برگ برنده راهبردی ایران در جنگ تاب‌آوری

داستان کنترل سه آبراه و نود درصد انرژی جهان، رویای جدید در «ناوگان پنجم دریایی آمریکا» بود اما چهارصدسال از فروریختن قلعه‌های پرتغالی در خلیج فارس گذشته و این بار، پایگاه‌های آمریکایی نیمه ویران شده‌اند.
فارس - خط رهبری: صدسال زمان کوتاهی نیست؛ اما معمولا وقتی تاریخ می‌خوانیم از اینکه بگوییم یک جنگ یا تجاوز آنقدر طول کشیده ابایی نداریم. پرتقالی‌ها 120 سال، خلیج فارس را استعمار کرده بودند. شاهان صفوی هم دل خوشی از این ماجرا نداشتند؛ اما به قول هاینریش هاینه، شاعر و روزنامه‌نگار آلمانی: "دریا برای اروپایی‌ها بود." در آخر هم شاه عباس با بده بستان با کمپانی بریتانیایی هند شرقی جل و پلاس پرتغالی‌هارا جارو کرد. گمبرون که نام بندرعباس گرفت، انگلیسی‌ها پایشان به جنوب باز شد. معافیت‌های گمرکی همیشگی، ساخت انبار در سرتاسر ساحل، حق بهره‌برداری از جزایر و نبود نیروی دریایی ایرانی، خلیج‌فارس را برای بیگانه‌های اروپایی، دست‌یافتنی کرده بود تا جایی که فرانسه و هلند هم با شنیدن بوی غارت، تا هرمز شنا کرده بودند. جرج سوم با تحریم اقتصادی و تحمیل قرارداد مجمل، کاسه کوزه دوستان غربی‌اش را پیچید تا قرن ۱۹، صفحه‌ی پرچم‌داری بی‌رقیب او بر خلیج فارس باشد. انگلیسی‌ها طی صلح‌نامه‌ای از شیوخ عرب قول گرفتتند که آن‌ها دو دقیقه دست از راهزنی و دزدی دریایی بردارند. از طرف دیگر امتیاز نفت دارسی هم از مظفرالدین‌شاه خریداری شد تا این هژمونی جنوبی جای پایش تا پس از جنگ جهانی اول در تنگه هرمز باقی بماند. نهایتا سقوط ابرقدرت اروپایی، قاره «آمریکا» را آبستن چهره جدید استعمار کرد.
پایان رؤیای ناوگان پنجم در هرمزداستان کنترل سه آبراه و نود درصد انرژی جهان، رویای جدید در «ناوگان پنجم دریایی آمریکا» بوده. بعد از حمله صدام به کویت و عملیات طوفان صحرا، آمریکا در تنفس هوای بدون شوروی، پایگاه دریایی بحرین را برپا کرد. قرار بود هژمون جدید غرب آسیا جا پای پدر انگلیسی‌اش بگذارد. خلیج‌فارس، هرمز، سوئز، دریای سرخ، باب‌المندب و اقیانوس هند، آنقدر ارزشمند بودند که کشوری هزاران کیلومتر دورتر از خانه برای کنترل‌شان دلار چاپ می‌کرد. چهارصدسال از فروریختن قلعه‌های پرتغالی در خلیج فارس گذشته و این بار، پایگاه‌های آمریکایی نیمه ویران شده‌اند. جنگ تحمیلی سوم، حاکمیت مسیر دریایی را به صاحب‌خانه‌اش برگرداند. «اِعمال مدیریت جدید تنگه هرمز، آسایش و پیشرفت را به نفع همه‌ی ملّت‌های منطقه رقم خواهد زد.» ۱۴۰۵/۰۲/۱۰ تجربه نبرد تن به تن با استکبار، تنگه هرمز را وارد مولفه‌های قدرت ایران عزیز کرد. در بعد اقتصادی، مهم‌ترین ویژگی هرمز تاثیرگذاری جهانی است.
حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت و فرآورده در روز و نزدیک به یک‌پنجم تجارت جهانی گاز از آن عبور می‌کند. بنابراین هر اختلال در این مسیر می‌تواند از طریق افزایش قیمت انرژی به تورم، هزینه حمل‌ونقل، هزینه تولید و حتی سیاست پولی کشورهای بزرگ منتقل شود. کشورهای صادرکننده نفت خلیج فارس به هرمز وابسته‌اند، اما ایران به‌دلیل دسترسی مستقیم به دریای عمان و اقیانوس هند، از نظر جغرافیایی در موقعیت متفاوتی قرار دارد. صادرات نفت کشورهای خلیج فارس از عربستان و عراق و کویت تا قطر و بحرین، برای رسیدن به بازارهای جهانی به این گلوگاه وابسته‌اند؛ در مقابل، ایران قادر است هزینه بسیار بزرگ‌تری را به شبکه انرژی منطقه تحمیل کند.
آژانس بین‌المللی انرژی نیز تأکید می‌کند که ظرفیت مسیرهای جایگزین برای دور زدن هرمز فقط حدود 5 میلیون بشکه در روز است که عرضه بازار را به حد قابل توجهی کاهش می‌دهد. از طرف دیگر، ملزومات تولیدات کشاورزی برعکس نفت دارای ذخایر استراتژیک نیستند. این یعنی بسته بودن تنگه هرمز مستقیما در امنیت غذایی جهانی تاثیر گذار خواهد بود. هرمز همان کانون جبران نابرابری نظامی در جنگ است.

منطق راهبردی چیست؟

در نهایت، اصرار بر حفظ مدیریت مؤثر هرمز را می‌توان در چهار هدف راهبردی خلاصه کرد:اول) بازدارندگی؛ بازدارندگی در منطق راهبردی به معنای ایجاد این محاسبه در ذهن دشمن است که هزینه اقدام خصمانه علیه کشور از منافع احتمالی آن بیشتر خواهد بود و این ادراک ایجاد نمی‌شود مگر با افزایش مولفه‌های قدرت. تنگه هرمز در این چارچوب ضریب‌دهنده قوت ملی است، چراکه امکان پیوند دادن میدان نظامی با یک آسیب‌پذیری در اقتصاد جهانی را فراهم می‌کند. نیم قرن گروگانگیری معیشت مردم ایران و سکوت همسایگان، امروز حالتی به خود گرفته که وابستگی این رژیم‌هارا عیان کرده است. زیرا همانطور که دلار نفتی امنیت‌آور نیست، آمریکا هم رفیق روزهای سخت نیست.
دوم) اهرم سیاسی؛ قدرت سیاسی تنگه هرمز از تبدیل کردن موقعیت جغرافیایی به توان چانه‌زنی ناشی می‌شود. در تعاملات خارجی، یک کشور زمانی از اهرم برخوردار است که بتواند بر گزینه‌ها و زمان‌بندی تصمیم‌گیری سایر بازیگران اثر بگذارد. چون بخش بزرگی از جریان انرژی هرمز به آسیا می‌رود، کشورهای آسیایی نیز انگیزه مستقلی برای کاهش تنش و حفظ ثبات مسیر پیدا می‌کنند. بنابراین ایران می‌تواند از هرمز برای ایجاد شکاف میان منافع متحدان آمریکا استفاده کند. یکی از سرمایه‌های مهم تولید این قدرت سیاسی، نبود مسیرهای جایگزین هم‌سطح نیز هست.
سوم) قدرت منطقه‌ای؛ تجربه جنگ کاری کرده که امنیت منطقه دیگر نمی‌تواند بدون ایران پخت و پز شود. بنابراین تنگه هرمز در خدمت عمق استراتژیک آن قرار می‌گیرد و اثرگذاری را از زد و خورد در مرزها به شبکه‌های اقتصاد و امنیت منطقه متصل می‌کند. حضور بازیگر فرامنطقه‌ای و غریبه‌های چشم آبی در همچین شرایطی مانند آخرین دست و پا زدن انگلستان در حفظ مستعمرات خویش است. سربازی که نه در بحرین، قطر و اردن و حتی اسرائیل، احساس امنیت ندارد؛ چگونه می‌تواند امنیت‌آور همسایگان عربی باشد؟ همانطور که رهبر معظم انقلاب به حاکمان عرب گوشتزد کردند و شرایط منطقه را درحال تغییری بزرگ توصیف نمودند.
چهارم) تغییر موازنه؛ با شکست آمریکا در نبرد هرمز، نظم کنونی حاکم بر منطقه غرب آسیا بر چهارپایه‌ لق می‌زند. با وجود وابستگی جهانی به این آبراه، کشورها حتی اگر متحد آمریکا نباشند، انگیزه پیدا می‌کنند برای ثبات وضعیت انرژی، به او فشار وارد کنند یا هر اعمال مدیریت و نظام حقوقی حاکم بر تنگه هرمز را بپذیرند. هرمز بخشی از عدم توازن جنگ را از طریق وابستگی متقابل تعدیل می‌کند. طرف قوی‌تر لزوما نمی‌تواند از برتری نظامی خود بدون توجه به هزینه‌های سرسام‌آور ژئوپلیتیکی آن استفاده کند. درصورتی که ایران اسلامی بتواند در ابعاد گوناگون، مقدمه استقلال منطقه از مهمانان ناخوانده را فراهم کند، رویای خاورمیانه بزرگ هم مسیر تنفس خود را از دست خواهد داد. همانطور که رهبر انقلاب فرمودند: « ایران اسلامی با شُکر عملی نعمت اِعمال مدیریت بر تنگه هرمز، منطقه‌ی خلیج فارس را ایمن خواهد کرد و بساط سوء استفاده‌های دشمن متخاصم را از این آبراه برخواهد چید.» ۱۴۰۵/۰۲/۱۰
16:40 - 1 شهریور 1405
خط رهبری

1 بازنشر7 واکنش
37٫4k بازدید



2 پاسخ

@saberH8 ساعت پیش
در پاسخ به
اگه مسعود بگذاره!!

@user1777824001338 ساعت پیش
در پاسخ به
ایرانی ها قوی تاب آوری فراوان دارندمثل آمریکائی ها بچه ننه و سوسول نیستیم