«پرنو» از دل شعر فارسی سر برآورد
شاعر و نویسنده کرمانشاهی، از دریافت مجوز برای انتشار مجموعه شعر «پرنو» خبر داد؛ اثری که با معرفی شیوهای پیشنهادی در شعر کوتاه فارسی، بر عبور از نفی و تلخی به سوی معنایی تازه تأکید دارد.
به گزارش خبرگزاری فارس از کرمانشاه،گاهی یک شعر از یک پنجره شروع میشود؛ پنجرهای که تمام شب منتظر باران مانده است. گاهی از شاخهای که شکسته و دیگر پرندهای روی آن نمینشیند، یا از چراغی که خاموش شده و کوچه را در تاریکی رها کرده است.خواننده در همان چند سطر نخست، تصویر را میبیند، بعد آرامآرام با احساس شاعر همراه میشود و وقتی به واژههایی مانند «نرسیدم»، «نماندم»، «نشد» یا «نیامد» میرسد، شاید تصور کند شعر قرار است در تلخی و ناامیدی تمام شود.اما درست همانجا اتفاق دیگری رخ میدهد؛ جایی که یک جمله، معنای تمام سطرهای قبل را تغییر میدهد.
این همان نقطهای است که پرستو پرژک تلاش کرده در شیوه پیشنهادی خود با عنوان «پرنو» آن را به هویت اصلی شعر تبدیل کند؛ شعری که از تصویر آغاز میشود، از احساس و نفی عبور میکند و در پایان، مخاطب را با یک دریافت تازه روبهرو میکند؛ گاهی امید، گاهی رهایی، گاهی پذیرش و گاهی کشف معنایی که در ابتدا دیده نمیشد.
پرستو پرژک کیست؟
پرستو پرژک، نویسنده، محقق، شاعر، پژوهشگر و استاد دانشگاه در حوزه ادبیات فارسی و دارای مدرک دکتری ادبیات فارسی است؛ نویسندهای که بخش مهمی از فعالیت خود را در حوزه پژوهش و ادبیات دنبال کرده و اکنون تجربه ادبی خود را در قالب شیوهای تازه در شعر کوتاه معاصر عرضه کرده است.به گفته پرژک، تاکنون ۶۳ کتاب داخلی و چهار اثر بینالمللی از آثار او ثبت شده است. او میگوید آثار بینالمللیاش در حدود ۶۰ کشور توزیع شده و به ۱۳ زبان ترجمه شدهاند و این آثار برای انتشارات دانشگاهی لامبرت آلمان ارائه شدهاند.او همچنین درباره ۲ اثر دیگر خود توضیح میدهد که روند چاپ آنها به دلیل مشکلات ناشی از تحریمها با دشواری روبهرو شده است.
در حوزه شعر نیز نخستین مجموعه او با عنوان «پرواز پرستو به سوی نور» با مجوز منتشر شده است؛ اثری که به گفته خودش در حالوهوای شعر فروغ تجربه شده است. مجموعه شعری دوم پرژک هم به تازگی با سبک جدید «پرنو» و به همین نام ثبت شده است
پرنو به زبان ساده یعنی چه؟
برای فهم «پرنو» لازم نیست دانش ادبی داشته باشیم؛ پرژک برای توضیح این نام، به یک واژه کهن فارسی اشاره میکند؛ واژهای که در فرهنگهای لغت برای نوعی پارچه نازک، لطیف، ظریف و نقشدار به کار رفته است؛ پارچهای که زیبایی آن در تار و پودش دیده میشود.
این نویسنده برتر غرب کشور میگوید: انتخاب این نام برای شیوه شعریاش نیز از همین معنا الهام گرفته است؛ زیرا در پرنو، بخشی از معنا از همان ابتدا آشکار نیست و در میان «تار و پود» واژهها پنهان میشود تا در پایان شعر خودش را نشان دهد.از سوی دیگر، «پر» را از ابتدای نام «پرستو» و «نو» را به معنای نوآوری در نظر گرفته است.پس «پرنو» برای پرژک هم نامی برگرفته از یک واژه کهن فارسی است و هم اشارهای به نام خودش و تلاش برای ارائه یک تجربه تازه در شعر.
پرژک می گوید: قصه پرنو از یک تصویر شروع میشود؛ مهمترین نکته برای فهم پرنو این است که شعر قرار نیست از ابتدا احساس را برای خواننده توضیح دهد.شاعر ابتدا تصویر میسازد، یعنی چه؟ یعنی به جای اینکه شاعر مستقیماً بگوید «من غمگینم»، تصویری جلوی چشم خواننده قرار میدهد؛ مثلاً پنجرهای خیس، شاخهای شکسته، چراغی خاموش یا جادهای که به مقصد نرسیده است.خواننده ابتدا تصویر را میبیند و بعد احساس از دل همان تصویر در ذهنش شکل میگیرد.در واقع، شاعر به جای اینکه احساس را به مخاطب تحمیل کند، اجازه میدهد مخاطب آن را کشف کند.
بعد از تصویر، احساس وارد میشود
وقتی تصویر شکل گرفت، به گفته این ساعر کرمانشاهی؛ نوبت احساس است. خواننده با همان تصویر وارد فضای شعر میشود و کمکم احساس میکند که پشت آن پنجره، شاخه، جاده یا چراغ، یک داستان انسانی وجود دارد.در این مرحله ممکن است حس انتظار، دلتنگی، شکست، تنهایی، ترس یا فقدان شکل بگیرد.اما پرنو قرار نیست در همین احساس متوقف شود. در مرحله بعد، اتفاق مهمتری رخ میدهد.
«نشد»، «نرسید» و «نماند» چرا وارد شعر میشوند؟
یکی از ویژگیهای مهم پرنو استفاده آگاهانه از نفی و افعال منفی است. واژههایی مانند: «نشد»، «نمیشود»، «نرسید»، «نماند»، «ندید»، «نرفتم» و واژههایی از این دست.در اینجا ممکن است خواننده تصور کند شعر به سمت یک پایان تلخ میرود.
چیزی که گفته نمیشود، گاهی به اندازه گفتهها مهم است
یکی از نکتههای قابل توجه در این شیوه، استفاده از سکوت و حذف است. گاهی شاعر یک واژه را نمیگوید. گاهی جمله را کامل نمیکند. گاهی شعر با یک مکث روبهرو میشود. گاهی پایان، عمداً ناتمام به نظر میرسد. اما همین نگفتن به اعتقاد پرژک؛ میتواند ذهن خواننده را به حرکت وادارد.در چنین شعری، مخاطب فقط شنونده نیست؛ بخشی از معنا را خودش کامل میکند.به همین دلیل پرنو تلاش میکند میان آنچه شاعر میگوید و آنچه مخاطب کشف میکند فاصلهای ایجاد کند؛ فاصلهای که محل شکلگیری معناست.
پرنو چه ارتباطی با روانشناسی دارد؟
پرژک در توضیح این شیوه، به مفاهیمی مانند امید، شکست، پذیرش، رهایی و دوباره برخاستن توجه دارد و معتقد است پایانبندی شعر میتواند بر احساس مخاطب اثر بگذارد.به بیان ساده، شعر مخاطب را برای چند لحظه با یک وضعیت سخت روبهرو میکند؛ اما نمیگذارد در همان وضعیت باقی بماند.خواننده ممکن است ابتدا با غم، شکست یا نرسیدن مواجه شود، اما در پایان با یک معنای تازه روبهرو میشود.گاهی به چیزی نمیرسیم، اما در مسیر چیز دیگری پیدا میکنیم. گاهی کسی را از دست میدهیم، اما خودمان را دوباره پیدا میکنیم. گاهی یک شکست، مسیر زندگی را تغییر میدهد. گاهی «نشدن» همان اتفاقی است که ما را به سمت یک «شدن» تازه میبرد.
پرنو چه تفاوتی با هایکو دارد؟
ممکن است با شنیدن تعریف پرنو، مخاطب آن را با شعرهای کوتاه و بهویژه هایکو مقایسه کند.پرژک میگوید: هایکو نیز به کوتاهی، فشردگی و تصویر اهمیت میدهد و در سنت کلاسیک ژاپنی بر لحظه، مشاهده و دریافت فشرده از جهان، بهویژه طبیعت، تأکید دارد، اما پرنو در تعریف پیشنهادی خود، مسیر دیگری را دنبال میکند.در پرنو، صرفاً دیدن یک لحظه کافی نیست؛ شعر باید مخاطب را از یک وضعیت به یک دریافت تازه برساند. بنابراین میتوان به زبان ساده گفت: هایکو بیشتر شعرِ کشف یک لحظه است؛ پرنو تلاش میکند شعرِ عبور از یک وضعیت به معنایی تازه باشد.
پس کوتاه بودن یک شعر، بهتنهایی آن را پرنو نمیکند؛ همانطور که داشتن یک تصویر طبیعی نیز بهتنهایی یک شعر را هایکو نمیسازد.
آیا پرنو یک سبک تثبیتشده در شعر فارسی است؟
آنچه پرژک امروز ارائه کرده، یک شیوه تازه در شعر کوتاه معاصر است؛ شیوهای که بر تصویر، احساس، نفی، چرخش معنایی و پایان روشن یا مثبت تأکید دارد. پرنو میکوشد «نفی» را به نقطهای برای کشف معنا تبدیل کند.این شاعر جوان میگوید: این مسیر اگر در آثار بیشتری ادامه پیدا کند و مورد نقد و بررسی جامعه ادبی قرار گیرد، میتواند جایگاه مشخصتری در گفتوگوهای ادبی پیدا کند.
پرنو میخواهد چه چیزی را به مخاطب بگوید؟
شاید بتوان تمام این شیوه را در چند مفهوم ساده خلاصه کرد: اگر نرسیدی، همه چیز تمام نشده است.اگر شکست خوردی، ممکن است هنوز داستان ادامه داشته باشد. اگر چیزی از دست رفت، شاید معنای تازهای در راه باشد. اگر چراغی خاموش شد، شاید لازم باشد نور را جای دیگری جستوجو کنی. و اگر «نشد»، شاید هنوز نوبت «شدن» نرسیده باشد.این همان نقطهای است که پرنو تلاش میکند شعر را از یک بیان صرفاً تلخ یا توصیف یک شکست، به سمت یک کشف انسانی ببرد.در نهایت، پرنو را میتوان تجربهای دانست که میخواهد یک اتفاق ساده را در شعر جدی بگیرد: اینکه «نه» همیشه پایان نیست.
پرژک در پایان برای توضیح این نگاه، نمونهای مانند این را مطرح میکند:«باران نیامدپنجرهتمام شبخیسِ انتظار ماندصبح که رسیدفهمیدمبعضی بارانهااز آسمان نمیآیند.»در ابتدا، همه چیز درباره بارانی است که نیامده است. پنجره منتظر مانده و بارانی نباریده است. خواننده ممکن است انتظار یک پایان تلخ داشته باشد.اما در پایان، معنا تغییر میکند: «بعضی بارانها از آسمان نمیآیند.»اینجا دیگر باران فقط باران نیست؛ میتواند نمادی از امید، محبت، آرامش یا اتفاقی باشد که انسان انتظارش را دارد.یعنی همان «نیامدن» در پایان، به کشف یک معنای تازه تبدیل میشود.مثال دوم؛ نماندن همیشه شکست نیستدر نمونه دیگری آمده است:«نماندمنه از راه خسته بودمنه از رفتن میترسیدمفقط فهمیدمگاهیماندن در یک جای خالیشکل دیگری از رفتن است.»در این شعر، واژه «نماندم» ابتدا میتواند نشانه ترک کردن یا شکست باشد.اما در پایان، مخاطب متوجه میشود که نماندن همیشه به معنای فرار یا شکست نیست؛ گاهی رفتن از یک وضعیت خالی، خودش نوعی انتخاب و رهایی است...
20:25 - 6 آبان 1405