دَر روی همان پاشنه است
راهکار مقابله با طراحی آمریکا در دو حوزه قابل تعریف است نخست آنکه اجماعی جهانی برای تحقق نظم نوین جهانی و مقابله با یک جانبه گرایی آمریکایی چنانکه در نشست اخیر امنیتی مسکو از سوی ایران و بسیاری از کشورها تاکید شد شکل گیرد. دوم آنکه ایران در طول جنگ رمضان با تکیه بر سه اصل میدان، خیابان و دیپلماسی ظرفیتهای عظیم خویش در مقابله با رژیم صهیونیستی و آمریکا جهت تحقق امنیت خویش و منطقه را به اثبات رسانده است و اکنون نیز با مدیریت هوشمند تنگه هرمز و تاکید بر توان نظامی در برابر هرگونه تهدیدی این روند را تکمیل می سازد.
ترامپ رئیس جمهور آمریکا در حالی همچنان از یک سو سیاست ابهام را محور رفتارهای بین المللی با محوریت پنهان سازی هزینهها و دستاوردسازی در صفحه شخصی خویش و البته با هدف کسب منافع اقتصادی برای خانواده و نزدیکانش قرار داده و از سوی دیگر ادعای صلح از دریچه نظامی را محور توجیهات رفتارهای بحرانساز و ضد بشری خود ساخته است که نگاهی به مواضع او و افرادی همچون هگست وزیر جنگش بیانگر مسیری مشخص است که در ظاهر بوی تعامل و در عمل بوی تقابل و کاسبی از بحران سازی را اشکار می سازد. هگست وزیر جنگ آمریکا در نشست اخیر سنگاپور رسما خواستار افزایش بودجه نظامی متحدان آمریکا در اقیانوسیه پاسیفیک به میزان 3 و نیم درصد از تولید ناخالص داخلی شده است. پیش از این نیز او و ترامپ از اروپا خواسته بودند که تا 5 درصد تولید ناخالص داخلی سهم خویش را در بودجه ناتو بالا ببرند. همچنین آمریکا در حالی در طول جنگ رمضان خسارتهای سنگینی از ایران متحمل شده و به اذعان نهادهای اطلاعاتی آمریکا برای بازسازی حداقل به سه سال زمان نیاز دارد که این روزها خبرهایی از توافقات برخی کشورهای عربی برای خریدهای تسلیحاتی چندین میلیارد دلاری از این کشور منتشر شده است چنانکه کویت از خرید سامانههای به ارزش یک میلیارد دلار خبر داده است. افول جایگاه سران آمریکا در حد دلالان اسلحه در حالی وابستگی آنها به شرکتهای اسلحه سازی را آشکار می سازد که در رفتار آنها یک اصل مشاهده می شود و آن استمرار سیاست قدیمی دشمن سازی در چارچوب راهبرد امنیت ملی آمریکا با هزینه کرد از جیب دیگران است. آمریکا شرق آسیا و اقیانوسیه را با اسم چین سرکیسه میکند و اروپایی را با نام مقابله با قدرت یابی روسیه و کشورهای عربی را نیز با اختلاف افکنی و سوق دادن
آنها به تقابل با ایران را به خریدهای تسلیحاتی سوق میدهد. این رفتار با ادعای حمایت و همکاری در حالی مطرح می شود که هگست رسما عنوان می کند که آمریکا دیگر تحت الحمایه نمیخواهد بلکه کشورهایی میخواهد که در مسیر خواست آن حرکت کنند و این یعنی همان رویکرد سلطه گرایانه که استقلال کشورها را در امنیت فروشی مصنوعی زیر سلطه آمریکا می برد. نکته مهم آن است که آمریکا با جنگ افروزی علیه ایران به خواست رژیم صهیونیستی به همه جهانیان نشان داد که هیچ کشوری را نه متحد و نه دوست و نه حتی همراه خود میداند و تنها اولویت آن رژیم صهیونیستی که از منافع آمریکا نیز برایشان اهمیت بیشتری دارد. این رویکرد یک جانبه چنان است که ترامپ در بازی صهیونیستها حتی عمان را که کشوری بی طرف در منطقه و میانجی گر ثابت و نیز از متحدان قدیمی آمریکاست را تهدید به نابودی کرده است. مجموع این رفتارها بیانگر یک اصل اساسی است و آن اینکه آمریکا هیچ تغییری در ماهیت رفتاریاش نداشته است و به رغم شکستهایی که در صحنه بینالملل متحمل شده است همچنان سلطه گری و سرکیسه کردن کشورها با امنیت فروشی مصنوعی را دنبال میکند. این روند قطعا هزینههای سنگینی برای جهان به همراه دارد بویژه آنکه امریکا اثبات کرده است که به هیچ تعهدی حتی در قبال متحدان قدیمی نیز پایبند نمیباشند. در چنین شرایطی به نظر می رسد که راهکار مقابله با طراحی آمریکا در دو حوزه قابل تعریف است نخست آنکه اجماعی جهانی برای تحقق نظم نوین جهانی و مقابله با یک جانبه گرایی آمریکایی چنانکه در نشست اخیر امنیتی مسکو از سوی ایران و بسیاری از کشورها تاکید شد شکل گیرد. دوم آنکه ایران در طول جنگ رمضان با تکیه بر سه اصل میدان، خیابان و دیپلماسی ظرفیتهای عظیم خویش در مقابله با
رژیم صهیونیستی و آمریکا جهت تحقق امنیت خویش و منطقه را به اثبات رسانده است و اکنون نیز با مدیریت هوشمند تنگه هرمز و تاکید بر توان نظامی در برابر هرگونه تهدیدی این روند را تکمیل می سازد. به نظر می رسد منطق عقلانی و امنیتی حکم می کند که سایر کشورها با حمایت از این ظرفیت ایران، بخش مهمی از اجماع سازی در برابر یک جانبه گرایی و رفتارهای بحران ساز آمریکا را محقق سازند. امروز مدیریت هوشمند ایران و توان نظامی و تاب آوری اقتصادی و اجتماعی آن ظرفیتی است که جهان با قدرشناسی از آن میتواند نقشی مهم در تحقق نظم نوین و پایان دادن به چرخش دَر روی پاشنه سلطهگری آمریکا ایفا نماید. قاسم غفوری
07:49 - 31 مه 2026