کاش مختارها زودتر اقدام کنند

نگاهی راهبردی به منطق «جوخه‌های انتقام» در برابر جنایات آمریکا و اسرائیل علیه ایران«وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِیِّهِ سُلْطَانًا...» (سوره‌ی اسراء، آیه‌ی ۳۳)
در تاریخ سیاسی و نظامی، هرگاه یک نظام سلطه‌گر با اقدامات فراقانونی و جنایتکارانه، خطوط قرمز اخلاقی و حقوقی را نادیده گرفته است، پدیده‌ای به نام «اقدامات تلافی‌جویانه‌ی هدفمند» به‌عنوان پاسخِ طبیعیِ طرفِ آسیب‌دیده، ظهور کرده است. از تعقیبِ نازی‌ها توسط موساد تا قیامِ تاریخیِ مختار ثقفی در خون‌خواهیِ شهدای کربلا، تاریخ نشان می‌دهد که واکنشِ متقابلِ هوشمندانه و حساب‌شده، نه تنها مشروعیتِ دفاعی دارد، بلکه در بسیاری موارد، مانع از تکرارِ جنایت شده است.این مقاله، با استناد به مستنداتِ تاریخی و تحولاتِ میدانیِ ۲۰۲۵-۲۰۲۶، به بررسیِ پیش‌نیازها، الزامات و چارچوبِ راهبردیِ تشکیل «جوخه‌های انتقام» در پاسخ به جنایاتِ آمریکا و اسرائیل علیه ایران می‌پردازد و این پرسش را مطرح می‌کند که آیا تأخیر در این اقدام، خود به منزله‌ی تشویقِ دشمن برای ادامه‌ی جنایت نیست؟
۱. پیش‌زمینه‌ی تاریخی: وقتی «انتقام» به بازدارندگی تبدیل می‌شودالف) الگوی مختار ثقفی: خون‌خواهیِ نظام‌منددر سال ۶۶ قمری، مختار ثقفی با شعارِ «یا لثارات الحسین» قیام کرد و پس از تصرف کوفه، به‌طورِ سیستماتیک، عاملانِ واقعهی کربلا را شناسایی، تعقیب و مجازات کرد. او عمر سعد، شمر، عبیدالله بن زیاد و ده‌ها نفر دیگر را به کیفرِ جنایتشان رساند. این اقدامِ تاریخی، نه فقط یک انتقامِ صرف، بلکه اعلامِ یک هنجارِ جدید بود: جنایتکارانِ جنگی، هرگز در امان نخواهند بود. میراثِ مختار، تبدیل شدنِ شعارِ «یا لثارات الحسین» به نمادِ قیام‌های حق‌طلبانه در طول تاریخِ اسلام است.ب) الگوی «نازی‌یاب‌ها»: تعقیبِ فرامرزیِ جنایتکارانپس از جنگِ جهانی دوم، «نازی‌یاب‌ها» (Nazi Hunters) و سپس موساد، عملیات‌های گسترده‌ای را برای یافتن و مجازاتِ جنایتکارانِ نازی در سراسر جهان ترتیب دادند. معروف‌ترینِ این عملیات‌ها، دستگیریِ آدولف آیشمن در سال ۱۹۶۰ در آرژانتین و اعدامِ او در اسرائیل بود. پیامِ این عملیات‌ها روشن بود: جنایت علیه بشریت حتی اگر برای هولوکاستی باشد که در وقوع آن جای بحث باشد، بدون پاسخ نمی‌ماند، حتی اگر دهه‌ها بگذرد. به عبارتی دشمن خود به این منطق احترام می گذارد ما چرا نگذاریم و انجام ندهیم وقتی آثار آن را در برگه های تاریخ به وضوح می بینیم.۲. جنایاتِ آمریکا و اسرائیل علیه ایران: فهرستی از ترورهای فراقانونیدر سال‌های اخیر، آمریکا و اسرائیل، با عبور از همهی خطوطِ قرمزِ حقوقی و اخلاقی، دست به یک کارزارِ سیستماتیکِ ترور علیه دانشمندان، فرماندهان و مقاماتِ عالیرتبه‌ی ایران زده‌اند:
عملیاتِ «نارنیا» (۲۰۲۵): اسرائیل با شناساییِ ۱۰۰ دانشمندِ هسته‌ایِ برترِ ایران، فهرست را به ۱۲ نفر کاهش داد و با استفاده از دهه‌ها جاسوسی، برای هر یک، پروندهی کاملی از محلِ کار، سکونت و رفت‌وآمد تهیه کرد. در ۱۳ ژوئن ۲۰۲۵، در حملاتِ هواییِ گسترده، ۱۰ دانشمندِ ارشدِ هسته‌ایِ ایران به‌صورتِ هماهنگ ترور شدند. ترورِ فرماندهانِ ارشدِ نظامی: در جریانِ حملاتِ مشترکِ آمریکا و اسرائیل، ده‌ها تن از فرماندهانِ ارشدِ سپاه پاسداران و ارتشِ ایران به‌شهادت رسیدند، از جمله فرماندهانِ سپاه، وزیرِ دفاع و رئیس‌ستادِ کلِّ نیروهایِ مسلح. رهبرِ شهید انقلاب، آیت‌الله خامنه‌ای و علی لاریجانی، مقامِ ارشدِ امنیتِ ملی، نیز در این حملات ترور شدند. همچنین رئیسِ اطلاعاتِ سپاه در فروردینِ ۱۴۰۵ (۲۰۲۶) در یک حملهی هوایی در تهران به‌ شهادت رسید. تلفاتِ سنگینِ غیرنظامیان: این حملات، تنها نظامیان و دانشمندان را هدف قرار نداد. در جریانِ این ترورها علاوه بر کشتار کور غیر نظامیان در سراسر کشور، همزمان با شروع تهاجم وحشیانه به ایران عزیز، 168 کودک میناب با قساوت بی نظیر و به صورت کاملا هدفمند با موشکهای پیشرفته تاماهوک به شهادت رسیدند جنایتی که دل هر انسانی به صرف انسان بودن را به درد می‌آورد. مجوزِ ترورِ بدونِ محدودیت: وقتی اسرائیل رسماً اعلام کرده که «همهی ایرانیان هدفِ ترور قتل عام هستند» و به ارتشِ خود اجازهی ترورِ «هر مقامِ ارشدِ ایرانی» را بدونِ نیاز به تأییدِ مجدد داده است. این ماشین جنایت کجا قرار است متوقف شود؟
۳. پرسشِ راهبردی: چرا باید «جوخه‌های انتقام» تشکیل داد؟الف) شکستِ بازدارندگیِ سنتیجمهوریِ اسلامیِ ایران تاکنون از ابزارهایِ دیپلماتیک، حقوقی و حتی پاسخ‌هایِ موشکیِ محدود استفاده کرده است. با این حال، حملاتِ تروریستیِ دشمن نه تنها کاهش نیافته، بلکه به‌صورتِ فزاینده‌ای گسترش و تشدید شده است. این الگو نشان می‌دهد که بازدارندگیِ صرفاً نظامیِ ، در برابرِ تاکتیک‌هایِ تروریستیِ فراقانونی، کارآمد نیست.ب) ایجادِ هزینه‌ی متقارن برای دشمندشمنِ صهیونیستی و آمریکایی، با ترورِ دانشمندان و فرماندهانِ ایرانی، این پیام را ارسال می‌کند که «هیچ‌کس در امان نیست.» منطقِ «جوخه‌های انتقام» این است که همین پیام، به‌زبانِ خودِ دشمن، به او بازگردانده شود. اگر اسرائیل می‌تواند دانشمندانِ هسته‌ایِ ایران را در خانه‌هایشان ترور کند، ایران نیز باید تواناییِ خود را برایِ رساندنِ پیام به معمارانِ این جنایات در اعماقِ سرزمین‌هایِ اشغالی یا پایگاه‌هایِ آمریکایی در منطقه و یا حتی در خاک آمریکا، به‌اثبات برساند.ج) الهام‌گیری از الگویِ تاریخیِ «مختار»همان‌گونه که مختار ثقفی با شناسایی و مجازاتِ عاملانِ کربلا، برای نخستین‌بار، هزینه‌ی جنایت علیه خاندانِ پیامبر را برایِ جنایتکاران ملموس کرد، امروز نیز تشکیلِ جوخه‌هایِ هدفمندِ انتقام، می‌تواند هزینه‌ی ترورِ دانشمندان و فرماندهانِ ایرانی را برایِ سرانِ نظامی و امنیتیِ آمریکا و اسرائیل، غیرقابل‌تحمل کند. این اقدام، نه یک انتقامِ احساسی، بلکه یک محاسبه‌ی دقیقِ راهبردی است.
۴. چارچوبِ عملیاتیِ «جوخه‌های انتقام»بر اساسِ تجاربِ تاریخی (از جمله عملیات‌هایِ موساد در تعقیبِ نازی‌ها) و اصولِ عملیاتِ ویژه، جوخه‌های انتقام باید بر پایه‌ی اصولِ زیر طراحی شوند:۱. شناساییِ دقیقِ هدف: تهیه‌ی فهرستی از طراحان، فرماندهان و مجریانِ مستقیمِ عملیات‌هایِ ترور علیه ایران، با استفاده از اطلاعاتِ دقیقِ میدانی و سایبری.۲. عملیاتِ فرامرزی و پنهان: جوخه‌ها باید تواناییِ عملیات در خارج از مرزها را داشته باشند و با استفاده از تاکتیک‌هایِ غیرقابلِ انتساب، امکانِ انکارِ رسمی را برایِ ایران فراهم کنند (همان‌گونه که اسرائیل سال‌ها ترورِ دانشمندانِ ایرانی را تکذیب می‌کرد).۳. هدف‌گذاریِ سلسله‌مراتبی: ابتدا عاملانِ رده‌پایین‌تر که اطلاعاتِ عملیاتیِ بیشتری دارند، سپس فرماندهانِ میانی و در نهایت معمارانِ اصلیِ جنایت.۴. بازدارندگیِ روانی: اعلامِ غیرمستقیمِ وجودِ چنین ظرفیتی، به‌گونه‌ای که دشمن پیش از طراحیِ هر عملیاتِ جدید، هزینه‌ی احتمالیِ آن را محاسبه کند.
۵. هشدارها و محدودیت‌ها ریسکِ تشدید: این راهبرد باید در چارچوبِ یک استراتژیِ کلیِ بازدارندگی تعریف شود، نه یک واکنشِ آنی و شتاب‌زده. اهمیتِ مشروعیت: عملیات‌ها باید حتماً مقابله‌به‌مثل با جنایتکارانِ جنگی باشد چرا که قبلا افکار عمومی جهانیان برای چنین مجازاتی آماده شده است و از هرگونه بهانه‌جوییِ حقوقیِ دشمن و حتی موج سواری برخی نخبگان! سیاسی داخلی جلوگیری شود. هماهنگی با محورِ مقاومت: استفاده از ظرفیت‌هایِ موجود در محورِ مقاومت در منطقه، می‌تواند اثرِ بازدارندگیِ این اقدامات را چندبرابر کند.نتیجه‌گیری: شاید باید زودتر اقدام می‌کردیمتاریخِ سیاسی و نظامی به‌ما می‌آموزد که تجاوزگران، تا زمانی که هزینه‌ی تجاوز را به‌صورتِ ملموس و شخصی درک نکنند، از جنایت دست نمی‌کشند. رژیمِ صهیونیستی و آمریکا، با کشتن کودکان میناب، ترورِ دانشمندانِ هسته‌ای، ترورِ فرماندهانِ ارشد و حتی ترورِ بالاترین مقامِ مذهبی سیاسیِ ایران، همه‌ی خطوطِ قرمز را پایمال کرده‌اند.در چنین شرایطی، تشکیلِ «جوخه‌های انتقام» با الهام از مختارِ تاریخ‌ساز ، نه تنها یک حقِ طبیعیِ دفاعی است، بلکه یک ضرورتِ راهبردی برایِ بازگرداندنِ تعادلِ بازدارندگی به‌شمار می‌رود.شاید اگر مختارهایِ امروز، زودتر اقدام می‌کردند، دشمن جرئتِ تکرارِ جنایت را به‌خود نمی‌داد. اما «شاید» در سیاستِ خارجی و راهبردِ نظامی جایی ندارد. آنچه مهم است، اقدامِ هوشمندانه، حساب‌شده و به‌موقع در چارچوبِ یک استراتژیِ کلانِ بازدارندگی است. منتظرِ جنایتِ بعدی نمانیم؛ پرسشِ اصلی این نیست که «آیا باید اقدام کنیم؟» بلکه این است که «چرا تاکنون اقدام نکرده‌ایم؟»#انتقام_سخت #مختار_ثقفی #بازدارندگی #ترور_دانشمندان #محور_مقاومت #تاریخ_تکرار_می‌شود
13:14 - 7 تیر 1405



1 Reply

Replying to
👏👏👏