پیامی که مرزها را جابجا کرد و جلو برد
پیام آیت الله سید مجتبی خامنه ای از شب گذشته به مرکز تحلیل های شخصی و گروهی تبدیل شده و جابجایی مرزها و بازآرایش جبهه ها را ایجاد کرده است که اثر آن تا مدت ها، قابل ارزیابی و پایش می باشد به نحوی که این پیام را باید جزو مهمترین و اثرگذارترین پیام های معظم له تفسیر کرد.در این نوشتار به سه حوزه اصلی تأثیر این پیام اشاره می کنیم:ولایت مداری: فهم "خواست ولی" و تبعیت از آن همچون فهم و تبعیت از "امر ولی" مهم است. در این خصوص هم مسوولان و هم مردم مشتاق رهنمود و تعیین هدف، مسیر، روش و ابزار از زبان ولی هستند مگر آنکه اختیار و انتخاب را به عهده مجری یا مجریان بگذارند. پیام شب گذشته از "نظر دیگر" رهبری رونمایی کرد اما چیستی و ماهیت آن برای مردم مجهول بود. عطش و لبیک مردم میدان به رهبری و اعلام آمادگی برای تبعیت از نظر ایشان نشان داد آرایش اجتماعی و سیاسی به نحوی است که بتواند زمینه تحقق خواست ولی را مهیا کرده و مقدمات لازم را برای اجرایی شدن نظر ایشان مهیا کند. منقول است که وقتی یکی از مسوولان به خدمت ایشان رسیده و نکاتی را نسبت به طی مسیر بر اساس مشی و خواست رهبر شهید فرمودند. ایشان در جواب آن مقام ذکر کردند که فتاوای خودشان را دارند و در این زمینه، توجه به نگاه و نظر خاص ایشان مهم است. طبیعی است که در دوران پساشهادت آیت الله سیدعلی خامنه ای و نیز در تلاطم میدان جنگ منطقه ای و جهانی، باید به فتاوا و نگاه خاص ایشان رجوع شود و جنس پیام شب گذشته می تواند در شفاف سازی خواست ولی کمک کند و جامعه را برای پذیرش و پیروی از آن آماده نماید.
مطالبه گری:بی شک پیام شب گذشته، نوید ورود به "بهار مطالبه گری" در گام دوم انقلاب بود. جریان مطالبه گری در دهه های گذشته به فراز و فرودی رسیده بود و با موانع و انحرافاتی مواجه شده بود که به کم رمقی و کم اثری گراییده بود. پیام شب گذشته نشان داد رهبر انقلاب، خود را در صف اول و پیشانی مطالبه گران قرار داده و مردم را نیز به مطالبه گری فراخواندند. واقع گرایی:شرایط خاص و بحرانی منطقه نباید باعث مهار ایران و حملات بی محابای اسرائیل به لبنان و جبهه مقاومت شود. رهبری در پیام شب گذشته رسما جرأت و جسارت برگشت به میدان جنگ را به همه نیروهای اجتماعی، سیاسی و حتی نظامی تزریق کردند و اینکه تفاهم ادعایی نباید باعث بالا رفتن کفه ضد مقاومت شود. در معادله منطقه ای و جهانی، جمهوری اسلامی به دنبال منافع حقه خود و پیش بردن نقشه کلان مقاومت است و امتیازهای داده شده غرب به ایران، نباید ما را از درگیری های میدان غافل کند چرا که ترامپ نیز نزدیکی بحران به خود را آشکارسازی کرده بود که تنها چهار هفته تا پایان ذخایر نفتی فاصله داشته و هیچ گزینه ای جز دادن امتیازهای بزرگتر و بیشتر به ایران نداشته است. واقع گرایی حکم می کند به سه حوزه اصلی اندیشید: 1- تحقق شروط گفته شده 2- دست بالای برتر ایران در مذاکرات آینده 3- مهار اسرائیل و تمکین آن به خروج از لبنان. این سه حوزه بسیار مهم است و تحقق همه آنها می تواند به تفاهم، وزن بدهد وگرنه تفاهم می تواند یک زنجیر در مسیر آزادسازی قدرت ایران باشد.
نتیجه گیری:رهبر انقلاب با بازتعریف ولایت مداری، مطالبه گری و واقع گرایی در دوره جدید مدریت کشور سعی دارد جبهه بندی های اجتماعی و سیاسی را بر مبنای منافع ملی و دینی ترسیم نمایند. آنچه مهم است اقتدار ایران است و آرایش نیروهای پیشران و دست اندرکار کشور باید بر مبنای خواست راهبردی و استراتژیک رهبری بازطراحی شود.
20:32 - 19 يونيو 2026