استراتژی زنبورهای سرخ چگونه آمریکا را در تنگه هرمز زمینگیر کرد؟
سپهبد شهید باقری و سپهبد شهید سلامی با میدان داری سردار شهید تنگسیری، راهبردی را در بدنه نیروی دریایی جریان دادند که بر اساس آن شناورهای تندرو با سرعتی خیرهکننده محور نظم نوین خلیج فارس شدند و این راهبرد به کلید تنگه هرمز موسوم گشت.
خبرگزاری فارس - هرمزگان: خلیج فارس در طول دهههای اخیر صحنه رویارویی دو نوع تفکر نظامی متفاوت بوده است؛ در یک سو ناوهای غولپیکر، سامانههای پیچیده و تجهیزات گرانقیمت آمریکا و در سوی دیگر، راهبردی مبتنی بر سرعت، چابکی و حملات نامتقارن که به «دکترین زنبورهای سرخ» شهرت یافته است.این دکترین که بر استفاده گسترده از شناورهای کوچک و تندرو استوار است، ریشه در سالهای پایانی جنگ ایران و عراق دارد؛ زمانی که ایران دریافت برای مقابله با شناورهای بزرگ و ایجاد موازنه در آبهای محدود خلیج فارس، نیازمند تاکتیکی متفاوت است. با گسترش عملیات قایقهای تندرو در سالهای پایانی جنگ، الگوی جدیدی از نبرد دریایی شکل گرفت که بعدها پایه شکلگیری توان دریایی سپاه شد.منطق زنبورهای سرخ ساده اما تأثیرگذار است؛ همانگونه که یک دسته زنبور با حملات سریع و همزمان میتواند موجودی بسیار بزرگتر از خود را دچار مشکل کند، دهها شناور کوچک و پرسرعت نیز قادرند با نزدیک شدن از زوایای مختلف، محاسبات عملیاتی ناوهای سنگین را پیچیده کنند.شناورهای تندرو ایرانی به دلیل سرعت بالا، تعداد زیاد و توان انجام عملیات گروهی، به «زنبورهای سرخ» مشهور شدند. این شناورها با تاکتیک «هجوم انبوه» طراحی شدهاند تا زمان تصمیمگیری و واکنش طرف مقابل را کاهش دهند و برتری شناورهای بزرگ را در آبراههای محدود به چالش بکشند.
پایان دوران برتری سنتیکارشناسان نظامی معتقدند یکی از مهمترین مزیتهای این راهبرد، تغییر زمین بازی است؛ جایی که یک شناور چند میلیون دلاری یا میلیارد دلاری مجبور میشود در برابر اهدافی بسیار کوچکتر، سریعتر و ارزانتر واکنش نشان دهد. همین مسئله باعث شده است که برتری سنتی ناوهای بزرگ در محیطی مانند خلیج فارس و بهویژه مناطق پرتردد، با چالشهای تازهای مواجه شود. چالشهایی که آمریکا را مجبور به بهره گیری تنوعی از تجهیزات گرانقیمت و پر استهلاک کرده و ریسک عملیات را بالا برده و از سویی آنان را به رفتارهای جنون واری کشانده که ناشی از فقدان دید درست میدانی است. نمونه آن را در حمله وحشیانه و از سر استیصال به قایقها و لنجهای صیادی مردمی میتوان دید.امروز دکترین زنبورهای سرخ تنها به قایقهای تندرو محدود نیست و با توسعه شناورهای بدون سرنشین، سامانههای موشکی ساحل به دریا و شبکههای فرماندهی دریایی، به بخشی از راهبرد جنگ نامتقارن ایران در خلیج فارس تبدیل شده است. این رویکرد بر این اصل استوار است که در نبردهای مدرن، همیشه بزرگترین و گرانترین سلاحها تعیینکننده نیستند، بلکه سرعت تصمیم، غافلگیری و پراکندگی نیروها نیز میتواند معادلات قدرت را تغییر دهد.
اما دکترین زنبورهای سرخ تنها به هجوم شناورهای تندرو محدود نماند. در سالهای اخیر، ترکیب این تاکتیک با موشکهای ساحل به دریا، پهپادهای متنوع سبک و ارزانقیمت و همچنین ایجاد اشراف اطلاعاتی و پدافندی بر تنگه هرمز، معادلات سنتی نبرد دریایی را دگرگون کرد و جغرافیای نبرد را به سود ایران تغییر داد.تغییر الگوی میدان نبرددر این الگو، دیگر تنها حضور ناوهای بزرگ و پیشرفته تعیینکننده نیست؛ بلکه شبکهای از سامانههای متحرک، کمهزینه و پراکنده میتواند آزادی عمل نیروهای سنگین دریایی را با محدودیتهای جدی مواجه کند. همین تغییر در موازنه، به باور تحلیلگران، موجب شد که در جریان حدود ۱۰۰ روز درگیری و تنش میان ایران و آمریکا، بازگشایی و تضمین عبور و مرور در تنگه هرمز به یکی از مهمترین اهداف اعلامی واشنگتن تبدیل شود؛ تا جایی که دونالد ترامپ آن را یکی از مهمترین دستاوردهای خود عنوان کرد.تنگه هرمز، این آبراه راهبردی جهان، امروز تنها با مفهوم سنتی بستن یک مسیر دریایی تعریف نمیشود. ایران طی سالها حضور و تسلط عملیاتی در این منطقه، روشهای نوین اعمال محدودیت، کنترل و تأثیرگذاری بر شرایط تردد دریایی را شناخته و قواعد جدیدی از نبرد نامتقارن در این گذرگاه حساس را شکل داده است.#تنگه_هرمز #خلیج_فارس 11:23 - 26 خرداد 1405