روز کارمند؛ روزی که یک عنوان، رنگ و بوی دیگری گرفت
در تقویم، یک روز برای کارمند نامگذاری شده است؛ اما در حافظه سیاسی و اجتماعی ایران، این عنوان تنها یک مناسبت اداری نیست. «روز کارمند» یادآور تصویری از مسئولیتی است که قرار بود پیش از آنکه به میز، عنوان و امضا گره بخورد، به مردم گره خورده باشد؛ تصویری که نام محمدعلی رجایی و محمدجواد باهنر را بیش از چهار دهه است در خود حفظ کرده است.
خبرگزاری فارس_ ایلام؛ زهرا طیبی: ۴ شهریور در تقویم رسمی جمهوری اسلامی ایران «روز کارمند» نام گرفته و چند روز بعد، ۸ شهریور، یادآور شهادت رئیسجمهور محمدعلی رجایی و نخستوزیر محمدجواد باهنر در انفجار دفتر نخستوزیری در سال ۱۳۶۰ است.این همزمانی تقویمی، یک پیام روشن دارد؛ کارمند و مدیر دولتی، در منطق این نامگذاری، فقط صاحب یک شغل نیست، بلکه بخشی از زنجیره خدمت عمومی است؛ زنجیرهای که رجایی و باهنر در کوتاهترین و پرالتهابترین روزهای عمر دولت پس از انقلاب، تلاش کردند معنای متفاوتی از آن ارائه دهند.دو چهره از یک تصویرمحمدعلی رجایی، معلمی بود که سیاست را از کلاس درس و از میان مردم به عرصه مدیریت کشور آورد. زندگی سیاسی او پس از انقلاب با مسئولیتهایی همچون نخستوزیری و سپس ریاستجمهوری گره خورد؛ اما تصویری که از او در ذهن بخش بزرگی از جامعه باقی مانده، بیش از آنکه به تشریفات قدرت مربوط باشد، به سادگی، صراحت و تأکید بر خدمت بازمیگردد.در سوی دیگر، محمدجواد باهنر، روحانی و اندیشمندی قرار داشت که مسیر فعالیتش را در آموزش، فرهنگ و سیاست دنبال کرد و در سالهای پس از انقلاب، در جایگاههای مختلف از جمله وزارت آموزش و پرورش و نخستوزیری مسئولیت پذیرفت.رجایی و باهنر در روزهایی مسئولیت اجرایی کشور را بر عهده داشتند که جمهوری اسلامی هنوز در نخستین سالهای شکلگیری خود بود؛ جنگ ایران و عراق ادامه داشت، ساختارهای اداری و اجرایی کشور در حال بازسازی بود و فضای سیاسی کشور نیز با بحرانهای امنیتی و ترورهای گسترده روبهرو بود.در چنین شرایطی، «کار برای مردم» تنها یک شعار مدیریتی نبود؛ بخشی از ضرورت اداره کشوری بود که همزمان باید با جنگ، بحران اقتصادی و ناامنی مقابله میکرد.
رجایی؛ سیاستمداری با تصویر یک کارمندشاید یکی از ماندگارترین ویژگیهای شهید رجایی، فاصله گرفتن او از تصویر متعارف و تشریفاتی قدرت بود.رجایی حتی پس از رسیدن به بالاترین جایگاه اجرایی کشور، تلاش داشت خود را از مردم جدا نکند. همین تصویر ساده و بیتکلف، بعدها به یکی از مهمترین عناصر حافظه عمومی درباره او تبدیل شد.برای بسیاری، «رجایی» نه فقط نام یک رئیسجمهور، بلکه نمادی از مدیری بود که قرار است پیش از آنکه از مردم انتظار داشته باشد، خودش را در برابر آنان مسئول بداند.در این نگاه، کارمند دولت نیز صرفاً مجری یک دستور اداری نیست؛ او در برابر شهروندی قرار دارد که برای دریافت یک خدمت، حل یک مشکل یا شنیده شدن یک مطالبه، به دستگاه اداری مراجعه کرده است.همینجا است که روز کارمند از یک مناسبت تقویمی فراتر میرود.باهنر؛ مدیری که آموزش را نقطه آغاز تحول میدانستاگر رجایی در حافظه عمومی با سادهزیستی و حضور میان مردم شناخته میشود، باهنر را میتوان از چهرههای مؤثر در پیوند میان آموزش، فرهنگ و مدیریت کشور دانست.مسیر زندگی او نشان میدهد که نگاهش به اداره جامعه صرفاً سیاسی نبود. آموزش و تربیت نسل جدید، بخش مهمی از دغدغههای او را تشکیل میداد و همین تجربه بعدها در مسئولیتهای اجراییاش نیز خود را نشان داد.رجایی و باهنر در واقع دو مسیر متفاوت اما مکمل را در مدیریت کشور نمایندگی میکردند؛ یکی با تجربه مستقیم در آموزش و کار اجرایی و دیگری با سابقه فرهنگی، آموزشی و فکری.اما آنچه آنها را در یک قاب قرار میدهد، مفهوم «مسئولیت» است.یک انفجار و پایان دو مسیر
هشتم شهریور ۱۳۶۰، جلسهای در ساختمان نخستوزیری در جریان بود. رئیسجمهور و نخستوزیر وقت در جلسه حضور داشتند که انفجار رخ داد و محمدعلی رجایی و محمدجواد باهنر به شهادت رسیدند. این حادثه در تقویم رسمی کشور به عنوان روز مبارزه با تروریسم نیز ثبت شده است.انفجار، تنها دو مقام ارشد اجرایی کشور را از میان نبرد؛ بلکه تصویری از ناامنی و خشونت سیاسی در نخستین سالهای پس از انقلاب را نیز در حافظه تاریخی ایران ثبت کرد.چهار دهه بعد، نام این دو شهید همچنان در مناسبتهای دولتی تکرار میشود؛ اما پرسش مهمتر این است که از «رجایی و باهنر» چه چیزی برای امروز باقی مانده است؟شاید پاسخ را باید نه در عکسهای قدیمی و مراسم رسمی، بلکه در رفتار روزمره دستگاه اداری جستوجو کرد.مردم باید نتیجه خدمت را ببینندعلی نیکوکار مدیر روابط عمومی استانداری ایلام در گفتوگو با فارس با اشاره به اینکه روز کارمند فرصتی برای بازخوانی الگوی مدیریتی شهیدان رجایی و باهنر است، اظهار کرد: اگر بخواهیم از رجایی و باهنر برای امروز یک پیام مشخص استخراج کنیم، آن پیام چیزی جز مسئولیتپذیری در برابر مردم نیست. کارمند زمانی میتواند خود را موفق بداند که شهروند پس از مراجعه به یک دستگاه اجرایی، احساس کند صدایش شنیده شده و مسئلهاش با مسئولیتپذیری دنبال شده است.وی افزود: مدیریت در نگاه این شهیدان، امتیاز نبود؛ مسئولیت بود. امروز هم هر اندازه فناوری، ساختار اداری و شیوههای مدیریت تغییر کرده باشد، اصل رابطه دولت و مردم تغییر نکرده است؛ مردم همچنان انتظار دارند دستگاه اجرایی برای حل مسئله آنها در کنارشان باشد.
نیکوکار با بیان اینکه تکریم اربابرجوع نباید به یک بخشنامه اداری محدود شود، ادامه داد: وقتی از دولت مردمی صحبت میکنیم، این مفهوم باید در رفتار روزانه کارکنان دیده شود؛ از نحوه پاسخگویی در یک اداره کوچک تا تصمیمگیری در بالاترین سطح مدیریتی.رجایی و باهنر یک معیار مدیریتیاندفرزاد ابراهیمی مدیرکل حوزه استاندار ایلام نیز در گفتوگو با فارس، شهیدان رجایی و باهنر را بخشی از حافظه مدیریتی جمهوری اسلامی دانست و گفت: اهمیت رجایی و باهنر فقط به این نیست که آنها رئیسجمهور و نخستوزیر بودند و در یک حادثه تروریستی به شهادت رسیدند. اهمیت آنها در تصویری است که از مسئولیت دولتی به جا گذاشتند؛ اینکه مدیر باید خود را در برابر مردم پاسخگو بداند.وی افزود: یکی از مهمترین نیازهای نظام اداری امروز، بازگشت به همین نگاه است. کارمند نباید خود را صاحب میز و جایگاه بداند؛ باید بداند میز اداری امانتی است که برای خدمت به مردم در اختیار او قرار گرفته است.وی با اشاره به تغییر شرایط جامعه نسبت به دهه ۶۰ تصریح کرد: امروز مردم با یک دستگاه اداری متفاوت روبهرو هستند؛ خدمات الکترونیک، دولت هوشمند و سرعت دسترسی به اطلاعات، انتظارات شهروندان را بالا برده است. بنابراین الگوی خدمت نیز باید متناسب با زمان تغییر کند، اما اصل آن ثابت است: احترام به مردم، پاسخگویی و مسئولیتپذیری.کارمند؛ چهره روزانه دولتدولت برای بسیاری از مردم نه در ساختمانهای بزرگ و جلسات رسمی، بلکه در چهره کارمندی معنا پیدا میکند که پشت یک میز نشسته است.
شهروندی که برای دریافت مجوز به یک اداره مراجعه میکند، بیماری که برای یک خدمت درمانی به دستگاه دولتی مراجعه دارد، کشاورزی که برای پیگیری مطالبهاش به ادارهای مراجعه میکند یا جوانی که برای یافتن مسیر اشتغال خود به یک مجموعه اجرایی پناه میبرد، دولت را از رفتار همان کارمند میشناسد.به همین دلیل، شاید مهمترین معنای روز کارمند، نه تقدیر از یک عنوان شغلی، بلکه یادآوری مسئولیتی باشد که پشت آن عنوان قرار دارد.رجایی و باهنر چهار دهه پیش در یکی از سختترین مقاطع تاریخ معاصر ایران در جایگاه مدیریت اجرایی کشور قرار گرفتند. عمر دولت آنان کوتاه بود، اما تصویرشان از مسئولیت عمومی ماندگار شد.میراثی که هنوز زنده استچهار دهه از انفجار دفتر نخستوزیری گذشته است؛ ساختمانها تغییر کردهاند، فناوریهای اداری دگرگون شده و شیوه ارتباط مردم با دولت نیز نسبت به دهه ۶۰ تفاوت زیادی پیدا کرده است.اما یک سؤال همچنان پابرجاست: کارمند دولت برای چه کسی کار میکند؟ پاسخ به این سؤال میتواند مرز میان «شغل» و «مسئولیت» را مشخص کند.در نگاه به میراث رجایی و باهنر، کارمند کسی نیست که صرفاً ساعت ورود و خروج داشته باشد و وظیفهای اداری را به پایان برساند. او حلقهای از یک زنجیره بزرگتر است؛ زنجیرهای که مقصد نهایی آن باید رضایت و حل مسئله مردم باشد.شاید به همین دلیل است که نام رجایی و باهنر، با وجود گذشت سالها، هنوز در مناسبتهایی مانند روز کارمند تکرار میشود.آنها رفتند، اما یک معیار باقی ماند؛ اینکه قدرت، اگر به خدمت تبدیل نشود، تنها یک عنوان است.و شاید «روز کارمند» فرصتی باشد برای اینکه هر کارمند، پیش از آغاز یک روز کاری، برای چند لحظه از خود بپرسد:
09:57 - 4 شهریور 1405