۲۵ درصد بدون فرزند، فاجعه جمعیتی آمریکا: مادری قربانی شغل و لذت لحظهای شد
۵۲ درصد از زنان ۲۰ تا ۳۹ ساله در آمریکا امروز بچه ندارند. این آمار عجیب را اداره سرشماری آمریکا، مرکز تحقیقات پیو و مرکز ملی آمار سلامت تأیید کردهاند.
اما بیایید روراست باشیم: پشت این آمار و ارقام، یک فاجعه انسانی و فرهنگی خوابیده است. فمینیسم مدرن و جامعه مصرفگرای آمریکا دست به دست هم دادهاند تا نهاد مادری را صرفا به یک گزینه تنزل دهند، آن هم گزینهای که هر روز بیارزشتر میشود. رسانهها و فعالان زنستیزی که خود را مدافع حقوق زن مینامند، با افتخار این آمار را منتشر میکنند، انگار که نابودی نسل بعدی یک دستاورد است.در واقع نسلی از زنان در حال بزرگ شدن هستند که هیچ چیز جز شغل، درآمد و لذت لحظهای را نمیشناسند. آنها فراموش کردهاند که وجود یک جامعه به مادرانی وابسته است که فرزندان را با عشق، فداکاری و ارزشهای انسانی بزرگ کنند. فمینیستها این فداکاری را تحمیل نامیدهاند. به جای آن، «استقلال مالی» و «پیشرفت شغلی» را نشانه رستگاری معرفی کردهاند.حال نتیجه چیست؟ زنی که چهل و چند ساله است، تک و تنها در آپارتمان کوچکش زندگی میکند، یک حیوان خانگی دارد و هر شب با سریالهای کوتاه خود را سرگرم میکند و در خلوت خود میپرسد: راستی پس آن آزادی و خوشبختی که فمنیسم به ما وعده میداد کجاست؟تفکر فمنیستی همیشه به زن آمریکایی القا کرده بچه مانع توست. شغل و پول همه چیزند. جامعه آمریکا که زمانی بر پایه خانواده استحکام داشت، حالا تبدیل به ماشینی برای تولید افراد خودمحور و تنها شده است. سقط جنین به عنوان یک افتخار تبلیغ میشود، و زنی که به طور طبیعی میل به فرزند دارد، حتماً «سنتی و عقبافتاده» است.از خودتان بپرسید: چرا انقدر از کلمه فداکاری میترسیم؟ چرا دیگر هیچ مادری جرات نمیکند بگوید من خوشبختم چون فرزندم را بزرگ میکنم؟ چون فمینیسم به زور به ما یاد داده که هر فداکاری ظلم است، هر تعهدی محدودیت است، و هر محدودیتی دشمن آزادی.
اما خودمانیم، آزادی که در آن هیچکس به دیگری وابسته نباشد، چه ارزشی دارد؟ میگویند برابری. خوب، ببینید نتیجه برابری چه شده: مردان هم به همان اندازه از بچه دار شدن فراری شدهاند.جامعه بدون فرزند، جامعهای در حال انقراض است. ژاپن و اروپا زنگ خطر را زدهاند؛ آمریکا هم دارد همان مسیر را میرود. اما فمینیستها باز هم از آمار ۵۲ درصد به عنوان پیروزی یاد میکنند. پیروزی بر چه کسی؟ بر طبیعت؟ بر غریزه مادری؟ بر آینده بشریت؟ در واقع زنان آمریکایی قربانیان یک سیستم فکری بیمارند که لذت آنی را بر عشق پایدار ترجیح میدهد.اگر در ایران هم غافل شویم، دقیقاً همان بلا سر ما خواهد آمد. شاید امروز در ایران آمار ۵۲ درصد نباشد، اما روندها به وضوح نشان میدهد که ما هم داریم قدم به قدم از همان جاده لغزنده عبور میکنیم. همین حالا در تهران و دیگر کلانشهرهای ایران، سن ازدواج به بالای ۳۰ سال رسیده، نرخ باروری به زیر ۱.۷ کودک برای هر زن سقوط کرده (یعنی کمتر از سطح جانشینی)، و در محافل روشنفکری، بچه نداشتن به نمادی از پیشرفت و آزادی تبدیل شده است.نسخه ایرانی فمینیسم غربی با چند سال تأخیر، اما با همان شعارها و همان سموم در حال تزریق به خانواده ایرانی است. شبکههای اجتماعی پر است از اینفلوئنسرهایی که به دختران نوجوان میآموزند مادری محدودیت است، شغل اولویت اول است، و اگر بچه نداشته باشی خوشحالتر زندگی میکنی.همین چند سال پیش، کسی جرأت نمیکرد بلند بگوید من هرگز قصد مادر شدن ندارم؛ اما امروز، این حرف در کافههای شمال تهران با افتخار گفته میشود. انگار که بیفرزندی یک مد جدید شده، نه یک زنگ خطر جمعیتی. بیایید واقعیت را ببینیم: فمینیسم یک پروژه همهجانبه است.
اول میگوید برابری حقوق، بعد میگوید استقلال مالی، بعد میگوید کنترل بدن که یعنی سقط آزاد، بعد میگوید لزومی ندارد مادر شوی، و در نهایت نسلی از زنان را تحویل جامعه میدهد که در چهل سالگی، تک و تنها، با چند گربه در آپارتمان یکخوابه زندگی میکنند و عمیقاً پشیمانند. اما دیگر دیر است.در آمریکا، این معادله را تجربه کردهاند. ژاپن و کره جنوبی هم همین مسیر را رفتهاند. حالا در ایران، اگر غافل باشیم، نتیجه چیزی جز یک زلزله جمعیتی نخواهد بود. پیر شدن ناگهانی جمعیت، کم شدن نیروی کار، ورشکستگی سیستم بازنشستگی، و از همه مهمتر، خشک شدن تدریجی همان چیزی که هویت ما را ساخته یعنی خانواده.فائزه آقامحمدیتحلیل و اخبار زنان را متفاوت بخوانید؛#آمریکا #ازدواج #فمنیسم #فنینیسم #جوانی_جمعیت #آمریکا #فرزندآوری #اشتغال #زنان_شاغل 17:15 - 25 مه 2026