گزارش تحلیلی درباره ضرورت افزایش سقف تعداد سیم‌کارت به نام اشخاص حقیقی

در سال‌های اخیر، سیم‌کارت از یک ابزار ساده برای تماس تلفنی و ارسال پیامک فراتر رفته و به یکی از زیرساخت‌های اصلی ارتباطی، اقتصادی، تجاری و حتی هویتی افراد تبدیل شده است. بسیاری از خدمات روزمره، از بانکداری و خرید اینترنتی گرفته تا مدیریت کسب‌وکار، بازاریابی، دستگاه‌های کارت‌خوان، مودم‌های همراه، سامانه‌های احراز هویت، خدمات پشتیبانی و ارتباط با مشتریان، وابستگی مستقیم به سیم‌کارت دارند.با وجود این تغییرات گسترده، همچنان سقف تعداد سیم‌کارت‌هایی که یک شخص حقیقی می‌تواند به نام خود ثبت کند، محدود به ۱۰ عدد است. این عدد در گذشته شاید پاسخگوی نیازهای عمومی و شخصی افراد بوده، اما در شرایط فعلی، به‌ویژه برای صاحبان کسب‌وکارهای کوچک و متوسط، فعالان بازاریابی، فروشندگان، فریلنسرها، مدیران فروش، دارندگان چند دستگاه پوز، کاربران مودم‌های همراه و افراد فعال در حوزه خدمات دیجیتال، محدودیتی جدی ایجاد کرده است.بر همین اساس، به نظر می‌رسد بازنگری در سقف فعلی و افزایش آن به بیش از ۲۰ سیم‌کارت برای هر فرد، یک ضرورت منطقی، اقتصادی و اجتماعی باشد؛ البته این افزایش باید همراه با سازوکارهای نظارتی، احراز هویت دقیق و مدیریت مسئولانه انجام شود.

۱. تغییر نقش سیم‌کارت در زندگی و کسب‌وکار امروز

در گذشته، سیم‌کارت عمدتاً برای ارتباط شخصی استفاده می‌شد. هر فرد معمولاً یک یا دو شماره تلفن همراه داشت و نیاز گسترده‌ای به تعداد بالای سیم‌کارت وجود نداشت. اما امروز سیم‌کارت کارکردهای بسیار متنوعی پیدا کرده است.بسیاری از فعالیت‌های اقتصادی و خدماتی به شماره تلفن همراه وابسته شده‌اند. ثبت‌نام در سامانه‌ها، دریافت رمز پویا، اتصال دستگاه‌های پوز، استفاده از اینترنت همراه، مدیریت شبکه‌های اجتماعی، ارتباط با مشتریان، تبلیغات پیامکی، پشتیبانی فروش، فعالیت در پلتفرم‌های آنلاین و حتی برخی تجهیزات هوشمند، همگی نیازمند سیم‌کارت هستند.بنابراین، دیگر نمی‌توان سیم‌کارت را صرفاً یک ابزار تماس دانست. سیم‌کارت امروز بخشی از هویت دیجیتال، زیرساخت ارتباطی و ابزار کاری افراد است. به همین دلیل، محدودیت ۱۰ عددی در بسیاری از موارد با نیازهای واقعی جامعه و کسب‌وکارها همخوانی ندارد.

۲. ناکافی بودن سقف فعلی ۱۰ سیم‌کارت

سقف فعلی ۱۰ سیم‌کارت برای هر شخص حقیقی، در ظاهر ممکن است عدد قابل قبولی به نظر برسد، اما در عمل برای بسیاری از افراد فعال در حوزه‌های اقتصادی و خدماتی کافی نیست. برای مثال، یک شخص ممکن است برای امور زیر به سیم‌کارت‌های جداگانه نیاز داشته باشد:۱. شماره شخصی و خانوادگی۲. شماره کاری و اداری۳. شماره مخصوص ارتباط با مشتریان۴. شماره مخصوص تبلیغات و بازاریابی۵. شماره برای دستگاه‌های پوز۶. شماره برای مودم همراه۷. شماره برای فروشگاه اینترنتی یا شبکه‌های اجتماعی۸. شماره مخصوص پشتیبانی۹. شماره برای شعبه‌ها یا نیروهای فروش۱۰. شماره برای تست، توسعه خدمات یا مدیریت پنل‌های آنلایندر چنین شرایطی، سقف ۱۰ عدد به‌سرعت تکمیل می‌شود و فرد برای ادامه فعالیت قانونی و شفاف خود با محدودیت روبه‌رو می‌شود.این مسئله به‌ویژه برای کسب‌وکارهای کوچک اهمیت زیادی دارد. بسیاری از کسب‌وکارهای خرد و خانگی، هنوز شرکت ثبت‌شده ندارند یا فعالیت آن‌ها در قالب شخص حقیقی انجام می‌شود. این افراد برای توسعه فعالیت خود به ابزارهای ارتباطی بیشتری نیاز دارند، اما محدودیت فعلی مانع رشد آن‌ها می‌شود.حمایت از پویش افزایش سقف سیم کارت میتواند این موضوع مهم را به وزارت ارتباطات و نهادهای تصمیم گیر در این زمینه برساند:‌https://farsnews.ir/jalaltorabi/1780207141657095231
تصویر نمایه‌ی ‌جلال ترابی‌
جلال ترابی

@jalaltorabi  •  10 خرداد 1405

مطالبه افزایش سقف سیم کارت های مجاز برای افراد

در سال‌های اخیر، شیوه زندگی، کار، ارتباطات و حتی مدل‌های کسب درآمد در جامعه به‌طور چشمگیری تغییر کرده است. گسترش فناوری، توسعه اینترنت، فراگیرشدن ابزارهای هوشمند، رشد خدمات آنلاین و شکل‌گیری انواع جدیدی از مشاغل، باعث شده است که نیاز افراد به ابزارهای ارتباطی دیگر مانند گذشته محدود و ساده نباشد.
مطالبه

درخواست افزایش سقف سیم کارت برای افراد حقیقی

ما، جمعی از فعالان حوزه فناوری، فریلنسرها، صاحبان کسب‌وکارهای کوچک و متوسط، فروشندگان، ارائه‌دهندگان خدمات، نیروهای دورکار، فعالان اقتصاد دیجیتال و کاربران عادی، خواستار افزایش سقف تعداد سیم‌کارت قابل تخصیص به هر فرد حقیقی هستیم. با توجه به پیشرفت روزافزون علم، فناوری، ارتباطات و توسعه گسترده خدمات مبتنی بر تلفن همراه، اینترنت و ابزارهای هوشمند، ساختار فعالیت‌های شغلی و اقتصادی در سال‌های اخیر دگرگون شده و بخش قابل توجهی از مشاغل به‌صورت آزادکاری، فریلنسری، دورکاری، خدماتی، آنلاین و چندبخشی اداره می‌شوند. در چنین شرایطی، نیاز افراد حقیقی به استفاده از چندین سیم‌کارت برای مدیریت بخش‌های مختلف زندگی حرفه‌ای و فعالیت اقتصادی خود، به یک نیاز واقعی، عملی و روزمره تبدیل شده است؛ نیازی که با سقف فعلی ۱۰ سیم‌کارت برای هر فرد، در بسیاری از موارد پاسخ‌گو نیست و محدودیت‌های قابل توجهی ایجاد کرده است. امروزه یک فرد حقیقی ممکن است هم‌زمان برای بخش‌های مختلف فعالیت خود به چندین خط ارتباطی مجزا نیاز داشته باشد؛ از جمله سیم‌کارت برای تماس‌های اصلی کسب‌وکار، خطوط پشتیبانی، شماره‌های مجزا برای ثبت‌نام و احراز هویت سرویس‌ها، اینترنت همراه برای مودم‌های سیار و ثابت مبتنی بر سیم‌کارت، خطوط مربوط به دستگاه‌های کارت‌خوان، خطوط اختصاصی برای تفکیک فعالیت‌های شخصی و کاری، خطوط مورد استفاده در تبلیغات، فروش، پاسخ‌گویی، حمل‌ونقل، خدمات میدانی، ارتباط با مشتری، مدیریت شبکه‌های اجتماعی، پیام‌رسانی و بسیاری از کاربری‌های دیگر. در عمل، بسیاری از صاحبان مشاغل خرد، فروشگاه‌های کوچک، رانندگان، تعمیرکاران، بازاریابان، کارشناسان فروش، تولیدکنندگان محتوا، برنامه‌نویسان، مدیران سیستم، نیروهای پشتیبانی، مشاوران، پزشکان، وکلا، مدرسان، فعالان تجارت الکترونیک و صدها گروه شغلی دیگر، برای پیشبرد امور خود به تعداد سیم‌کارت بیشتری از سقف فعلی نیاز دارند. این موضوع تنها مختص کسب‌وکارهای بزرگ یا شرکت‌های رسمی نیست، بلکه امروز حتی بسیاری از افراد حقیقی که به‌تنهایی یا در مقیاس کوچک مشغول به فعالیت هستند، عملاً از چندین خط برای مدیریت بهینه‌تر و حرفه‌ای‌تر کار خود استفاده می‌کنند. سقف فعلی ۱۰ سیم‌کارت برای هر فرد حقیقی، با واقعیت‌های امروز جامعه، مدل‌های جدید اشتغال و نیازهای ارتباطی نوین هم‌خوانی کامل ندارد و در بسیاری از موارد، افراد را با چالش‌های غیرضروری مواجه می‌کند. وقتی یک فرد برای اداره فعالیت اقتصادی مشروع و روزمره خود نیازمند خطوط بیشتر است اما امکان دریافت آن را ندارد، ناچار می‌شود به روش‌های جایگزین، پیچیده یا حتی نامناسب روی بیاورد؛ از جمله ثبت خطوط به نام دیگران، استفاده از ظرفیت افراد خانواده، وابستگان یا آشنایان، یا تلاش برای ورود به فرآیندهای حقوقی و ثبتی فقط برای دریافت تعداد بیشتری سیم‌کارت. این وضعیت نه‌تنها برای کاربران دردسرساز است، بلکه از منظر شفافیت، مسئولیت‌پذیری، امنیت و امکان پیگیری نیز وضعیت مطلوبی ایجاد نمی‌کند. در واقع، محدودیت بیش از حد در سقف سیم‌کارت برای اشخاص حقیقی می‌تواند به‌جای ساماندهی بهتر، زمینه را برای استفاده غیرمستقیم، پراکنده و غیرشفاف فراهم کند؛ در حالی که اگر افراد بتوانند متناسب با نیاز واقعی خود و با هویت مشخص سیم‌کارت دریافت کنند، مدیریت، نظارت و پاسخ‌گویی نیز ساده‌تر، دقیق‌تر و شفاف‌تر خواهد بود. افزایش سقف سیم‌کارت برای افراد حقیقی، به‌ویژه در شرایطی که اقتصاد دیجیتال، تجارت آنلاین، خدمات مبتنی بر اینترنت و ابزارهای ارتباطی هوشمند به‌سرعت در حال گسترش هستند، اقدامی منطقی، به‌روز و متناسب با نیاز جامعه است. بسیاری از افراد برای مودم‌های همراه یا ثابت مبتنی بر سیم‌کارت، اینترنت پشتیبان، خطوط کاری مجزا، ابزارهای مالی مانند کارت‌خوان‌ها، تجهیزات ارتباطی در محیط کار، سامانه‌های اطلاع‌رسانی و نیازهای مشابه، به تعداد بیشتری سیم‌کارت نیاز دارند و این نیاز، نه یک تقاضای غیرمعمول، بلکه بخشی از الزامات فعالیت حرفه‌ای و اقتصادی در عصر ارتباطات است. در کنار این مسئله، بسیاری از افراد حقیقی ممکن است در چند حوزه مختلف به‌طور هم‌زمان فعالیت داشته باشند و برای حفظ نظم، تفکیک ارتباطات، جلوگیری از تداخل امور شخصی و کاری، افزایش کیفیت پاسخ‌گویی، مدیریت بهتر مشتریان و استفاده از سرویس‌های گوناگون، عملاً به خطوط بیشتری نیاز داشته باشند. بی‌توجهی به این واقعیت، به معنای نادیده گرفتن تغییرات مهمی است که در ساختار اشتغال، کسب درآمد و ارائه خدمات در کشور رخ داده است. از وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات و همچنین شرکت ارتباطات زیرساخت و سایر نهادهای مرتبط درخواست می‌کنیم که با بررسی دقیق این مسئله و در نظر گرفتن نیازهای واقعی جامعه، نسبت به افزایش سقف تعداد سیم‌کارت قابل تخصیص به هر فرد حقیقی از ۱۰ عدد به ۲۰ تا ۲۵ عدد در همه اپراتورها اقدام کنند.

وزارت ارتباطات و فناووری اطلاعات، شرکت ارتباطات زیر ساخت، اپراتورهای موبایل و اینترنت

0
100
گزارش از مطالبه

نمایش گزارش

۳. نیاز کسب‌وکارها به سیم‌کارت‌های متعدد

یکی از مهم‌ترین دلایل ضرورت افزایش سقف سیم‌کارت، نیاز واقعی کسب‌وکارهاست. امروزه بخش زیادی از فروش، بازاریابی و خدمات پس از فروش از طریق تلفن همراه، پیامک، پیام‌رسان‌ها و اینترنت همراه انجام می‌شود.الف) بازاریابی و تبلیغاتاستفاده از یک شماره واحد برای همه امور، هم باعث بی‌نظمی می‌شود و هم کیفیت ارتباط با مشتریان را کاهش می‌دهد.در بازاریابی، داشتن شماره‌های تفکیک‌شده باعث می‌شود:- مشتریان بهتر دسته‌بندی شوند.- عملکرد هر کمپین تبلیغاتی قابل بررسی باشد.- بنابراین، محدودیت شدید در تعداد سیم‌کارت می‌تواند مانعی برای فعالیت بازاریابی حرفه‌ای باشد.ب) دستگاه‌های پوز و خدمات پرداختوقتی هر دستگاه پوز نیازمند یک سیم‌کارت فعال و مشخص باشد، سقف ۱۰ عددی به‌راحتی می‌تواند مشکل‌ساز شود. در چنین شرایطی، افزایش سقف سیم‌کارت باعث تسهیل فعالیت‌های مالی قانونی و شفاف می‌شود.ج) اینترنت همراه و مودم‌های سیم‌کارتیدر مناطق مختلف کشور نیز اینترنت ثابت کیفیت یکسانی ندارد و بسیاری از کاربران ناچارند از اینترنت همراه به‌عنوان راهکار اصلی یا پشتیبان استفاده کنند.برای مثال، یک شخص ممکن است برای موارد زیر از سیم‌کارت دیتا استفاده کند:- مودم محل کار- مودم منزل- اینترنت پشتیبان فروشگاه- دستگاه‌های نظارتی و دوربیندر چنین شرایطی، محدودیت ۱۰ عددی با واقعیت مصرف امروز فاصله دارد.د) فعالیت خدمات آنلاینبسیاری از کسب‌وکارها در شبکه‌های اجتماعی، فروشگاه‌های اینترنتی، پیام‌رسان‌ها و پلتفرم‌های خدماتی فعالیت می‌کنند. این فعالیت‌ها معمولاً نیازمند شماره تلفن برای ثبت‌نام، احراز هویت، پشتیبانی، پاسخ‌گویی به مشتری و مدیریت حساب‌های مختلف هستند.

۴. پیامدهای منفی محدودیت فعلی

ادامه محدودیت ۱۰ سیم‌کارت به نام هر شخص، می‌تواند پیامدهای منفی متعددی داشته باشد. مهم‌ترین پیامد آن، سوق دادن افراد به سمت راهکارهای غیررسمی یا پرخطر است.وقتی فردی واقعاً به تعداد بیشتری سیم‌کارت نیاز دارد، اما امکان ثبت قانونی آن به نام خودش وجود ندارد، ممکن است مجبور شود سیم‌کارت را به نام اعضای خانواده، دوستان، کارمندان یا افراد دیگر تهیه کند. این موضوع در ظاهر راه‌حل ساده‌ای به نظر می‌رسد، اما در واقع می‌تواند مشکلات جدی هویتی، حقوقی و امنیتی ایجاد کند.الف) ایجاد مسئولیت برای افراد غیرمرتبطاگر سیم‌کارتی به نام فرد دیگری ثبت شود، مسئولیت قانونی استفاده از آن نیز متوجه همان فرد خواهد بود. در صورتی که با آن سیم‌کارت تخلفی انجام شود، پیامکی ارسال شود، حسابی ساخته شود یا تراکنشی صورت گیرد، مالک رسمی سیم‌کارت ممکن است با مشکلات قانونی یا اداری مواجه شود.این موضوع به‌ویژه برای افرادی که بدون اطلاع کافی سیم‌کارت خود را در اختیار دیگران قرار می‌دهند، خطرناک است.ب) بروز مشکلات هویتی و احراز مالکیتبسیاری از خدمات آنلاین و بانکی بر اساس شماره تلفن همراه احراز هویت می‌شوند. اگر شماره‌ای که فرد استفاده می‌کند به نام خودش نباشد، در آینده ممکن است برای بازیابی حساب، احراز هویت، دریافت رمز، پیگیری حقوقی یا تغییر مالکیت دچار مشکل شود.ج) کاهش شفافیت و افزایش ***************یکی از اهداف اصلی محدودیت تعداد سیم‌کارت، جلوگیری از سوءاستفاده، کلاهبرداری و فعالیت‌های غیرقانونی است. اما اگر این محدودیت بیش از حد سخت‌گیرانه باشد، ممکن است نتیجه معکوس بدهد و افراد را به سمت استفاده از سیم‌کارت‌های غیررسمی یا به نام دیگران سوق دهد.

۵. ضرورت نگاه متفاوت به نیازهای شخصی و کاری

یکی از مشکلات مقررات فعلی این است که تفاوت میان استفاده شخصی و استفاده کاری به‌درستی در نظر گرفته نمی‌شود. ممکن است فردی برای مصارف شخصی فقط به دو سیم‌کارت نیاز داشته باشد، اما فرد دیگری به دلیل نوع شغل و فعالیت اقتصادی خود، به بیش از ۱۰ سیم‌کارت نیاز واقعی و قابل اثبات داشته باشد.بنابراین، بهتر است سیاست‌گذاری در این حوزه انعطاف‌پذیرتر باشد. به جای اعمال یک سقف ثابت و محدود برای همه افراد، می‌توان شرایطی تعریف کرد که افراد دارای نیاز واقعی بتوانند سقف بالاتری دریافت کنند.برای نمونه، افزایش سقف می‌تواند برای گروه‌های زیر در نظر گرفته شود:- صاحبان کسب‌وکارهای کوچک و متوسط- فروشندگان دارای دستگاه پوز- فعالان بازاریابی و تبلیغات- رانندگان و فعالان حمل‌ونقل- فروشگاه‌های اینترنتی و آنلاین‌شاپ‌ها- فریلنسرها و ارائه‌دهندگان خدمات دیجیتال- افرادی که از چند مودم همراه یا تجهیزات سیم‌کارتی استفاده می‌کنند- افرادی که نیاز شغلی یا فنی قابل ارائه دارنداین رویکرد هم نیاز واقعی جامعه را پاسخ می‌دهد و هم امکان نظارت و کنترل را حفظ می‌کند.

۷. مزایای افزایش سقف سیم‌کارت

افزایش منطقی سقف سیم‌کارت می‌تواند آثار مثبت زیادی داشته باشد. برخی از مهم‌ترین مزایا عبارت‌اند از:الف) افزایش شفافیت مالکیتوقتی افراد بتوانند سیم‌کارت‌های مورد نیاز خود را به نام خودشان ثبت کنند، مالکیت و مسئولیت استفاده از سیم‌کارت روشن‌تر خواهد بود. این موضوع از نظر حقوقی و امنیتی بسیار مهم است.ب) کاهش استفاده از سیم‌کارت‌های به نام دیگرانبا افزایش سقف، نیاز افراد به استفاده از سیم‌کارت‌هایی که به نام خانواده، دوستان یا اشخاص ثالث است کاهش می‌یابد. این مسئله از بروز مشکلات هویتی و اختلافات احتمالی جلوگیری می‌کند.ج) حمایت از کسب‌وکارهای کوچکبسیاری از کسب‌وکارهای کوچک برای رشد و توسعه نیاز به ابزارهای ارتباطی دارند. افزایش سقف سیم‌کارت می‌تواند به شکل مستقیم از این کسب‌وکارها حمایت کند و مانع ایجاد محدودیت‌های غیرضروری شود.د) بهبود خدمات‌رسانی به مشتریانوقتی یک کسب‌وکار بتواند شماره‌های مختلف برای فروش، پشتیبانی، بازاریابی و امور داخلی داشته باشد، کیفیت ارتباط با مشتریان افزایش پیدا می‌کند.هـ) کاهش ریسک‌های حقوقی و امنیتیثبت سیم‌کارت به نام استفاده‌کننده واقعی، باعث کاهش ریسک‌های حقوقی برای دیگران و افزایش قابلیت پیگیری قانونی در صورت بروز مشکل می‌شود.و) هماهنگی با نیازهای روز جامعه دیجیتالجامعه امروز به سمت دیجیتالی شدن حرکت کرده است. محدودیت‌های قدیمی باید با واقعیت‌های جدید هماهنگ شوند تا مانع توسعه خدمات و کسب‌وکارها نشوند.

۸. ضرورت حفظ نظارت و جلوگیری از سوءاستفاده

افزایش سقف سیم‌کارت نباید به معنی حذف نظارت یا بی‌ضابطه شدن ثبت سیم‌کارت باشد. برعکس، این افزایش باید همراه با کنترل‌های دقیق‌تر و هوشمندانه‌تر انجام شود.برای جلوگیری از سوءاستفاده، می‌توان راهکارهای زیر را در نظر گرفت:ا- احراز هویت دقیق متقاضی۲- ثبت هدف استفاده از سیم‌کارت‌های مازاد۳- تفکیک سیم‌کارت‌های شخصی، کاری، دیتا و دستگاهی۴- امکان بررسی دوره‌ای سیم‌کارت‌های فعال۵- ارسال گزارش شفاف به مالک درباره سیم‌کارت‌های ثبت‌شده به نام او۶- الزام به تأیید دوباره مالکیت در بازه‌های زمانی مشخص۷- ایجاد سامانه ساده برای مشاهده و مدیریت سیم‌کارت‌های تحت مالکیت۸- برخورد جدی با واگذاری غیرقانونی سیم‌کارت به اشخاص دیگردر واقع، هدف باید این باشد که افراد نیازمند بتوانند به شکل رسمی و شفاف سیم‌کارت دریافت کنند، اما همزمان مسیر سوءاستفاده بسته بماند.

حمایت از پویش افزایش سقف سیم کارت برای افراد حقیقی

با توجه به شرایط فعلی، پیشنهاد می‌شود سقف تعداد سیم‌کارت قابل ثبت به نام هر شخص حقیقی از ۱۰ عدد به حداقل ۲۰ عدد افزایش یابد. حتی می‌توان این سقف را به صورت پلکانی و بر اساس احراز شرایط، بالاتر نیز در نظر گرفت.برای مثال:- سقف عمومی برای همه افراد: ۱۰ تا ۱۵ سیم‌کارت- سقف افزایش‌یافته برای افراد دارای نیاز شغلی: ۲۰ تا ۳۰ سیم‌کارت- سقف ویژه برای کسب‌وکارهای دارای مدارک معتبر: بیش از ۳۰ سیم‌کارت با بررسی و تأییدچنین مدلی باعث می‌شود افراد عادی همچنان در چارچوب مشخص فعالیت کنند، اما افراد دارای نیاز واقعی و قانونی بتوانند بدون توسل به روش‌های غیررسمی، سیم‌کارت‌های مورد نیاز خود را به نام خودشان ثبت کنند.حمایت از پویش افزایش سقف سیم کارت میتواند این موضوع مهم را به وزارت ارتباطات و نهادهای تصمیم گیر در این زمینه برساند:‌https://farsnews.ir/jalaltorabi/1780207141657095231#اینترنت #اینترنت_بین_الملل #فیلتر #فیلترینگ #اینترنت_آزاد #اینترنت_ازاد #اینترنت_را_وصل_کنید #ایران #ایران_قوی #نه_به_اینترنت_طبقاتی #پویش #مطالبه
تصویر نمایه‌ی ‌جلال ترابی‌
جلال ترابی

@jalaltorabi  •  10 خرداد 1405

مطالبه افزایش سقف سیم کارت های مجاز برای افراد

در سال‌های اخیر، شیوه زندگی، کار، ارتباطات و حتی مدل‌های کسب درآمد در جامعه به‌طور چشمگیری تغییر کرده است. گسترش فناوری، توسعه اینترنت، فراگیرشدن ابزارهای هوشمند، رشد خدمات آنلاین و شکل‌گیری انواع جدیدی از مشاغل، باعث شده است که نیاز افراد به ابزارهای ارتباطی دیگر مانند گذشته محدود و ساده نباشد.
مطالبه

درخواست افزایش سقف سیم کارت برای افراد حقیقی

ما، جمعی از فعالان حوزه فناوری، فریلنسرها، صاحبان کسب‌وکارهای کوچک و متوسط، فروشندگان، ارائه‌دهندگان خدمات، نیروهای دورکار، فعالان اقتصاد دیجیتال و کاربران عادی، خواستار افزایش سقف تعداد سیم‌کارت قابل تخصیص به هر فرد حقیقی هستیم. با توجه به پیشرفت روزافزون علم، فناوری، ارتباطات و توسعه گسترده خدمات مبتنی بر تلفن همراه، اینترنت و ابزارهای هوشمند، ساختار فعالیت‌های شغلی و اقتصادی در سال‌های اخیر دگرگون شده و بخش قابل توجهی از مشاغل به‌صورت آزادکاری، فریلنسری، دورکاری، خدماتی، آنلاین و چندبخشی اداره می‌شوند. در چنین شرایطی، نیاز افراد حقیقی به استفاده از چندین سیم‌کارت برای مدیریت بخش‌های مختلف زندگی حرفه‌ای و فعالیت اقتصادی خود، به یک نیاز واقعی، عملی و روزمره تبدیل شده است؛ نیازی که با سقف فعلی ۱۰ سیم‌کارت برای هر فرد، در بسیاری از موارد پاسخ‌گو نیست و محدودیت‌های قابل توجهی ایجاد کرده است. امروزه یک فرد حقیقی ممکن است هم‌زمان برای بخش‌های مختلف فعالیت خود به چندین خط ارتباطی مجزا نیاز داشته باشد؛ از جمله سیم‌کارت برای تماس‌های اصلی کسب‌وکار، خطوط پشتیبانی، شماره‌های مجزا برای ثبت‌نام و احراز هویت سرویس‌ها، اینترنت همراه برای مودم‌های سیار و ثابت مبتنی بر سیم‌کارت، خطوط مربوط به دستگاه‌های کارت‌خوان، خطوط اختصاصی برای تفکیک فعالیت‌های شخصی و کاری، خطوط مورد استفاده در تبلیغات، فروش، پاسخ‌گویی، حمل‌ونقل، خدمات میدانی، ارتباط با مشتری، مدیریت شبکه‌های اجتماعی، پیام‌رسانی و بسیاری از کاربری‌های دیگر. در عمل، بسیاری از صاحبان مشاغل خرد، فروشگاه‌های کوچک، رانندگان، تعمیرکاران، بازاریابان، کارشناسان فروش، تولیدکنندگان محتوا، برنامه‌نویسان، مدیران سیستم، نیروهای پشتیبانی، مشاوران، پزشکان، وکلا، مدرسان، فعالان تجارت الکترونیک و صدها گروه شغلی دیگر، برای پیشبرد امور خود به تعداد سیم‌کارت بیشتری از سقف فعلی نیاز دارند. این موضوع تنها مختص کسب‌وکارهای بزرگ یا شرکت‌های رسمی نیست، بلکه امروز حتی بسیاری از افراد حقیقی که به‌تنهایی یا در مقیاس کوچک مشغول به فعالیت هستند، عملاً از چندین خط برای مدیریت بهینه‌تر و حرفه‌ای‌تر کار خود استفاده می‌کنند. سقف فعلی ۱۰ سیم‌کارت برای هر فرد حقیقی، با واقعیت‌های امروز جامعه، مدل‌های جدید اشتغال و نیازهای ارتباطی نوین هم‌خوانی کامل ندارد و در بسیاری از موارد، افراد را با چالش‌های غیرضروری مواجه می‌کند. وقتی یک فرد برای اداره فعالیت اقتصادی مشروع و روزمره خود نیازمند خطوط بیشتر است اما امکان دریافت آن را ندارد، ناچار می‌شود به روش‌های جایگزین، پیچیده یا حتی نامناسب روی بیاورد؛ از جمله ثبت خطوط به نام دیگران، استفاده از ظرفیت افراد خانواده، وابستگان یا آشنایان، یا تلاش برای ورود به فرآیندهای حقوقی و ثبتی فقط برای دریافت تعداد بیشتری سیم‌کارت. این وضعیت نه‌تنها برای کاربران دردسرساز است، بلکه از منظر شفافیت، مسئولیت‌پذیری، امنیت و امکان پیگیری نیز وضعیت مطلوبی ایجاد نمی‌کند. در واقع، محدودیت بیش از حد در سقف سیم‌کارت برای اشخاص حقیقی می‌تواند به‌جای ساماندهی بهتر، زمینه را برای استفاده غیرمستقیم، پراکنده و غیرشفاف فراهم کند؛ در حالی که اگر افراد بتوانند متناسب با نیاز واقعی خود و با هویت مشخص سیم‌کارت دریافت کنند، مدیریت، نظارت و پاسخ‌گویی نیز ساده‌تر، دقیق‌تر و شفاف‌تر خواهد بود. افزایش سقف سیم‌کارت برای افراد حقیقی، به‌ویژه در شرایطی که اقتصاد دیجیتال، تجارت آنلاین، خدمات مبتنی بر اینترنت و ابزارهای ارتباطی هوشمند به‌سرعت در حال گسترش هستند، اقدامی منطقی، به‌روز و متناسب با نیاز جامعه است. بسیاری از افراد برای مودم‌های همراه یا ثابت مبتنی بر سیم‌کارت، اینترنت پشتیبان، خطوط کاری مجزا، ابزارهای مالی مانند کارت‌خوان‌ها، تجهیزات ارتباطی در محیط کار، سامانه‌های اطلاع‌رسانی و نیازهای مشابه، به تعداد بیشتری سیم‌کارت نیاز دارند و این نیاز، نه یک تقاضای غیرمعمول، بلکه بخشی از الزامات فعالیت حرفه‌ای و اقتصادی در عصر ارتباطات است. در کنار این مسئله، بسیاری از افراد حقیقی ممکن است در چند حوزه مختلف به‌طور هم‌زمان فعالیت داشته باشند و برای حفظ نظم، تفکیک ارتباطات، جلوگیری از تداخل امور شخصی و کاری، افزایش کیفیت پاسخ‌گویی، مدیریت بهتر مشتریان و استفاده از سرویس‌های گوناگون، عملاً به خطوط بیشتری نیاز داشته باشند. بی‌توجهی به این واقعیت، به معنای نادیده گرفتن تغییرات مهمی است که در ساختار اشتغال، کسب درآمد و ارائه خدمات در کشور رخ داده است. از وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات و همچنین شرکت ارتباطات زیرساخت و سایر نهادهای مرتبط درخواست می‌کنیم که با بررسی دقیق این مسئله و در نظر گرفتن نیازهای واقعی جامعه، نسبت به افزایش سقف تعداد سیم‌کارت قابل تخصیص به هر فرد حقیقی از ۱۰ عدد به ۲۰ تا ۲۵ عدد در همه اپراتورها اقدام کنند.

وزارت ارتباطات و فناووری اطلاعات، شرکت ارتباطات زیر ساخت، اپراتورهای موبایل و اینترنت

0
100
گزارش از مطالبه

نمایش گزارش

19:12 - 24 خرداد 1405
اقتصاد دیجیتال
علم و پیشرفت
ارتباطات و فناوری اطلاعات




5 پاسخ

تصویر نمایه‌ی ‌جلال ترابی‌
@jalaltorabi1 روز پیش
حمایت از سایر پویش های مهم :‌https://farsnews.ir/jalaltorabi/1780233249183951417
تصویر نمایه‌ی ‌جلال ترابی‌
جلال ترابی

@jalaltorabi  •  10 خرداد 1405

حمایت از پویش های مهم در زمینه اینترنت و کسب و کارهای اینترنتی (حمایت = حمایت متقابل از پویش شما)

سلام به همه همراهان عزیز؛ تو این پست لینک ۵ تا از مهم ترین پویش ها در زمینه اینترنت بین الملل و کسب و کارهای اینترنتی رو گذاشتم و ازتون میخوام از همه شون بازدن دکمه (حمایت) حامی بشید تا صدامون به مسئول مربوطه برسه. (حمایت کردید، تو پیام های خصوصی یا نظرات ها اعلام کنید، متقابل حمایت میکنم)

نمایش گزارش


تصویر نمایه‌ی ‌جلال ترابی‌
@jalaltorabi1 روز پیش
تصویر نمایه‌ی ‌جلال ترابی‌
جلال ترابی

@jalaltorabi  •  10 خرداد 1405

اتصال اینترنت همه دیتاسنترهای ایرانی مهم و ضروریست

مطالبه

مطالبه اتصال دائمی و بدون قطعی دیتاسنترهای ایرانی حتی در زمان جنگ

ما، جمعی از فعالان حوزه فناوری اطلاعات، صاحبان کسب‌وکارهای دیجیتال، فریلنسرها، توسعه‌دهندگان، مدیران زیرساخت، شرکت‌ها و کاربران خدمات میزبانی، خواستار «اتصال دائمی و بدون قطعی همه دیتاسنترهای ایرانی حتی در زمان جنگ و شرایط حساس» هستیم و بر این باوریم که تداوم دسترسی بین‌المللی دیتاسنترها، ضرورتی فنی، اقتصادی، امنیتی و خدماتی برای کشور است. دیتاسنترها که خدماتی همچون سرورهای مجازی و اختصاصی را در اختیار کاربران قرار می‌دهند، بستر اجرای انواع اپلیکیشن‌ها، نرم‌افزارها، اسکریپت‌ها، سیستم‌عامل‌ها، لایسنس‌ها، گواهی‌های امنیتی SSL و بسیاری از سرویس‌های حیاتی دیگر هستند. این زیرساخت‌ها برای به‌روزرسانی مداوم، دریافت وصله‌های امنیتی، اعتبارسنجی لایسنس‌ها، تبادل داده، ارتباط با سرویس‌های خارجی، پشتیبانی فنی، همگام‌سازی با مخازن نرم‌افزاری و همچنین حفظ کیفیت و سرعت مناسب در ارائه خدمات، به اینترنت بین‌الملل نیاز قطعی و مستمر دارند؛ نیازی که حتی در شرایط ویژه و حساس از جمله جنگ نیز نباید نادیده گرفته شود و اتصال بین‌المللی آن‌ها باید برقرار بماند. قطع اینترنت بین‌الملل برای دیتاسنترها، صرفاً یک محدودیت ارتباطی ساده نیست، بلکه موجب ایجاد اختلال‌های عمیق در عملکرد زیرساخت‌های دیجیتال کشور می‌شود. در صورت قطع دسترسی، سایت‌ها و سرویس‌های مستقر در این مراکز داده ممکن است از دسترس خزنده‌های گوگل و سایر موتورهای جست‌وجو خارج شوند و این موضوع مستقیماً به افت رتبه، کاهش دیده‌شدن، آسیب به سئو و در نتیجه کاهش درآمد و اعتبار کسب‌وکارها منجر می‌شود. همچنین عدم امکان دریافت به‌روزرسانی‌های مهم امنیتی و نرم‌افزاری، سرورها و سرویس‌ها را در معرض آسیب‌پذیری‌های جدی قرار می‌دهد و این خود یک تهدید فنی و امنیتی برای کشور، شرکت‌ها و کاربران محسوب می‌شود. افزون بر این، بسیاری از برنامه‌ها و نرم‌افزارهایی که بر بستر این سرورها در حال اجرا و خدمت‌رسانی به مشتریان و کاربران هستند، برای ادامه عملکرد پایدار خود نیازمند اتصال به منابع، APIها، مخازن، لایسنس‌سرورها و زیرساخت‌های جهانی‌اند و محروم‌کردن دیتاسنترها از اینترنت بین‌الملل، عملاً کیفیت، پایداری و امنیت این خدمات را با اختلال جدی مواجه می‌کند. ما تأکید می‌کنیم که اگر در شرایط خاص، نگرانی‌های امنیتی درباره برخی زیرساخت‌های حساس وجود دارد، راه‌حل منطقی و حرفه‌ای آن، قطع هدفمند و محدود همان سرورها و دیتاسنترهایی است که به نهادها و ارگان‌های حساس و امنیتی مرتبط هستند و باید در آن مقاطع از دسترس اینترنت بین‌الملل خارج شوند، نه آن‌که همه دیتاسنترها و تمامی سرورهای ایرانی به‌صورت یکپارچه و سراسری دچار قطع ارتباط شوند. تعمیم این محدودیت به کل زیرساخت میزبانی کشور، باعث تحمیل خسارت گسترده به هزاران کسب‌وکار، توسعه‌دهنده، شرکت خصوصی، فروشگاه اینترنتی، سامانه خدماتی، رسانه، استارتاپ و نیروی کار مستقل می‌شود؛ در حالی که بخش عمده این مجموعه‌ها هیچ ارتباطی با حوزه‌های حساس و امنیتی ندارند و ادامه فعالیت آن‌ها برای اقتصاد دیجیتال کشور ضروری است. همچنین معتقدیم برای کاهش نگرانی‌های احتمالی و پیشگیری از سوءاستفاده، می‌توان فرآیند تخصیص و واگذاری سرورهای مجازی و اختصاصی را با سازوکار دقیق احراز هویت برای فریلنسرها، سازمان‌ها و کسب‌وکارها انجام داد تا ضمن حفظ شفافیت و امکان پیگیری، احتمال بروز مشکلات بعدی به حداقل برسد و حتی تا حد ممکن به صفر نزدیک شود. بنابراین، به‌جای اتخاذ تصمیمات کلی و پرهزینه که کل اکوسیستم فناوری کشور را متضرر می‌کند، باید با سیاست‌گذاری هوشمند، تفکیک‌پذیر و مبتنی بر احراز هویت و مدیریت ریسک، هم امنیت ملی را حفظ کرد و هم پایداری خدمات حیاتی و فعالیت‌های مشروع اقتصادی را تضمین نمود. از ریاست جمهوری، وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات، شورای عالی امنیت ملی و شورای عالی فضای مجازی صریحاً درخواست می‌کنیم که به این مطالبه مهم و فوری توجه کرده و با تدوین و اجرای سیاستی روشن، پایدار و کارشناسی‌شده، اتصال بین‌المللی دیتاسنترهای ایرانی را در همه شرایط، حتی در زمان جنگ و بحران، برای بخش عمومی و کسب‌وکاری کشور حفظ کنند و هرگونه محدودیت احتمالی را صرفاً به زیرساخت‌های مشخص، حساس و ضروری محدود سازند. استمرار فعالیت امن، پایدار و متصل دیتاسنترها، نه‌تنها یک مطالبه صنفی، بلکه یک ضرورت ملی برای حفظ امنیت خدمات، سلامت زیرساخت دیجیتال، اعتماد کاربران، بقای کسب‌وکارها و آینده اقتصاد دیجیتال ایران است.

وزارت اطلاعات و فناوری ارتباطات، شورای عالی امنیت ملی، شورای عالی فضای مجازی، ریاست جمهوری

100
گزارش از مطالبه
1000
پیگیری از مسئول مربوطه

نمایش گزارش


تصویر نمایه‌ی ‌جلال ترابی‌
@jalaltorabi1 روز پیش
تصویر نمایه‌ی ‌جلال ترابی‌
جلال ترابی

@jalaltorabi  •  10 خرداد 1405

مطالبه ایجاد یک سامانه برای بررسی و رفع فیلتر سایت های کاربردی خارجی

مطالبه

ایجاد سامانه بررسی و رفع فیلتر سایت‌های کاربردی در شرایط عادی و بحران

ما، جمعی از کاربران اینترنت، فعالان حوزه فناوری، دانشجویان، پژوهشگران، فریلنسرها، صاحبان کسب‌وکارهای دیجیتال، برنامه‌نویسان، تولیدکنندگان محتوا، مدیران سایت‌ها و استفاده‌کنندگان خدمات آنلاین، خواستار ایجاد سامانه‌ای رسمی، شفاف و در دسترس برای بررسی و رفع فیلترینگ وب‌سایت‌های کاربردی، مفید و ضروری هستیم. در سال‌های اخیر، با توجه به شیوه‌های فنی اعمال فیلترینگ که گاه بر اساس دامنه، زیردامنه، رنج آی‌پی یا زیرساخت‌های اشتراکی انجام می‌شود، بسیاری از وب‌سایت‌های خارجی مفید، سالم، علمی، آموزشی، فنی، مرجع، خدماتی و کاربردی نیز به‌اشتباه در فهرست محدودیت قرار گرفته‌اند یا به دلیل قرار گرفتن در محدوده‌های فنی مسدودشده، دسترسی به آن‌ها برای کاربران ایرانی با اختلال، کندی شدید یا انسداد کامل مواجه شده است. این مسئله باعث شده است که کاربران در بسیاری از موارد به منابعی که برای آموزش، توسعه، پژوهش، ارتباطات حرفه‌ای، دریافت خدمات، استفاده از ابزارهای تخصصی، دسترسی به مستندات فنی، به‌روزرسانی نرم‌افزارها، استفاده از سرویس‌های ابری، مدیریت پروژه، طراحی، برنامه‌نویسی، امنیت، هوش مصنوعی، تحلیل داده، کسب‌وکار و ده‌ها نیاز دیگر ضروری هستند، دسترسی آسان، ایمن و مستقیم نداشته باشند. واقعیت این است که در فضای اینترنت، بسیاری از وب‌سایت‌ها و سرویس‌ها روی زیرساخت‌های مشترک میزبانی می‌شوند و ممکن است چندین وب‌سایت مستقل و کاملاً متفاوت، از یک رنج آی‌پی، شبکه توزیع محتوا، بستر ابری یا سرویس میزبانی مشترک استفاده کنند. در چنین شرایطی، اعمال محدودیت بر یک دامنه یا محدوده فنی خاص می‌تواند ناخواسته موجب مسدودشدن یا مختل‌شدن دسترسی به تعداد زیادی از وب‌سایت‌های دیگر شود که نه‌تنها مسئله‌ای ندارند، بلکه در زمره منابع مفید، سالم و مورد نیاز کاربران قرار می‌گیرند. این خطاهای ناخواسته، در عمل موجب شده‌اند که بسیاری از کاربران برای دسترسی به وب‌سایت‌هایی که ماهیت آموزشی، علمی، فنی، مرجع، ارتباطی یا خدماتی دارند، یا با کندی بسیار زیاد روبه‌رو شوند، یا اساساً امکان استفاده از آن‌ها را از دست بدهند، یا ناچار شوند به روش‌های غیرمستقیم و ناامن مانند VPN روی آورند. روشن است که سوق دادن کاربران به استفاده از ابزارهای ناامن، غیرشفاف و بعضاً نامطمئن، نه‌تنها راه‌حل مطلوبی نیست، بلکه می‌تواند مخاطرات امنیتی، حریم خصوصی، هزینه‌های اضافی و اختلال‌های بیشتری برای کاربران ایجاد کند. این مسئله تنها یک موضوع مربوط به راحتی دسترسی نیست، بلکه به‌طور مستقیم با کیفیت آموزش، پژوهش، توسعه فناوری، بهره‌وری کاری، رشد کسب‌وکارها و سطح دسترسی جامعه به منابع مفید جهانی ارتباط دارد. وقتی یک دانشجو به منابع درسی و تحقیقاتی، یک برنامه‌نویس به مستندات فنی و مخازن تخصصی، یک طراح به ابزارهای کاری، یک پژوهشگر به پایگاه‌های مرجع، یک مدیر کسب‌وکار به سرویس‌های خارجی مورد نیاز، یا یک کاربر عادی به یک سرویس کاربردی و مفید دسترسی روان و مستقیم نداشته باشد، نتیجه آن کاهش بهره‌وری، اتلاف زمان، افزایش هزینه، افت کیفیت خدمات و فاصله‌گرفتن بیشتر از جریان دانش و فناوری روز دنیاست. بسیاری از این وب‌سایت‌ها نه‌تنها تهدیدی ندارند، بلکه ابزارهایی مهم برای یادگیری، تولید، اشتغال، توسعه کسب‌وکار، نوآوری و ارتباطات حرفه‌ای محسوب می‌شوند و محروم‌شدن کاربران از آن‌ها، خسارتی خاموش اما گسترده به بدنه علمی، تخصصی و اقتصادی کشور وارد می‌کند. در حال حاضر یکی از خلأهای مهم در این زمینه، نبود یک مسیر روشن، رسمی و عمومی برای معرفی، ثبت، بررسی و پیگیری وضعیت وب‌سایت‌هایی است که به‌اشتباه فیلتر شده‌اند یا به‌دلیل قرارگرفتن در رنج آی‌پی‌ها و زیرساخت‌های مسدودشده، عملاً از دسترس کاربران ایرانی خارج شده‌اند. بسیاری از کاربران نمی‌دانند اگر با چنین موردی مواجه شوند، از چه طریقی باید آن را گزارش کنند، کدام نهاد مسئول بررسی است، آیا فرآیند مشخصی برای رسیدگی وجود دارد یا خیر، و در صورت مفید و سالم بودن آن وب‌سایت، آیا امکان بازبینی و رفع محدودیت فراهم است یا نه. نبود چنین سازوکاری باعث می‌شود تعداد زیادی از وب‌سایت‌های مفید و کاربردی، بدون آنکه بررسی مجدد و دقیقی درباره آن‌ها صورت گیرد، برای مدت طولانی در وضعیت انسداد یا اختلال باقی بمانند و کاربران نیز ناچار باشند یا از آن‌ها صرف‌نظر کنند یا از مسیرهای غیرمطمئن و غیراستاندارد به آن‌ها دسترسی پیدا کنند. ایجاد چنین سامانه‌ای برای حالت های عادی و زمان های بحرانی مثل (جنگ) می‌تواند چندین مزیت مهم به همراه داشته باشد. نخست آنکه یک مسیر رسمی، قانونمند و شفاف برای انتقال بازخورد کاربران و شناسایی خطاهای ناخواسته در فیلترینگ فراهم می‌شود. دوم آنکه بررسی موارد به‌صورت متمرکز، مستند و قابل پیگیری انجام خواهد شد و امکان بازنگری منطقی در تصمیم‌های فنی فراهم می‌شود.

وزارت اطلاعات و فناوری ارتباطات، شورای عالی فضای مجازی، شورای عالی امنیت ملی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، وزارت صنعت معدن و تجارت

0
100
گزارش از مطالبه

نمایش گزارش


تصویر نمایه‌ی ‌جلال ترابی‌
@jalaltorabi1 روز پیش
تصویر نمایه‌ی ‌جلال ترابی‌
جلال ترابی

@jalaltorabi  •  10 خرداد 1405

مطالبه نظارت بر محتوای پیام‌رسان‌های داخلی (بله، ایتا، روبیکا، سروش)

در سال‌های اخیر، با گسترش استفاده از پیام‌رسان‌های داخلی و افزایش نقش آن‌ها در ارتباطات روزمره، اطلاع‌رسانی، فعالیت‌های فرهنگی، آموزشی، اقتصادی و اجتماعی، این سکوها به بخشی مهم از زندگی دیجیتال مردم تبدیل شده‌اند. بسیاری از کاربران، خانواده‌ها، دانش‌آموزان، نوجوانان، فعالان رسانه‌ای و صاحبان کسب‌وکا…
نمایش بیشتر
مطالبه

بازنگری و نظارت بر محتوای غیراخلاقی منتشر شده در پیام‌رسان‌های داخلی

ما، جمعی از کاربران، خانواده‌ها، فعالان فرهنگی، دغدغه‌مندان فضای مجازی، والدین، مربیان، کنشگران اجتماعی و استفاده‌کنندگان پیام‌رسان‌های داخلی، خواستار نظارت مؤثرتر، سریع‌تر، دقیق‌تر و مسئولانه‌تر بر محتوای منتشرشده در پیام‌رسان‌های داخلی، به‌ویژه بله، ایتا، روبیکا، سروش و سایر پلتفرم‌های مشابه هستیم. با گسترش استفاده از پیام‌رسان‌های داخلی در سال‌های اخیر و افزایش نقش این سکوها در ارتباطات روزمره، اطلاع‌رسانی، آموزش، کسب‌وکار و حضور اجتماعی کاربران، انتظار طبیعی و منطقی این است که این فضاها از نظر سلامت محتوا، امنیت کاربران، صیانت از خانواده و مقابله با فعالیت‌های آسیب‌زا، تحت نظارتی جدی‌تر، کارآمدتر و پاسخ‌گوتر قرار داشته باشند. با این حال، آنچه در عمل مشاهده می‌شود این است که در بسیاری از این پیام‌رسان‌ها، کانال‌ها، گروه‌ها و به‌ویژه ربات‌های محتوایی ایجادشده توسط کاربران، بدون نظارت کافی یا با نظارتی کند و کم‌اثر فعالیت می‌کنند و در موارد متعدد، حتی با وجود گزارش‌دادن از سوی کاربران، فرآیند رسیدگی و بررسی با تأخیر قابل توجه انجام می‌شود؛ تأخیری که فرصت ادامه فعالیت، جذب مخاطب، بازنشر محتوا و گسترش آسیب را برای این بسترهای مسئله‌دار فراهم می‌سازد. بخش قابل توجهی از نگرانی‌ها مربوط به کانال‌ها و ربات‌هایی است که به‌صورت آشکار یا پنهان اقدام به فروش، تبلیغ و توزیع VPN و ابزارهای عبور از محدودیت می‌کنند، یا محتوای مستهجن، غیراخلاقی، آسیب‌زا برای کودکان و نوجوانان، محتوای خلاف عفت عمومی، مطالب تفرقه‌افکن، ضد امنیت ملی، مخرب برای وحدت اسلامی و بعضاً محتوایی با آثار فرهنگی، اجتماعی و روانی زیان‌بار منتشر می‌کنند. روشن است که فعالیت آزادانه و کم‌هزینه چنین کانال‌ها و ربات‌هایی در پیام‌رسان‌های داخلی، صرفاً یک تخلف ساده محتوایی نیست، بلکه مسئله‌ای است که می‌تواند آثار گسترده‌ای بر سلامت روانی جامعه، امنیت فرهنگی، انسجام اجتماعی، تربیت نسل نوجوان و اعتماد عمومی به سکوهای داخلی بر جای بگذارد. وقتی در محیطی که به‌عنوان بستر ارتباطی داخلی و مورد استفاده عمومی معرفی می‌شود، محتوای ناسالم، غیرقانونی و آسیب‌زا به‌راحتی در دسترس قرار گیرد و رسیدگی به گزارش‌ها با تأخیر انجام شود، طبیعی است که کاربران و خانواده‌ها احساس ناامنی، بی‌اعتمادی و نگرانی بیشتری نسبت به این فضا پیدا کنند. این مسئله در زمان‌های حساس، از جمله دوره‌های قطعی یا محدودیت اینترنت بین‌الملل، بحران‌ها و حتی شرایط جنگی، اهمیت و حساسیت بیشتری پیدا می‌کند. در چنین مواقعی، به‌دلیل افزایش وابستگی کاربران به پیام‌رسان‌ها و سکوهای داخلی، نقش این پلتفرم‌ها پررنگ‌تر می‌شود و به همان نسبت، فعالیت کانال‌ها و ربات‌های مسئله‌دار نیز می‌تواند تشدید شود. وقتی دسترسی کاربران به بسیاری از سرویس‌های خارجی محدودتر می‌شود، بخشی از جریان‌های ناسالم محتوایی، فروشندگان VPN، توزیع‌کنندگان محتوای غیراخلاقی و گردانندگان کانال‌های مخرب، تمرکز بیشتری بر بسترهای داخلی پیدا می‌کنند و از خلأهای نظارتی برای گسترش فعالیت خود بهره می‌برند. این موضوع برای کاربران، والدین، خانواده‌ها و همه کسانی که دغدغه سلامت فضای مجازی داخلی را دارند، به یک نگرانی جدی تبدیل شده است؛ زیرا در چنین شرایطی، پیام‌رسان‌های داخلی عملاً به یکی از اصلی‌ترین بسترهای مصرف محتوا و ارتباطات تبدیل می‌شوند و اگر نظارت مؤثر و به‌موقع وجود نداشته باشد، دامنه آسیب‌ها می‌تواند بسیار گسترده‌تر از حالت عادی باشد. ما معتقدیم آسیب ناشی از رهاشدگی محتوایی در برخی پیام‌رسان‌های داخلی، در بسیاری از موارد به‌مراتب نگران‌کننده‌تر و زیان‌بارتر از صرف محدودیت یا قطعی اینترنت بین‌الملل است؛ زیرا در اینجا مسئله فقط دسترسی یا عدم دسترسی نیست، بلکه موضوع، حضور فعال و گسترش‌یابنده محتوای ناسالم، غیراخلاقی، ضدفرهنگی، خلاف قانون و بعضاً مخل امنیت و وحدت اجتماعی در بستری است که بخش بزرگی از جامعه، از جمله نوجوانان و خانواده‌ها، در آن حضور دارند. اگر قرار است پیام‌رسان‌های داخلی به‌عنوان بسترهای امن، قابل اعتماد و جایگزین یا مکمل سکوهای خارجی معرفی شوند، لازم است در عمل نیز استانداردهای روشن‌تری در حوزه نظارت بر محتوا، رسیدگی سریع به گزارش‌ها، شناسایی هوشمند تخلفات، حذف به‌موقع کانال‌ها و ربات‌های مسئله‌دار و پاسخ‌گویی به کاربران داشته باشند. صرف فراهم‌بودن امکان گزارش‌دهی کافی نیست؛ مهم آن است که این گزارش‌ها در زمان مناسب، با دقت کافی و با سازوکاری شفاف بررسی شوند و کاربران اطمینان داشته باشند که گزارش آن‌ها واقعاً به اقدام مؤثر منتهی می‌شود.

وزارت ارتباطات و فناووری اطلاعات، سازمان ارتباطات زیرساخت، شورای عالی فضای مجازی، شورای عالی امنیت ملی، معاونت فضای مجازی دادستان کل

100
گزارش از مطالبه
1000
پیگیری از مسئول مربوطه

نمایش گزارش


تصویر نمایه‌ی ‌جلال ترابی‌
@jalaltorabi1 روز پیش
تصویر نمایه‌ی ‌جلال ترابی‌
جلال ترابی

@jalaltorabi  •  10 خرداد 1405

مطالبه نظارت دقیق بر درگاه‌ پرداخت مورد استفاده سایت‌‌های محتوای غیرقانونی

مطالبه

نظارت بر تطابق درگاه پرداخت با هویت و فعالیت واقعی وب‌ سایت‌‌ها

در سال‌های اخیر، با گسترش تجارت الکترونیکی، توسعه خدمات آنلاین و افزایش وابستگی مردم به خرید و پرداخت اینترنتی، درگاه‌های پرداخت اینترنتی به یکی از ارکان اصلی اعتماد در فضای دیجیتال کشور تبدیل شده‌اند. کاربران زمانی که وارد یک وب‌سایت می‌شوند و با امکان پرداخت آنلاین از طریق درگاه بانکی یا پرداخت‌یار مواجه می‌شوند، به‌طور طبیعی این تصور را دارند که فعالیت آن وب‌سایت تا حدی مورد شناسایی، احراز و بررسی قرار گرفته و میان هویت صاحب درگاه، نوع فعالیت ثبت‌شده و محتوای واقعی سایت، نوعی هماهنگی و شفافیت وجود دارد. وجود درگاه پرداخت برای بسیاری از کاربران، نشانه‌ای از رسمیت، اعتبار و قابل پیگیری بودن یک کسب‌وکار یا وب‌سایت محسوب می‌شود. با این حال، در عمل مشاهده می‌شود که در برخی موارد، این اعتماد عمومی مورد سوءاستفاده قرار می‌گیرد و برخی وب‌سایت‌ها با وجود فعالیت‌های غیرقانونی، غیراخلاقی یا خارج از چارچوب‌های مجاز، از درگاه‌هایی استفاده می‌کنند که ظاهراً تحت عنوان یک فروشگاه دیگر، یک کسب‌وکار متفاوت یا یک هویت غیرمرتبط دریافت شده‌اند. این وضعیت به‌ویژه در مورد برخی وب‌سایت‌هایی که اقدام به فروش غیرقانونی فیلم، سریال، محتوای مستهجن، محتوای دارای حق نشر، محتوای کپی‌شده، محصولات فاقد مجوز، خدمات مشکوک یا سایر فعالیت‌های خارج از ضوابط می‌کنند، نگران‌کننده‌تر است. در چنین مواردی، کاربر ممکن است در ظاهر از یک سایت فروش فیلم یا سریال یا محتوای غیرمجاز خرید کند، اما در زمان پرداخت، درگاهی را ببیند که به نام یک فروشگاه اینترنتی دیگر، یک کسب‌وکار ظاهراً بی‌ارتباط یا عنوانی متفاوت ثبت شده است. این ناهماهنگی میان هویت درگاه و ماهیت واقعی سایت، نه‌تنها موجب گمراهی کاربر می‌شود، بلکه عملاً بستر سوءاستفاده، فرار از مسئولیت، پنهان‌سازی نوع واقعی فعالیت، دشوار شدن پیگیری تخلفات و تضعیف شفافیت در نظام پرداخت اینترنتی را فراهم می‌کند. ما معتقدیم یکی از الزامات مهم برای سلامت تجارت الکترونیکی، حفظ اعتماد عمومی به درگاه‌های پرداخت و جلوگیری از سوءاستفاده از زیرساخت‌های مالی کشور، این است که هر درگاه پرداخت دقیقاً منطبق با دامنه، هویت، نوع فعالیت و کاربری واقعی همان وب‌سایت یا خدمت اینترنتی باشد. به بیان روشن، اگر یک وب‌سایت در زمینه فروش کالا، ارائه خدمات آموزشی، فروش بلیت، خدمات نرم‌افزاری یا هر نوع فعالیت مجاز دیگری فعال است، درگاه پرداخت آن نیز باید به‌صورت شفاف، مستقیم و قابل راستی‌آزمایی به همان فعالیت و همان هویت تعلق داشته باشد. نباید این امکان وجود داشته باشد که یک وب‌سایت با ماهیت مشکوک، متخلف یا غیرقانونی، پشت نام و هویت یک کسب‌وکار دیگر پنهان شود و از درگاهی استفاده کند که ارتباط واقعی و شفاف با عملکرد جاری آن سایت ندارد. نبود نظارت مؤثر بر این مسئله، تنها یک اشکال فنی یا اداری نیست، بلکه تبعات گسترده‌ای در حوزه حقوق مصرف‌کننده، امنیت اقتصادی، شفافیت کسب‌وکارها، مقابله با تخلفات اینترنتی و اعتماد عمومی به نظام پرداخت آنلاین دارد. وقتی کاربران با درگاه‌هایی مواجه می‌شوند که نام، عنوان یا هویت نمایش‌داده‌شده در آن با محتوای وب‌سایتی که در آن مشغول خرید هستند تطابق ندارد، عملاً امکان تشخیص درست، تصمیم‌گیری آگاهانه و پیگیری حقوقی برای آن‌ها دشوارتر می‌شود. همچنین این وضعیت می‌تواند به متخلفان کمک کند تا در پوشش هویت‌های غیرواقعی یا نامرتبط، فعالیت خود را ادامه دهند، پرداخت دریافت کنند و در صورت بروز شکایت، شناسایی و برخورد با آن‌ها پیچیده‌تر شود. در چنین شرایطی، حتی کسب‌وکارهای سالم و قانون‌مند نیز متضرر می‌شوند، زیرا تضعیف اعتماد عمومی به پرداخت اینترنتی، کل اکوسیستم تجارت الکترونیکی را تحت تأثیر قرار می‌دهد. این پویش با هدف مطالبه شفافیت بیشتر، حمایت از حقوق کاربران، مقابله با پنهان‌کاری در فعالیت‌های اینترنتی و تقویت اعتماد عمومی به نظام پرداخت آنلاین شکل گرفته است. خواسته اصلی این پویش آن است که نهادهای مسئول، از جمله بانک مرکزی، شرکت شاپرک، پرداخت‌یارها، شرکت‌های ارائه‌دهنده خدمات پرداخت، مراجع نظارتی و سایر دستگاه‌های ذی‌ربط، سازوکار نظارت بر تطابق درگاه پرداخت با هویت، دامنه و نوع فعالیت واقعی وب‌سایت‌ها را با جدیت بیشتری اجرا و تقویت کنند. لازم است فرایندهای صدور و فعال‌سازی درگاه، به‌گونه‌ای باشد که هر درگاه صرفاً برای همان وب‌سایت، همان دامنه و همان نوع فعالیتی قابل استفاده باشد که در زمان ثبت و احراز، اعلام شده است. همچنین لازم است استفاده از درگاه در سایت‌های ثالث، دامنه‌های غیرمرتبط، صفحات فاقد شفافیت یا فعالیت‌های مغایر با مجوز و موضوع ثبت‌شده، به‌طور دقیق شناسایی و با آن برخورد شود.

وزارت صنعت معدن تجارت، وزارت ارتباطات و فناوری ارتباطات، انجمن کسب و کارهای اینترنتی، درگاه های واسط اینترنتی

0
100
گزارش از مطالبه

نمایش گزارش