دوربینِ متجاوز و زنِ ابژه؛ روایت «بدنام» از فروپاشی بیپاداش خانواده
سریال جنجالی «بدنام» با تقلیل مفاهیم عمیق انسانی به غرایز سطحی، به کلاژی خطرناک از کلیشههای پولساز تبدیل شده است. در این اثر، دوربین نه ناظر، بلکه ابزاری «متجاوز» برای تحریک غرایز است و کاراکترهای فاسد بدون هیچ عقوبتی، در هالهای از جذابیت باقی میمانند!
این اثر نهتنها هیچ ارزش هنری ندارد، بلکه عملاً «مجوز روانی» برای ترویج خیانت و فروپاشی خانواده صادر میکند.دوربین «بدنام» فیلمبردار نیست، متجاوز است؛زومهای بیدلیل روی لحظات ملتهب، قاببندیهایی که زن را به «سوژه بصری» برای هوسهای مردانه تقلیل میدهد و دیالوگهایی که کنایه جنسی در آنها موج میزند، همه با هم یک چیز ساختهاند: «پورنوگرافی پنهان احساسی». در این وضعیت، حسن پورشیرازی همان پیرمرد تکراریِ ریاکار است، امیر آقایی همان وکیلِ زنفروشِ همیشگی، و سینا مهراد یک ابزار روایتی خام برای پیشبرد مثلث عشقی. هیچکس در این سریال رشد نمیکند؛ فقط سقوط میکند. اگر «بدنام» آینه واقعیت بود، باید زشتی خیانت را با بیرحمی تمام نشان میداد. اما اینجا خائنان همچنان جذاب و کاریزماتیک باقی میمانند؛ انگار هیچکس قرار نیست تاوانِ چیزی را بدهد. وقتی یک رسانه، فروپاشی خانواده را لاکچری نشان بدهد و بیپاداش رهایش کند، نامش «هنر» است یا کاتالیزور سقوط اخلاقی؟تداوم این مسیر، زنگ خطری برای متولیان فرهنگی و هشداری برای مخاطبی که ناآگاهانه هزینه تماشای انهدام ارزشهای اخلاقی را میپردازد.از بدنام بیشتر بخوانید...خبرگزاری فارستحلیل و اخبار زنان را متفاوت بخوانید؛#نمایش_خانگی #سینما #خانواده #خیانت #طلاق #جدایی #زنان #زن_ایرانی 10:27 - 17 اردیبهشت 1405