#علی_حسن_حیدرییکی از مهمترین معیارهای سنجش موفقیت هر توافق یا تفاهم، میزان تضمینپذیری تعهدات طرف مقابل است. در موضوع داراییهای بلوکهشده ایران نیز آنچه اهمیت دارد نه صرفاً اصل تعهد آمریکا، بلکه زمان، نحوه و شروط اجرای آن است.بر اساس آنچه از متن تفاهم منتشر شده، آمریکا متعهد نشده است که با امضای تفاهمنامه، داراییهای بلوکهشده ایران را آزاد کند؛ بلکه تصریح شده است که این وجوه «با اجرای یادداشت تفاهم» در دسترس ایران قرار خواهد گرفت. این تفاوت ظاهراً کوچک، از نظر حقوقی و اجرایی بسیار معنادار است.وقتی آزادسازی منابع مالی به «اجرای تفاهم» گره میخورد، عملاً این امکان برای طرف مقابل ایجاد میشود که هر زمان اراده کرد، مدعی نقص یا تأخیر در اجرای برخی تعهدات شود و در نتیجه از انجام تعهد خود درباره آزادسازی اموال ایران خودداری کند. تجربههای گذشته نیز نشان داده است که آمریکا در تفسیر تعهدات، سابقهای طولانی در استفاده از ابهامات و بهرهبرداری از خلأهای حقوقی به سود خود دارد.نگرانی زمانی بیشتر میشود که در ادامه همین بند آمده است که دو طرف درباره سازوکار و روند آزادسازی این وجوه در جریان مذاکرات و به صورت دوجانبه توافق خواهند کرد. به بیان دیگر، نه تنها اصل آزادسازی به اجرای تفاهم موکول شده، بلکه حتی شیوه و فرآیند آن نیز به مذاکرات آینده واگذار شده است. این بدان معناست که یکی از مهمترین مطالبات ملت ایران هنوز از مرحله «تعهد قطعی و عملیاتی» عبور نکرده و وارد حوزه مذاکرات بعدی شده است.
این در حالی است که از آغاز طرح موضوع آتشبس و مذاکرات، آزادسازی داراییهای بلوکهشده ایران به عنوان یکی از مطالبات اولیه و پیششرطهای اعتمادساز مطرح بود. منطق این مطالبه نیز روشن است. کشوری که سالها تحت تحریم و انسداد غیرقانونی داراییهای خود قرار گرفته، نمیتواند صرفاً بر پایه وعدههای آینده، امتیازات نقد و فوری ارائه دهد. اعتماد زمانی شکل میگیرد که نخستین گامهای عملی از سوی طرفی برداشته شود که عامل اصلی مسدودسازی این منابع بوده است.از این رو انتظار میرود تیم مذاکرهکننده با حساسیت کامل نسبت به این موضوع عمل کند. تجربه برجام و بسیاری از توافقات مشابه نشان داده است که ابهام در زمانبندی، نبود ضمانت اجرایی و موکول کردن تعهدات مالی به مراحل بعدی، میتواند زمینهساز اختلافات و بدعهدیهای بعدی شود. آزادسازی داراییهای ملت ایران نباید به یک وعده مشروط، قابل تفسیر یا وابسته به ارزیابی یکجانبه طرف مقابل تبدیل شود.امروز بیش از هر زمان دیگری ضرورت دارد که اصل «اقدام در برابر اقدام» و «تضمین در برابر تعهد» مورد توجه قرار گیرد. اگر آزادسازی داراییهای بلوکهشده از ابتدا یکی از پیششرطهای آتشبس و مذاکرات بوده است، منطقی است که این موضوع نیز در قالبی روشن، قطعی، زمانبندیشده و غیرقابل تفسیر در متن توافقات تثبیت شود. در غیر این صورت، این نگرانی وجود خواهد داشت که بخشی از حقوق ملت ایران بار دیگر به وعدههایی گره بخورد که تحقق آن به آیندهای نامعلوم موکول شده است.#مذاکره#ایران#آمریکا#آتش_بس#تحریم#جنگ#تفاهم_نامه#توافق