وقتی ترس هم خسته می‌شود!

شاید برای شما هم پیش آمده باشد؛ در میان هجوم اخبار سرخ و هولناک، ناگهان متوجه می‌شوید که دیگر نه اشکی برای ریختن دارید، نه قلبتان تند می‌زند و نه نگران می‌شوید. یک بی‌حسی و بی‌تفاوتیِ عجیب تمام وجودتان را گرفته، طوری که انگار صحنه‌ها از شما عبور می‌کنند، بدون اینکه درگیرتان کنند. این حالت که گاهی با عذاب وجدان یا حس سنگدلی همراه می‌شود، یکی از پیچیده‌ترین دفاع‌های روانی انسان در روزهای بحران است؛ پدیده‌ای به نام «کرختی روانی».
خبرگزاری فارس، چهارمحال و بختیاری| «اوایل با شنیدن هر شایعه یا خبر نظامی، بند دلم پاره می‌شد؛ اما الان انگار هیچ فرقی برام نمی‌کنه.» این اعترافی است که این روزها از زبان خیلی‌ها می‌شنویم. آدم‌هایی که تا دیروز با کوچک‌ترین تنشی مضطرب می‌شدند، حالا در برابر بزرگ‌ترین هشدارهای امنیتی و اخبار جنگی، شانه‌ای بالا می‌اندازند و به کارشان ادامه می‌دهند.جامعه در این فاز، دچار یک جور «اشباع عاطفی» شده است. ظرفیت همدردی و ترس آدم‌ها پر شده و دیگر جایی برای پذیرش شوک جدید وجود ندارد. این بی‌تفاوتی، نه از سر بی‌رحمی است و نه به معنای عادی شدن شرایط؛ بلکه نشانه‌ای از یک خستگی عمیق و مفرطِ روحی است.

فیوز امنیتی مغز چطور کار می‌کند؟

روان‌شناسان به این وضعیت «کرختی روانی» یا فرسودگی شفقت (Compassion Fatigue) می‌گویند. این حالت دقیقاً مثل عملکرد فیوز مینیاتوری در جعبه برق خانه است؛ وقتی بار الکتریکی مدار (حجم استرس و ترس) بیش از حدِ تحمل سیستم بالا می‌رود، فیوز می‌پرد تا کل شبکه آتش نگیرد.مغز ما تحمل حجم نامحدودی از درد، تعلیق و وحشت را ندارد. وقتی فرد به مدت طولانی در معرض بمباران خبری و تهدید بقا قرار می‌گیرد و کاری هم از دستش برای تغییر شرایط برنمی‌آید، مغز برای زنده ماندن، «شیرِ احساسات» را می‌بندد. این همان لحظه‌ای است که فیوز روانی وارد عمل می‌شود.این یک مکانیزم انطباقی هوشمندانه است که به شما اجازه می‌دهد در دل بحران، کارهای اولیه زندگی مثل غذا خوردن، خوابیدن و راه رفتن را انجام دهید، بدون اینکه از شدت وحشت فلج شوید. اما بهای آن، از دست رفتن موقتِ توانایی همدلی، شادی و چشیدن طعم زندگی است.حمید محمدی، روان‌شناس بالینی، در گفت‌وگو با خبرنگار فارس می‌گوید: «کرختی روانی در شرایط بحران، واکنشی طبیعی و قابل انتظار است. مغز انسان زمانی که با حجم بالایی از اخبار نگران‌کننده و احساس ناتوانی در تغییر شرایط مواجه می‌شود، برای حفظ عملکرد روزمره بخشی از هیجانات را موقتاً خاموش می‌کند. مشکل زمانی ایجاد می‌شود که این حالت طولانی شود و فرد دیگر نتواند به تجربه‌های عاطفی مثبت، همدلی یا حتی احساسات منفی طبیعی مثل اندوه و نگرانی دسترسی داشته باشد.»

چطور از کرختی روانی بیرون بیاییم؟

کرختی روانی در کوتاه‌مدت پناهگاه ماست، اما اگر طولانی شود، پیوندهای عاطفی ما با خانواده، دوستان و حتی خودمان را ویران می‌کند. برای مدیریت این وضعیت چه باید کرد؟۱. پذیرش بدون عذاب وجدان: اولین قدم این است که خود را سرزنش نکنید. به خودتان نگویید «من چقدر سنگدل شده‌ام». به جایش بپذیرید که: «روان من در حال حاضر خسته است و دارد از خودش محافظت می‌کند. این بی‌حسی، نشانه ضعف من نیست، نشانه حجم سنگینِ این روزهاست.»۲. بازگشت به محرک‌های حسیِ ملموس (خروج از دنیای مجازی): وقتی از اخبار سِر می‌شوید، ذهن به شدت انتزاعی و دور از واقعیت ملموس می‌شود. برای بیدار کردن دوباره احساسات، به سراغ حواس پنج‌گانه فیزیکی بروید: دست زدن به خاک و گل، دوش آب گرم، بوییدن یک فنجان قهوه یا عطر مورد علاقه، یا گوش دادن به یک موسیقی با کلامِ آشنا. این کار ذهن را از کما بیرون می‌کشد.۳. انجام یک کار خیر یا کمک بسیار کوچک و عینی: کرختی روانی ناشی از حس بی‌قدرتی است («من که نمی‌توانم جلوی جنگ را بگیرم، پس چه فایده؟»). برای شکستن این حس، یک کار خیرِ کوچک که نتیجه‌اش را سریع ببینید انجام دهید: به یک پرنده دانه بدهید، به یک نیازمند در محله کمک کنید، یا به گلدان‌های خانه برسید. دیدن تاثیر مثبتِ «حضور شما» بر یک موجود زنده دیگر، یخ روحتان را باز می‌کند. ۴. پناه بردن به رابطه‌های امنِ بدون تحلیل: در روزهایی که روحتان سِر شده، با کسانی وقت بگذرانید که کنارشان نیازی به تحلیل سیاسی، نالیدن از شرایط یا قوی نشان دادن خودتان ندارید. یک هم‌نشینی ساده با خانواده، یا شوخی با یک دوست قدیمی، بدون اینکه کلمه‌ای از اخبار رد و بدل شود، به مغز سیگنال می‌دهد که دنیای واقعی و امن هنوز وجود دارد.

صخره‌ای که هنوز زنده است

اگر این روزها حس می‌کنید روحتان مثل صخره سفت و بی‌حس شده، نگران نباشید؛ این صخره فقط یک زره موقت است. چشمه احساسات شما نخشکیده، بلکه موقتاً زیر آوار اخبار پنهان شده است. مراقب این زره باشید، اما اجازه ندهید برای همیشه روی تن‌تان بماند. ما برای ساختن روزهای روشنِ پس از طوفان، به قلبی تپنده و زنده نیاز داریم.کرختی پایان احساس نیست؛ مکث روان است تا بتواند دوباره جهان را تحمل کند.

چطور از «برزخ نه جنگ نه صلح» فرار کنیم

بزرگ‌ترین پروژه کاری‌تان را به تعویق انداخته‌اید؟ برای خرید یک وسیله ساده دودل هستید یا حتی برنامه یک سفر کوتاه را عقب می‌اندازید؟ اگر این روزها تصمیم‌گیری برایتان دشوار شده، تنها نیستید. در شرایط تنش و سایه جنگ، آنچه بیش از «خطر» جامعه را فلج می‌کند، «تعلیق و بلاتکلیفی» است؛ وضعیتی که در آن ذهن میا…
نمایش بیشتر

نمایش گزارش

مغزهای زیادی گوش به زنگ

این روزها صدای هواپیما، صدای اگزوز یک موتورسیکلت در کوچه، یا حتی رعدوبرق ناگهانی بهار، دیگر فقط یک صدای عادی نیستند. در شرایطی که سایه تعلیق بر فضای جامعه سنگینی می‌کند، گوش‌های ما تیزتر و جانمان بی‌قرارتر شده است. چرا در هفته‌های اخیر، کوچک‌ترین صداها دلمان را هُری می‌ریزد و چطور می‌توانیم این سیست…
نمایش بیشتر

نمایش گزارش

07:35 - 13 خرداد 1405
سلامت روان
استان ها
چهار محال و بختیاری

2 بازنشر1 واکنش
21٫5k بازدید