مرز باریک نقد و اهانت
نقد کردن حق هر شهروندی است؛ اما توهین، آن هم از پشت یک تریبون عمومی، نه نشانه شجاعت است و نه دلسوزی. سؤال اینجاست که چرا بعضی افراد احساس میکنند میتوانند به عالیترین مقام اجرایی کشور هر نسبتی بدهند و هر اهانتی بکنند، بدون آنکه نگران پاسخگویی یا تبعات رفتاری خود باشند؟
اگر قانون قرار است ستون عدالت باشد، نباید میان افراد تفاوت قائل شود. جامعهای که در آن برخی خود را فراتر از قانون ببینند، بهتدریج اعتماد عمومی را از دست خواهد داد.میتوان با سیاستهای رئیسجمهور مخالف بود، میتوان عملکرد او را نقد کرد و حتی شدیدترین انتقادها را مطرح نمود؛ اما عبور از مرز احترام و تبدیل تریبون مذهبی به محلی برای اهانت، نه به نفع دین است و نه به نفع جامعه.اما بهتر است مداح بی ترمز و کسانی که احساس میکنند دولت کم کاری کرده است بدانند، در روزهایی که کشور با شرایط جنگی و فشارهای سنگین روبهرو بود، انتظار افکار عمومی از مسئولان، مدیریت بحران و حفظ آرامش جامعه بود. در چنین شرایطی، دولت به ریاست مسعود پزشکیان تلاش کرد تا روند تأمین کالاهای اساسی، توزیع اقلام مورد نیاز مردم و فعالیت زنجیرههای تأمین مختل نشود و نگرانیهای عمومی کاهش یابد.
همچنین پرسشی که از مداح منتقد میشود این است: در اوج بحران و تنش، چرا فروشگاهها با کمبود گسترده مواد غذایی و کالاهای اساسی مواجه نشدند؟ حفظ ثبات نسبی در تأمین نیازهای روزمره مردم، حاصل تلاش شبانهروزی مجموعهای از مدیران، دستگاههای اجرایی، بخش خصوصی و نیروهای فعال در زنجیره تأمین بود؛ تلاشی که دولت و شخص رئیسجمهور نیز در هدایت و هماهنگی آن نقش مستقیم داشتند.
بنابراین اگر هر فردی جایگاه و مسئولیت خود را بشناسد، هرگز درباره موضوعاتی که با تخصص، منطق و رسالت او فاصله زیادی دارد، با ادبیاتی توهینآمیز اظهار نظر نخواهد کرد. تریبون، امانت است؛ نه مجوزی برای تخریب شخصیت دیگران، آنهم رییس جمهور کشور. در واقع اگر چنین افرادی در قالب مداح یا هرصنف و مسئولیتی برای بیشتر دیده شدن کاسه داغتر از آش حق و حقوق مردم بزرگ و سرفراز ایران نباشند، رییس جمهور که نماینده نزدیک به ۹۰ میلیون ایرانی در راس امورات اجرایی کشور است بخوبی از حق، حقوق، شأن و منزلت ایران و ایرانی دفاع خواهد کرد.
13:48 - 31 خرداد 1405