سیاست در اسارت رسانه
سیاست در اسارت رسانه؛ چرا باید نگاه خود را به سیاست در ایران تغییر دهیم؟یکی از مهمترین تحولات چند دهه اخیر در جهان، رسانهای شدن سیاست بوده است؛ پدیدهای که در آن رسانهها دیگر صرفاً ابزار انتقال پیامهای سیاسی نیستند، بلکه به بازیگران اصلی عرصه سیاست تبدیل میشوند. در چنین شرایطی، موفقیت یک سیاستمدار یا جریان سیاسی بیش از آنکه به کیفیت سیاستگذاری و حل مسائل عمومی وابسته باشد، به توانایی او در جلب توجه افکار عمومی و حضور مؤثر در فضای رسانهای بستگی پیدا میکند.
در ایران نیز این روند بهتدریج گسترش یافته است. ظهور شبکههای اجتماعی، توسعه رسانههای برخط و رقابت شدید برای جذب مخاطب موجب شده است که بسیاری از موضوعات سیاسی نه بر اساس اهمیت واقعی آنها، بلکه بر اساس میزان قابلیت ایجاد واکنش و هیجان در جامعه مورد توجه قرار گیرند. نتیجه این وضعیت، شکلگیری نوعی سیاست هیجانی و واکنشی است که در آن احساسات بر عقلانیت غلبه میکند.یکی از مهمترین پیامدهای رسانهای شدن سیاست، افزایش قطبیت سیاسی است. در فضای قطبی، افراد و گروهها بهجای آنکه درباره ایدهها، برنامهها و راهحلها گفتوگو کنند، خود را در دو جبهه متقابل تعریف میکنند. هر مسئلهای به میدان نبرد «ما» و «آنها» تبدیل میشود و امکان شکلگیری اجماع ملی کاهش مییابد. مطالعات نشان میدهد که رسانههای جدید و الگوریتمهای شبکههای اجتماعی میتوانند این روند را تشدید کنند؛ زیرا محتواهای احساسی، مناقشهآمیز معمولاً بیشتر دیده و بازنشر میشوند.پیامد دیگر این روند، شخصی شدن سیاست است. در سیاست شخصیشده، افراد جایگزین نهادها میشوند و شخصیتها جای برنامهها را میگیرند. در چنین فضایی، موفقیت یا شکست یک جریان سیاسی بیش از آنکه با عملکرد آن سنجیده شود، به محبوبیت یا عدم محبوبیت چهرههای آن وابسته میشود. بهتدریج رقابت میان اندیشهها و راهبردها به رقابت میان افراد تقلیل پیدا میکند و جامعه به جای نقد سیاستها، به ستایش یا تخریب اشخاص میپردازد. پژوهشگران از این پدیده با عنوان «شخصیسازی سیاست» یاد میکنند.
این وضعیت برای ایران هزینههای قابل توجهی به همراه دارد. کشور با مجموعهای از مسائل پیچیده در حوزه اقتصاد، حکمرانی، محیط زیست، جمعیت و سیاست خارجی روبهرو است؛ مسائلی که حل آنها نیازمند گفتوگوی ملی، تصمیمگیری مبتنی بر شواهد و همکاری میان جریانهای مختلف سیاسی است. اما فضای شدیداً قطبی و شخصیشده، انرژی جامعه را از حل مسئله به سمت منازعات فرسایشی سوق میدهد.از همین رو، شاید زمان آن رسیده باشد که نگاه خود را به سیاست در ایران تغییر دهیم. سیاست نباید میدان دائمی تقابل اشخاص و گروهها باشد؛ بلکه باید عرصه رقابت برای ارائه راهحلهای بهتر به مسائل عمومی تلقی شود. عبور از سیاست شخصیتمحور به سیاست مسئلهمحور، تقویت نهادهای سیاسی به جای تکیه بر افراد، و ترویج فرهنگ گفتوگوی انتقادی به جای تخریب متقابل، میتواند گامی مهم در کاهش قطبیت و ارتقای کیفیت حکمرانی باشد.جامعهای که سیاست را صرفاً از دریچه رسانه و هیجانهای روزمره ببیند، در معرض شکافهای عمیقتر قرار خواهد گرفت. اما جامعهای که سیاست را ابزاری برای حل مسائل مشترک بداند، میتواند اختلافنظرها را به فرصتی برای پیشرفت تبدیل کند. شاید مهمترین ضرورت امروز سیاست در ایران، همین تغییر زاویه نگاه باشد./ پایان پیام
09:00 - 1 تیر 1405