آخرین سفارش حاج قاسم به کرمانی‌ها چه بود؟

آخرین خواسته شهید حاج قاسم سلیمانی از مردم دیارش، ساختن یادمان، نام‌گذاری خیابان‌ها یا برگزاری مراسم برای خودش نبود؛ او در وصیت‌نامه سیاسی ـ الهی‌اش، تنها یک امانت را به مردم کرمان سپرد؛ اینکه تا پایان، پشت ولایت بمانند.
خبرگزاری فارس ـ کرمان: گاهی ارزش یک وصیت، نه در تعداد جمله‌هایش، بلکه در عمق تجربه‌ای است که پشت هر واژه آن ایستاده است. وصیت‌نامه سیاسی ـ الهی شهید حاج قاسم سلیمانی، حاصل سال‌ها مجاهدت، اندیشه و حضور در سخت‌ترین میدان‌هاست؛ متنی که در آن، از میان همه افتخارها، پیروزی‌ها و خاطرات، بیش از هر چیز از ولایت سخن می‌گوید؛ همان حقیقتی که حاج قاسم آن را راز عاقبت‌به‌خیری می‌دانست.اما در میان سطرهای وصیت‌نامه، بخشی وجود دارد که برای مردم کرمان، رنگ و بوی دیگری دارد؛ جایی که فرمانده‌ای برخاسته از این دیار، آخرین امانت خود را به همشهریانش می‌سپارد.

آخرین امانت برای دیار کریمان

حاج قاسم، کرمان را تنها زادگاه خود نمی‌دانست؛ ریشه‌هایش در همین خاک شکل گرفته بود. او از همین شهر راهی جبهه شد، از همین مردم نیرو گرفت و سرانجام نیز بر شانه‌های همین مردم آرام گرفت.شاید به همین دلیل است که در وصیت‌نامه‌اش، مردم کرمان را مخاطب قرار می‌دهد و از آنان می‌خواهد راهی را که ضامن عزت و سربلندی کشور است، رها نکنند؛ راه ولایت.او از مردم دیارش نمی‌خواهد نامش را زنده نگه دارند؛ از آنان می‌خواهد پیوندشان با ولایت را حفظ کنند؛ زیرا باور داشت عزت یک ملت، در همین پیوند معنا پیدا می‌کند.

راز عاقبت‌به‌خیری از نگاه یک فرمانده

شاید روشن‌ترین بخش وصیت‌نامه، همان جمله‌ای باشد که سه بار با قسم آغاز می‌شود:«والله، والله، والله از مهم‌ترین شئون عاقبت‌به‌خیری، رابطه قلبی و حقیقی با این حکیم، مظلوم و وارسته است.»این جمله، فقط یک توصیه نیست؛ عصاره زندگی مردی است که سال‌ها در سخت‌ترین میدان‌های نبرد ایستاد؛ از آمرلی و سنجار گرفته تا بوکمال و حلب، اما در پایان، همه آن میدان‌ها را در سایه یک حقیقت معنا کرد؛ ولایت.

سفارشی که برای امروز است

این روزها که ایران در آستانه تشییع پیکر رهبر شهید ایستاده است، شاید هیچ بخش از وصیت‌نامه حاج قاسم، به اندازه این سفارش، برای مردم کرمان معنا نداشته باشد.او آینده را می‌دید و می‌دانست روزهایی خواهد رسید که حفظ این پیوند، از هر زمان دیگری مهم‌تر خواهد شد. به همین دلیل، آخرین یادگارش برای دیار خود، نه یک سفارش شخصی، بلکه دعوتی به وفاداری بود.

حرف آخر...

در وصیت‌نامه‌اش، حاج قاسم برای مردم کرمان تنها یک جمله ننوشت؛ عهدی را به آنان سپرد؛ اینکه تا آخر پشت ولایت بمانند. این وصیت، نه یک جمله احساسی، بلکه عصاره همه مسیری بود که خودش یک عمر با آن زندگی کرد؛ از روزهای دفاع مقدس تا آخرین لحظه حضورش در میدان.امروز، کرمان در آستانه تشییع پیکر مطهر رهبر شهید ایستاده است. مردمی که از روز شهادت ایشان تاکنون، بیش از صد روز است میادین و خیابان‌ها را برای خونخواهی رها نکرده‌اند و در دفاع از آرمان‌های انقلاب ایستاده‌اند، اکنون در آستانه آزمونی دیگر قرار دارند.
شاید وفادارترین پاسخ به این عهد، همین باشد؛ اینکه کرمان، دیار حاج قاسم، در وداع با رهبر شهید نیز سنگ تمام بگذارد و نشان دهد وصیتی که فرمانده‌اش به مردم این دیار سپرد، هنوز زنده است؛ همان عهدی که با گذشت سال‌ها، نه رنگ باخته و نه از اعتبار افتاده است: «تا آخر، پشت ولایت بمانید.»

افتخاری که «حاج قاسم» بالاتر از سپهبدی می‌دانست

فرمانده‌ای که میلیون‌ها نفر او را با عنوان «سردار» و درجه نظامی «سپهبد» می‌شناختند؛ اما خودش همه این عناوین را کنار می‌زد و تنها یک نام را شایسته خویش می‌دانست؛ «سرباز ولایت». نسبتی که برای او نه یک عنوان، نه یک شعار و نه تعبیری احساسی، بلکه بزرگ ترین افتخار زندگی و نسخه عاقبت‌به‌خیری بود.

Show this thread

دیپلماسیِ حاج قاسم و چلّه‌ای که گره ۴۸ زائر را گشود

اسارت ۴۸ زائر ایرانی در سوریه، در میانه پیگیری‌های دیپلماتیک و میدانی حاج قاسم، با روایتی از چهل روز چلّه‌نشینی او در زیارت عاشورا گره خورد؛ روایتی از تلاقی تدبیر و توسل که سرانجام به آزادی این زائران انجامید.

Show this thread

دانشگاهی که از حاج قاسم یک فرمانده تمام عیار ساخت

بعضی دانشگاه‌ها به انسان مدرک می‌دهند؛ بعضی، شغل. اما دانشگاهی هم هست که مرد می‌سازد؛ دانشگاهی که کلاسش زیر آسمان کربلا برپاست، استادش حسین(ع) است و پایان‌نامه‌اش، ایستادن تا آخرین نفس. حاج قاسم، از همین دانشگاه فارغ‌التحصیل شد؛ مردی که نه با کتاب‌های نظامی، بلکه با درس‌های عاشورا، فرمانده شد.

Show this thread

13:28 - 10 تیر 1405