مردی که باید او را شناخت
ساخت آن فیلم آنقدر برایتان مهم و باارزش بود که در اثنای ساخت آن در آبان ۱۳۹۱، راهی بازدید از پروژه «محمد رسولالله (ص)» شدید.
فارس - خط رهبری: رفته بودید برای بازدید از پروژه ساخت یک فیلم؛ فیلمی که قرار بود از پیامبرمان بگوید و ما را و حتی نسلهای بعدتر را بیشتر با آقایمان رسولالله (ص) آشنا کند. قصهی ساخت این فیلم به چند سال قبل از اینکه دوربینها برای روایت زندگی پیامبر (صلّیاللهعلیهوآله) روشن شوند، برمیگشت؛ به دغدغه شما برای ساخت فیلمی درباره ایشان!مجید مجیدی به گفته خودش برای یک دیدار خصوصی به کتابخانه شما دعوت شد. شما کارهایش را دیده بودید و پیشنهاد دادید درباره کودکی پیامبر (ص) فیلم بسازد. برایش از تعداد فیلمهایی که درباره بودا، حضرت مسیح و حضرت موسی (علیهما السلام) ساخته شده بود گفتید و اینکه برای پیامبرمان تنها یک فیلم ساخته شده است. این تعداد فقط یک آمار نبود؛ نشانهی یک خلأ بود؛ خلأیی در روایت نکردن و نشناساندن شخصیتی که از نظر شما، محور زندگی مسلمانان بود.آقای مجیدی بعدها در مصاحبههایش گفت که همانجا به شما گفته است: «شما از الان کار ساخت این فیلم را شروعشده بدانید.» و خودش هم ساخت فیلم را کاری دلی میدانست که به امید و مدد خدا و به برکت همان سخنان آغاز کرد.
پیامبری برای امروزاما اینکه چرا ساخت چنین فیلمی برای شما مهم بود را، شاید بتوان از نظرات و بیاناتتان درباره پیامبر اعظم (ص) فهمید. مثلاً آنجا که گفته بودید: «ما مسلمانها بر روی شخصیت پیغمبر اکرم (ص) اگر تمرکز و دقت کنیم و بخواهیم درس بگیریم، برای دین و دنیای ما کافی است.» برای شما، پیامبر (ص) یک شخصیت تاریخی نبود. زندگی او را باید «میلیمتری» مطالعه کرد؛ چون از نظرتان هر لحظهاش حادثه، درس و جلوهای انسانی است؛ و نتیجه این توجه، فقط دانستن بیشتر نیست؛ از نظر شما نام، یاد، زندگی و سیره پیامبر (ص) میتواند امت اسلامی را از رخوت بیرون بیاورد و به آن نشاط بدهد.شما حتی جامعه اسلامی را زمانی کامل میدانستید که خود را بر رفتار پیامبر (ص) منطبق کند. پس شناخت از او، مقدمهای برای شبیه شدن بود؛ برای اینکه پیامبر (ص) از یک نام آشنا در تاریخ به الگویی حاضر در زندگی امروزی ما تبدیل شود. پیشنهاد ساخت فیلم نیز از همین دغدغه میآمد؛ اینکه مردم با دیدن فیلم، با زندگی پیامبر (ص) مأنوس شوند و او را نه فقط در تاریخ و کتابها و سخنرانیها، که در زندگی خود پیدا کنند. شما پیامبر (ص) را صاحب نسخهای برای درمان دردهای بشر میدانستید؛ برای جهل و فقر و ظلم و تبعیض، برای بیایمانی و بیهدفی. پیامبری که برنامه سعادت بشر را با خود آورده بود.
از پیشنهاد تا پیگیریساخت آن فیلم آنقدر برایتان مهم و باارزش بود که در اثنای ساخت آن در آبان ۱۳۹۱، راهی بازدید از پروژه «محمد رسولالله (ص)» شدید. میخواستید ببینید آن ایدهای که روزی مطرح کرده بودید، حالا در دنیای واقعی چگونه دارد ساخته میشود. این بازدید، از آن جهت هم متفاوت بود که نخستین حضور شما در یک پروژه سینمایی محسوب میشد. ایده داده بودید و حالا آمده بودید روند ساخت و نتیجه را ببینید.بعد از اتمام ساخت، فیلم را هم دیدید. آقای مجیدی بعدها از اکران خصوصی سه ساعته فیلم برای شما روایت کرد؛ از اینکه قرار بود میان فیلم استراحتی باشد، اما شما چنان غرق تماشای آن بودید که حتی هنگام رسیدن زمان دارو، چشم از تصویر برنداشتید و به گفته آقای مجیدی وقتی فیلم تمام شد، گفته بودید: «اگر همین حالا دوباره اکرانش کنند، باز هم مینشینم و تماشا میکنم.»
امانتی بر دوش مابرایمان از عظمت این امانت میگفتید؛ از اینکه خداوند برای خاتم پیامبرانش بر بشریت منت گذاشته است؛ پیامبری که در عالم وجود از آغاز خلقت تا پایان، موجودی با این عظمت آفریده نشده است. خداوند برنامه سعادت بشر را بر دوش او گذاشت تا هم به آن عمل کند، هم آن را ابلاغ کند و هم از پیروانش مطالبه کند.جایی از حرفهایتان از پیامبر (ص) به ما رسیدید؛ گفتید: «حالا ما پیروان همین پیغمبریم؛ ما خودمان را منتسب به این پیغمبر میدانیم. وظیفهی ما چیست؟» پاسخش را مانند معلمی دلسوز اینطور یادمان دادید: «در هر دورهای از دورههای زمان وظیفهی مؤمنین این است که ببینند در چه موقعیّتی قرار دارند و دین از آنها چه میخواهد و چه مأموریّتی را بر عهدهی آنها میگذارد؛ آنچه باید به آن بیندیشند و آنچه باید به آن عمل کنند؛ این را در هر دورهای باید بفهمند.»حالا ما ماندهایم و پیامبری که آنقدر بر شناختنش تأکید داشتید؛ و سؤالی که همچنان پیش روی ماست که برای زمانهی خودمان، دین از ما چه میخواهد؟
14:01 - 8 شهریور 1405