بههمین جهت در آموزههای سرّی از او بهعنوان «آورندهی روشنی ستاره صبح» که همان عقلگرایی و روشنگری است، شناخته میشود!!از آنجا که مشعل روشنگری نمایانگر نخبگان است، آیا حضور آن بهطور آشکار در مراسم افتتاحیهی عظیمترین رویداد ورزشی جهان عجیب است؟المپیک هااولین جایگذاری مشعل المپیک در سال 1936 در برلین و در زمان رژیم نازی برگزار شد.علیرغم این حقیقت که هیتلر سازمانهای فراماسونری را از آلمان اخراج نمود (در ظاهر او آنها را خدمتگزار یهودیان میدانست)، اما رژیم او از این جوامع مخفی الهام میگرفت و به سمت عقاید آنان گرایش داشت! او برای نمادگرایی و تأسیس جوامع مخفی ارزش بسیاری قائل بود. هرمن روشنینگ در کتاب «از زبان هیتلر» آورده است:
«همهی آن بهاصطلاح پلیدیها، اسکلتها و سرهای مردگان، تابوتها و اسرار، همه فقط به درد ترساندن کودکان میخورند. اما تنها یک موضوع خطرناک وجود دارد که من از آنها الگوبرداری میکنم. آنها در خود نوعی اصالت و نجابت مقدس دارند. آنها یک خط مشی سرّی را برای خود ایجاد کردهاند که نهتنها بهخوبی اجرا شده، بلکه این رویکرد از طریق نمادها و اسرار به مرحلهی ظهور درآمده است. سلسله مراتب سازمانی و آئینهای نمادین ورود به تشکیلات که میتوان گفت بدون تکیه بر نیروی فکر و تنها از طریق کار بر روی تصور و جادوگری و نمادهای یک آیین عمل میکنند. همهی این موضوعات دارای عنصری خطرناک میباشند، عنصری که من به آن غلبه کردهام. آیا شما نمیدانید که حزب ما باید آن ویژگی را داشته باشد…؟ نظم، که باید وجود داشته باشد – نظم و سلسله مراتب روحانیت سکولار و ضددینی … ما یا فراماسونها یا کلیسا -. تنها یک نفر پیروز این میدان است و نه بیشتر… ما قویترین هستیم و دو گروه دیگر را شکست خواهیم داد. حزب نازی بهشدت تحت تأثیر عرفان و تصوف آلمانی قرار داشت. چند عضو این حزب بخشی از جامعه نروژ بودند. یک جامعهی مخفی که در مونیخ تأسیس شده بود. برخلاف تفاوتهای ظاهری با دیگر جوامع مخفی مانند فراماسونری، در نهایت تمامی آموزههای درونی این جوامع یکسان هستند.»از آنجا که تفکرات سرّی یکسانند، جایگزاری مشعل بخشی از سنّت المپیک شد. بنابراین هر چهار سال یکبار تمام کشورها گرد هم میآیند و دست به دست شدن مشعل پرومتئوس را جشن میگیرند! مشعلی که تنها باید بهوسیلهی منبع اصلی یعنی خورشید -همان نماد الوهیت– روشن گردد.
اکثر مردمی که در این مراسم شرکت دارند ازجمله کسانی که مشعل را حمل میکنند از مفهوم سرّی این رویداد آگاهی ندارند، بنابراین حمل این مشعل بهعنوان یک مثال برجسته از مناسک و فلسفهی نخبگان است که توسط انبوه مردم متحیر و ناآگاه جشن گرفته میشود!مردم یکبار دیگر لوسیفر مشعلدار خود را تشویق میکنند و غفلت و ناآگاهی خود را جشن میگیرند!!لندن 2012: جایگذاری مشعل المپیک چیست؟چه شد که بازیهای المپیک مراسم آیینی حمل مشعل را در خود جای داد؟تلقی و درک از جایگذاری مشعل این است که میتوان آن را نوعی بازآفرینی رسم یونانیان باستان دانست. در واقع این یک رسم در المپیک مدرن است که از بازیهای تابستان 1936 در برلین و بازیهای زمستان 1952 در اسلو آغاز شد، اما ایدهی آن از افسانههای دلربای یونانی در حدود قرون پنجم و ششم پیش از میلاد نشأت میگیرد.بر اساس افسانهها، پرومتئوس یک خدای دوستدار بشر بود که آتش، عنصر مقدس را ربود و آن را به دور از دید زئوس، پدر خدایان، به انسان بخشید.یونانیان باستان مسابقات lampadedromia (مسابقات دو مشعل) را برگزار میکردند که در آن تیم برنده یک شعلهی مقدس را شاید بهعنوان بخشی از آیین پرستش پرومتئوس و مخالفت او با خدایان برای بخشش دانش به فانیان روشن مینمود. این جایگذاری مدرن توافقی است با راهبان پاکدامن روشنکنندهی مشعل و تمدن رقیب روم. این مراسم همچنین روح صلح مقدس را سوگند میدهد. صلحی که در سراسر یونان باستان پیش از مسابقات المپیک ایجاد شد و بهواسطهی دوندگان به تمام کشور رسانده شد.
در سال 1928 در بازیهای المپیک آمستردام این مشعل روشن شد. اما از سال 1936 بود که مراسم با مشعل به دستور رژیم نازی شکل تازهای به خود گرفت. در المپیا مشعلی با استفاده از نور خورشید و آینهای خاص روشن شد و توسط دوندگان از بلغارستان، یوگوسلاوی، مجارستان، اطریش و چکسلواکی –کشورهایی که بعداً در قلمرو نازی قرار گرفتند- به برلین برده شد. آتش نماد رژیم هیتلر و مشخصهی آن حرکت دستهجمعی برای مشعل بود. هدف رهبری ایجاد ارتباطی مستقیم با تمدن باستان بود.آنها خواستار پلی نمادین میان یونان باستان و آلمان کنونی بودند. نور نماد پاکی است. نور خیرهکننده، پاک، سفید و درخشنده یونان باستان بود که به افسانه آریایی راه یافت. آدولف هیتلر لنی ریفنشتال فیلمساز را برای به تصویر کشیدن این افسانه و ساخت مستندی دربارهی این رویداد در فیلم المپیا در سال 1938 برگزید.پس از جنگ برای مسابقات لندن در سال 1948 برگزارکنندگان مسابقه ایدهی حمل مشعل را پذیرفتند. جدا از دورههای سخت و تلخ، مشعل در طول مسیر مورد استقبال انبوه مردم قرار میگرفت. از آن زمان به بعد، مشعل لحظات خوبی را به خود دیده است.منبع: اندیشکده مطالعات یهود#اینترنت #اینترنت_بین_الملل #آمریکا #صهیونیزم_و_ورزش#یهود_و_ورزش 21:41 - 8 خرداد 1405