آداب مواجهه با حریف عهدشکن

پاسخ به عهدشکنی دشمن در اسلام، نه یک انتقام‌جویی کورکورانه، بلکه فرمولی دقیق بر پایه عدالت، اعلام رسمی و مرزبندی میان وفاداران و خائنان است؛ رویکردی که المیزان آن را ترازوی سنجش انصاف، حتی در اوج نبرد می‌داند.
پیمان‌شکنی از آن دستارهایی است که نظم زندگی اجتماعی را از ریشه می‌سوزاند. اسلام برای این رفتار ناشایست پاسخ روشنی دارد که فرسنگ‌ها با انتقام‌جویی کورکورانه فاصله دارد. در نگاه علامه طباطبایی پاسخ به دشمن عهدشکن بر پایه عدالت و عقلانیت استوار است.وقتی دشمن قرارداد را زیر پا می‌گذارد امان از او برداشته می‌شود. در این حالت مسلمانان حق دارند به عنوان مقابله به مثل پیمان را لغو کنند. این یک مجوز الهی برای بازگرداندن تعادل است چرا که دیگر نمی‌توان به چنین دشمنی اعتماد کرد.البته این مقابله به مثل هرگز نباید با غافلگیری و ناجوانمردی همراه باشد. مسلمانان موظفند لغو پیمان را به صورت رسمی و علنی به دشمن اعلام کنند. دین اجازه نمی‌دهد که حریف در دام بی‌خبری بیفتد و غافلگیر شود.نکته مهم دیگر این است که تر و خشک با هم نمی‌سوزند. پاسخ سخت تنها دامن‌گیر کسانی می‌شود که عملاً پیمان‌شکنی کرده‌اند. اگر در جبهه مقابل افرادی هنوز به عهد خود وفادار باشند حسابشان جداست و پیمانشان تا روز آخر محترم می‌ماند.در این میان هیچ‌کس حق ندارد آغازکننده نقض عهد باشد. حتی اگر وفای به عهد به ضرر مسلمانان تمام شود آن‌ها باید صبوری کنند. سیره پیامبر نیز همین بود و تا زمان خیانتِ آشکارِ دشمن دست به سلاح نبردند.هدف از این رویارویی فقط برقراری عدالت و تساوی است. پاسخ به خیانت باید دقیقاً به اندازه همان تجاوز باشد و فراتر نرود. این یعنی حتی در اوج جنگ و پاسخ به بی‌وفایی دشمن هم نباید از مرز انصاف خارج شد.
00:16 - 6 تیر 1405



1 Reply

باید کار از دست سیاسیون خارج بشه و دست نظامی ها داده بشه