روایت اولین عکس از میناب؛ پدری که فهمید دخترش شهید شده اما سکوت کرد

اولین عکسی که در خبرگزاری‌ها منتشر شد؛ متعلق به دختر او بود. همان عکسی که پرده کلاس دور دخترکِ قصه ما پیچیده بود و موج انفجار باعث پرت شدن و شهادت او شده بود.پدرش علی‌رغم اینکه آن عکس را دیده بود و جنازه دخترش را هم پیدا کرده بود؛ به کسی چیزی نگفت.
پدر، همراه بقیه و امدادگرها، تنِ بچه‌ها را از زیر آوار بیرون می‌کشید. تن که نه، پاره‌های تن‌ها!عده‌ای از خانواده‌ها از شدت فشار روحی از حال رفته بودند، یا بخاطر گرمای هوا و شرجی، روزه خود را با آب باز کردند؛او ولی تا ساعت ۷ شب حتی افطار هم نکرده بود.اذان مغرب شد. تقریبا تمام پیکرها از آوار بیرون کشیده شده بودند و عملیات جست‌وجو تقریبا رو به پایان بود.دامادهایش از پیدا نشدن زهرا بی‌تابی می‌کردند.تازه اینجا بود که گفت: «من زهرا رو پیدا کردم.»وقتی به او خرده گرفتند که پس تا الان اینجا چی‌کار میکنی؟گفت: چه فرقی می‌کنه؟ اینها هم زهرای من هستند.بالاخره با زور و اجبار او را از مدرسه بیرون آوردند.شب که شد، اهالی محله روستای پدری برای عرض تسلیت در خانواده پدرش جمع شده بودند.با لباس بسیجی وارد شد. زیارت عاشورا و دعای فتح را خواند. مثل همیشه برای اهالی محله مداحی کرد.برای سلامتی رهبر عزیزمان دعا خواند. تا صبح، خود او و تمام خانواده‌ش برای سلامتی رهبر دعا می‌کردند.سحر که شد یاد اینکه زهرا برای سحری بیدار نشده بود و بدون سحری روزه گرفته بود غم‌شان را چند برابر کرد. التیام دلشان این بود که: سـَــرِ خُم می سلامتشـــکند اگر سبـــویــیولی حوالی ساعت پنج... پویش درخت سوگند را دنبال کنیدکودک شهید میناب زهرا بهروزی...تحلیل و اخبار زنان را متفاوت بخوانید؛#رهبر_شهید #رهبر #رهبرانقلاب #وطن #ایران #جنگ #جنگ_رمضان #آمریکا #ترامپ #اسرائیل #مرگ_بر_آمریکا #مرگ_بر_اسرائیل #شهید #زنان #میناب #پدر #دختر #کودک #کودک_شهید
18:18 - 10 مه 2026

1 بازنشر4 واکنش
48٫8k بازدید