ایران پس از آتش، بازسازی در دستان مردم؛ تاملی بر تجربیات آلمان،ژاپن و افغانستان
محمد همدانی؛ پژوهشگر ارشد گروه حکمرانی و فناوری اندیشکده حکمرانی شریف، در یادداشتی نوشته است:
از این منظر، بازسازی اجتماعی یعنی مردم نهفقط در مقام آسیبدیده یا گیرنده خدمت، بلکه در مقام شریک حکمرانی دیده شوند. اما این ایده برای ایران صرفاً یک مفهوم نظری یا وارداتی نیست؛ جامعه ایرانی پیشتر، در لحظات بحرانی، نشان داده است که چنین زیرساخت پنهانی را در خود دارد.تجربه کشورها نشان میدهد نقش مردم وقتی پایدار میشود که به طرح، نهاد و سازوکار مشخص تبدیل شود. آلمان غربی: عملکرد بانک توسعه بازسازی، برنامه توزیع بار خسارت و نظام همتصمیمی نشان دادند که بازسازی فقط وام و کارخانه نیست؛ جبران اجتماعی، اعتبار بلندمدت و مشارکت کارگران در حکمرانی بنگاه نیز بخشی از بازسازی است.ژاپن: اصلاحات ارضی، کمیتههای محلی زمین و بازآرایی وزارت صنعت و تجارت بینالملل نشان داد که دولت میتواند قدرتمند بماند؛ اما مشروعیت و ظرفیت خود را از بازتوزیع، رقابت و نهادسازی پساجنگ بگیرد.افغانستان: برنامه بر دسترسی به آب آشامیدنی و برق، پذیرش فرایندهای دموکراتیک، احساس رفاه اقتصادی، مشارکت زنان و نگرش نسبت به زنان اثر مثبت داشت. اما افغانستان در نهایت نشان داد که شوراهای محلی و پروژههای کوچک، هرچند مهماند، جای دولت ملی، امنیت و ثبات سیاسی را نمیگیرند.اما اگر این انرژیها به نهاد محله، صندوق توسعه، بودجه مشارکتی، کسبوکار اجتماعی، تأمین مالی جمعی، نظارت مردمی و زیرساخت دیجیتال مشارکت تبدیل شود، پساجنگ میتواند چیزی فراتر از بازسازی خرابیها باشد. آنگاه بازسازی، فقط ساختن آنچه ازدسترفته نیست؛ آغاز ساختن جامعهای است که مردم در آن دوباره احساس کنند صاحب کشورند.
10:38 - 10 خرداد 1405