تفصیلی| روایت دشمن نباید مرجع تحلیل در ایران شود
عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، با تأکید بر اینکه اعتماد ما در مذاکرات متوجه ساختارهای رسمی کشور است نه دشمن، گفت: امروز مهمترین عرصه تقابل با دشمن، جنگ شناختی و جنگ روایتهاست و نباید روایت دشمن به مرجع تحلیل در داخل کشور تبدیل شود.
به گزارش خبرنگار مجلس خبرگزاری فارس، پس از امضای تفاهمنامهٔ اسلام آباد توسط روسای جمهور ایران و آمریکا، جنگ شناختی دشمن همچنان با شدت ادامه دارد و تلاش گستردهای برای خدشه دار کردن اعتماد مردم به هیئت مذاکره کنندهٔ ایرانی صورت میگیرد. در همین حال، برخی جریانهای سیاسی نیز در این برههٔ حساس، به فکر تسویه حسابهای داخلی افتاده اند و به نظر می رسد هدف اصلی این رفتارها – خواه خواسته یا ناخواسته – جز تضعیف اعتماد نسبت به دیپلمات های خط مقدم مذاکره، چیز دیگری نیست.در همین رابطه، مجتبی زارعی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی و نماینده تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس مجلس شورای اسلامی، با تأکید بر اینکه نباید اعتماد به ساختارهای جمهوری اسلامی را با اعتماد به دشمن خلط کرد، جنگ شناختی را مهمترین میدان تقابل امروز جمهوری اسلامی با دشمن عنوان کرد.متن کامل این گفت وگو به شرح زیر است: فارس: این روزها بحث اعتماد به هیئت مذاکره کننده ایرانی در تعاملات دیپلماتیک برای جلوگیری از ایجاد دوقطبی در فضای رسانهای و سیاسی کشور مطرح شده است. ارزیابی شما از این موضوع چیست؟زارعی: پاسخ به این سؤال به یک پیشینه برمیگردد؛ پیشینهای که مربوط به قبل از جنگ ۱۲ روزه است. قبل از جنگ ۱۲ روزه، برنامه دشمن این بود که حرکت از بیرون با هجوم نظامی و از درون با شورش مردمی همراه شود. یعنی هجوم از بیرون، حالا بمباران و نظایر آن، و شورش از درون؛ چه در پایتخت، چه در شمالغرب و چه در جنوبشرق. روی اقوام، فرهنگها و شکافهای اجتماعی حساب باز کرده بودند.
میخواستند بعد از زدن فرماندهان عالیرتبه و چند مرکز اساسی، این پرچمها یکییکی بالا برود؛ یک شهر در شمالغرب، یک نقطه در جنوبشرق و هر کدام از گروههای تجزیهطلب و قومگرا سر برآورند.اما امام شهید یک راهحل نشان داد. آن راهحل چه بود؟ همان اتفاقی که در شب عاشورا افتاد. عرف فقهای شیعه این است که در شب عاشورا جز روضه حضرت اباعبدالله(ع) و مصائب اهلبیت(ع) چیز دیگری خوانده نمیشود، اما در آن شرایط که حمله صورت گرفته بود، رهبر انقلاب به ذاکر اهلبیت فرمودند «ای ایران بخوان» و ایشان همان هجوم اول، یعنی هجوم بیرونی و پروژه تجزیه اجتماعی را با جمع کردن همه حول محور ایران خنثی کردند.به برداشت شخصی من، این بار امام سید مجتبی خامنهای «حفظه الله» در پیامشان درباره تفاهمنامه، به مردم یادآوری کردند که به ساختارها (رئیس جمهور و رئیس شورای عالی امنیت ملی) اعتماد دارند؛ اینکه رهبر معظم انقلاب در پیام خود تاکید داشتند که منتظر گزارش از روند دیپلماسی دارند. اما در عین حال خاطرنشان کردند که ذره اعتمادی به دشمن ندارند، یعنی میخواهیم تعهدات را از دشمنی مطالبه کنیم که به او اعتماد نداریم.فارس: به نظر شما امروز مهمترین عرصه تقابل با دشمن کدام است؟زارعی: من دو مقدمه را مطرح کردم تا به یک نتیجه برسم؛ مهمترین مرحله در جنگهای ترکیبی، که هم امام شهید و هم مقام معظم رهبری نسبت به آن حساس بوده و هستند، جنگ شناختی است و مهمترین مرحله جنگ شناختی، جنگ روایتهاست.متأسفانه در روزهای گذشته و حتی همین الان، بعضی از شبکهها را میبینم که پیام و توییت ترامپ را زیرنویس منعکس میکنند، اما بعضاً خبرهای مسئولان رسمی خودمان را به همان میزان بازتاب نمیدهند.
فارس: شاید به این دلیل باشد که آمریکایی ها اطلاع رسانی بیشتری دارند.زارعی: ما چرا باید دشمن را در سپهر عمومی خودمان معتبر کنیم؟این نقد به تلویزیون وارد است که پایه تحلیل برخی تحلیلگران ما شده اظهارات دشمن؛ ممکن است کسی بگوید مسئولان ما باید اطلاعرسانی کنند؛ این نقد وارد است، اما ما به عوان تحلیلگران، اهل سیاست، نمایندگان مجلس، فعالان سیاسی و تریبونداران باید مراقب باشیم اعتمادی را که رهبر انقلاب به ساختارهای رسمی دارند، ما به ساختارهای دشمن منتقل نکنیم. یک موضوع موسمی نیست؛ این پایه اصلی جنگ شناختی و جنگ روایتهاست.الان ما حتی در تنگه هرمز هم با آمریکاییها در حال جنگ روایتها هستیم؛ آنها این است که مسیری به جز مسیر ایرانی را باز کردهاند و منِ مسئول باید ترتیبات ایرانی را بیان کنم، اما گاهی همان ترتیباتی را که آنها میگویند، منعکس می شود. اعتماد از اینجا منتقل میشود؛ اعتماد به روایت دشمن.اگر ما نسبت به ساختارها تولید بیاعتمادی کنیم، اگر حرمت نظامیان را نگه نداریم، اگر اعتبار سیاست خارجی، دستگاههای عالی و ساختارهای رسمی را تضعیف کنیم و حرف دشمن را مقدم بر حرف مسئولان خودمان بدانیم، در مرحله تثبیت پیروزیها شکست خواهیم خورد.چون روایتسازی یکی از پروژههای دشمن است. ممکن است شما یک جنگ را در میدان برده باشید، اما با یک روایت نادرست در سپهر عمومی، همان جنگ را به یک جنگ شکستخورده تبدیل کنند.فارس: وظیفه مسئولان یا به تعبیر شما ساختارها را در این خصوص چه میدانید؟
زارعی: البته ساختارها هم وظایفی دارند. ساختارها موظف هستند از پیروزیهایی که در میدان به دست آمده مراقبت کنند و از تدابیر حکیمانه ولیفقیه اطاعت کنند.گمان من این است که اکنون میان ساختار و مردم، میان نظام و مردم، میان ولیفقیه و امت اعتماد کامل برقرار است.دشمن تلاش میکند این وضعیت را به گونهای وانمود کند که ساختارها نسبت به جایگاه اصلی خود واگرا شدهاند و از آن طرف دل مردم را نسبت به ساختارها خالی کند.فارس: آیا میتوان گفت تأکید شما بر اعتماد به مسئولان داخلی و در عین حال بیاعتمادی به طرف آمریکایی است؟ زارعی: از شما خواهش میکنم فقط از این نظر به بحث مذاکره نرسیم. مذاکره یک بحث است، اما مسئلهای که من درباره آن صحبت میکنم، فراتر از مذاکره است.ما اینطور عرض کنیم که برابر قانون اساسی، جنگ و صلح و سیاست خارجی با تدابیر رهبر انقلاب جلو خواهد رفت. این تدابیر مربوط به حرکت منفردانه ساختارها نیست. ساختارها در جمهوری اسلامی حکیمانه چیده شدهاند و این چینش مطابق اصول قانون اساسی است.اگر بخواهیم این روند را توضیح بدهیم، باید بگوییم هر نوع تفاهم، آتشبس، سکوت آتش، تفاهمنامه، توافقنامه یا مذاکره، جایگاهش در قانون اساسی مشخص شده است. هیچکس اجازه ندارد سرخود کاری انجام دهد. اینها تدابیری است که نظام جمهوری اسلامی در ساختارهای خود پیشبینی کرده است.نکته مهم این است که ساختارهای جمهوری اسلامی بنبستشکن هستند. این نکته را باید مورد توجه قرار داد. جمهوری اسلامی، ابتدا این ساختارها را در قانون اساسی طراحی کرده، سپس آنها را تأسیس و معماری کرده است؛ بنابراین در جمهوری اسلامی بنبست ساختاری نخواهیم داشت.
چرا؟ چون جایگاهها از قبل مشخص شده است. معلوم است مسئول جنگ و صلح چه کسی است، معلوم است سیاست خارجی چگونه اداره میشود و هر نهادی چه وظیفهای بر عهده دارد.فارس: یعنی از نگاه شما سیاست خارجی صرفاً در اختیار دولتها نیست؟زارعی: دقیقاً همینطور است. سیاست خارجی در جمهوری اسلامی مربوط به دولت نیست. ممکن است رنگ، سبک و شیوه اجرای سیاست خارجی با تغییر دولتها تفاوت پیدا کند و تاکتیکها تغییر کند.اصول در قانون اساسی پیشبینی شده است. حتی امام شهید نیز یک بار فرمودند سیاست خارجی یک مجری دارد و آن دولت است، اما تولید سیاستهای اصولی درباره مذاکرات، جنگها و صلح، به هیچ وجه در اختیار یک دولت نیست.این مسئله بسیار مهم است؛ چون گاهی در فضای سیاسی کشور این تصور ایجاد میشود که با تغییر دولت، همه سیاستها تغییر میکند، در حالی که در جمهوری اسلامی چنین نیست. دولت مجری است، اما اصول و جهتگیریهای کلان در چارچوب قانون اساسی و تدابیر نظام تعریف شده است.فارس: با این توضیحات، امروز مهمترین وظیفه رسانهها و فعالان سیاسی را چه میدانید؟زارعی: من فکر میکنم امروز بیش از هر زمان دیگری باید از ساختارها مراقبت کنیم.همانطور که عرض کردم، دشمن تلاش میکند این تصویر را القا کند که در ایران میان ساختارها اختلاف وجود دارد، یا ساختارها از جایگاه اصلی خود فاصله گرفتهاند، یا فرماندهی و فرماندهان همجهت نیستند. از سوی دیگر تلاش میکند دل مردم را نسبت به ساختارهای رسمی خالی کند.
اگر ما در داخل کشور، بدون دقت، همان روایت دشمن را بازتولید کنیم، عملاً در زمین جنگ شناختی دشمن بازی کردهایم. تأکید میکنم که رسانهها، تحلیلگران، فعالان سیاسی، نمایندگان مجلس و همه کسانی که در سپهر عمومی سخن میگویند باید توجه داشته باشند که اعتبار ساختارهای رسمی کشور حفظ شود.این به معنای تعطیل کردن نقد نیست؛ نقد جای خود را دارد، اما نباید به گونهای رفتار کنیم که مرجعیت روایت از داخل کشور به سمت دشمن منتقل شود. امروز دشمن بیش از آنکه به دنبال پیروزی در میدان نظامی باشد، به دنبال پیروزی در میدان روایت است. اگر بتواند روایت خودش را بر افکار عمومی حاکم کند، ممکن است دستاوردهای یک پیروزی میدانی را هم بیاثر جلوه دهد.به همین دلیل است که عرض کردم جنگ شناختی مهمترین مرحله جنگ ترکیبی است و جنگ روایتها مهمترین مرحله جنگ شناختی محسوب میشود.فارس: بنابراین جمعبندی شما این است که جامعه باید اعتماد خود را بر ساختارهای رسمی جمهوری اسلامی متمرکز کند؟زارعی: بله، همینطور است. ما باید تلاش کنیم در دل این ساختارها، با همین ساختارها و در قالب نظام امامت و امت حرکت کنیم. جمهوری اسلامی ساختارهای خود را معقول، کارآمد، بنبستشکن، اطمینانبخش و متضمن منافع ملی پیشبینی کرده است. ممکن است در برخی مقاطع، حداکثر انتظارات ما محقق نشده باشد یا برخی پیشبینیها به نتیجه نرسیده باشد، اما نباید فوراً این مسئله را به حساب ناکارآمدی ساختارها گذاشت؛ زیرا ممکن است عوامل متعدد دیگری در آن دخیل باشد.
آنچه امروز اهمیت دارد، حفظ اعتماد عمومی به ساختارهای رسمی کشور است. به اعتقاد من، اکنون میان مردم، نظام، ولیفقیه، فرماندهی کل قوا و ساختارهای جمهوری اسلامی اعتماد برقرار است و دشمن دقیقاً همین نقطه را هدف گرفته است.بنابراین همه ما باید مراقب باشیم در جنگ روایتها، روایت جمهوری اسلامی و روایت ملت ایران تضعیف نشود و مرجعیت خبر، تحلیل و روایت در داخل کشور حفظ شود.فارس: به نظر میرسد در صحبتهای شما میان «پیروزی در میدان» و «پیروزی در عرصه روایت» ارتباط مستقیمی وجود دارد. آیا از نگاه شما این دو باید همزمان پیش بروند؟زارعی: بله، دقیقاً همینطور است. اگر دستاوردهای میدان بهدرستی برای افکار عمومی تبیین نشود، دشمن تلاش میکند روایت دیگری از همان واقعیت ارائه کند. به همین دلیل است که عرض کردم جنگ روایتها امروز اهمیت فوقالعادهای دارد. ممکن است یک موفقیت میدانی حاصل شده باشد، اما اگر نتوانیم آن را در عرصه افکار عمومی حفظ کنیم، دشمن تلاش میکند آن را وارونه جلوه دهد. بنابراین حفظ دستاوردهای میدان صرفاً یک مسئولیت نظامی نیست؛ دستگاههای رسانهای، فرهنگی، سیاسی و همه کسانی که در فضای عمومی نقش دارند نیز باید در این زمینه وظیفه خود را انجام دهند. البته این به معنای نادیده گرفتن نقد نیست، بلکه به این معناست که مرجع روایت نباید از داخل کشور به سمت دشمن منتقل شود.
11:53 - 10 تیر 1405