شاگرد همه‌چیز را یاد گرفته بود جز «فوت کوزه‌گری»

گاهی تفاوت میان یک کار معمولی و یک کار استادانه، فقط در یک نکته کوچک خلاصه می‌شود؛ نکته‌ای که شاید هیچ‌جا نوشته نشده باشد. داستان «فوت کوزه‌گری» روایت شاگردی است که همه فنون ساخت کوزه را آموخته بود، اما راز شفافیت ظرف‌هایش را نمی‌دانست.
گروه کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس: گاهی آدم همه مراحل انجام یک کار را بلد است، ابزارش را می‌شناسد و حتی تجربه کافی هم دارد، اما یک نکته کوچک را نمی‌داند؛ همان نکته‌ای که شاید در ظاهر ساده باشد، اما نتیجه کار را از این رو به آن رو کند. «فوت کوزه‌گری» از همین جا می‌آید؛ اصطلاحی که وقتی به کار می‌رود که کسی همه چیز را درباره کاری آموخته، اما هنوز از یک راز یا نکته مهم و نهایی بی‌خبر است.داستان این ضرب‌المثل به روزگار کوزه‌گران قدیم برمی‌گردد؛ روزگاری که ساختن یک کوزه یا ظرف سفالی فقط به شکل دادن گل و پختن آن در کوره خلاصه نمی‌شد و استادکاران، تجربه‌هایی داشتند که شاید در هیچ کتاب و دستورالعملی پیدا نمی‌شد.در یکی از همین کارگاه‌های قدیمی، کوزه‌گری باتجربه سال‌ها شاگردی داشت. استاد، مردی ماهر بود و شاگردش نیز جوانی باهوش و زرنگ. پسر آن‌قدر خوب کار می‌کرد که کم‌کم اعتماد استاد را به دست آورد و کوزه‌گر نیز بسیاری از تجربه‌هایش را به او آموخت.شاگرد که گمان می‌کرد دیگر همه چیز را یاد گرفته است، پس از مدتی از دستمزد خود ناراضی شد و گفت: «مزد من کم است. من دیگر می‌توانم برای خودم کار کنم و اگر کارگاه خودم را داشته باشم، درآمد بیشتری به دست می‌آورم.»
استاد از او خواست مدتی دیگر بماند. می‌دانست جوان هنوز تجربه کافی برای مستقل شدن ندارد. از طرفی خودش هم به شاگردی تازه نیاز داشت تا پس از رفتن او، کارگاه را تنها اداره نکند. اما شاگرد گوشش بدهکار نبود و تصمیم گرفت کارگاه خودش را راه بیندازد.او رفت و هرچه را از استاد آموخته بود به کار گرفت. بهترین خاک رس را تهیه کرد، گل ساخت، ظرف‌ها را شکل داد، آنها را لعاب زد و داخل کوره گذاشت. وقتی کوره را باز کرد، ظرف‌ها سالم و محکم بودند؛ اما یک مشکل داشتند: رنگ لعاب آنها کدر و مات شده بود و خبری از شفافیت و جلایی که در کارهای استاد می‌دید، نبود.شاگرد فکر کرد شاید خاکش مناسب نبوده است. دوباره کار را از ابتدا شروع کرد؛ این بار خاک بهتری انتخاب کرد، در آماده کردن گل دقت بیشتری به خرج داد و بهترین لعاب را به کار برد. اما نتیجه باز هم همان بود. ظرف‌ها سالم بودند، ولی آن زیبایی و شفافیت مورد انتظار را نداشتند.جوان سرانجام فهمید چیزی را از استاد یاد نگرفته است. دست از غرور برداشت و نزد استاد رفت و مشکلش را گفت.
استاد از او پرسید: «خاک را چطور آماده می‌کنی؟ گل را چطور می‌سازی؟ لعاب را چگونه روی ظرف می‌زنی و آن را چطور داخل کوره می‌گذاری؟»شاگرد همه مراحل را یکی‌یکی توضیح داد. استاد دید که او واقعاً چیزی از مراحل اصلی کار کم ندارد. با این حال گفت: «درست است که هر شاگردی باید روزی استاد شود، اما تو هنوز یک چیز را یاد نگرفته‌ای. مرا زود تنها گذاشتی. مدتی دیگر اینجا بمان.»شاگرد پذیرفت و دوباره در کارگاه استاد مشغول به کار شد. روزها گذشت و او با دقت بیشتری رفتار استاد را زیر نظر گرفت. هر کاری که استاد انجام می‌داد، شاگرد نیز بلد بود؛ اما هنوز نمی‌توانست بفهمد تفاوت کار آنها در کجاست.سرانجام یک روز استاد او را کنار کوره صدا زد و گفت: «حالا خوب نگاه کن. می‌خواهم چیزی را به تو نشان بدهم.»استاد یکی از کوزه‌ها را برداشت. درست پیش از آنکه آن را داخل کوره بگذارد، چند بار به سطح کوزه فوت کرد. شاگرد با تعجب نگاه کرد.استاد کوزه دیگری برداشت و دوباره محکم به آن فوت کرد. این بار گرد و خاکی که روی سطح ظرف نشسته بود، در هوا پخش شد.استاد گفت: «راز همین است. ظرف‌هایی که چند روز در کارگاه می‌مانند، رویشان گرد و خاک می‌نشیند. اگر پیش از گذاشتن در کوره این گرد و غبار پاک نشود، با لعاب مخلوط می‌شود و رنگ ظرف را کدر می‌کند. باید پیش از پخت، گرد و خاک را از روی آن پاک کرد.»شاگرد تازه فهمید چیزی که مدت‌ها دنبالش می‌گشت، نه خاک خاصی بود، نه لعاب متفاوت و نه روش پیچیده‌ای برای پختن کوزه؛ تنها یک فوت ساده بود که استاد سال‌ها از روی تجربه انجام می‌داد.استاد به شاگرد گفت: «حالا دیگر می‌توانی بروی و کارگاه خودت را راه بیندازی؛ فقط فوت کوزه‌گری را فراموش نکن.»
از همین روایت است که «فوت کوزه‌گری» به معنای راز و نکته ظریف و مهمی در انجام یک کار وارد زبان مردم شده است؛ نکته‌ای که شاید در نگاه اول کوچک و بی‌اهمیت به نظر برسد، اما دانستن آن حاصل تجربه و مهارت است و گاهی تفاوت میان یک کار معمولی و یک کار استادانه را رقم می‌زند.#ضرب_المثل #ادبیات
08:21 - 4 شهریور 1405

3 إعادة النشر3 التفاعل
22٫5k من المشاهدات


2 الإجابة

@Rasool1404منذ 2 ساعات
تعليقًا على
عالی بود

‌منتظر ظهور (𝓞𝔍𝓞)‌ صورة الملف الشخصي
@webreferمنذ 2 ساعات

فوت کوزه گری در جنگ ایران و آمریکا هم دیده میشود

این را باید به ترامپ گفت که از برج سازی اومده به جنگ با ایران و غافل شده از فوت کوزه گری ایرانیان در زمان استادی جنگ.صبر استراتژیک اون چیزی است که آمریکا هیچ وقت نداشته و هرگز نخواهد داشت.و چون حلال زاده نیست، فکر می کند میتواند تنها با دروغ جنگ را پیش ببرد.در آخرین دروغ ترامپ: تنگه هرمز را تحت ن…أظهر المزيد