اهرمهای نوظهور ایران در نظم پساجنگ
تحولات اخیر در تنگه هرمز، لبنان و روند گفتوگوهای غیرمستقیم ایران و ایالات متحده نشان میدهد که موازنه قدرت در غرب آسیا وارد مرحلهای دیگر شده است؛ مرحلهای که در آن جمهوری اسلامی ایران توانسته اهرمهای ژئوپلیتیکی و حقوقی خود را به ابزار چانهزنی مؤثر تبدیل کند. برخلاف برخی روایتها اولیه که جنگ را با هدف مهار ایران توجیه میکردند، پیامدهای میدانی و دیپلماتیک اکنون حاکی از تقویت موقعیت ساختاری ایران است.در پرونده تنگه هرمز، طرح عمان برای دریافت هزینه خدمات دریانوردی چه داوطلبانه و چه در قالب چارچوبی مشترک در واقع اعتراف ضمنی به واقعیت جدید قدرت در این آبراه است. درج بند «عبور امن بدون پرداخت هزینه» با اعتبار ۶۰ روزه در یادداشت تفاهم پایان جنگ، نشان میدهد حتی ایالات متحده نیز پذیرفته که وضعیت پیش از جنگ قابل بازگشت خودکار نیست. از منظر حقوق بینالملل دریاها، تمایز میان عوارض ترانزیت و هزینه خدمات امنیتی و ایمنی امکان طراحی سازوکاری مشروع را فراهم میکند؛ الگویی که در مالاکا و سنگاپور نیز سابقه دارد. بدینترتیب، ایران با تکیه بر نقش خود در تأمین امنیت، مقابله با آلودگی و مدیریت بحران، میتواند هزینههای امنیتی تحمیلشده از جنگ را به سازوکار پایدار تأمین مالی تبدیل کند. افزایش قیمت نفت به بالای ۱۰۰ دلار نیز نشان داد که اختلال در هرمز نه یک تهدید لفظی، بلکه اهرمی واقعی است.
همزمان، اقدام خزانهداری آمریکا علیه مؤسسات مالی مرتبط با حزبالله، بیش از آنکه تضعیف محور مقاومت باشد، نشاندهنده استمرار راهبرد فشار حداکثری در شرایطی است که واشنگتن به گفتوگوهای فنی در دوحه نیازمند است. برگزاری مذاکرات بهصورت غیرمستقیم و تمرکز بر آزادسازی داراییهای ایران، بیانگر آن است که آمریکا برای پیشبرد تفاهم، ناگزیر از پذیرش مطالبات اقتصادی تهران است. این وضعیت، تناقض در سیاست آمریکا را عیان میکند. به طوری که از یکسو تحریم و تهدید، و از سوی دیگر نیاز به سازوکارهای توافقی برای مهار پیامدهای جنگ را شاهد هستیم.در جبهه شامات نیز توصیه مصر به دولت لبنان برای اجتناب از درگیری با حزبالله و هشدار درباره شکنندگی آتشبس، نشان میدهد که حتی بازیگران عربی میدانند حذف یا تقابل مستقیم با حزبالله میتواند به جنگی گستردهتر منجر شود. قاهره با درخواست سازوکار نظارتی روشن و تضمین عقبنشینی اسرائیل، عملاً بر ضرورت تداوم نقش بازدارنده مقاومت تأکید میکند. این امر جایگاه ایران را بهعنوان پشتیبان اصلی این محور در معادلات امنیتی منطقه تثبیت میکند.
در مجموع این تحولات حاکی از آن است که جنگ نهتنها به مهار ایران نینجامید، بلکه به بازتوزیع اهرمهای قدرت به سود تهران انجامید. ایران اکنون در سه سطح دارای مزیت نسبی است. نخست، اهرم ژئوپلیتیکی در هرمز با امکان نهادینهسازی هزینههای امنیتی؛ دوم، اهرم دیپلماتیک از طریق مذاکرات غیرمستقیم و مطالبه آزادسازی داراییها؛ و سوم، عمق راهبردی در شامات با حفظ بازدارندگی مقاومت. در چنین شرایطی، راهبرد منطقی برای ایران استمرار ترکیب بازدارندگی فعال و دیپلماسی مشروط است؛ راهبردی که ضمن پرهیز از تنش غیرضروری، هزینههای هرگونه ماجراجویی جدید را برای طرف مقابل افزایش داده و جایگاه ایران را بهعنوان بازیگر تعیینکننده نظم امنیتی منطقه تثبیت میکند.#ایران #حزبالله #باید_برخاست #ایران_قوی #رهبر_شهید 12:56 - 10 تیر 1405