افزایش جمعیت، افزایش زایمانها نیست!
خبر ادغام ستاد ملی جمعیت در معاونت امور زنان و از آن عجیب تر الحاق آن به وزارت بهداشت رشحاتی از ناامیدی را در ذهن حقیر متلالی ساخت. چه آن که ظاهرا حضرات چنین استنباط فرمودهاند که «جمعیت» یعنی «زایمان» و زایمان نیز بالطبع از متعلقات وزارت بهداشت است دیگر.
پس لابد مسائلی چون تسهیل ازدواج، تسهیل مادری، مسکن، اشتغال، امنیت اقتصادی، آیندهی فرزندان و هزار و یک دغدغه دیگر، همه توهماتی است که زوجین در فواصل میان دو مراجعه به پزشک بدان مبتلا میشوند.اما سپردن این امر به معاونت امور زنان نیز عَجب دیگری است! ظاهرا در این دستگاه عریض و طویل هنوز کشف نشده است که برای پدید آمدن هر فرزند حضور شخص دیگری غیر از «زن» نیز در ماجرا بی تاثیر نیست. شاید هم مقرر است از این پس تمام بار کاهش جمعیت همچون بسیاری از بارهای دیگر رسما و قانونا بر دوش همان موجودی گذاشته شود که پیشتر نیز تقریبا همه امور مربوط به خانه و فرزند را بر دوش میکشید.برادران! مشکل امروز جمعیت این نیست که ملت فوج فوج قصد فرزندآوری دارند و همین که به در زایشگاه میرسند از فقدان امکانات بهداشتی منصرف شده و طفل را به آیندهای نامعلوم حواله میدهند که اکنون وزارت بهداشت را متولی حل مساله کردهاید! مشکل اینجاست که اساسا بسیاری به هزار و یک دلیل هنوز به تصمیم فرزندآوری نمیرسند. جمعیت یک مفهوم زیرساختی است و جمعیتشناسی یک شاخه از علم! نه بیماری که برایش نسخه بنویسیم و پروندهاش را به پزشکان بسپاریم. جان مادرانتان این پیکر نیمه جان دبیرخانه ستاد ملی جمعیت را بیش از این به بخش زایمان نفرستید. از ابتدا افسارش را دست پزشکان دادهاید و اکنون هم ظاهرا عزم جزم کردهاید که برایش نوبت سرپایی بگیرید و اگر افاقه نکرد بستریاش کنید و سر راه چندتا تیمارگر مهربان هم از معاونت امور زنان بالا سرش بیاورید. معاونت امور زنان و وزارت بهداشت، که حجم کارها و تلاشهای هردو بر کسی پوشیده نیست و نیاز به تعریف همچو منی هم ندارد، صلاحیت تخصصی تصدیگری مساله جمعیت را ندارند.
مثلا در این دو نهاد آیا کسی می داند شاخص TFR که مثلا ۱.۳۴ فرزند اعلام می شود، چگونه باید به مراتب مختلف فرزندآوری تجزیه و تحلیل شود؟ چه سهمی از آن مربوط به فرزند اول، چه سهمی مربوط به فرزند دوم و مراتب بعدی و چه سهمی از آن مربوط به اثر مجردها و بیفرزندهاست؟ و شما هنوز نمیدانید کدام گروه چه میزان باروری را کاهش دادهاند: مجردها چقدر؟ بیفرزندها چقدر، تک فرزندها چقدر، دو فرزندها چقدر! بدون شناخت دقیق ابعاد مساله و ریشه کاهش باروری، چگونه میتوان برای آن بودجه اختصاص داد یا طرح و برنامه موثر تدوین کرد؟ سیاستگذاری در این حوزه پیش از هر چیز نیازمند شناخت دقیق مساله است و شنیدن خبرهای این چنینی اثبات میکند که در کشور ما به شدت نسبت به مساله جمعیت ساده سازی و سطحینگری اتفاق افتاده است.پ.ن: چه در دولت شهید رئیسی و چه در دولت فعلی، بارها نقد خود را مبنی بر اینکه دبیر ستاد ملی جمعیت نباید پزشک باشد نوشتم. نه پزشک، نه مهندس، نه حقوقدان، نه معمار و نه هر تخصص بیربط دیگر. من با صرف پزشک بودن مشکل ندارم با فقدان تناسب بین تخصص فرد و مسئولیتی که به او سپرده میشود مشکل دارم. این دغدغه صرفا از سر دلسوزی برای حل مسالهای مطرح میشود که مسیرهای اصلاح و راهحلهای آن تا حد زیادی روشن است، اما همچنان دولت و مجلس، به جای حرکت در مسیر حل مساله به تصور آن که خوب بر چگونگی شکل گیری بحران باروری تسلط دارند، در چرخهای از طرحها و تصمیمات و تغییرات نادرست گرفتار ماندهاند. نتیجه هم که روشن است، سال به سال کاهش میزان باروری!محمد سلیمیتحلیل و اخبار زنان را متفاوت بخوانید؛#فرزندآوری #جوانی_جمعیت #سالمندی #بارداری #وام_فرزندآوری #وام_ازدواج #ایران #وطن 13:17 - 9 شهریور 1405