نقد فیلم «مورتال کامبت»مورتال کامبت 2 به کارگردانی سایمون مککوید نتیجهی یک اختلافِ کلیشهای بر پردهی سینما است که جزئیاتی مُدرن را به دوشِ ترسهای پسارستاخیزی میاندازد. من به هماندیشیِ سینما و بازیهای رایانهای بسیار علاقهمند هستم و باور دارم بازیْ میتواند شکلِ جدیدی از درام در سینما باشد به شرطی که قوائدِ منطقیِ آن را رعایت کند. یک بازیِ رزمی – اکشن به تنهایی نمیتواند بارِ دراماتیک همراه داشته باشد مگر اینکه برای کاراکترهایاش صعود و نزولی در بُعدِ زمان خلق کنیم که نبردِ اخلاقی میانِ خیر و شر در آن کشف گردد. آنچه در این فیلم میبینیم قطعاً غیر اخلاقی و غیرِ فنّی است و به هماناندازهی ویدئوکلیپِ یوتیوبی که در ابتدایِ اثر دیدهایم سطحی و خندهدار است. این سکانس را چندباری ریویو کردم و هربار بیشتر خندیدم چرا که در اُپِنینگِ فیلم ما موشکی را میبینیم که به سمت جانی کیج شلیک میشود و او به طرزِ خارقالعادهای از روی موشک میپرد با اینکه موشک به سمتِ پایین شلیک شده هلیکوپتری را نابود میکند که در حالِ پرواز است؛ این قطعه از استارتِ فیلم در بالیوود هم یافت نخواهد شد چرا که دروغگفتن هم باید منطقی داشته باشد. قهرمانانِ موجود در فیلم کاراکترهایی هستند که از پیش قدرتشان بر بیننده ثابت شده است و نیازی به بازتعریفِ آنها نیست، بازخوانیِ سرعتی فیلم از تواناییهای برخی از آنان نیز بخشی از ساختِ کلیشههای فَستفودی در جمیعِ جهاتِ قهرمانانی است که باید دنیا را نجات دهند.✍️#علی_رفیعی_وردنجانی#نقد_فیلم#بازی#مورتال_کامبت#جانی_کیج#فرهنگ#هنر#سینما#بازی_های_رایانه_ای#اکشن#رزمی🎩@alirafieivardanjani
27 MB
آیا سینما قرار است ناجیِ دنیا باشد؟
به باورِ من سینما و تئاترِ امروزی نمیتواند دنیا را نجات دهد چرا که خوراکاش مانند ریلزهای اینستاگرامی سرگرمی و وقتکُشی برای مخاطب است نه آگاهی و اکتشاف. بلی وظیفهی هنر نجات دنیا از شرّی است که با هیچ خیریتی قابلِ هضم نیست. هنرْ باید اخلاقیترین شکلِ بُروزِ انسانیت به نابودی را نمایش دهد. در «مورتال کامبت» غیرِاخلاقیترین نمونهی آن را شاهد هستیم چرا که هربار درام دست روی سوژههای کلیشهای با آدابی شناخته شده میگذارد، در حقیقت بیننده را به شکلِ مدرنی به سوی واپسگرایی سوق میدهد. بینندهای که تمام داستان را پیشبینی میکند و قرار هم نیست کسی از او بپرسد که فیلم دربارهی چیست چرا که از پوسترش میتوان موضوع را حدس زد. در همین راستا هر فکتی که مخاطب را به عقب براند و آگاهیهای او را تکرار کند سینمای غیرِ اخلاقیای است که واپسگرایی نتیجهی سرگرم شدن با آن است. ریلزهای اینستاگرامی هم چُنین کاربردی دارند با این تفاوت که منوی پُر و پیمانتری نسبت به سینما در برابرِ دیدگانِ مخاطب قرار میدهند. ترسِ از نابودی، ژانری است که نیاز به رستاخیز دارد نه نیاز به پسارستاخیزِ در متن. قهرمانان باید با اخلاقِ برتر روبروی شر قد علم کنند نه با قدرتِ فرا انسانی. با این فرمول دقت داشته باشید به متنِ اکثرِ فیلمهای بالیوود که اخلاقاً در برابر جبرِ انگلیسیها میایستند و از بینِ آنها انسانی برگزیده میشود تا قدرتِ مظلومان باشد. ما چُنین انتخابی را در «ماتریکس» واچوفسکیها، مییابیم امّا هرگز نمیتوانیم در «مورتال کامبت» ببینیم.✍️#علی_رفیعی_وردنجانی🎩@alirafieivardanjani
سینمای جدید چیست؟ به تدریج سینما سوژههایی را انتخاب میکند که کاربرد آتشین داشته باشند به این معنا که مظلوم هرچه هم مظلوم باشد باز هم نباید زورش به ظالم برسد مگر اینکه انسانی از جامعهی ظالمها برگزیده شود. «مورتال کامبت» حقیقتاً از همهجا برگزیدهای آورده امّا از هیچ اجتماعِ مظلومی انسانی را انتخاب نکرده. جانی کیج ابداً آدمِ مظلومی نیست بلکه او ناجیِ دنیا بودن را در ابتدا صرفاً یک توهم میداند. این سوژههای آتشین قرار نیست اُبژهای به همراه داشته باشند بلکه صرفاً در سطح باقی میمانند تا چندساعتی وقتِ مخاطب را بگیرند. مثلاً از لبنان یا فلسطین و ایران کسی قهرمانِ چُنین سینمای فستفودیای نخواهد شد بلکه در جهانِ پسارستاخیزِ اجتماعِ هالیوود برگزیده کسی است که دنیایی را نجات دهد که ظالمین ساختهاند و در آن مظلومی وجود ندارد. فریبِ این مظلومنماییها را هم نخورید که در ابتدا کیتانا شاهدِ شکستِ پدرش در برابرِ شائوکان است و... این بخشی از کلیشههای فستفودی برای قهرمانانِ هالیوودی است که اگر نباشد باید به ناجیانِ یوتیوبی و اینستاگرامی شک کرد.✍️#علی_رفیعی_وردنجانی🎩@alirafieivardanjani